طعم معجون * بسیار بسیار بسیار شیرین
بوی معجون بوی گل یاس
شکل معجون: رنگ : بنفش یاسی اکلیلی {لوس
} مایع بسیار بسیار رقیق دارای حباب های صورتی رنگ گاز {لوس
} - نام سازنده معجون * هرمیون گرنجر
ویژگی های معجون : این معجون دارای قدرت بسیار زیادی در زیبا کردن افراد می باشد معمولا برای ساحره ها بکار می رود و استفاده ی بیش از حد ان بلامانع است اما در مورد جادوگران عزیز هرکسی از این معجون بیش از نیم جرعه {شیشه های 12 لیتری :12 تقسیم بر 2 =6 لیتر . شیشه های 24 لیتری : 24 تقسیم بر2 =12 لیتر و 36 لیتری {مخصوص غول ها } 36 تقسیم بر 2= 18 لیتر
} استفاده کند بی وقفه صورتش دارای زیگیل های چسبناک و موهای هفت رنگ خواهد شد { ابی .صورتی .قهوه ای.مشکی.سفید.بنفش.اکلیلی.
} شما می توانید برای جلوگیری از این اتفاقات به اندازه ی ذکرشده مصرف فرمایید . اثرات معجون :همان طور که می دانید این معجون زیبا کننده است و فرد مورد نظر اگر بخواهد می تواند با ذکر نام کسی که می خواهد شکل ان شود {یک پری و یا یک ساحره و جادوگر دیگر } در زیر لب و نوشیدن این معجون به شکل فرد مورد نظر در بیاید نکته ی مهم این است که جادوگران نباید حوس ساحره شدن به سرشان بزند و ساحره ها هم نباید حوس جادوگر شدنبه سرشان بزند وگرنه .... پس توجه فرمایید که این معجون زیبا کننده است یا شما ارزو به تبدیل شده به قیافه ی کسی که زیباست خواهید کرد و به ان تبدیل خواهید شد و یا این که به زیبایی وصف ناپزیری دست خواهید یافت . توجه باید داشت که این معجون هر 12 ساعت باید مصرف شود وگرنه اثر ان از بین می رود و فرد به شکل عادی در میاید اگر به مدت 1 سال هر دوازده ساعت معجون مصرف شود پس از یک سال فرد به همان شکل می ماند و لازم نیست معجون مصرف کند مگر ان که بخواهد بشکل عادی برگرددو یا به شکل دیگری تبدیل شود .
طرز ساخت :
نحوه ی کشف معجون : آن روز بعد از ظهر کیشن و همسرش به ازمایشگاه من امدند ان ها با گریه از من خواستند تا بهشون دارویی بدهم .کیشن می گفت که چند روز پیش به پیش ساحره ای که بچه هارا بدنیا می اورد رفته بودند و او به ان ها گفته بود با این که خودشان خیلی زیبا هستند اما دختری که همسر کیشن در شکم دارد بسیار زشت و کریه خواهد بود . او گفته بود که هیچ داروییی برای درمان این بیماری دختر کیشن وجود ندارد .کیشن با التماس از من می خواست تا دارویی را برای شکستن بیماری نوزادی که در راه بود پیدا کنم و من با اطمینان ظاهری در حالی که در دل شک داشتم گفتم : حتما کیشن شما برید من تا اخر این ماه یک دارو پیدا خواهم کرد . اما هنوز به خودم شک داشتم . شب هنگام شرک و همسرش فیونا به دیدنم امدند ان ها از من خواستند تا نوشیدنی ای بهشان بدهم که برای جشن فردا که در نزدیکی شهر لندن بود زیبا شوند . دلم به حال شرک سوخت و تصمیم گرفتم هرطور شده ان معجون را کشف کنم ولی نمی توانستم تا فردا انرا اماده کنم به ان ها اطمینان دادم که طلسم هایی هست که تا 12 شب می تونند زیبا باشند ولی تا یک ماه دیگه معجونی بهشون می دهم که تا اخر عمر زیبا بمونند تا وقتی که خودشون یم خوان {طلسمه طلسم جادوگر سیندرلا بوده
} ان ها رفتند و من با کلی اندیشه و فکر خوابیدم . ان شب خواب وحشت ناکی دیدم خوابی که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد . همه ی موجودات جادوویی اطرافم بودند همه ی ان ها می خواستند مرا ببلعند . ان ها می گفتند : معجون ساز شهر ما. بوقی بیش نیست . نتونستی هنوز معجون زیبایی پیدا کنی؟ موهاهعاهاهاها . از خواب پریدم صدای ان ها هنوز در گوشم بود . احساس گناه می کردم. باید کاری انجام می دادم.تصمیمم را گرفتم .به سمت در ازمایشگاه حرکت کردم .تمام کتاب های زیبایی با جادو را برداشتم . اما هیچ چیز پیدا نکردم افسرده و نامید به اتاقم امدم و درست در میان کتاب هایی که سرجاشون می زاشتم اون پشت یک کتاب بود :زیبا درمانی با جادو ! چاپ سال 100 هجری قمری بود .ان را برداشتم.زبان عجیبی داشت هیچ چیز نمی فهمیدم . ولی جالب بود که بیشتر معجون ها با شکل نشان داده شده بودند.یک معجون ساده پیدا کردم ان را درست کردم در پاتیل ریختم و یک ساعت بعد ان را نوشیدم جلوی ایینه ایستادم . زیبا بودم بسیاری از مشکلاتم از جمله جوش ها از بین رفته بود اما بینی ام دراای شیار ها و زخم های بسیاری بود گویا این دارو عمل جراحی بود . مشکل را دریافتم . یادم بود که مقداری از ان ماده ی سرخ رنگ که در جنگگل های نزدیک به دریای بیکران پیدا کرده بودم دارای قدرتی بود که زخم ها را درمان یم کرد. بار دیگر به سراغ پاتیلم رفتم مقدار زیادی از ان نمانده بود کمی از ان ماده ی سرخ را همراه با موادی که توی کتاب نوشته بود قاطی کردم و سپس .صبح شد ان را نوشیدم به خواصش پی بردم . بسیار خوش مزه وشیرین بود ولی مشکلی داشت .رنگ صورتم .اون به رنگ سبز در امده بود .مقداری برگ گل یاس بنا بر سفارشی که قبلا از پرفسور اسنیپ شنیده بودم این مشکل را حل کرد . هم اکنون منتظر بودم ت اشرک و همسرش و کشین و همسرش بیایند و معجون را بگیرند.ولی نیامدند.با سرعت رفتم معجون را دادم و ان ها خوردند .اثرات ان روی ان ها برایم بسیار شیرین بود . زیرا من توانسته بودم یک شبه که غیر ممکن به نظر میرسه معجونی را کشف کنم که جادوگر ها سالیان سال است به کشف ان مشغولند
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
