
مورفين كوتوله وارانه ميخنده و برميگرده به طرفه سدريك كه خيلي آدمه بديه بده بد.
مورفين ميپره هوا شيش تا ملق ميزنه مياد رو زمين سه تا پرتغال ور ميداره شروع ميكنه به بالا پايين انداختنشون چوبدستيشو ميگيره از زيره پاهاش رد ميكنه و سدريكه بده بد داره هي طلسمهاي رنگي براي شادي بيشتر محيط ميفرسته.
بعد مورفين يهو يه طلسم ميفرسته سدريك هزارو پونصد متر ميره زيره زمين بعد ميپره بالا.
مورفين:هر هر هر.
سدريك تا خنده ي مورفين رو ميبينه تو دلش ميگه:الهي چه خنده ي شيريني به هر حال كودكه بايد گر ه ها و عقده هاي كودكيشو سره يكي خالي كنه ديگه.
سدريك ميافته رو زمين ولي مورفين ديگه طلسم نميزنه
سدريك:بزن ديگه عمو جون بزن منو له كن من يه سدريكه بدجنسم .الهي قربونت بشم جيگرتو بخورم شنگولكم منگولم هپه انگوركم بزن ديگه.
مورفين:نميخوام
سدريك:اا عمويي چرا آخه مرد كه نبايد گريه كنه قوي باش.
مورفين:آخه آخه اهي دارم
سدريك:اوه اوه ميگما بيا بيا دستتو بده ببرمت دستشويي.
نيم ساعت بعد.
مورفين گانت:آخيش مرسي عمو جون چشام باز شد.
سدريك:پس چرا چشات باز نشده؟من كه چيزي نميبينم.
مورفين:عمو تو چرا همش منو ضايع ميكني هيشكي منو دوست نداره
اصلا من ميرم زنده خوار ميشم شما مرگخوارا هي منو مسخره ميكنيد مگه من چيكارتون كردم
سدريك:هيچي عمويي بيا بريم بازيمونو بكنيم.
دوباره مورفين چوبدستيه پلاستيكيشو در آورد و رو به سدريك گرفت ولي هر چي گفت بنگ بنگ هيچي نشد.
سدريك:بده من باطريش تموم شده
سدريك از جيبش دو تا باطري قلمي در آورد و درون ونده اسباب بازي موررفين انداخت و چوبدستي شروع كرد به ورد زدن.
سدريك دوباره دو هزار و پونصدو نود و نه سانتي متر و شصت و چهار ميلي متر پرت شد عقب.
مورفين خنده اي از سره شوق كشيد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) و یه مرد با موهای سیاه که تکه هایی از موهاش کنده شده ... در دست مرد مو مشکی ، یک تیغ هم دیده میشه .