کمی جاهاش ناراحت شدم ولی اشکم در نیومد.اخرین فصل از کتاب هفت ( نوزده سال بعد ) هری و اینا کلا خوشحال بودن یه دفعه یادم اومد هاگرید نیست و فک کردم مرده برای همین خیلی ناراحت شدم.ولی بعدش دیدم که زنده س چون هری به پسرش گفت باهاش چای بخوره.توی فیلم هم موقعی که دامبلدور از بالا داشت میفتاد و به هری نگاه میکرد و خاطرات اسنیپ ( فیلم ) اینجا دیگه خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم و مردن تانکس و لوپین.همچنین اقای و خانوم ویزلی ( که دیگه اثری ازشون نبود )
و وقتی دابی مرد.همچنین مرگ سیریوس که دیگه حرفشو نزنین.خیلی بد بود.
اینستاگرام
آنلاینها
40 کاربر(ها) آنلاین هستند (37 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
39
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

