من فقط برای تالارها یه چیزی میگم:
اینکه به تسلیهاتی رو ناظران بدین تا کسایی رو که خوابن رو بعد از اینکه کلی اخطار بهشون کردن رو از تالار بندازن بیرون!!!!
برای هاگوارتز هم بگم که:
من با نظر پ. کوییریل خیلی موافقم!!
بقیه چیزا هم که چیزی راجع بهش نمیدونم
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[chat]] باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/27
تولد نقش: 1396/09/23
آخرین ورود: شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
از: قدح اندیشه
پستها:
1323

جزئیات کاربر

دوستان تبريک نگید !! از همگیتون ممنونم اما اینجا رو زدم برای نظرخواهی نه تبریک !! خواهشا نظر بدید !!
ممنونم از همتون که تبریک گفتید اما از مسیر اصلی خارج میکنید کارو !! خواهشا فقط نظر بدید ...
ممنونم از همتون
پستی خارج از نظرخواهی باشه پاک میشه ! یادتون نره !
ممنونم از همتون که تبریک گفتید اما از مسیر اصلی خارج میکنید کارو !! خواهشا فقط نظر بدید ...
ممنونم از همتون
پستی خارج از نظرخواهی باشه پاک میشه ! یادتون نره !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دراکو مالفوی در 1384/11/23 22:46:29
وزیر مردمی اورجینال اسبق
تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

1- شروع به کار مجدد مدرسه علوم و فنون هاگوارتز !
من فکر میکنم الانم خیلی دیر شده برای باز کردن مدرسه بهتره از همین حالا بازش کنیم تا اگه کسی تو کلاسی میخواد شرکت کنه تا آخر همین هفته تکالیف رو برای کلاسها بفرسته و از هفته دیگه شنبه استاید درسشون رو شروع کنن.
بهتره یه هفته قبل از عید تمام کلاسها تموم بشه کلاس من (پیشگویی)فقط سه جلسش باقی مونده اگه اساتید غیبت نداشته باشن باید اکثرا همین تعداد جلسات رو تدریس کرده باشن.اونایی که کمتر هستنمیتونن کلاس فوق العاده بزارن مثلا دو جلسه رو تو یه جلسه تدریسکنن و یا در هفته دوبار درس بدن اینطوری کلاسها همه قبل از عید تموم میشه و جام مدرسه رو میشه قبل از سال جدید به گروه داد.اگه به تمام اساتیدم پیام شخصی فرستاده بشه و لهشون اطلاع داده بشه که ببینم وقت دارن کلاسهارو ادامه بدن یا نه که خیلی عالی میشه اینطوری تو این هفته میشه برای اونایی که نمیتونن یه جایگزینم پیدا کرد.
من در مورد کلاسهایه قبلی اصلا اطلاعی ندارم نمیدونم جام میدادن یا نه ولی فکر میکنم بهتره این اتفاق بیوفته ولی نه به این صورت که هر گروهی که اول شد یه جام بزار تو امضاش میشه روی صفحه پرچم گروه برنده رو قرار داد حالا بعدا در این مورد بیشتر حرف میزنیم.
اما در مورد اینکه گفتی همه کاراش به عهده خودت.اولا خیلی کار وقتگیریه و فکر نکنم به تنهایی از عهدش بر بیای .تو الان به غیر از نظارت تالار خودتون ناظر وزارت هم هستی اگه بخوای لردم بشی که دیگه هیچی خیلی کارت سنگین میشه پس اگه بشه این آلبوس رو راضی کرد که برگرده عالی میشه چون تمام امتیازام دست اونه خودش میدونه چه خبره.
2- شورای ويزنگامات
راستش من دقیقا نمیدونم قراره تو این شورا چیکار کرد ولی اگه همون کاری که منم میخواستم انجام بدم یعنی گروهی که تاپیکها رو فعال کنن بهتره از یه عده که مسئولیت زیادی ندارن تو سایت و تقریبا خوب مینویسن استفاده کرد تعدادم خیلی نباشه و یا خیلی کم.
3- تالارها
در مورد حرفایی که زدی کاملا باهات موافقم فقط اینکه یه عده افرادی داریم که هیچ کاریشون نمیشه کرد دوست ندارم اسم ببرم پس فکر کنم خودت بتونی حدس بزنی منظورم کیا هستن .واقعا به یه عده هر چی بگیم باز گوش نمیدن نمونم دارم اگه خواستی بیا شخصا بهت میگم.بهتره یه فکری به حال اینا کرد که بدون توجه به اخطارهایی که بهشون میدیم باز کار خودشون رو میکنن تازه واردم نیستن.
4- کارگاههای آموزشی برای رول
ما فقط یه کارگاه نمایشنامه نویسی داریم که اونم توش یه عده بخصوص نمایشنامه مینویسن و سرژ هم مسئولیت نقدش رو به عهده رفته ما که نمیتونیم بچه ها رو اجبار به نوشتن بکنیم باید خودشون بخوان.کلا ما الان تقریبا تو هر انجمنی پستها رو البته در بعضی تاپیکها نقد میکنیم که این خیلی خوبه طوری که الان بچه ها میان و میگن فلان پست رو زدم برو نقدش کن.فقط اشکال اینجاست که ای کاش همه اینطور بودن نه یه تعداد خاص.
من فکر میکنم الانم خیلی دیر شده برای باز کردن مدرسه بهتره از همین حالا بازش کنیم تا اگه کسی تو کلاسی میخواد شرکت کنه تا آخر همین هفته تکالیف رو برای کلاسها بفرسته و از هفته دیگه شنبه استاید درسشون رو شروع کنن.
بهتره یه هفته قبل از عید تمام کلاسها تموم بشه کلاس من (پیشگویی)فقط سه جلسش باقی مونده اگه اساتید غیبت نداشته باشن باید اکثرا همین تعداد جلسات رو تدریس کرده باشن.اونایی که کمتر هستنمیتونن کلاس فوق العاده بزارن مثلا دو جلسه رو تو یه جلسه تدریسکنن و یا در هفته دوبار درس بدن اینطوری کلاسها همه قبل از عید تموم میشه و جام مدرسه رو میشه قبل از سال جدید به گروه داد.اگه به تمام اساتیدم پیام شخصی فرستاده بشه و لهشون اطلاع داده بشه که ببینم وقت دارن کلاسهارو ادامه بدن یا نه که خیلی عالی میشه اینطوری تو این هفته میشه برای اونایی که نمیتونن یه جایگزینم پیدا کرد.
من در مورد کلاسهایه قبلی اصلا اطلاعی ندارم نمیدونم جام میدادن یا نه ولی فکر میکنم بهتره این اتفاق بیوفته ولی نه به این صورت که هر گروهی که اول شد یه جام بزار تو امضاش میشه روی صفحه پرچم گروه برنده رو قرار داد حالا بعدا در این مورد بیشتر حرف میزنیم.
اما در مورد اینکه گفتی همه کاراش به عهده خودت.اولا خیلی کار وقتگیریه و فکر نکنم به تنهایی از عهدش بر بیای .تو الان به غیر از نظارت تالار خودتون ناظر وزارت هم هستی اگه بخوای لردم بشی که دیگه هیچی خیلی کارت سنگین میشه پس اگه بشه این آلبوس رو راضی کرد که برگرده عالی میشه چون تمام امتیازام دست اونه خودش میدونه چه خبره.
2- شورای ويزنگامات
راستش من دقیقا نمیدونم قراره تو این شورا چیکار کرد ولی اگه همون کاری که منم میخواستم انجام بدم یعنی گروهی که تاپیکها رو فعال کنن بهتره از یه عده که مسئولیت زیادی ندارن تو سایت و تقریبا خوب مینویسن استفاده کرد تعدادم خیلی نباشه و یا خیلی کم.
3- تالارها
در مورد حرفایی که زدی کاملا باهات موافقم فقط اینکه یه عده افرادی داریم که هیچ کاریشون نمیشه کرد دوست ندارم اسم ببرم پس فکر کنم خودت بتونی حدس بزنی منظورم کیا هستن .واقعا به یه عده هر چی بگیم باز گوش نمیدن نمونم دارم اگه خواستی بیا شخصا بهت میگم.بهتره یه فکری به حال اینا کرد که بدون توجه به اخطارهایی که بهشون میدیم باز کار خودشون رو میکنن تازه واردم نیستن.
4- کارگاههای آموزشی برای رول
ما فقط یه کارگاه نمایشنامه نویسی داریم که اونم توش یه عده بخصوص نمایشنامه مینویسن و سرژ هم مسئولیت نقدش رو به عهده رفته ما که نمیتونیم بچه ها رو اجبار به نوشتن بکنیم باید خودشون بخوان.کلا ما الان تقریبا تو هر انجمنی پستها رو البته در بعضی تاپیکها نقد میکنیم که این خیلی خوبه طوری که الان بچه ها میان و میگن فلان پست رو زدم برو نقدش کن.فقط اشکال اینجاست که ای کاش همه اینطور بودن نه یه تعداد خاص.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

با سلام مجدد ... کل حرفهام رو توی ستاد زدم و چون قول دادم باید پای حرفم وایستم !
قرار بود که برای کارها نظرخواهی بذاریم و از همه کمک بخوایم ... گفته بودم از همه نظراتی که بتونه به سایت کمک کنه استفاده میکنم و اگر کاندیدی هم پیشنهادی ارائه کرده باشه ازش استفاده میشه ... الان هم چند مورد رو اعلام میکنیم که شما در موردشون نظر بدید و ایرادهایی که میبینید و یا پیشنهادهایی که برای بهتر اجرا شدن اونها داريد رو اعلام کنید تا راستای کاری هر کدوم دقیق مشخص بشه !
در مورد این چهار مورد نظر بدید و به نتیجه که رسیدیم و تموم شد ، در مورد بقیه ، دوباره همین موضوع رو پیاده کنیم و این جوری همه ، بیشتر و دقیقتر در مورد تک تک مسائل نظر میدن و بهتر از حالتی هست که همه چیز ارائه بشه اما نظرات کلی و غیر مفید باشه !
کارهایی که میخوایم انجام بدیم !
1- شروع به کار مجدد مدرسه علوم و فنون هاگوارتز !
این یکی از کارهایی هست که فکر میکنم همگی متفق القول قبولش داريد که باید انجام بشه ... اگر اشتباه نکرده باشم حدودا شش جلسه از کلاسها برگزار شده بود که مدرسه تعطیل شد !
البته یه سری از کلاسها جلساتشون کمتر یا بیشتر هست که باید با توجه به تعداد جلسات ارائه شده ، ادامه پیدا کنه !
در این مورد که کسی مخالفتی نداره ؟!
در عرض همین هفته تاريخ دقیق اغاز به کار مدرسه رو اعلام میکنم که بیشتر از یک هفته فکر نمیکنم طول بکشه که راه بیوفته و من هدفم این بود که تا عید مدرسه تموم بشه ولی فکر نمیکنم عملی بشه و به سال بعد میکشه ... البته مشکلی نداره !
مدرسه رو باز میکنیم و دوباره درسهاش ادامه پیدا میکنه ... خود من همه وظایفش رو به عهده میگیرم !
در مورد خیلی از مسائل هم فکر میکنم باید کارهای جدید کرد ... مثلا یادمه اون موقع تقريبا تمام استادها از یه تالار بود و یه جورایی همه اعتراض داشتن که به تالار فلان امتیاز بیشتر میدن ... این مشکل رو هم باید رفع کنیم و تقريبا تعداد افرادی که از تالار درس میدن باید یکسان باشه ( البته تقريبا ) و باید حق تمام گروهها مساوی باشه ! در مورد آغاز به کار مدرسه نظرات خودتون رو بدید ... البته خواهشا در مورد مشکلاتی مثل اون که خودم گفتم و از نقایص مدرسه هست چیزی نگید و به دفتر انتقادات مدرسه انتقال بدید و در مورد قالب و کل موضوع اغاز به کار مدرسه نظر بدید !
2- شورای ويزنگامات
در این مورد من خودم کمی ابهام دارم و به شخصه از همگی شما میخوام نظر بدید که برای این شورا چه راستای کاری رو برنامه ريزی کنیم و اعضای اون کیا باشن ؟! باید سعی کرد که تمامی افرادی که قابلیت دارن عضو این گروه بشن ولی من سوال دارم که فکر میکنید ويژگی افرادی که باید عضو این گروه بشن چیه ؟! نظرات بقیه رو هم میخوام بدونم و بر اساس اون مشخص کنیم ! دوستان عزيزی که تجربه این شورا رو دارن خواهشا ما رو از نظراتشون محروم نکنن ! یادتون نره که هدفمون چی بوده و منم برای همون هدفه که نظرخواهی میکنم !
پس در مورد این شورا نظر بدید ( بیشتر روی صحبتم با دوستان آشنا به این شورا هستش ) !
3- تالارها
این مورد خیلی میتونه مهم باشه ... الان متاسفانه همه از یه قالب دیگه ای به تالارها نگاه میکنن ؛ الان بیشتر جنبه باند بازی پیدا کرده ( نمیدونم قبول داريد یا نه ؟) ... مثلا الان طوری شده که افراد یه تالار هر کاری میکنن که به فرض اون یکی تالار موفق نشه ! نمونش توی انتخابات عملا به وضوح مشخص شده بود و هر کس سعی میکرد که افراد خودی رو به این عنوان برسونه اما باید این دید کنار بره ... تالار رو از یه زاويه دیگه نگاه کنیم !
کاربری که عضو سایت میشه مجبوره برای اینکه عضو ایفای نقش بشه وارد یه تالار بشه و در اون فعالیت کنه و این اهمیت تالارها رو نشون میده و اینجاست که تالار وظیفه سنگینی به عهده داره !
تالار باید جایی باشه که فرد تازه وارد توی اون با رول اشنا بشه و اصول رول رو فرا بگیره ... تالار محلی برای آموزش هست ... محلی که فرد رول رو یاد میگیره و به رول سایت وارد میشه .
به فرض الان چندین شناسه هستن که توی سایت به مسخره بازی و این حرفا معروف هستن ! ولی کسی تا حالا فکر کرده چرا اینها نمیان از توانایی ذهنشون برای رول استفاده کنن ؟! ذهن خیلی خلاقی دارن اما چون دقیق با اصول رول اشنا نیستن این رغبت رو نمیکنن که وارد قسمت رول بشن !
باید توی یه تالار بچه ها با رول اشنا بشن و تمام اشکالات اونها در همون مرحله رفع بشه و این قدر توی تالار ایرادشون گرفته بشه و رفع ابهام صورت بگیره که داخل رول اصلی سایت که خارج تالار هست اونها فقط بیان و مسائل جزئی رو رفع کنن ...
نباید جوری باشه که ناظر انجمن به فرض خانه ريدل یا امپراطوری یا ... تازه بیان و به طرف بگن که فلانی تو فضاسازی اصلا بلد نیستی !
اصول کلی باید توی تالار رفع بشه و از همه ناظرهای عزيز تالارها این خواهش رو دارم که از این به بعد تمامی رولهای تالارها نقد بشه و اصول اصلی رول رو به بچه های تازه وارد اعلام کنن و این قدر به اونها فرصت بدن تا کل مشکلات اونها رفع بشه .
البته الان هم در تالارهایی این امر انجام میشه ولی از این به بعد بهتره که تمامی رولهای تالارها و به خصوص برای بچه های تازه وارد نقد بشه و اصول کلی رو آموزش بدن ! باز هم تاکید میکنم به خصوص برای تازه واردها ... این اجازه رو بدید که اونها خودشون رو نشون بدن ! ایرانی جماعت هر کاری میتونه بکنه ولی به شرطی که راه رو نشونش بدی ... اگر رولی حتی خیلی مزخرف بود ولی باز طوری رفتار کنید که خودش مشتاق بشه به رول و رغبت کنه تا دوباره اون کار رو ادامه بده ... بیاید سعی کنیم که وضعیت اونها رو هم درک کنیم ! خودمون هم روزی تازه وارد بودیم و این مشکلات رو داشتیم و بعد از ماهها شاید اشکالاتمون رفع شده باشه اما نذاريم بقیه این راه رو برن و بعد تازه خودشون بفهمن ... وظیفه ماست که کمکشون کنیم و دستشون رو بگیریم !
من در این مورد از همه ناظرای عزيز عاجزانه این خواهش رو میکنم که تو تالار این کار رو انجام بدن و از دوستان عزيز هم میخوام که این خواهش رو از ناظرای عزيز بکنن که رولهای اونها رو نقد کنن !
4- کارگاههای آموزشی برای رول
این هم یکی از بهترين کارهای ممکن هست که باید انجام بشه .
الان کارگاههای نمایشنامه نويسی نمیدونم برای چی داره خاک میخوره ... در درجه دوم این کارگاهها هستن که میتونن اصول رول رو به تازه واردها آموزش بدن !
کسایی که وارد رول پلینگ سایت شدن باید توی این قسمتها فعالیت کنن و اشکالاتی که دارن رو رفع کنن ؛ واقعا میشه از این قسمت استفاده کرد برای رفع مشکلات رول بچه هایی که اشنایی ندارن ... باید نقدهایی هم که در این کارگاهها انجام میشه طوری باشه که جوابگوی نیاز این بخش باشه .
این مورد هم به امید خدا فعالیتش رو آغاز خواهد کرد و از دوستان عزيز باز هم کمک میخوایم که پیشنهادات و نظراتی که فکر میکنن میتونه به این بخش کمک کنه رو ارائه بدن و من خودم هم روی این قسمت خیلی فکر کردم و باید از این وضعیت دربیاد و دوباره فعالیت خودش رو شروع کنه !
یادتون نره که همگی ما برای این انتخابات راه انداختیم که مشکلات رول سایت رو حل کنیم و تغییری در سایت ایجاد کنیم و من کلا اخلاقم اون جوری نیست که بخوام استکباری عمل کنم و حرف ، فقط حرف خودم باشه ! برای همین این قدر جرات دارم که بیام بگم دوستان ایرادهای کار رو بگید تا رفع کنم !
از اون دسته آدمهایی هم نیستم که انتقاد قبول نکنم و هر پیشنهادی که واقعا منطق بر اون حکم کنه رو قبول دارم و بهش احترام میذارم ... چند کار دیگه هم هست که باید به این فهرست اضافه بشه ولی اون جوری نظراتی که در مورد این مسائل مطرح شده داده میشه خیلی کلی میشه و همه در حد خوبه و بده نظر میدن و بهتره در مورد اینها به طور کامل بحث بشه و بعد مسائل بعدی رو به نظرخواهی بذاريم ! این جوری هر کس بیشتر روی اینها زوم میکنه و دید بازتری رو ارائه میکنه !
اگر کسی پییشنهادی در مورد اینها داره و یا فکر میکنه که اقدامات دیگه ای غیر از اینها میتونه به سایت کمک کنه مطرح کنه و اگر خوب باشه من قول میدم که اجرا بشه ... در ضمن یادتون نره که اینها رو مطرح کردم تا نظرات شما رو بدونم و مشکلاتش رو حل کنیم !
در مورد راه اندازی مجدد تاپیکهایی که خاک میخوره هم یه سری کارها انجام خواهد شد ولی فعلا در مورد اینها نظربدید تا اونها رو هم مطرح کنیم !
منتظر نظرات شما هستم ...
دراکو
قرار بود که برای کارها نظرخواهی بذاریم و از همه کمک بخوایم ... گفته بودم از همه نظراتی که بتونه به سایت کمک کنه استفاده میکنم و اگر کاندیدی هم پیشنهادی ارائه کرده باشه ازش استفاده میشه ... الان هم چند مورد رو اعلام میکنیم که شما در موردشون نظر بدید و ایرادهایی که میبینید و یا پیشنهادهایی که برای بهتر اجرا شدن اونها داريد رو اعلام کنید تا راستای کاری هر کدوم دقیق مشخص بشه !
در مورد این چهار مورد نظر بدید و به نتیجه که رسیدیم و تموم شد ، در مورد بقیه ، دوباره همین موضوع رو پیاده کنیم و این جوری همه ، بیشتر و دقیقتر در مورد تک تک مسائل نظر میدن و بهتر از حالتی هست که همه چیز ارائه بشه اما نظرات کلی و غیر مفید باشه !
کارهایی که میخوایم انجام بدیم !
1- شروع به کار مجدد مدرسه علوم و فنون هاگوارتز !
این یکی از کارهایی هست که فکر میکنم همگی متفق القول قبولش داريد که باید انجام بشه ... اگر اشتباه نکرده باشم حدودا شش جلسه از کلاسها برگزار شده بود که مدرسه تعطیل شد !
البته یه سری از کلاسها جلساتشون کمتر یا بیشتر هست که باید با توجه به تعداد جلسات ارائه شده ، ادامه پیدا کنه !
در این مورد که کسی مخالفتی نداره ؟!
در عرض همین هفته تاريخ دقیق اغاز به کار مدرسه رو اعلام میکنم که بیشتر از یک هفته فکر نمیکنم طول بکشه که راه بیوفته و من هدفم این بود که تا عید مدرسه تموم بشه ولی فکر نمیکنم عملی بشه و به سال بعد میکشه ... البته مشکلی نداره !
مدرسه رو باز میکنیم و دوباره درسهاش ادامه پیدا میکنه ... خود من همه وظایفش رو به عهده میگیرم !
در مورد خیلی از مسائل هم فکر میکنم باید کارهای جدید کرد ... مثلا یادمه اون موقع تقريبا تمام استادها از یه تالار بود و یه جورایی همه اعتراض داشتن که به تالار فلان امتیاز بیشتر میدن ... این مشکل رو هم باید رفع کنیم و تقريبا تعداد افرادی که از تالار درس میدن باید یکسان باشه ( البته تقريبا ) و باید حق تمام گروهها مساوی باشه ! در مورد آغاز به کار مدرسه نظرات خودتون رو بدید ... البته خواهشا در مورد مشکلاتی مثل اون که خودم گفتم و از نقایص مدرسه هست چیزی نگید و به دفتر انتقادات مدرسه انتقال بدید و در مورد قالب و کل موضوع اغاز به کار مدرسه نظر بدید !
2- شورای ويزنگامات
در این مورد من خودم کمی ابهام دارم و به شخصه از همگی شما میخوام نظر بدید که برای این شورا چه راستای کاری رو برنامه ريزی کنیم و اعضای اون کیا باشن ؟! باید سعی کرد که تمامی افرادی که قابلیت دارن عضو این گروه بشن ولی من سوال دارم که فکر میکنید ويژگی افرادی که باید عضو این گروه بشن چیه ؟! نظرات بقیه رو هم میخوام بدونم و بر اساس اون مشخص کنیم ! دوستان عزيزی که تجربه این شورا رو دارن خواهشا ما رو از نظراتشون محروم نکنن ! یادتون نره که هدفمون چی بوده و منم برای همون هدفه که نظرخواهی میکنم !
پس در مورد این شورا نظر بدید ( بیشتر روی صحبتم با دوستان آشنا به این شورا هستش ) !
3- تالارها
این مورد خیلی میتونه مهم باشه ... الان متاسفانه همه از یه قالب دیگه ای به تالارها نگاه میکنن ؛ الان بیشتر جنبه باند بازی پیدا کرده ( نمیدونم قبول داريد یا نه ؟) ... مثلا الان طوری شده که افراد یه تالار هر کاری میکنن که به فرض اون یکی تالار موفق نشه ! نمونش توی انتخابات عملا به وضوح مشخص شده بود و هر کس سعی میکرد که افراد خودی رو به این عنوان برسونه اما باید این دید کنار بره ... تالار رو از یه زاويه دیگه نگاه کنیم !
کاربری که عضو سایت میشه مجبوره برای اینکه عضو ایفای نقش بشه وارد یه تالار بشه و در اون فعالیت کنه و این اهمیت تالارها رو نشون میده و اینجاست که تالار وظیفه سنگینی به عهده داره !
تالار باید جایی باشه که فرد تازه وارد توی اون با رول اشنا بشه و اصول رول رو فرا بگیره ... تالار محلی برای آموزش هست ... محلی که فرد رول رو یاد میگیره و به رول سایت وارد میشه .
به فرض الان چندین شناسه هستن که توی سایت به مسخره بازی و این حرفا معروف هستن ! ولی کسی تا حالا فکر کرده چرا اینها نمیان از توانایی ذهنشون برای رول استفاده کنن ؟! ذهن خیلی خلاقی دارن اما چون دقیق با اصول رول اشنا نیستن این رغبت رو نمیکنن که وارد قسمت رول بشن !
باید توی یه تالار بچه ها با رول اشنا بشن و تمام اشکالات اونها در همون مرحله رفع بشه و این قدر توی تالار ایرادشون گرفته بشه و رفع ابهام صورت بگیره که داخل رول اصلی سایت که خارج تالار هست اونها فقط بیان و مسائل جزئی رو رفع کنن ...
نباید جوری باشه که ناظر انجمن به فرض خانه ريدل یا امپراطوری یا ... تازه بیان و به طرف بگن که فلانی تو فضاسازی اصلا بلد نیستی !
اصول کلی باید توی تالار رفع بشه و از همه ناظرهای عزيز تالارها این خواهش رو دارم که از این به بعد تمامی رولهای تالارها نقد بشه و اصول اصلی رول رو به بچه های تازه وارد اعلام کنن و این قدر به اونها فرصت بدن تا کل مشکلات اونها رفع بشه .
البته الان هم در تالارهایی این امر انجام میشه ولی از این به بعد بهتره که تمامی رولهای تالارها و به خصوص برای بچه های تازه وارد نقد بشه و اصول کلی رو آموزش بدن ! باز هم تاکید میکنم به خصوص برای تازه واردها ... این اجازه رو بدید که اونها خودشون رو نشون بدن ! ایرانی جماعت هر کاری میتونه بکنه ولی به شرطی که راه رو نشونش بدی ... اگر رولی حتی خیلی مزخرف بود ولی باز طوری رفتار کنید که خودش مشتاق بشه به رول و رغبت کنه تا دوباره اون کار رو ادامه بده ... بیاید سعی کنیم که وضعیت اونها رو هم درک کنیم ! خودمون هم روزی تازه وارد بودیم و این مشکلات رو داشتیم و بعد از ماهها شاید اشکالاتمون رفع شده باشه اما نذاريم بقیه این راه رو برن و بعد تازه خودشون بفهمن ... وظیفه ماست که کمکشون کنیم و دستشون رو بگیریم !
من در این مورد از همه ناظرای عزيز عاجزانه این خواهش رو میکنم که تو تالار این کار رو انجام بدن و از دوستان عزيز هم میخوام که این خواهش رو از ناظرای عزيز بکنن که رولهای اونها رو نقد کنن !
4- کارگاههای آموزشی برای رول
این هم یکی از بهترين کارهای ممکن هست که باید انجام بشه .
الان کارگاههای نمایشنامه نويسی نمیدونم برای چی داره خاک میخوره ... در درجه دوم این کارگاهها هستن که میتونن اصول رول رو به تازه واردها آموزش بدن !
کسایی که وارد رول پلینگ سایت شدن باید توی این قسمتها فعالیت کنن و اشکالاتی که دارن رو رفع کنن ؛ واقعا میشه از این قسمت استفاده کرد برای رفع مشکلات رول بچه هایی که اشنایی ندارن ... باید نقدهایی هم که در این کارگاهها انجام میشه طوری باشه که جوابگوی نیاز این بخش باشه .
این مورد هم به امید خدا فعالیتش رو آغاز خواهد کرد و از دوستان عزيز باز هم کمک میخوایم که پیشنهادات و نظراتی که فکر میکنن میتونه به این بخش کمک کنه رو ارائه بدن و من خودم هم روی این قسمت خیلی فکر کردم و باید از این وضعیت دربیاد و دوباره فعالیت خودش رو شروع کنه !
یادتون نره که همگی ما برای این انتخابات راه انداختیم که مشکلات رول سایت رو حل کنیم و تغییری در سایت ایجاد کنیم و من کلا اخلاقم اون جوری نیست که بخوام استکباری عمل کنم و حرف ، فقط حرف خودم باشه ! برای همین این قدر جرات دارم که بیام بگم دوستان ایرادهای کار رو بگید تا رفع کنم !
از اون دسته آدمهایی هم نیستم که انتقاد قبول نکنم و هر پیشنهادی که واقعا منطق بر اون حکم کنه رو قبول دارم و بهش احترام میذارم ... چند کار دیگه هم هست که باید به این فهرست اضافه بشه ولی اون جوری نظراتی که در مورد این مسائل مطرح شده داده میشه خیلی کلی میشه و همه در حد خوبه و بده نظر میدن و بهتره در مورد اینها به طور کامل بحث بشه و بعد مسائل بعدی رو به نظرخواهی بذاريم ! این جوری هر کس بیشتر روی اینها زوم میکنه و دید بازتری رو ارائه میکنه !
اگر کسی پییشنهادی در مورد اینها داره و یا فکر میکنه که اقدامات دیگه ای غیر از اینها میتونه به سایت کمک کنه مطرح کنه و اگر خوب باشه من قول میدم که اجرا بشه ... در ضمن یادتون نره که اینها رو مطرح کردم تا نظرات شما رو بدونم و مشکلاتش رو حل کنیم !
در مورد راه اندازی مجدد تاپیکهایی که خاک میخوره هم یه سری کارها انجام خواهد شد ولی فعلا در مورد اینها نظربدید تا اونها رو هم مطرح کنیم !
منتظر نظرات شما هستم ...
دراکو
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وزیر مردمی اورجینال اسبق
تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه
جزئیات کاربر

ببینین رفقا! من امودم پی مجوز برای تشکیل " ستاد جبهه تحریم" ! و این جبهه ی تحریم چیه؟! خب بگذارید یه تیکه از مقاله ی پیام امروز رو نقل کنم که به نقل از سخن گوی این جبهه نوشته :
"احترام به نوع ماگل انسانی به جای خود! اما وقتی دنیا ی ماگلی از این حربه ها نتوانسته برای زندگی بهتر استفاده کند چرا باید جامعه ی جادویی را به نمود های زندگی مدرن مشنگی آلوده کرد؟! انتخابات در جادوی کهن معنا ندارد! وزیر یا چیزی شبیه به آن باید با نظر خرد بر تر جادویی - جادو گران شناخته شده ، مثل مرلین کبیر و و و...- انتصاب شود! "/آنها همچینین اعلام می کنند در تلاش هستند تا به زودی مجوز به وجود آودرن ستاد تحریم را کسب کنند تا مانیفست خود را در دست رس همه گان بگذارند!
خب! فکر می کنم که کاملا مقصود تاپیک واضحه! م این جبهه سعی داره که انتخاب وزیر رو به حالت باستانی و پای بند به رسوم کهن جادویی باز گردونه!
هوم؟! عمرا مجوز بدین! نه؟!
عمراً
"احترام به نوع ماگل انسانی به جای خود! اما وقتی دنیا ی ماگلی از این حربه ها نتوانسته برای زندگی بهتر استفاده کند چرا باید جامعه ی جادویی را به نمود های زندگی مدرن مشنگی آلوده کرد؟! انتخابات در جادوی کهن معنا ندارد! وزیر یا چیزی شبیه به آن باید با نظر خرد بر تر جادویی - جادو گران شناخته شده ، مثل مرلین کبیر و و و...- انتصاب شود! "/آنها همچینین اعلام می کنند در تلاش هستند تا به زودی مجوز به وجود آودرن ستاد تحریم را کسب کنند تا مانیفست خود را در دست رس همه گان بگذارند!
خب! فکر می کنم که کاملا مقصود تاپیک واضحه! م این جبهه سعی داره که انتخاب وزیر رو به حالت باستانی و پای بند به رسوم کهن جادویی باز گردونه!
هوم؟! عمرا مجوز بدین! نه؟!
عمراً
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ققنوس در 1384/11/19 10:09:49
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/11/27
تولد نقش: 1398/04/22
آخرین ورود: شنبه 9 اسفند 1399 23:31
از: کاخ المپ
پستها:
385

ونوس از پنجره دولا میشه پایین و میبینه واقعا همه جا محاصره ست!
پاتر نیزه ی فاج رو از شیکمش در میاره!
پاتر: یادت رفته بود که سیستم امنیتی سایت به خشونت حساسه مگه نه؟
ونوس: راست می گی بر اساس بند دوم فصل دهم جلد پونصد و چهارم کتاب قوانین سایت نمی شه ملتو تو رول کشت!
فاج: ما تا پای جان برای فرار جنگیدن گومبا!
ونوس ساکیو که با خودش آورده بود از روی دوشش برمی داره!
ونوس: احتیاجی نیست! من یه فکر بهتر دارم!
===
چند دقیقه بعد_ داخلی _ جلوی در وزارت خونه!
نیرو ها ی ارزشی دارند چادر می زنند که تا بیرون اومدن ونوس اتراق کنند!
پیرزنی از دفتر وزیر خارج میشه!
رئیس شیشه نوشابه ای ها: کاری هست بتونم براتون انجام بدم؟
پیرزنه: مرسی مادر...در خروجی کدوم وره؟
همه اونقدر محو تماشای این پیرزن با جذبه می شند که نه چند جفت پای اضافی زیر چادرشو می بینند و نه متوجه نا پدید شدن چند نفر از بین خودشون می شند!

رئیس که زبونش بند اومده فقط با دست در خروجی رو نشون می ده!
====
خارجی وزارت خونه!
مادربزرگه چادرشو کنار می کشه و کل قبیله ی فاج از زیر چادرش میان بیرون!
فاج داره با یه تیکه استخون دندوناشو خلال می کنه!
ونوس: خوش مزه ست؟
فاج : ها! مزه ی کوکا کولا در وگومبا!
ونوس : فکر کنم یکی از شیشه نوشابه ای ها بود!
فاج : وزارت دیگه خواستن نگومبا؟
ونوس: نه...تصمیم گرفتم برای شرکت در دوره ی بعدی صبر کنم!
فاج: خب...حالا که وزارت نگومبا بیا با هم برگشتن گومبا!
ونوس: برگردیم؟ من همین الانشم برگشتم!
فاج: تو با ما نگومبا؟
اما اینجا کسی تو را نوخواست! فقط ما دختر شفادهنده رو دوست داشت!
ونوس : مهم این نیست...مهم اینه که تازه فهمیدم وزارت تنها راه رسیدن به هدفی که می خوام نیست! من می مونم! می خوام کاری رو که شروع کردم تمومش کنم!
فاج و قبیله ش:
=========
خارجی_ روی تپه_غروب آفتاب!
ونوس ایستاده و تا وقتی که قبیله ی فاج از نظر ناپدید بشند براشون دست تکون می ده!
بعد چادرشو دوباره روی سرش مرتب می کنه و مادربزرگه به سوی آداس رهسپار میشه...
پایان!
*******************************************
دامبل جان بسی از همکاری باهات لذت بردم!
الان تنها تأسفم اینه که به علت محدود بودن وقتم و کهولت سن نمی تونم به غیر از آداس تاپیک های دیگه رو بخونم و توشون پست بزنم!
بنابراین امیدوارم هر چه زودتر شاهد نوشته های قشنگت تو آداس باشیم!
قربونتون
مادربزگه!
پاتر نیزه ی فاج رو از شیکمش در میاره!
پاتر: یادت رفته بود که سیستم امنیتی سایت به خشونت حساسه مگه نه؟
ونوس: راست می گی بر اساس بند دوم فصل دهم جلد پونصد و چهارم کتاب قوانین سایت نمی شه ملتو تو رول کشت!
فاج: ما تا پای جان برای فرار جنگیدن گومبا!

ونوس ساکیو که با خودش آورده بود از روی دوشش برمی داره!
ونوس: احتیاجی نیست! من یه فکر بهتر دارم!

===
چند دقیقه بعد_ داخلی _ جلوی در وزارت خونه!
نیرو ها ی ارزشی دارند چادر می زنند که تا بیرون اومدن ونوس اتراق کنند!
پیرزنی از دفتر وزیر خارج میشه!
رئیس شیشه نوشابه ای ها: کاری هست بتونم براتون انجام بدم؟

پیرزنه: مرسی مادر...در خروجی کدوم وره؟

همه اونقدر محو تماشای این پیرزن با جذبه می شند که نه چند جفت پای اضافی زیر چادرشو می بینند و نه متوجه نا پدید شدن چند نفر از بین خودشون می شند!

رئیس که زبونش بند اومده فقط با دست در خروجی رو نشون می ده!
====
خارجی وزارت خونه!
مادربزرگه چادرشو کنار می کشه و کل قبیله ی فاج از زیر چادرش میان بیرون!
فاج داره با یه تیکه استخون دندوناشو خلال می کنه!
ونوس: خوش مزه ست؟
فاج : ها! مزه ی کوکا کولا در وگومبا!

ونوس : فکر کنم یکی از شیشه نوشابه ای ها بود!
فاج : وزارت دیگه خواستن نگومبا؟

ونوس: نه...تصمیم گرفتم برای شرکت در دوره ی بعدی صبر کنم!
فاج: خب...حالا که وزارت نگومبا بیا با هم برگشتن گومبا!
ونوس: برگردیم؟ من همین الانشم برگشتم!
فاج: تو با ما نگومبا؟
اما اینجا کسی تو را نوخواست! فقط ما دختر شفادهنده رو دوست داشت!
ونوس : مهم این نیست...مهم اینه که تازه فهمیدم وزارت تنها راه رسیدن به هدفی که می خوام نیست! من می مونم! می خوام کاری رو که شروع کردم تمومش کنم!
فاج و قبیله ش:
=========
خارجی_ روی تپه_غروب آفتاب!
ونوس ایستاده و تا وقتی که قبیله ی فاج از نظر ناپدید بشند براشون دست تکون می ده!
بعد چادرشو دوباره روی سرش مرتب می کنه و مادربزرگه به سوی آداس رهسپار میشه...
پایان!
*******************************************
دامبل جان بسی از همکاری باهات لذت بردم!
الان تنها تأسفم اینه که به علت محدود بودن وقتم و کهولت سن نمی تونم به غیر از آداس تاپیک های دیگه رو بخونم و توشون پست بزنم!
بنابراین امیدوارم هر چه زودتر شاهد نوشته های قشنگت تو آداس باشیم!
قربونتون
مادربزگه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

دقيقه اي بعد پاتر دستش به دامن ونوسه!
پاتر:اوهو اوهو....تورو خدا....اينجارو نگاه كن ببين چقدر كبود شده(به دليل در آوردن لباس پي چي 13!)...همرو نميد زده...اينجارو نگاه كن سوراخ شده...اينم نميد كرده...اينو نگاه كن بريده....نميد بريده!....اوهو اوهو...اوهو اوهو!
ونوس:خوبه خوبه! حالا خوبه هممون ميدونيم ايشون آتشفشان تشريف دارن!....شمارتو بگو يادم رفت!
پاتر:نه تورو خدا....نـــــــــــه!!!!
فاج:بگومبا!....نيزه وكرد فرو در گوشت ران پات نوداد اگر شماره به بزرگ خانم ونوس!
و نيزش رو با حالت تهاجمي اي به سمت پاتر ميگيره و براي نمونه نيزه رو در سوراخ گوشش وارد ميكنه!!
فاج:اين شكلي وكرد فرو!!
پاتر كه ترسيده بود شروع ميكنه به شماره دادن به ونوس!
بيب بيب ويب سيب تيب تاب تولوپ!
-الو سلام!
-بابا خانم يادم نميره ديگه!....چند بار تيليف ميزني؟...نگاه كن ايناها رويه دستم علامت پاك جارو يادت نره زدم كه يادم نره...نگاه كن!
-ببخشيد شما؟
-بله؟...ببخشيد...شما زنگ زدي از من ميپرسي؟
-ببخشيد من با نميد كار داشتم.
-نميد؟...خب زنگ بزن خونه پاتر...به من چي كار داري؟
-ببخشيد من صداي شمارو جايي نشنيدم؟شما؟
-اي بابل!...بابا من دامبلم!...زنگ زدي موبايلم طلبكارم هستي؟
تق!(موبايل يا تيليف خونه؟)
ونوس از ته دلش خشانتش رو به پاتر نشون ميده و در يك حركت انتحاري-ماتريكسي پاتر رو بلند ميكنه و از شيكم به سر نيزه فرو ميكنه!(پي چي 13!)
فاج:ونوس كرد پاتر رو له!
قبيله:گومبا گومبا!
ونوس:از همين لحظه به بعد من وزير اين مملكت به حساب ميام و براي نشان دادن قدرتم پاتر رو همين شكلي درون نيزه جلوي پنجره اطاقم آويزون ميكنيد!
جيرينگگگگگگگگگگ!
تمام شيشه هاي اطاق در يك لحظه با هم ميشكنن!
صدايي به گوش ميرسه:شما در محاصره ي نيروهاي نوشابه اي-قزويني-آستاكباري-انتظامي گراپيون قرار گرفتيد!
پاتر:اوهو اوهو....تورو خدا....اينجارو نگاه كن ببين چقدر كبود شده(به دليل در آوردن لباس پي چي 13!)...همرو نميد زده...اينجارو نگاه كن سوراخ شده...اينم نميد كرده...اينو نگاه كن بريده....نميد بريده!....اوهو اوهو...اوهو اوهو!
ونوس:خوبه خوبه! حالا خوبه هممون ميدونيم ايشون آتشفشان تشريف دارن!....شمارتو بگو يادم رفت!
پاتر:نه تورو خدا....نـــــــــــه!!!!
فاج:بگومبا!....نيزه وكرد فرو در گوشت ران پات نوداد اگر شماره به بزرگ خانم ونوس!
و نيزش رو با حالت تهاجمي اي به سمت پاتر ميگيره و براي نمونه نيزه رو در سوراخ گوشش وارد ميكنه!!
فاج:اين شكلي وكرد فرو!!
پاتر كه ترسيده بود شروع ميكنه به شماره دادن به ونوس!
بيب بيب ويب سيب تيب تاب تولوپ!
-الو سلام!
-بابا خانم يادم نميره ديگه!....چند بار تيليف ميزني؟...نگاه كن ايناها رويه دستم علامت پاك جارو يادت نره زدم كه يادم نره...نگاه كن!
-ببخشيد شما؟
-بله؟...ببخشيد...شما زنگ زدي از من ميپرسي؟
-ببخشيد من با نميد كار داشتم.
-نميد؟...خب زنگ بزن خونه پاتر...به من چي كار داري؟
-ببخشيد من صداي شمارو جايي نشنيدم؟شما؟
-اي بابل!...بابا من دامبلم!...زنگ زدي موبايلم طلبكارم هستي؟
تق!(موبايل يا تيليف خونه؟)
ونوس از ته دلش خشانتش رو به پاتر نشون ميده و در يك حركت انتحاري-ماتريكسي پاتر رو بلند ميكنه و از شيكم به سر نيزه فرو ميكنه!(پي چي 13!)
فاج:ونوس كرد پاتر رو له!
قبيله:گومبا گومبا!
ونوس:از همين لحظه به بعد من وزير اين مملكت به حساب ميام و براي نشان دادن قدرتم پاتر رو همين شكلي درون نيزه جلوي پنجره اطاقم آويزون ميكنيد!
جيرينگگگگگگگگگگ!
تمام شيشه هاي اطاق در يك لحظه با هم ميشكنن!
صدايي به گوش ميرسه:شما در محاصره ي نيروهاي نوشابه اي-قزويني-آستاكباري-انتظامي گراپيون قرار گرفتيد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/11/27
تولد نقش: 1398/04/22
آخرین ورود: شنبه 9 اسفند 1399 23:31
از: کاخ المپ
پستها:
385

این پست رزن چی بود این وسط!
===========================
خارجی ظهر_ چند ماه قبل_ صحرای بزرگ آفریقا!
ونوس از آسمون هفتم برای هوا خوری اومده پایین که ناگهان!
: گومبا وگومبا بگومبا!
در عرض چند لحظه عده ای آدم خور بی فرهنگ می ریزند سر ونوس و محاصره ش می کنند!
ونوس: چه خبره!؟ چی شده؟
یکی از آدم خورا: کو کو غذا!
ونوس: سوروس؟
سوروس: ها! تو شام رئیس بیدی!
ونوس: جان؟
====
داخل اردوگاه آدم خوران!
ونوس رو بستن به درخت!
در همین لحظه صدای جیغ زن فاج تو اردوگاه می پیچه...همه می ریزند تو چادر فاج و معلوم میشه که یکی از استخون های اون بدبختی که ناهار فاج بوده پریده تو گلوش داره خفه میشه!
ونوس: بیاین منو باز بگومبا! من قبلا شفادهنده گومبا!
( ونوس به علت خدا بودن به همه ی زبون ها مسلطه!
)
=
داخل چادر!
ونوس هر کاری می کنه استخونه در نمیاد!
کارگردان: کات...کات...باز چی شده؟
ونوس: به من چه! واقعا گیر کرده!
فاج:
کارگردان: خودت یه کاریش بکن...می ریم ضبط...سه دو یک...حرکت!
ونوس: این طوری نمی شه! طناب دارید؟
یکی از آدم خورا طناب میاره! ونوس طنابو می بنده به استخونه...آدم خورا رو بسیج می کنه همه شروع می کنند به کشیدن!
ونوس: با شماره ی سه!
استخونه با فشار از گلوی فاج می پره بیرون! همه با هم رو زمین پرت می شند!
ونوس در حال پاشدن از روی زمین: ای خدا بگم این نویسنده رو چی کار کنه!
من: جان؟
ونوس: ها هیچی!
فاج:
کل قبیله:
داماد فاج: تو جون رئیس رو نجات داد گومبا!
ونوس: وظیفه گومبا!
فاج: ما مدیون تو گومبا!
هر چی می خوای برایت انجام گومبا!
ونوس: هر چی؟
فاج: ها!
ونوس: کمکم می کنی وزارتو بگیرم؟
فاج:
ولش بگومبا! عاقبت نگومبا ها!
ونوس : چطور؟
فاج علامت می ده...چند تا از آدم خورا یه نفرو میارند!
طرف: ههههههههه سلام خورزونه خانوم!
ونوس: شیکم!
شیکم:
ونوس: چه بلایی سر این آوردین؟ این الان مگه نباید تو ساحل عاج پیش زن و بچه ش باشه!
فاج: این معتاد بگومبا! چپق با گرد کدو حلوایی گومبا! بی وزارتی بهش فشار بگومبا!
ونوس: من این چیزا حالیم نمی شه! می خوام برگردم سایتو درست کنم!
فاج: از من گفتن گومبا! ما در اختیار تو گومبا!
آدم خورا:
بدین گونه بود که فاج حاظر به همکاری با ونوس شد!
================================
ادامه از پست دامبل!
داخلی ظهر_ دفتر وزیر!
فاج: حالا این مذاکره که وگویی یعنی چه؟
گیلیدی: اهم...یعنی این که میشینیم با هم حرف می زنیم...به تفاهم می رسیم!
فاج: هااااااااا....مذاکره بی مذاکره! وزارت زور مذاکره نوخواست! ما این جوری مذاکره وکنیم!
فاج نیزشو می زاره رو دماغ گیلیدی!
گیلیدی:
ونوس: این طوری نمی شه...پاتر موبایلتو بده!
پاتر: نمی دم! پولش زیاد میشه نمید دعوام می کنه!
ونوس: می خوام با خود نمید حرف بزنم! اینم یه نوع مذاکره ست!
===========================
خارجی ظهر_ چند ماه قبل_ صحرای بزرگ آفریقا!
ونوس از آسمون هفتم برای هوا خوری اومده پایین که ناگهان!
: گومبا وگومبا بگومبا!
در عرض چند لحظه عده ای آدم خور بی فرهنگ می ریزند سر ونوس و محاصره ش می کنند!
ونوس: چه خبره!؟ چی شده؟
یکی از آدم خورا: کو کو غذا!
ونوس: سوروس؟

سوروس: ها! تو شام رئیس بیدی!
ونوس: جان؟

====
داخل اردوگاه آدم خوران!
ونوس رو بستن به درخت!
در همین لحظه صدای جیغ زن فاج تو اردوگاه می پیچه...همه می ریزند تو چادر فاج و معلوم میشه که یکی از استخون های اون بدبختی که ناهار فاج بوده پریده تو گلوش داره خفه میشه!
ونوس: بیاین منو باز بگومبا! من قبلا شفادهنده گومبا!
( ونوس به علت خدا بودن به همه ی زبون ها مسلطه!
)=
داخل چادر!
ونوس هر کاری می کنه استخونه در نمیاد!
کارگردان: کات...کات...باز چی شده؟
ونوس: به من چه! واقعا گیر کرده!
فاج:
کارگردان: خودت یه کاریش بکن...می ریم ضبط...سه دو یک...حرکت!
ونوس: این طوری نمی شه! طناب دارید؟
یکی از آدم خورا طناب میاره! ونوس طنابو می بنده به استخونه...آدم خورا رو بسیج می کنه همه شروع می کنند به کشیدن!
ونوس: با شماره ی سه!
استخونه با فشار از گلوی فاج می پره بیرون! همه با هم رو زمین پرت می شند!
ونوس در حال پاشدن از روی زمین: ای خدا بگم این نویسنده رو چی کار کنه!
من: جان؟
ونوس: ها هیچی!
فاج:
کل قبیله:
داماد فاج: تو جون رئیس رو نجات داد گومبا!
ونوس: وظیفه گومبا!
فاج: ما مدیون تو گومبا!
هر چی می خوای برایت انجام گومبا!
ونوس: هر چی؟
فاج: ها!
ونوس: کمکم می کنی وزارتو بگیرم؟
فاج:
ولش بگومبا! عاقبت نگومبا ها!ونوس : چطور؟
فاج علامت می ده...چند تا از آدم خورا یه نفرو میارند!
طرف: ههههههههه سلام خورزونه خانوم!
ونوس: شیکم!
شیکم:
ونوس: چه بلایی سر این آوردین؟ این الان مگه نباید تو ساحل عاج پیش زن و بچه ش باشه!
فاج: این معتاد بگومبا! چپق با گرد کدو حلوایی گومبا! بی وزارتی بهش فشار بگومبا!
ونوس: من این چیزا حالیم نمی شه! می خوام برگردم سایتو درست کنم!
فاج: از من گفتن گومبا! ما در اختیار تو گومبا!
آدم خورا:
بدین گونه بود که فاج حاظر به همکاری با ونوس شد!
================================
ادامه از پست دامبل!
داخلی ظهر_ دفتر وزیر!
فاج: حالا این مذاکره که وگویی یعنی چه؟
گیلیدی: اهم...یعنی این که میشینیم با هم حرف می زنیم...به تفاهم می رسیم!
فاج: هااااااااا....مذاکره بی مذاکره! وزارت زور مذاکره نوخواست! ما این جوری مذاکره وکنیم!
فاج نیزشو می زاره رو دماغ گیلیدی!
گیلیدی:
ونوس: این طوری نمی شه...پاتر موبایلتو بده!
پاتر: نمی دم! پولش زیاد میشه نمید دعوام می کنه!
ونوس: می خوام با خود نمید حرف بزنم! اینم یه نوع مذاکره ست!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

پاتر:
ونوس:چيه؟
پاتر:
ونوس:چيزي شده؟
پاتر:
ونوس: د مرگ حرفتو بزن!
پاتر در همون حالت ميمونه و فاج وقتي اين حركت رو ميبينه به صورت كاملا انتحاري نيزش رو در گوش پاتر فرو ميكنه!
پاتر:آخ...آخ...گوشم!
فاج:پس چرا هيچي نوگي؟
و يه ابرو ميندازه بالا و نيزه رو در مياره...
پاتر:بابا يعني چي؟دو دقيقه نميزارين آدم بخوابه!
ونوس:
تو خواب بودي؟...پس چرا چشات باز بود داشتي ميخنديدي؟
پاتر:خب اين مدل رو تازه از گيليدي ياد گرفتم.چيز جالبيه!
ونوس:از چه نظر؟
پاتر از جاش بلند ميشه و به سمت ميز وزارت ميره و پاشو ميزاره رويه يه سيمي كه بي شباهت به سيم سرور نبود.
پاتر:چند لحظه صبر كنيد!
چند لحظه بعد گيليدي از تو سوراخ بند ساعت پاتر ميپره بيرون!!
گيليدي:بابا پاتر اين چه وضعشه...سايت دانه همه ريختن سرم...آخه بدبختي همه هم جادوگر!
پاتر:بيا اينجا بشين خودتو كنترل كن...يه تيريپ ميخوام براي خانم عمليات پي جي جي 00 انجام بدي!
ونوس:پي جيي جي 00 ديگه چيه؟
پاتر:يعني عملياتي كه محدوده ي سني اي براي خانم ها نداره!
ونوس:آها...بله...لطف فرموديد!
گيليدي:چي ميگي پاتر...بابا اينا منو ميكشن الان!
پاتر:ميگم برو مگرنه....
پاتر دستش رو ميكنه تو جيب پشت شلوارش و يه چيزي كه از بخار ميومد بيرون مياره...
پاتر:....مگرنه همين سنگ آتشفشاني رو ميزارم لاي انگشت وسط و انگشت اشارت اينقدر فشار ميدم تا بوق بوق!
گيليدي در يك حركت انتحاري بر روي صندلي ميشينه و در همون حالتي كه پاتر اول مونده بود ميمونه!
پاتر با دست به ونوس اشاره ميكنه كه بره به سمت گيليدي!
ونوس:يعني چي آقا!....مگه شما خودت ناموس نداري آقاي پاتر؟
من برم سمت پسر مردم چي كار مثلا؟...ها؟...ها؟...ها؟....زولبيا بيا اينجا برو ببين چه خبره!
يكي از افراد قبيله فاج كه بي شباهت به مادام ماكسيم نبود به سمت گيليدي ميره و گيليدي در يك حركت انتحاري خانم رو به زمين ميزنه و يك تنفس مصنوعي بهش ميده! :bigkiss:
پاتر:خب ديگه بسته...خانم ونوس ديدين چه فايده اي داره؟
ونوس:آقاي پاتر چرا طفره ميري؟...بريم سر اصل مطلب!
پاتر:خب كلا لازم بود گيليدي هم باشه!...به هر حال وزيرمون ايشونن!
فاج:زود وزيت!
پاتر و گيليدي روي صندلي هاي راحتي ميشينن و فاج و ونوس هم مقابلشون و مذاكره رو شروع ميكنن.
در همون حال نشستن گيليدي در گوش پاتر ميگه:ولي من كه ديگه وزير نيستم!...حذب ليبرات....
پاتر:خب باشه باشه ميدونم...اين الان تازه برگشته نميدونه تو وزير نيستي...فقط جون من هر كي وزير ميشه اين يكي نشه!
-------------------------------------------------------------------------
ونوس:چيه؟
پاتر:
ونوس:چيزي شده؟
پاتر:
ونوس: د مرگ حرفتو بزن!
پاتر در همون حالت ميمونه و فاج وقتي اين حركت رو ميبينه به صورت كاملا انتحاري نيزش رو در گوش پاتر فرو ميكنه!
پاتر:آخ...آخ...گوشم!
فاج:پس چرا هيچي نوگي؟
و يه ابرو ميندازه بالا و نيزه رو در مياره...
پاتر:بابا يعني چي؟دو دقيقه نميزارين آدم بخوابه!
ونوس:
تو خواب بودي؟...پس چرا چشات باز بود داشتي ميخنديدي؟پاتر:خب اين مدل رو تازه از گيليدي ياد گرفتم.چيز جالبيه!
ونوس:از چه نظر؟
پاتر از جاش بلند ميشه و به سمت ميز وزارت ميره و پاشو ميزاره رويه يه سيمي كه بي شباهت به سيم سرور نبود.
پاتر:چند لحظه صبر كنيد!
چند لحظه بعد گيليدي از تو سوراخ بند ساعت پاتر ميپره بيرون!!
گيليدي:بابا پاتر اين چه وضعشه...سايت دانه همه ريختن سرم...آخه بدبختي همه هم جادوگر!
پاتر:بيا اينجا بشين خودتو كنترل كن...يه تيريپ ميخوام براي خانم عمليات پي جي جي 00 انجام بدي!
ونوس:پي جيي جي 00 ديگه چيه؟
پاتر:يعني عملياتي كه محدوده ي سني اي براي خانم ها نداره!
ونوس:آها...بله...لطف فرموديد!
گيليدي:چي ميگي پاتر...بابا اينا منو ميكشن الان!
پاتر:ميگم برو مگرنه....
پاتر دستش رو ميكنه تو جيب پشت شلوارش و يه چيزي كه از بخار ميومد بيرون مياره...
پاتر:....مگرنه همين سنگ آتشفشاني رو ميزارم لاي انگشت وسط و انگشت اشارت اينقدر فشار ميدم تا بوق بوق!
گيليدي در يك حركت انتحاري بر روي صندلي ميشينه و در همون حالتي كه پاتر اول مونده بود ميمونه!
پاتر با دست به ونوس اشاره ميكنه كه بره به سمت گيليدي!
ونوس:يعني چي آقا!....مگه شما خودت ناموس نداري آقاي پاتر؟
من برم سمت پسر مردم چي كار مثلا؟...ها؟...ها؟...ها؟....زولبيا بيا اينجا برو ببين چه خبره!يكي از افراد قبيله فاج كه بي شباهت به مادام ماكسيم نبود به سمت گيليدي ميره و گيليدي در يك حركت انتحاري خانم رو به زمين ميزنه و يك تنفس مصنوعي بهش ميده! :bigkiss:
پاتر:خب ديگه بسته...خانم ونوس ديدين چه فايده اي داره؟
ونوس:آقاي پاتر چرا طفره ميري؟...بريم سر اصل مطلب!
پاتر:خب كلا لازم بود گيليدي هم باشه!...به هر حال وزيرمون ايشونن!
فاج:زود وزيت!
پاتر و گيليدي روي صندلي هاي راحتي ميشينن و فاج و ونوس هم مقابلشون و مذاكره رو شروع ميكنن.
در همون حال نشستن گيليدي در گوش پاتر ميگه:ولي من كه ديگه وزير نيستم!...حذب ليبرات....
پاتر:خب باشه باشه ميدونم...اين الان تازه برگشته نميدونه تو وزير نيستي...فقط جون من هر كي وزير ميشه اين يكي نشه!
-------------------------------------------------------------------------
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی جدید: اسکاور
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/11/27
تولد نقش: 1398/04/22
آخرین ورود: شنبه 9 اسفند 1399 23:31
از: کاخ المپ
پستها:
385

داخلی روز _ دفتر وزیر!
پاتر لم داده رو صندلی پاهاشو گذاشته رو میز!
پاتر: آخیــــــــــــش...چه خوبه سایت وزیر نداره! اصلا وقتی که فقط من خوب می نویسم وزیر چه معنی داره!
یه صدایی از هوا!: ها به تو یاد ندادن پاهاتو رو میز نذاری؟
پاتر: من که الان این جا تنهام!؟ این کیه که داره حرف می زنه؟
صداهه: من وجدانت بیدم!
پاتر: وجدان؟ وجدانم کجا بود؟
وجدان پاتر: ها نه من الان اومدم بگم تو که درست بشو نیستی! حداقل تا دیر نشده در رو!
پاتر: دیر بشه؟ برای چی دیر بشه؟!
یه صدایی از بیرون: های تو که اون تو هستی! فکر فرار به سرت نزنه! وزارت خونه محاصره شده!
وجدان پاتر: من که رفتم!
پاتر:
در همین لحظه یه چنگک که طناب بهش وصله از پنجره میفته تو و شخصی ازش میاد بالا!
پاتر: فاج؟!!
فاج: ها منم!
پاتر: چی می خوای؟! تو که دیگه از نمایشنامه ها حذف شده بودی!
فاج: گومبا...وگومبا وزارت گومبا...رول گومبا سقوط بگومبا!
پاتر: یکی بیاد حرف های اینو ترجمه کنه!
ترجمه به صورت زیر نویس: با وزارت قرار بود رول درست بشه! این که الان سقوط کرده!
پاتر: سایت خودمه! فروم بی ارزش ترین قسمتشه خوشم میاد سقوط کنه!
فاج پاترو با نیزه ش فشار میده به دیوار!: وگومبا دست خودته مگه؟
پاتر: نه الان که دارم فکر می کنم دست من نیست! چی می خوای؟
فاج: وزارت زور وده!
پاتر: تو دوباره می تونی وزیر خوبی بشی!
فاج: من وزارت برای خودم نوخواست! برای یکی دیگه خواست!
پاتر : تو آدم خور بودی یا برره ای؟
فاج یه سوت می زنه قبله ش از طناب میان بالا!
پاتر: حالا اینی که می گی کدومشونه؟
آدم خورا تعظیم کنان راهو برای یه نفر باز می کنند...طرف از کنار هر کی رد می شه از اینا تو هوا بلند میشه!
تا می رسه به جلوی پاتر!
پاتر: ونوس؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حتی اگه بازم به وزارت نرسم برام مهم نیست...فقط دوباره رولو راه بندازید!
پاتر لم داده رو صندلی پاهاشو گذاشته رو میز!
پاتر: آخیــــــــــــش...چه خوبه سایت وزیر نداره! اصلا وقتی که فقط من خوب می نویسم وزیر چه معنی داره!
یه صدایی از هوا!: ها به تو یاد ندادن پاهاتو رو میز نذاری؟
پاتر: من که الان این جا تنهام!؟ این کیه که داره حرف می زنه؟
صداهه: من وجدانت بیدم!
پاتر: وجدان؟ وجدانم کجا بود؟
وجدان پاتر: ها نه من الان اومدم بگم تو که درست بشو نیستی! حداقل تا دیر نشده در رو!
پاتر: دیر بشه؟ برای چی دیر بشه؟!
یه صدایی از بیرون: های تو که اون تو هستی! فکر فرار به سرت نزنه! وزارت خونه محاصره شده!
وجدان پاتر: من که رفتم!

پاتر:
در همین لحظه یه چنگک که طناب بهش وصله از پنجره میفته تو و شخصی ازش میاد بالا!
پاتر: فاج؟!!
فاج: ها منم!
پاتر: چی می خوای؟! تو که دیگه از نمایشنامه ها حذف شده بودی!
فاج: گومبا...وگومبا وزارت گومبا...رول گومبا سقوط بگومبا!
پاتر: یکی بیاد حرف های اینو ترجمه کنه!
ترجمه به صورت زیر نویس: با وزارت قرار بود رول درست بشه! این که الان سقوط کرده!
پاتر: سایت خودمه! فروم بی ارزش ترین قسمتشه خوشم میاد سقوط کنه!
فاج پاترو با نیزه ش فشار میده به دیوار!: وگومبا دست خودته مگه؟
پاتر: نه الان که دارم فکر می کنم دست من نیست! چی می خوای؟
فاج: وزارت زور وده!
پاتر: تو دوباره می تونی وزیر خوبی بشی!
فاج: من وزارت برای خودم نوخواست! برای یکی دیگه خواست!
پاتر : تو آدم خور بودی یا برره ای؟
فاج یه سوت می زنه قبله ش از طناب میان بالا!
پاتر: حالا اینی که می گی کدومشونه؟
آدم خورا تعظیم کنان راهو برای یه نفر باز می کنند...طرف از کنار هر کی رد می شه از اینا تو هوا بلند میشه!
تا می رسه به جلوی پاتر!
پاتر: ونوس؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حتی اگه بازم به وزارت نرسم برام مهم نیست...فقط دوباره رولو راه بندازید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
