جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

81 کاربر(ها) آنلاین هستند (68 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
78 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 20:03
نمایش جزئیات
آفلاین
آمبريج جان!اگه خوشت نمياد مجبور نيستي بخوني. بعدشم من ميخوام خاطراتمو بنويسم.من كه فعلا خسته نشدم.يه جا حمايت ميكني و حرفمو تاييد ميكني،يه جا هم ميزني تو ذوقم!بابا بالاخره جبهتو معلوم كن ما لااقل بدونيم كدوم طرفي!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 19:54
نمایش جزئیات
آفلاین
يكشنبه: امروز دوباره vol سرما خورد! عجب وضعيه ها!اين دفعه ام صبر ميكنم ولي اگه از 3 روز بيشتر شد،بهش معجون فلفلي ميدم!فعلا ببينم چي ميشه! نتيجه اخلاقي روز:واسه اينكه بفهمين بعد از يكبار مريضي،مقاومت بدن بچه هاتون بيشتر شده يا نه حداقل 3 روز صبر كنين،بعد بهشون دارويي چيزي بدين!اين طوري خرجشم كمتره! به بچه هاتونم بگين يه ذره بيشتر مراقب خودشون باشن تا كمتر مريض شن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
ساحره جان بی خیال بابا خفه شدیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
never opened my self ths wovy
life is our s we life it our way

all this words I dont just say
and nothing Else matters
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 19:30
نمایش جزئیات
آفلاین
شنبه: اصولا اصالت از نظر من چيز مهميه!همين طور سياه بودن،اونم از نوع ذغاليش!(از دعوام با رييسم كاملا معلومه،بدون هيچ ترسي از اخراج شدن!تازه از اين موضوع خوشحالم بودم! آخه اون سفيد بي خاصيت رييس من باشه؟!نه،آخه خودتون قضاوت كنين! فكر كنم موقع انتخاب رييس به سر طرف يه ضربه اساسي خورده بوده! نه،حتما خودشم سفيد بوده،آره ديگه. به اين ميگن تبعيض قايل شدن! آخه منم كانديد بودم.تو اين دنيا همه فقط به من ظلم ميكنن،كار ديگه اي كه بلد نيستن در حق من انجام بدن! ) امروز يه همسايه سفيد واسمون پيدا شد،خدا نصيب نكنه! ميدونين از كجا فهميدم كدوم طرفيه؟آخه از همون لحظه اول كه با هم ملاقات كرديم(كه اي كاش مفتخرشون نمي كردم!)،هي مي گفت:دامبلدور پيروز ميشه!دامبلدور پيروز ميشه!منم از ترس اينكه بفهمه اژدها دارم و نهايتا مواجه شدن با وزارتخونه و همين طور به دليل نفرت قلبي كه از سفيدا دارم،يه پاكت(مجددا خوشگل و گل منگلي)برداشتم.بعد نشستم از تو كتاب طلسم يه طلسم عالي پيدا كردم. اونم كه دچار دردسر شد. ولي چون بي نشون بود نتونست بفهمه كار كيه! براي همينم دمشو گذاشت رو كولشو الفرار كه يه موقع دوباره براش دردسر درست نشه! با اين حال هيچ كسي ازم تشكر نكرد!سياهاي بي معرفت،نمك نشناسا! به جغدم ياد دادم كه هر وقت واسه كسي نامه برد،زود قايم شه تا طرف پيداش نكنه.بعد وقتي بالاخره طرف پيداش نكرد و رفت بياد خونه.اين طوري كسي نمي بينتش.اگرم نامه بي نشون باشه،طرف نه اسممو ميدونه،نه آدرسمو بلده و نه جغدي داره كه جوابو باهاش بفرسته!(چون وقتي نشناستم،بايد يه جغد آشنا اون حوالي باشه ديگه!) نتيجه اخلاقي روز:گربه رو دم حجله بكشين! در ضمن به جغدتونم ياد بدين مثل جغد من باشه،خيلي به دردتون ميخوره! اگرم كسي واستون كاري انجام داد ازش تشكر كنين!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 18:57
نمایش جزئیات
آفلاین
جمعه: امروز اتفاق خاصي نيفتاد.شايد چون جمعه بود! نتيجه اخلاقي روز:اگه تو طول روز اتفاق خاصي براتون نيفتاد،بيخودي چرت و پرت ننويسين.بگين هيچي نشد!چرا ملت رو مسخره خودتون كنين آخه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 18:41
نمایش جزئیات
آفلاین
پنج شنبه: امروز خيلي ناراحتم.اصلا حال و حوصله هيچ كاري رو ندارم! بعضي اوقات آدم احساس ميكنه از زندگي سير شده! آخه يكي با بچه ها و همسرش اومده بود خونه همسايمون.بچه هاش رفتن با بچه هاي همسايه كوييديچ بازي كنن كه چشمتون روز بد نبينه،يهو سرخگونشون افتاد تو حياطمون!vol هم تو حياط بود.داشت زهره ترك ميشد! آخه سرخگون درست كنار دمش فرود اومد،اونم با چه شتابي! منم كه ميدونين چه جوريم.افتادم دنبال بچه ها و تا ميتونستم طلسم حوالشون كردم!تا اونا باشن ديگه از اين كارا نكنن،لااقل با يه آدم اهل طلسم! همسايمم باهام قهر كرده.فكر كرده من از اونام كه منتشو بكشم! فقط خوبيش اينه كه اونم از وزارتخونه مثل من زياد خوشش نمياد كه بره خبرشون كنه.راستي سرما خوردگي vol كوچولو هم خوب شد! نتيجه اخلاقي روز:اگه كسي بهتون صدمه زد،طلسمش كنين.تا ميتونين! به بچه هاتونم بگين عوض ترسيدن با آتيش بيفتن دنبالش!همسايه هاتونم درست انتخاب كنين،يه وقت اهل چقلي نباشن!منت كسي رم نكشين!راستي،هيچ وقت سر به سر يه آدم اهل طلسم و طلسم كاريم نذارين!عاقبت خوبي نداره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 17:58
نمایش جزئیات
آفلاین
چهار شنبه: امروز اسباب كشي كردم.اين خونه از قبلي خيلي بزرگتره! دور و برشم همه سياهن،سفيد مفيد نداره!ولي واسم خيلي گرون بود! حساب بانكيم كه خالي شد،هيچي،مجبور شدم از دوستامم كلي قرض بگيرم! آدم بميره ولي محتاج كسي نشه.به vol هم گفتم مواظب عطسه ها و سرفه هاش باشه.وقتيم كه حالش خوب شد زياد آتيش نده بيرون! إ،چه معني داره؟!بچه بايد مودب باشه! نتيجه اخلاقي روز:سعي كنين تو زندگي محتاج هيچكس حتي دوستانونم نشين! لطفا بچه هاتونم مودب بار بيارين!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 17:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سه شنبه: امروز بد شانسي آوردم! آخه vol كوچولو سرما خورد.منم تصميم گرفتم بذارم خودش خوب شه كه دفعه ديگه زياد طول نكشه.ولي در حالت عادي هي آتيش از دهنش بيرون ميومد كم بود،حالا عطسه و سرفه ام بهش اضافه شد.خونم خاكستر شد رفت پي كارش! شانس آوردم دور و برم جادوگر و ساحره سفيد نيست،وگرنه تا حالا وزارتخونه فهميده بود اژدها دارم!!! ولي اشكال نداره.بالاخره يه روزي بايد مي رفتم يه خونه بزرگتر يا لااقل يه خونه اي كه حياط بزرگتر داشته باشه.وقتي كه بزرگ بزرگ شد بهش ياد ميدم كه فكر پروازم به سرش نزنه،وگرنه ميبيننش.ولي با اين حال بازم الهي قربونش بشم!روز به روز داره بزرگتر،قويتر( )و البته خوشگلتر ميشه! نتيجه اخلاقي روز:به بچه ها ياد بدين آتيش واسه بازي كردن نيست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد 1383 15:57
نمایش جزئیات
آفلاین
چه روزگاري شده!مثل آب خوردن به آدم تهمت ميزنن!جناب آقاي پاتر!كه فرمودين:اون يك ساحره است.(در اين جمله معنا نهفته است)هري جان حالا قصد دارم معناي واقعي رو به جنابعالي نشون بدم! خوبه يه اسم پيدا شد كه شما ازش سواستفاده كنين. منو كه ميشناسي چه اخلاقي دارم.امروز ميخواستم بعد از نوشتن خاطراتم براي يكي(حالا هر كي كه شد)طلسم بفرستم كه خوشبختانه شما با اين عمل به موقع منو از سردرگمي نجات دادين! واقعا ممنون!بعدشم،من زن مودي بشم،محاله! با اون چشمش حال آدمو بهم ميزنه،اه اه آدم چندشش ميشه! رفته واسه خودش مثلا شغل پيدا كرده،رفتگري!بايد خدمتتون عرض كنم كه من آدم تميزي ام. در ضمن،از سفيدام فوق العاده بدم مياد،اينو كه بايد خوب بدوني! حالا با اجازه شما ميخوام برم سر خاطراتم.اگه جناب لرد بدشون نمياد تو دفترچه خاطراتشون بنويسي تا بتونن به هدفشون برسن،در عوض من از اينكه تو دفترچه من سرو كله ات پيدا شه خيلي بدم مياد! در ضمن اصلنم با هاگريد جان شما(خوشبختانه)نسبتي ندارم! اينم يه تهمت ديگه! ، ، ، ، و........... نتيجه اخلاقي روز:اگه كسي بهتون تهمتي مثل نسبت داشتن با سفيدا زد،فقط طلسم ميتونه بيماريشو درمون كنه(بيماري ايجاد دردسر براي خود و ديگران و به خصوص براي خودش)!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار
Re: از دفترچه خاطرات يك ساحره سياه اصيل!
ارسال شده در: دوشنبه 4 خرداد 1383 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
دوشنبه: امروز داشتم فكر ميكردم اسم اژدهامو چي بذارم.آخرش گذاشتم:Volcano(كوه آتشفشان)!البته خودم صداش ميكنم:vol!ناراحت نميشه،ميدونم.هر چي باشه من مامانشم، اشكال نداره باهاش شوخي كنم.آخه اژدها نيست كه!تند تند از دهنش آتيش مياد بيرون! شايد چون نژادش گوي آتشين چينيه؟! ولي اشكال نداره،بزرگ كه شد از مامانش و همين طور خواهر برادراش در مقابل دشمنا دفاع ميكنه! الهي قربونش بشم! نتيجه اخلاقي روز:بچه ها رو از الان براي آينده تربيت كنين، واستون مفيد خواهد بود!در ضمن از الان بهشون ياد بدين از اينكه كسي باهاشون شوخي كنه ناراحت نشن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
طرفدار جادوی سیاه ـ وفادار