آقا همون طور که من تو چترباکش(!) هم گفته بودم اصلاً قصد ندارم کل کل یا هر چیز دیگه ای بکنم چون مشکلاتی الان هست...ولی من یه نگاه به پست کمیل کردم.
واقعیت امر اینه که من هیچ وقت با کمیل دوست صمیمی یا دوستِ خیلی خیلی معمولی هم نبودم...یعنی وقتی که کمیل فعالیتِ زیادی رو تو سایت شروع کرد من تو سایت فعالیتِ خاصی نداشتم و فکر میکنم بعد از موقعی بود که از دیگه مدیر سایت نبودم. تو مسنجر هم چند باری با هم چت کردیم ولی بعدش یه حرفهایی از این و اون شنیدم که دیدم نسبت به کمیل عوض شد یک مقدار...بعد از اون سعی کردم یه میتینگِ سایت جادوگران رو برم که حدود یکی دو ماه پیش تو پارک ملت برگذار شد که ماندانگاس و پرسی و هوریس و سالازار و بقیه ی دوستان توش بودن...من اونجا فقط اومده بود کمیل رو ببینم واقعیش!...فقطم برای این اومده بودم ببینمش چون میخواستم ببینم حرفایی که میزنن واقعیت داره؟...آیا توی همین میتینگی که الان من اومدم همه چیز درسته یا ممکنه توش دو تا حرف هم زده بشه؟...که متاسفانه من اون میتینگ رو رفتم و تو میتینگ تمرکزمو رو کمیل زیاد کردم و کلاً حرفهاش خیلی به دلم نمینشست چون چندتا جا از لفظ های نادرستی استفاده میکرد(البته یکی دیگه از دوستان میتینگ هم بود) که من وقتی با دوستام بیرون هستم امکان نداره ازشون استفاده بکنیم.
حاضرم همین جا به جان عزیزترین کسم قسم بخورم این مسئله رو که توی جمع من و دوستانم هیچ وقت حرفی خارج از ادب یا بی مربوط زده نشده...به خاطر همین مسئله بود که یه کم از شخص کمیل بدم اومد و احساس کردم حرفایی که بقیه بهم در مورد کمیل زدن داره درست از آب درمیاد...در هر صورت خوشحال میشدم این طور نمیشد ولی الان اینطور شده و خود کمیل هم اصلاً تلاش نمیکنه که این مشکل رو برطرف کنه و من هم بالتبع کاری ندارم که بکنم فکر میکنم بهتر باشه اگرم میخواد چیز خوبی باشه از طرف کمیل باشه...
در هر صورت اصلاً حرف من این نبود الکی کشش دادم!
فقط میخواستم در مورد یه قسمتی از پست کمیل توضیح بدم که نوشته بود:
نقل قول:
گروه هافلپاف .... تابستون شما نبودی ... سایت رسما دست این گروه بود ... ناظرش کی بود ؟ ... من و لودو ... ما با هم تیم نظارتی رو تشکیل دادیم که از یک گروه کم جمعیت فعالترین و بهترین رول نویس های سایت و بیرون دادیم جوری که همه اعضا میخواستن بیان توی تالار ما ببینن چه خبره و چندتا از اعضا هم با زحمت و بلیط تغییر گروه دادن با همون شناسه اشون که بیان تالار ما ... حالا باز تو ادعایی داری من نمی دونم ... ولی من یکی از کارهام این بود که تونستم با دوست عزیزم لودو ... تالار مرده رو زنده کنم و نتیجه اش اول شدن توی هاگوارتز بود و حتی کوییدیچ ما اگر یک بازیکن ما حضور داشت هم نفر اول میشد .
من هیچ منتی نمیخوام سر هیچ کسی بذارم...یعنی اصلاً نمیخوام هیچ منتی سر هیچ هافلپافی ای بذارم...چه از اعضای قدیمیِ هافلپاف چه سر ماندانگاس یا بقیه ی اعضایِ فعلیِ هافلپاف...
ولی کمیل جان من اصلاً نمیتونم ادعای تورو قبول کنم تو این یه مورد که مربوط به هافلپافه...
واقعیت امر اینه که من میخوام یه توضیحی در مورد تاریخ 7/7/1383 خدمتتون بدم...اون موقع بود که من تازه زاخاریاس اسمیت شده بودم!
اون زمان گریفندور شلوغ ترین گروه سایت بود(هنوزم فکر کنم هست) و تقریبا 60-70 درصد از اعضای سایت گریفندوری بودن و پست های گریفندور هم حداقل 65 درصد از پست های سایت رو تشکیل میداد.
من اون زمان دیدم که نمیتونم به عنوان یه عضو تازه وارد(که البته اون موقع من عضو شماره ی 1083 شده بودم و خیلی تازه وارد بودم چون بیشتر اعضای فعال همه شناسه های یه رقمی و دو رقمی و سه رقمی داشتن و کلا اون موقع خیلی همه به تعداد پست ها اهمیت میدادن چه برسه به شماره شناسه) تو گروه گریفندور موفق بشم...نمیتونم خودمو نشون بدم!(اون موقع مهم نبود که زاخاریاس اسمیت تو هافلپافه یا گریفندور...میتونستی هر گروهی بری...قانون اون موقعِ سایت بود!...یادش بخیر!

)
به خاطر همین مسئله من با تحقیقاتی که در مورد زاخاریاس اسمیت داشتم(!) و فهمیده بودم که هافلپافیه، برخلاف میلم(چون اون موقع همه میگفتن هافلپافیا خنگن که بعدا فهمیدن اینطور نیست!) به گروه هافلپاف رفتم!
آقا من وارد هافلپاف شدم بگو چی دیدم!؟!

دیدم سه تا عضو داره در کل و دو تا تاپیک!

...دقیقا یادمه که یکی از اعضای اون موقعِ هافلپاف "ارنی مک میلان" بود گه این اواخر قبل از سینا "سیریوس بلک" بود....یکی از تاپیک هایی هم که اون موقع بود تاپیکِ "تیم کوییدیچ هافلپاف" بودش و اون یکی تاپیک الان یادم نمیاد!
خلاصه آقا فرض کن ما وارد تالاری شدیم که دو نفر عضو داره از اون دو نفر فقط ارنی مک میلان فعاله...دو تا تاپیکم بیشتر نداره!
آقا یه دفعه به مغزم زد که فرصت از این بهتر؟!...میلاد هافلپافو بساز!...میلاد تو میتونی ناظر هافلپاف بشی بعد فعالیتتو بیشتر کنی همین شکلی پیشرفت کنی تو سایت حتی مدیر بشی!
همین کارم کردم و اون موقع چون تازه وارد بودم یه سری تاپیک رو برداشتم از تالار گریفندور تقریبا با همون موضوع ها ولی با اسم متفاوت زدم تو هافلپاف!
تا اینجای کار خیلی کار شاقی نکرده بودم ولی از اونجا به بعد تصمیم گرفتم یه کنفیکن راه بندازم تو گروه های سایت!!
از اون روز به بعد تصمیم گرفتم به تک تک اعضای تازه وارد سایت پیام شخصی بفرستم و قبل از اینکه حتی بخوان بفهمن رول پلیینگ یا ایفای نقش یا انجمن ها چیه، ازشون بخوام که به گروه هافلپاف بیان!
خلاصه این کار رو هم کردم و از همین نفراتی که به هافلپاف اومد "پاتریشیا وینتربورن" بود و بعدش هم که "سرژ" خودمون که با یه شناسه ی جدید وارد سایت شده بود رو دعوت کردم به هافلپاف...بعد از اون "ادی ماکای" که اون موقع شناسش "جرج دیویس" بود رو دعوت کردم به هافلپاف...و تا حدود شیش ماه هر روز همین کار رو میکردم و اعضای خیلی زیادی رو به هافلپاف دعوت میکردم که تو این بین خیلیاشون میومدم به هافلپاف ولی فقط 30-40 درصدشون فعال میشدن!
مقطعی بود که هافلپاف حدود 10-12 تا عضو خیلی فعال داشت و مقاطعی هم بود که چون اعضای تالار کم بود عضو فعال تالار فقط 3-4 نفر بودن!(البته ما سه چهار نفری هم خیلی با هم حال میکردیم کلی میخندیدیم و این حرفا! ولی کلا منظورم اینه که بدونی که اون موقع سایت عضو زیاد نداشت مخصوصا برای هافلپاف!)
البته یادم رفت بگم که من بعد از بیست روز توسط "مینروا مک گونگال" که یکی از بهترین مدیرای تمام دوران سایت بوده(همه ی مدیرا و ناظرا و اعضای سایت اینو میگن) ناظر هافلپاف شدم!...تازه سختی هام شروع شد!
من وقتم رو گذاشته بودم رو نظارت تالار و سرژ هم شروع کرد به طرح و نقشه ریختن برای اینکه هافلپاف رو فعال کنیم و آوازه ی هافلپاف رو تو تمام سایت بپیچونیم و پوز ریونکلاوی ها که اون موقع با هافلپاف دشمن بودن رو هم بزنیم!!

(اون موقع کریچر و ققی و سهیل و حمید و چوچانگ و فلور دلاکور و راجر دیویس و بقیه ی اعضای ریون خیلی فعال بودن!)
بعد از این مسائل بود که سرژ تاپیک هماهنگی رو زد و ما تصمیم گرفتیم فعالیت هافلپاف رو ببریم بیرون تالار تا بدونن که هافلپافیا برای خودشون گولاخ های بزرگی هستن!

خلاصه من و سرژ فعالیتمونو حسابی شروع کردیم و حسابی هم تو سایت معروف شدیم...حتی اون موقع محفلِ درست و حسابی نداشت سایت(چون اصلاً دامبلدورِ خیلی فعال قبل از اینکه من خودم آلبوس بشم نداشت...یه دامبلدور اون چند ماه اول تاسیس سایت بود که خیلی غلط املایی داشت!

)....به خاطر همین من و سرژ رفتیم به عنوان نیرویهای سپید جلوی ارتش ولدمورتِ اون موقع(که مرلین بود) وایستادیم و خلاصه حسابی تو تمام انجمن ها پست میزدیم. خود من هم تو تاپیک های معروف دیگه ای مثل ردافروشی مانیا یا کلوپ جادوگران یا پارک جادوگران یا خانه های هاگزمید یا تاپیک های دیگه ای که الان یادم نمیاد، فعالیت خیلی زیادی داشتم.
خلاصه من و سرژ کم کم تونستیم معروف بشیم و ناظر چندتا جای دیگه ی سایت(چه انجمن های رول چه غیر رول) بشیم که خب خودش برامون کلی بود و حسابی به خودمون افتخار میکردیم که بین اون همه عضو گولاخِ اون موقع(که مدیرا هم بودن و خیلی فعال بودن تو رول) ما تونستیم ناظر مثلا رول یا غیر رول بشیم!...خداوکیلی هم همیشه داد میزدیم که ما هافلپافی هستیم!
فعالیتمون تو هافلپاف هم خیلی زیاد بود...بیشتر از اون چیزی که تصورشو بکنی...من یک سال تمام با زاخی تو هافلپاف ناظر بودم و پست زدم و زمانی رسید که حتی ناظر هشت تا انجمن بودم همزمان(میتونی از چوچانگ یا بقیه ی اعضای قدیمی سایت بپرسی) اونم در حالی که کل سایت این همه انجمن نداشت که...انجمن هاش خیلی کم بودن!...چوچانگ هم ناظر سه چهار تا انجمن بود همزمان...سرژ هم ناظر یکی دو تا انجمن بود فکر کنم.
در هر صورت ما فعالیتمون رو تو هافلپاف همین شکلی زیاد نگه داشتیم.
کم کم خب ترین های سایت باعث شد که ما بیشتر معروف بشیم و به عنوان اعضای فعال و خیلی خوب سایت شناخته بشیم...زمانی رسید که من هر ماه رنک "ناظر ماه" رو میگرفتم و یک بار هم رنک "ناظر سال" رو گفتم و سرژ هم بیشتر مواقع رنک بهترین نویسنده ایفای نقش و جادوگر ماه رو از آن خودش میکرد و حتی بهترین "جادوگر سال" شناخته شد....منم یک بار تونستم با افتخار جادوگر ماه رو بگیرم اونم بین اون همه مدیرهای فعال...
در هر صورت ما خیلی پیشرفت کردیم و همون طور که گفتم سرژ جادوگر سال و بهترین نویسنده ی سایت شده بود تو نظرسنجی منم بهترین ناظر سال شده بودم و کلا خیلی حال میکردیم با خودمون، ولی همیشه میگفتیم که هافلپافی هستیم و همیشه تو هافلپاف موندیم و به قولی هافلپاف رو ساختیم و تونستیم معروف کنیم و کلا هافلپاف و هافلپافی جماعت خیلی گولاخه!(من هنوزم که هنوزه به هافلپاف عشق میورزم و از ته دل دوستش دارم...با این گروه بود که من تونستم تو سایت این همه کار بکنم...یادش بخیر)
ولی بعد از یک سال فعالیت مفیدمون برای هافلپاف، من تویه یه کنفرانسی که بین مدیرا و ناظرا بود(اون موقع مدیرا و ناظرا کنفرانس زیاد میگذاشتن) تصمیم گرفته شد که آلبوس دامبلدور بشم!(همون طور که گفتم خیلی فعال بودم و همه این رای رو قبول داشتن تقریبا) و بعد هم گفتن که بهتره سرژ ولدمورت بشه!
من دامبلدور شدم و سرژ اون موقع ولدمورت نشد!...کلا سرژ به خاطر مسائل خصوصی ای که براش پیش اومده بود کم کم فعالیتش تو سایت کم شد و کمتر اینترنت میومد ولی من تازه آلبوس دامبلدور شده بودم و باید فعالیتمو آغاز میکردم!
اون موقع بود که قوانین سایت عوض شد و قرار بر این شد که "تمام شخصت ها باید به گروه خودشون که تو کتاب نوشته شده برن!"...بازم قانون جدید!
خلاصه به من گفتم که چون تو آلبوسی باید بری گریفندور...ولی من اصلا دوست نداشتم از هافلپاف جدا بشم و به خاطر همین حسابی ازشون خواهش کردم که من رو دو گروهه کنن...هم گریفندور باشم هم هافلپاف!...و مدیرا هم قبول کردن و فهمیدن که من هافلپاف رو چقدر دوست دارم!
حتی اون زمان من فعالیتم تو گریف خیلی کم بود و هافلپاف بیشتر فعال بودم!!...تا زمانی که ریموس لوپین دوباره مدیر سایت شد و با من و آنیتا دامبلدور و سدریک دیگوری(که الان نمیدونم شناسش چیه) جر و بحث کرد و به عنوان مدیر، من و آنیتا و سدریک رو از هافلپاف اخراج کرد!!!!
من به شخصه خیلی عصبانی شده بودم. به آنیتا و سدریک گفتم که برن به گروه ریونکلاو ولی من خودم نمیام و اصلاً دیگه نمیخوام تو سایت فعالیت کنم!...فقط به خاطر اینکه منو از هافلپاف انداخته بودم بیرون...گروهِ عشقم!
خلاصه من گذاشتم به خاطر اینکه تو هافلپاف نبودم از سایت رفتم!
چند ماه گذشت و ریموس لوپین از مدیریت سایت کنار رفت و خلاصه من برگشتم سایت ولی این دفعه دیگه نتونستم مدیرا رو راضی کنم که برگردم هافلپاف...به من گفتن که تو باید گریفندورِ تنها باشی!...منم چون میخواستم آلبوس دامبلدور رو نگه دارم مجبور شدم قبول کنم ولی در کنارش یه شناسه ی دیگه به اسم "روفوس اسکریم جوئر" باز کرده بودم و تو هافلپاف فعالیت میکردم!
در هر صورت من مدیر شدم با آلبوس دامبلدور و به خاطر همین اصلاً به من اجازه داده نشد که دو گروهه بشم چون به قول مدیرا باید تمام قوانین رو رعایت کنن تا الگو باشن!
و من مدیر شده بودم!...فعالیتم تو هافلپاف خیلی کم شده بود چون کارای مدیریت خیلی وقت گیر بود و من حتی وقت نمیکردم آلبوس دامبلدورِ خوبی برای جبهه ی سفید سایت باشم...فکر کنم اون موقع رو تقریبا دیگه یادت باشه شناسه ی "آمیکوس" رو اون موقع ها داشتی!
خلاصه من تو هافلپاف دیگه فعالیتمو از دست داده بودم و ناظر هم دیگه نبودم ولی با تمام این وجود "مدیریت تالار هافلپاف" رو به عهده گرفته بودم!...اون موقع کریچر مدیر ریون بود من مدیر هافلپاف و اسلایترین و کوییرل مدیر گریفندور(که البته یه مدت کوییرل اسلایترین رو از من گرفت مدیریتشو یه مدت هم کریچر از من گرفت مدیریت اسلی رو چون من فعالیت از کریچر و کوییرل بودم و بیشتر با اعضای سر و کله میزدم و کارهای مدیریتی رو بیشتر میسپردم دست کریچر و کوییرل)
خلاصه من شدم مدیر هافلپاف...وقتی که مدیر هافلپاف شدم سعی کردم تو این مدت دوستامو مثل بادراد ریشو(ماروولو گانت بود یه موقع) و آناکین مونتاگ رو بفرستم به هافلپاف تا به جای من از هافلپاف مراقبت بکنن و به قولی من بتونم به عنوان مدیر یه کاری برای هافلپاف بکنم...که یادمه ماروولو گانت شناسشو به زاخاریاس اسمیت تغییر داد و آناکین هم رفت به هافلپاف و خلاصه یه تکونی به هافلپاف دادن حسابی!
حتی وقتی مدیر بودم چند بار با اعضای تالار هافلپاف کنفرانس گذاشتم و باهاشون صحبت کردم تا مشکلاتشونو برطرف کنن...سعی میکردم یه قاضی بی طرف باشم تو مشکلاتشون که مشکلاتشون رو برطرف کنم...یه زمانی بود که ورونیکا و اریکا و لودو و بقیه ناظر هافلپاف بودن که من سعی میکردم بهشون کمک بکنم هر جوری که هست.
بعد از مدتی که با مدیریتم سعی کردم به هافلپاف کمک کنم خلاصه روزی رسید که من دیگه مدیر نبودم!
بعد از اینکه مدیر نبودم یه مدت کوتاه از سایت رفتم و حتی تصمیم گرفته بودم که به قولی خودم یه سایتِ رول پلیینگِ مافیایی به نام "گادفادر دات آی آر" رو تاسیس بکنم که این سایت رو تاسیس کردیم و رول پلیینگ مافیا رو توش راه انداختیم!(گادفادر و خانواده ی کورلئونه و این حرفا!

)...حتی بچه هایی مثل سرژ و آنیتا و بقیه رو هم به سایت دعوت کردم...هری پاتر هم عضو سایت شده بود!

حالا کاری ندارم...خلاصه بعد از یه مدت که سایت نبودم شناسم "آلبوس دامبلدور" رو واگذار کردم تا یکی که واقعا فعاله این شناسه رو بگیره...وقتی هم که به سایت برگشتم دیدم هیچ شناسه ای ندارم و آلبوس دامبلدور هم برام بستس...پس تصمیم گرفتم یه شناسه ی جدید بسازم!
اونجا بود که دوباره به یاد هافلپاف افتادم ولی این دفعه با تمام دفعه ها فرق داشت!...این دفعه اصلاً وقت اینترنت اومدن نداشتم و فعالیتم خیلی کم بود...درسام زیاد شده بود...و مهمترین چیز اینکه فکر میکردم اگر برگردم هافلپاف خود به خود مجبور میشم که فعالیتمو خیلی زیاد کنم!...شاید باورت نمیشه ولی به خاطر اینکه اون خاطره های خوب و کارهایی که برای هافلپاف کردم رو یه دفعه ای با فعالیتِ کمم خراب نکنم به هافلپاف نرفتم!
این دفعه یه شناسه ی پرت و بی مصرف به نام "اسکاور" که تا هیچکس اسمشو نشنیده بود و نمیدونست اسکاور تو داستان های هری پاتر کجای کتاب بوده و این حرفارو برداشتم و تصمیم گرفتم برم به ریونکلاو چون بیشتر دوستام مثلِ الان که میبینید اونجا بودن(از سرژ و سدریگ(سهیل) گرفته تا آنیتا و فلور و الکسا و آوریل و اکتاویوس و کریچر و راجر و سرافینا و وینکی و مادام رزمرتا و برودریک بود و ققنوس و پنه لوپه)
خلاصه من از اون موقع تا الان شناسه ی اسکاور رو داشتم و فعالیتم مثل قدیم اصلا نبوده و همون طور که میبینی کمتر از 300 تا پست زدم باهاش!...در حالی که من با زاخی حدود 1500 تا پست زده بودم که 500 تاش تو این همه مدت پاک شد و الان حدود 1000 تاش مونده فکر میکنم و با آلبوس هم بالای 1500 تا پست زده بودم که خب همین شکلی تعداد آمارش کم میشه(مشکلی بوده که از قدیم با تعداد پستا داشتیم...یادمه یه زمانی تعداد پستا میشد صفر بعد دوباره علی درستش میکرد ولی میدیدیم تعداد پستامون مثلا 5 تا کم شده...کلا ولی خیلی خنده بود

)...حالا زاخی و آلبوس رو با اسکاور مقایسه کن که ماهی سه چهار تا پست رول میزنه!!
من با زاخی یه روز 32 تا پست رول زدم فقط...فکرشو بکن!...اونم با نظارت هشت تا انجمن و کارهای مختلفِ دیگه ای که تو این سایت میکردیم...23 ساعت شب بیداری به خاطر علاقم(موقعی که والدینم مسافرت بودن من سوء استفاده کردم و به خاطر علاقم به جادوگران 23 ساعت پای نت بودم شام و ناهارمو پای کام خوردم و اصلاً نخوابیدم!...قسم به عزیزترین کسم میخورم!)
منظورم کلا از این یه تیکه ی پستم این بود که من حتی با اسکاور هم هنوز به هافلپاف عشق میورزم و از ته دل دوستش دارم و البته هیچ منتی هم سر اعضاش نمیذارم...نبایدم بذارم چنین حقی رو ندارم!
ولی وقتی دیدم اینجا در مورد فعالیتت تو هافلپاف نوشتی گفتم این یه تیکه از پستت رو بهتره جواب بدم چونکه همون طور که فکر میکنم فهمیده باشی خیلی هافلپاف رو دوست دارم!...پس بهتره در این مورد بیشتر بحثِ دوستانه بکنیم تا بحثِ جدی چون فکر میکنم تو این مورد یه کم من بیشتر هافلپاف رو دوست دارم!...حداقل تو عمل ثابت کردم!
شما ادعا میکنی خب منم ادعا میکنم!...اگرم ادعای اینو داری که تو هاگوارتز جایی برای هافلپاف دست و پا کردی بهتره این مسئله رو هم بگم که بهترین دانش آموز مدرسه یه زمانی "هلگا هافلپاف" بود که زمانی یکی از اعضای خیلی فعال هافلپاف بود و واقعاً ما هافلپاف رو تو خیلی معروف کرده بودیم...من خودم با زاخی یه عالمه فعالیت میکردم ولی چون اعضای گریفندور خیلی خیلی خیلی بیشتر از گروه های دیگه بود معمولا گریفندور یا نهایتاً اسلایترین قهرمان میشد!...ولی به این حال هلگا بهترین دانش آموز شد!...البته من بیشتر مدیر هاگوارتز بودم اون زمان ها و نمیتونستم دانش آموز باشم و برای هافلپاف امتیاز بیارم وگرنه بعید نبود ازم، اون موقع به خاطر هافلپاف هر کاری میکردم و شاید حتی میشستم صبح تا شب تو کلاسا شرکت میکردم و امتیاز میگرفتم تا هافلپاف قهرمان بشه!...کلا چون ادعا کردی همه ی اینارو گفتم...
دوست دارم حرفمو گرفته باشی!
ولی واقعیت امر رو اینجا میگم که من این پست رو بیشتر به خاطر این زدم که خاطراتِ هافلپافیم زنده بشه و یه کمی هم
سرژ تانکیان رو به اشک بندازم!...یادش بخیر سرژ و دارن و شیو و جان...یادش بخیر تاپیک هماهنگی...یادش بخیر تاپیک تبریکات!...یادش بخیر یادش بخیر!(شکلک گریه به طرز فجیع که پیداش نکردم!!!)
سرژ دوستت دارم و بهت عشق میورزم!

(از طرف زاخی!!)(به قولِ یکی از رول های برادر حمید: زاخی بی تو سردمه...ای عشق من!

)(تو رو خدا نگاه کن نحوه ی برخورد رو به لاو و این حرفا کشوندم...ایول!

)
خدافظ همگی!(کل همتونو تو بلند جواب دادن خوابوندم یا نه!؟...کمیل یه پارگراف گفت این همه نوشتم...خوب شد پارگراف های بیشتری رو به این مسئله اختصاص نداد!...خدا رو صد هزار مرتبه شکر!

)
*ویرایش مهم*آقا من همین الان دو تا پست آخری هالی ویزارد رو که گراوپ و آرشام نوشتم رو خوندم.
من نمیگم نوشته های بده یا خوبه چون در اون صورت میشه نقد کردن پست ها که خب الان وقت نقد کردن پست رو از لحاظ محتوا و ظاهر و داستان و ویرایش و این حرفا ندارم!...اگر حوصله داشتم نقد میکردم هوار خط!(رجوع کنید به نقدهایی که زمان آلبوس دامبلدور تو محفل میکردم مخصوصاً تاپیک خانه شماره 12 گریمالد)
کلا میخوام بگم که کل کلاتون الکیه...به نظر من نوع نوشتن های هممون با هم فرق میکنه و به قولی نویسندگی هم هنره و به هر حال یکی هنرش از اون یکی بیشتره...حالا به هر حال اعضای حذب دور هم جمع شدن و با هم نوشتن یه کم با هم هماهنگ شدن ولی افرادی مثل آرشام و گراوپ جدا از هم فعالیت میکنن واسه همین نوشته هاشون شبیه هم نیست.
کلا چون حذبی ها فعالیتشون با هم بوده همیشه نوع نوشته هاشون بیشتر به چشم اومده مگرنه آرشام و گراوپ هم اشتباهات زیادی داشتن و این حرفا!...به قولی منم پست گولاخِ جدی دارم(نمونش پستی که با آلبوس دامبلدور تو خانه های هاگزمید زده بودم به اسم "ققنوس"!...لینکشو ندارم بدم بهتون باید صفحه صفحه تو خانه های هاگزمید برین عقب...برای حدود یک سال پیشه!

)
به آرشام و گراوپ:
ببینید کلا منظورم اینه که شما فکر نکنید گولاخ و خیلی خفنید و این حرفا!...دست بالای دست همیشه بسیار است!...قبول ندارید؟...اگرم بخوایم از منطقی به قضیه نگاه بکنیم میبینیم که خب سرژ چندین و چند بار تو اون زمانایی که مدیرای سایت هم فعال بودن یا اعضای خیلی گولاخی داشته سایت رنک بهترین نویسنده ی ایفای نقش رو گرفته...حتی جادوگر سال شده...پس اگر بخوایم این شکلی بررسی کنیم سرژ رو همه میپسندیدن و از بهترین نویسنده های سایت بود.
حالا به قولی شما اومدین میگین سرژ بوقی مینویسه ولی ما گولاخیم!!...ما بهتر از سرژ مینویسیم...یا بهتر از ققی مینویسیم!
شاید شما به اسم نگید ولی وقتی از حذب میگید منظورتون بنیانگذارها و اعضای فعلیشه مثلا!
در هر صورت کل کل کردن که کاری نداره منم الان اصن میرم با سرژ کل کل میکنم!...مهم اینه که واقعا خوب باشه و همه لذت ببرن...البته به نظر من پست رو آدم بیشتر خودش باید لذت ببره ولی اگر هم خودش لذت ببره هم بقیه که دیگه شاهکاره...مثل سرژ تو دوران اوجش...الان تازه به نظر من سرژ هنوز به دوران اوجش برنگشته مگرنه من سرژ رو به عنوان یکی از بهترین نویسنده های سایت از اول سایت تا الان میشناسم...خیلی گولاخ مینویسه...قبول ندارین؟!

در آخر میخوام ولی یه انتقاد از این سبک به قول خودتون "جدید"تون بکنم!
به نظر من این سبک جدید نیست!...من این سبک رو خیلی جاها دیدم...سبک هیچ کدوممون جدید نیست...سبک های مختلفی داریم که هر سبکی تو دوران خودش معروف میشه!
به نظر من الان سبک نوشته های شما تو هالی ویزارد خیلی خیلی شبیه سبک نوشته های اعضای "خاکستری ها" که دو سال پیش تو سایت فعال بودن هستش!...سالازار اسلایترین اون موقع...مانیا...کریچر(گری الف بود) یا خاکستری های دیگه...خاکستری هارو که یادتونه؟...فکر کنم علیرضا(توماس) خوب یاد باشه...یادش بخیر!
به نظر من شبیه اوناست...خیلی هم جدید نیست!...حذب هم ادعای اینو نداره که یه سبک جدید اختراع کرده!(ببینین خب مگه چندتا سایت رول پلیینگِ گولاخ مثل جادوگران تو ایران داریم!؟...گولاخ ترینش همین جادوگرانه دیگه!...نیست؟...خب؟...خب خیلی ببخشیدا وقتی تو این سایت یه کم متفاوت بنویسی همه میگن سبک جدیده دیگه!)
در هر صورت داریم از رول پلیینگ دنیا عقب میفتیما!...الکی مسخره بازی در نیارین برین دنبال کار و زندگیِ اینترنتیتون!!

....با همتونم(هممونم!)

...بای!