عنتونین ژون رو تو یه جمله تعریف کن
عنتونین ژون رو تو یه جمله ی جدید کاملا متفاوت از دیگری تعریف کن!
چه حسی داری تا اینجا چهار نفر ازت خواستن عنتونین ژون رو تعریف کنی و اگر به تعداد درخواستا حساب کنیم پنج تا درخواست برا تعریف کردن این اسطوره ی علم و ادب فارسی داشتی؟!
خب میدونی... تا همین ده دیقه پیش تو برنامم بود یه صد تایی سوال داشتم بیام اونارو بپرسم و تهش خعلی خعععلی منطقی بنویسم من جواب تمام اینارو میدونستم فقط میخواستم پرسیده باشم و تو جواب داده باشی، ولی دیدم حرکت ارزشی و ریگولوسی ایه بنابرین جلوشو به سختی گرفتم. البته الگوشادیسم هم کمکم کرد.
میریم که بریم سوال یکی مونده به آخر رو.
این کاربرایی که میگم رو بر حسب علاقه ای که بهشون داری طبقه بندی کن!
گیبن، مورگانا لی فای، آگوستوس راک وود، ادی کارمایکل، آنتونین دالاهوف، ایلین پرنس!
دیگه اینا کاملا رندوم انتخاب شدن، همینجا ازشون حلالیت میطلبم که با برخی عناصر تو یه گروه مجبور شدن بیفتن.
حالا بعنوان سوال آخر من بت اینجا بطور "کاملا" رندوم چن تا کلمه میگم، تو بیا اینارو اولین چیزی که راجبشون به ذهنت میرسه بگو!
عنتونین ژون!
الهه!
وردنه!
مامورین زحمتکش اطلاعات و پلیس سایبری فتا که حواسشونم به همه چیز هست!
اونی که میخواد حسابمونو برسه!
روز حسابرسی!
تفنگ آبپاش!
قلمروی بدبخت!
میدووون!
هیولا!
"لعنتی دارم بت تیکه میندازم!"
عمه م!
میریم که بریم فرار رو!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








