جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 22 شهریور 1383 04:41
نمایش جزئیات
آفلاین
صدای در مياد: آقای کرام!
کرام سرش پايينه: بفرماييد تو!
- سلام عليکم! (با ع از ته گلو)
کرام به خيال اينکه حاجی داکيه پاميشه وايميسه
- راحت باشيد نيازی به اين کارها نيست
کرام: تو خطرناکی. واندتو تحويل دادی؟
- بله. بيرون خدمت جناب وزيره.
ک: بيا بشين اينجا ببينم.
- آقای کرام يه عرضی داشتم.
ک: بله؟
- يک نامه ای هست که فرستاده شده ...
ک: استغفر الله روابط؟
- اما اين نامه نامه جناب لرده.
کرام می افته تو شک : اينو قبول کنم؟ يا از جونم بگذرم؟
ک: من بايد کمی فکر کنم.
- حالا شما تست رو بگير بعدا شايد نخوای فکر کنی.
ک: آره اينم خوبه. خب نام: اريک
شهرت: شبح اپرا
ک: شبح؟
- نه زندم بابا نمی بينی مگه؟
ک: خب سابقه بازيگری؟
- بيشتر نمايشنامه های جناب لرد رو خوندم!
کرام نا نوک خودکار کله شو می خارونه : اينم گرفته منو ها! اما نامه هه رو چی کار کنم؟
ک: خودت چی سابقه نداری؟
- سابقه نه اما يه کمی سو سابقه دارم!
ک: خب تعريف کن.
- شرمنده قضيه ناموسی ه اينجا نميشه گفت.
کرام داره شاکی ميشه.
ک: اصلا بگو ببينم تخصصت تو چيه؟
- هوووم ... تخصص من در بی ربط گويی در اوج با ربط گويی! دعوای شديد در اوج صلح و دوستی در اوج دعوا! دوستی بلافاصله در عين دشمنی و دشمنی بلافاصله در عين دوستی.
کرام اساسی گيج شده: حالت خوبه؟
من پا ميشم يقه کرام رو می گيرم:
- مرتيکه .... با فرزند لرد درست صحبت کن. بزنم چک و چار تا نوشابه بيارين با ويکتور عزيز بزنيم بابا!
کرام در حالی که يقشو از دست من می کشه بيرون ميگه: اوج هنرت همين بود ديگه نه؟
- نه؟
ک: پس چی؟
- می تونم با افسون ها دريبل رونالدينيويی بزنم!
کرام داره شاخ در مياره: جان؟
- نگاه کن.
واند رو ميارم می گيرم رو به صورت. اوادا کداورا! بيچاره از ترس خشک شده. اما همين که داره می رسه بهش می دوم جلو و با يه افسون مسير اون رو عوض می کنم.
- خوب بود؟
زبون کرام بند اومده!
- چطور بود؟
هيچ حرکتی نداره!
- آهان فهميدم. به يک شوک نياز داری. بذار يه دريبل ديگه ...
کرام يه دفه را ميفته: آقا جون شما قبولی. فقط جون هرکی دوست داری ديگه اين ورا نيا. سر فيلم که شد خبرت می کنم.
من: گفته بودم نامه سفارش نمی خوادا!
از اتاق ميرم بيرون.
کرام زير لب چيزی تند تند ميگه (عينهون بامشو!). من بر می گردم تو اتاق و هر دو با هم دهنمونو می گيريم: هههههههههههه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از خداوند برات طلب شفای خیلی خیلی عاجل دارم!



تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 22 شهریور 1383 04:29
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام و حاجی از رستوران میان بیرون...
حاجی:ممنون برادر کرام بسیار عالی بود
کرام:قابل شما رو نداشت حاجی مخلصیم
حاجی:ولکن خدا در هر جایی یاور تو باشد و دوسوت غیب میشه
کرام:
کرام بر میگرده سر کارش میره بشینه تو دفترش که نفر بعدی بیاد تو -شترق
کرام:
من:سلام ویکتور
کرام:سلام کالین تو کی اومدی؟
من:وقتی با حاجی میرفتی اومدم داخل
کرام: از کجا من که درو قفل کرده بودم
من:از همون سوراخی که گیلدی همیشه میاد تو دیگه
کرام:آها،حالا چی کار داشتی؟
من: اومدم تست بدم
کرام:باید ببینم
من:خوب تستو بگیر
کرام:تجربه سینما داری اصلا می دونی فیلم چیه؟
من:تجربه سینما ندارم ولی میدونم فیلم چیه...
کرام:خوب...
من:همونیه که تو دوربین عکاسی میزارن دیگه نه؟
کرام:
خوب یه اجرا بیا ببینم
من:خوب من فرض میکنم دارم با هری صحبت میکنم
کرام :باشه
من:سلام هری می شه 10 تا عکس ازت بگیرم...
هری:چی 10 تا عکس،کالین به ریش مرلین بی خیال شو
من: اخه آخه اون نامرد دنیس همه عکسای منو برداشت واسه خودش(بیگانه از پشت در داد میزنه برو جلو هواتو دارم)بابا اینا هم چون کوچیکتر بود هواشو داشتن
هری:خوب بابا باشه ولی فقط یکی ها...
منم در جا 5 تا عکس ازش میگیرم
قیافه هری:
....
کرام:خیله خوب باهات تماس میگیرم
فقط دلیل مراجعه کردنت به اینجا چی بود؟
من:می خوام کنار هری باشم ازش عکس بگیرم
کرام:یعنی دوست نداری فیلم بازی کنی؟
من:نه مگه آدم با فیلمم بازی میکنه نور بهش بخوره خراب میشه
کرام:
باشه باهات تماس میگیرم
من میرم بیرون تا هریو پیدا کنم ازش عکس بگیرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: یکشنبه 22 شهریور 1383 03:57
نمایش جزئیات
آفلاین
كرام لم داده پاهاش رو انداخته رو ميز.
در باز ميشه ريكو مياد تو.
ريكو: سلام؛ اومدم تست بازيگري بدم.
كرام: بفرماييد خانم اينجا بنشينيد. تست چي‌مي‌خواين بدين؟
ريكو در حالي كه سرش به سقفه : بازيگري!
كرام صندلي‌ش رو آروم مي‌كشه جلو!
- چرا بازيگري؟ شما بايد منشي صحنه بشين!
- نه! مي‌خوام بازيگر بشم. چرا اينقدر اومدين جلو؟
كرام دست و پاش رو گم مي‌كنه.
هيچي... همينطوري
بهتره بريم سر اصل مطلب:
- اسم؟
- ريكوRikku
- فاميل؟
ندارم!
- نه منظورم اينه كه فاميليتون چيه...
- فرقي نمي‌كنه! نه فاميل دارم نه فاميلي.
- چه خوب
ريكو يه ابروش را بالا مياره!
-بله؟
هيچي...
سابقه‌ي بازيگري هم داشتين؟
- بله... دوازده قسمت از سري فانتزي نهايي رو من بازي كردم!
كرام: چي؟
- دوازده قسمت از فانتزي نهايي... شما چرا انقدر به من نزديك شدين؟
كرام دوباره خودش رو جمع و جور مي‌كنه...
- احسنت. خب چطوره قرارداد رو همين الآن امضا كنيم؟ چه قسمتي رو دوست دارين؟ منشي صحنه يا بازيگر؟
ريكو در حالي كه خودش رو مي‌زنه به اون راه...
قرارداد؟ كجاست؟
- همينجا بفرمايين!
و قرار داد رو مي‌ده به ريكو.

ريكو هم يه چيزي مي‌نويسه و مي‌ده به كرام.
كرام: ؛ ؛ اين امضا چيه خانم ريكو؟
سرش رو كه بالا مياره ... پيرمردي زشت و بيريخت با موهاي خاكستري و ابروان بلند و چهره‌اي زشت با دستمالي كه انداخته رو دوشش نشسته جلوش...
شما؟
چاكرت آبرفورثم...
پس اون خانم چي شد؟
هيچي آبجيمون بود.. فرستاديمش خونه... خوب نيس آبجي‌مون بازيگر بشه... اين كارا تو خون ما نيس... مراممون رو مياره پايين. اي تف به هرچي نامرده...(بيگانه از پشت در: دارمت آبرفورث)
كرام كه اعصابش كشمشي شده خودش رو خيلي كنترل مي‌كنه تا نشه.
- خب پس از اول شروع مي‌كنم...
- اسم؟
- آبرفورث برايان پرسيوال
- :-O
- گفتم خدمتتون فقط اسم...
- داش داري اذيت مي‌كنيها اسممونه ديگه...
- بسيار خوب... فاميل؟
- چاكر شما دامبلدور...
- سابقه‌ي بازي هم داشتين؟
- اي بي‌مروت بازي يعني چي؟ دس مي‌ندازي من رو؟
- نه منظورم بازيگريه...
- نه داش؛ نداشتيم.
- چيكاره‌اي؟
- آوي نفس كش! به من مي‌گي چيكاره‌اي...
- نه منظورم اينه كه شغلت چيه... كه يه نقش رو بازي كني.
- چاكر شما آبدارچي هاگزهدم... امري باشه در خدمتيم. بروبچ يه سيخ چايي...
- متشكر؛‌پس لطفا يه نقش كوتاه برامون بازي كنين...
- نوكرتم.. چي بازي كنم؟
آبرفورث مثل فشنگ از جاش مي‌پره...
- هر چي دوست دارين...
مخلصيم...
اداي نشستن لب يه چيزي رو در مياره و شروع مي‌كنه... حركات موزون از گردن... حاجي داركي هم مياد تو...
كرام:
آبرفورث كاملاً جو گير شده... پا مي‌شه با دستمال شروع مي‌كنه.. گردن هم فراموش نشود. چپ و راست حركت‌هاي موزون ...
آبرفورث هوار مي‌كشه...
- آقا خودش خوب مي‌دونه...
كرام:
- حالا پاشو حالي بكن... يه رقص و خوشحالي بكن... كم كم حاجي داركي هم گردنش رو تكون تكون ميده...
- كافيه!... كافيه! كافيــــــــــه!
آبرفورث با گردن خميده يه نگاه چپ مي‌ندازه...
كرام: متشكرم... دستتون درد نكنه... باهاتون تماس مي گيرم.
- چاكر آقا... بدخواه مدخواه داشتي عكس بده... بدم نوچه‌ها ياورش رو استاد كنن!
- چشم. بفرمايين منزل باهاتون تماس مي‌گيرم.
مخلصيم... حاج‌اقا يا الله...
حاجي داركي: بفرماييد عزيز دل برادر.
كرام: حاج آقا از شما بعيد بود.
- نه عزيز من طبق موازين اسلامي بود. مگر نديدي در سينماها نشانش مي‌دهند؟
كرام كه امروز حسابي قاطي كرده بود:
- چرا درسته حاجي... راستي وقت ناهاره... نمي‌خواين برين ناهار بخورين؟
- نه عزير دل برادر، امروز ميهمان تو هستم. ميهمان حبيب خداست.
كرام: باشه پس بريم تا غذاي رستوران تموم نشده.
- برويم هاگزهد... از اين جوان بسيار خوشم اومد.
كرام:
حاجي داركي:
و در حالي كه كرام غر مي‌زنند از در خارج مي‌شوند.
- - - - - - - - -
براي دوستان خوبم: ريكو آواتار بنده هستش. گيج نشين.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 21:02
نمایش جزئیات
آفلاین
بيگانه و هري بيرون در هستن
بيگانه: اين دفم نشد نميدونم از وقتي اون نامرد ...
هري : چي ميگي بابا مگه نميد من پيدا شده كه كار تو درست بشه از اول ما شانس نداشتيم
بيگانه : ببين مگه نميگي نميدت فرار كرده
هري : خب
بيگانه : مگه نميگي همه جا رو گشتي نبوده؟
هري : خب
بيگانه : مگه نميگي وجب به وجب زمين رو گشتي؟
هري: خب
بيگانه : مگه نميگي ميخواي بري اسمونا رو بگردي؟
هري: بابا خب
بيگانه : خب و خربزه بابا جون من اگه تو بري تست بدي بري فيلم بازي كني ميدوني چي ميشه؟
هري: نه چي ميشه فيلم ميخوام چي كار.
بيگانه : بابا آي كيو مثل تو نوبره والا... عزيز من ميگم اگه فيلم بازي كني معروف ميشي اون وقت خود نميد با پاي خودش مياد از زير سنگم شده پيدات ميكنه افتاد حالا؟
هري: آها اوكي الان ميرم تو

هري ميره در ميزنه تق تق تق
كرام : بيگانه اگه يه بار ديگه قيافت رو ...
هري : سلام من هري پاتر هستم
كرام كه جا خورده : به به آقاي پاتر از اينورا اومديد شنيده بودم كه نميدتون نيست دل و دماغي نداريد براي ...
هري : ببخشيد من اومدم اينجا تست بازيگري بدم بريم سر اصل مطلب لطفا
كرام : آها بله پس لطفا بگيد اسم ... نه ولش اسم رو كه ميدونيم همه خب بگيد شما تا الان سابقه بازيگري داشتيد
هري: نخير
كرام: از بازيگري خوشتون مياد
هري : نه اصلا
كرام: اوه پس ميشه بگيد براي چي اومديد بازيگر بشيد
هري: ببخشيد مگه حتما بايد خوشم بياد اون به خودم مربوط ميشه كه چرا اومدم اگر ممكنه شما تستتون رو بگيريد.
كرام در حاليكه داره فكر ميكنه يه جوري حالش رو بگيره ميگه : بله البته به ما چه اصلا خب شما لطفا يك صحنه رو از اوج طنز و خنده شروع كنيد و با اوج درام تمومش كنيد
هري ميره گوشه اتاق : نميد بيا اينور نخند دختر ميخوام بزنمش ميخنده واسه من آها اين از سيم اول خورد يا نه ... نخورد؟ اي باب بابا من كار دارم بايد بزنم برم الان ميزنم تا بخوره به ساق پات قلم شه ديگه نتوني كاري بكني جورابامو شستي يا نه چي نشستي ؟ پس سيم بعدي بر تو واجب شده سيم بعدي رو ... ( اشك تو چشاي هري جمع ميشه ) چه سيمي چه كشكي ديگه سيمي برام نمونده همه سيمام رو ريز ريز كردم گذاشتم دم در همش رو بردن ... چه فايده اي داره... وقتي تو نيستي سيم ميخوام چي كار ... كي رو بزنمش... اون كي بود كه با راديو 9 شب ميخوابيد هان وقتي ميگفت گنجشك لالا سنجاب لالا اومد دوباره مهتاب بالا .... لا لا لا لا يي لا لا لا لا يي.... نميد الان ساعت 9 شده الان كجايي ؟ اونجا راديو هست؟ اگه نيست پيش خودت بخون زود خوابت ميبره زود ...
كرام در حالي كه بغضش ميتركه ميگه : بسه بسه كافيه بيرون لطفا بريد منتظر باشيد تا .... بريد بعدا خبرتون ميكنيم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 19:55
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام: اسم؟
بیگانه! :ylash:
کرام:نه!
بیگانه:چرا باور کن خودمم دقت کن
کرام:برو بیرون دیوونه!
بیگانه:نه نه من تمرین کردم نقش نگهبانو.
کرام: جدی؟
بیگانه:آره راس میگم .
کرام:خوب بازی کن ببینم!؟
بیگانه:چه بازی الک دولک؟
کرام: نه بازیگری کن!
بیگانه:آهان!
کرام:الان اینجا یک دره(door) !
بیگانه:همون در بزرگه؟
کرام: آره هرچی تو بگی! شروع کن!
بیگانه:راد دارا دار داراداراداردا
کرام:چه غلطی میکنی؟
بیگانه:مارش نظامیه!
کرام:مارش دیگه برای چی؟
بیگانه:خوب باید نگهبانی بدم دیگه!
کرام: خوب نمی خواد یک نقش دیگه فرض کن تو یک فروشنده ای خوب؟
بیگانه:مغازه ام بزرگه؟
کرام:فرقی نمیکنه! خوب حالا من به عنوان خریدار میام تو!
کرام:تق تق تق
بیگانه:
کیه؟
کرام:میگم« ببخشید سلام من شاخ تک شاخ میخواستم» و در را پشت سرم می بندم!
بیگانه:کدوم در را! در بزرگه؟
کرام: هیچی بابا در را نمی بندم !بازی کن!
بیگانه:سلام عزیزم
کرام:خوبه!ادامه بده!
بیگانه:میشه در را ببندی؟
کرام:کدوم در اینجا که در نیست!
بیگانه:همون در بزرگه .
کرام:بس کن سوالم را جواب بده «شاخ تک شاخ دارید؟»
بیگانه:نمی دانم!؟
کرام: چرا؟
بیگانه:آخه نگفتی دارم یا نه؟
کرام: هر چی میگم بگو دارم!
بیگانه:خوب!
شاخ تک شاخ دارید؟
بیگانه:دارم
سوسک سرگین غلطان چی؟
بیگانه:دارم
یک دونه بدید:
بیگانه:دارم
کرام:نگو دارم بگو بفرمایید
بیگانه:دارم
کرام:دارم گفنت را بس کن دیوونه !
بیگانه:دارم
کرام:برو بیرون
بیگانه:دارم
کرام:درهم پشت سرت ببند.
بیگانه:کدوم در را همون بزرگه؟
کرام:
:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 19:29
نمایش جزئیات
آفلاین
هری باز جو گرفتتش و گفت:
من میخوام بدونم سیریوس مرده یا نه
دالاهوف:نه نمرده اینجا پیش منه تو جیبمه ایناها...
هری:من میخوام بدونم سیریوس کجاست....
دالاهوف:اه چقد کلکل میکنی بچه ......میخوای بدونی کجاست....پیش مامان باباته.......
نویل:فکر میکدب راست میگه هری
هری:نه شما سیریوس رو کشتید....من هیچ وقت نمیبخشمتون....(هری یه لحظه خون تو چشاش جمع میشه و....)
هری:اون سیریوس رو کشت خودم میکشمش
دالاهوف:خواب دیدی خیره!!
هری:فوتت کنم میری هوا
دالاهوف:فوتتو نگه دار باهاش بادکنک باد کن!!
هری در حالی که جای زخمش میسوزه
دالاهوف:برو پیش سیریوس جونت نخواستیم بابا!!!
هری:بله که میرم تا چشت دراد!



خوب بازی کردم ویکتور؟؟
کرام:آره خوب بود ولی یه کم حالت طنز داشت..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام:اسم؟
بیگانه

کرام:بروبیرون دست از سرم بردار!
بیگانه: نه دیگه ایندفعه یکدفعه دیگه یک دفعه دیگه
کرام:خیلی خوب مثل آدم جواب میدی ها:
بیگانه:بله باشه
کرام:می‌خوام یک صحنه بازی کنی که توی اون تو نقش یک نگهبان را داری.فهمیدی؟!
بیگانه نگهبان! نگهبان کجا؟
کرام:نگهبان یه در!
کدوم در؟
کرام:مثلا یک در اینجاست.
بیگانه:درش بزرگه؟
کرام:برو بیرون؟
بیگانه:خوب....

کرام:چرا قیافه ات را اینجوری میکنی؟
بیگانه:جذبه میگیرم
کرام:حالا من میخوام رد شم
بیگانه:بفرمایید

کرام: نه تو باید جلوی من را بگیری!
بیگانه:چرا؟
کرام:برای اینکه تو نگهبانی.
بیگانه:جدی! من! نگهبان گجا؟
کرام: ای خددددددا
کرام:برو بیرون
بیگانه:بیرون نگهبانی بدم؟
کرام: برو بیرون دیوونه ام کردی!
بیگانه:درست صحبت کن دیوونهام کردی چیه دیوونه م کردی
کرام: این چه فرقی کرد؟
بیگانه:فرقش تو لحنشه.
کرام: تو رو خدا برو بیرون
بیگانه:خیلی خوب ولی قول میدم زود بیام.
کرام: باشه برو
بیگانه:خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 18:49
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی و مازامولا و بیگانه وایساده بودند
کرام میاد تو...
کرام:خب شماها باید دیالوگ حفظ کنید....
بیگانه:بله بله حفظ میکنیم....چیو باید حفظ کنیم؟
کینگزلی:بله بله بده حفظ کنم...
کرام:خب شما روی این تخت بخواب...بعدش مازامولا از خونه میره بیرون....شما از خواب بیدار میشی میبینی مازامولا نیست بعد بیا جلوی پنجره داد بزن:آهای بی وفا!دیگه دوستم نداری؟
بعدش مازامولا سوار ماشین میشه میره...
بیگانه:من چیکار کنم اینجا؟
کرام:شما حرکات موزون انجام بده
حاجی:حرکات موزون باید اخلاقی باشه...تحریک کننده نباید باشه....
کرام:چشم حاجی من موازین اسلامو دارم...
کینگزلی:خب شروع کنیم؟
کرام:اوکی camera light sun every body ready??
همه:ready
کرام:action!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 18:39
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان:ساختمان مرکزی کرام پیکچرز دفتر ریاست
زمان:9:30 شنبه صبح
موضوع: انتخاب بازیگر
-------------------------------
در باز میشود و مازامولا وارد اتاق میشود
کرام :اسم؟
مازامولا: مازامولا
کرام:فامیل؟
مازامولا:مازامولا
کرام:مگه میشه؟
مازامولا:چرا نشه؟
کرام:هیچی،تحصیلات؟
مازامولا:سال پنجم
کرام :سابقه فیلمسازی داری؟
مازامولا :اره مثل چو چند وقتیه آرتورو رو فیلم کردم خودشم نمیدونه هنوز

کرام :پس خوب فیلم میسازید؟
مازامولا:بله من حرفه ایم
کرام:بازیگری چی؟
مازامولا:یعنی شما اسم مازا مولا رو نشنیدید؟
کرام:نه چرا باید شنیده باشم؟
مازامولا:من تو تموم اروپا معروفم چطور نشنیدید؟
کرام:خوب اسم یه فیلمی که توش بازی کردیو بگو؟
مازمولا:(به من میگن مازامولا)
کرام : فیلمش معروفه؟
مازامولا:بله معروفه چون از زندگی من ساختنش
کرام:مگه شما کی هستید؟
مازامولا:من یکی از رئوس مثلث ترسناکم
کرام: :مثلث چی؟
مازامولا:من و آرتور ویزلی و کالین کریوی
کرام:حالا چیش ترسناکه؟
مازامولا:هیچی فقط خواستیم به مرگخوارا توپ بزنیم
کرام: یه بازی کنید
مازامولا: ای آرتور از تمام احساسم به تو میگویم که با تمام وجود از تو حمایت میکنم وزیر آیندم
کرام :خواهر وزیر فقط کینگزلیه اینجا بحثهای سیاسی نداریم جواب شما رو تا پنج شنبه میدم
مازامولا:ممنون
ای برادر و از اتاق میره بیرون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: هالی ویزارد
ارسال شده در: شنبه 21 شهریور 1383 18:26
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی از در میاد تو...
کرام نشسته پشت میز...
کرام:به به جناب وزیر..اومدید بازیگری؟
کینگزلی:بله کرام عزیز اومدم تست بدم....
کرام:شما که اصلا تست نیاز ندارید شما که خودتون استاد نمایشنامه و بازیگری هستید...
کینگزلی:نگاه کن کرام اومدیو نسازی من اینا همه دارم میگم حقوق بشر اونوقت تو میخوای بدون تست منو بازیگر کنی؟
کرام:بله بله جناب وزیر ولی قبول شدن شما که حتمیه...
کینگزلی:میدونم کرام عزیز اما شما تستو بگیر فردا مایه ی بدنامیه من نشه...
کرام:اوکی میگیرم.....خب شما نقش اون بازیگر سیاهه رو بازی کن که توی فیلم ماتریک بود...اسمش چی بود...مرفیوس...من الان به طرفت طلسم میفرستم شما جاخالی بده...ماتریکیسه دیگه...
کینگزلی:بی انصاف اینم تسته یکیش بخوره بم چی؟
کرام:دیگه باید تستو بدی....
کینگزلی: خب باشه بفرست طلسمارو....
کرام:آوادا....
کینگزلی:نه غلط کردم نمیخوام بازیگر شم....نا مسلمون طلسم مرگ میزنی؟...اگه بمیرم چی؟....کرام چون من حوصله ندارم من نقش بن کینگزلی رو میخوام توی خانه ای از شن و مه
کرام:اوکی اوکی بررسی میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.