جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  120 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  241 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  238 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  322 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 2 تیر 1385 02:41
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلین اینبار با صدایی گوش خراشتر فریاد زد : آماده ... يك ، دو ، سسسسس ... !
ملت : چي شد استاد ؟! !
مرلين سرشو تكون داد و در حالي كه براي خودش يه ليوان جگوار ظاهر مي كرد ، گفت :
_ هيچي بچه ها يه حمله قلبي ساده بود !
_ حيف شد نمرد !
_ كسي چيزي گفت ؟!
_ نه استاد !!!
_ باشه باور مي كنم ، من هميشه به جوونا ميدون دادم ، آوداكداورا !
ملت : !
ولي در نهايت قيافه طرف زياد واسه هيچ كس آشنا نبود !!!
مرلين لبخندي زد و رو به بچه ها كرد :
_ اين واسه اين بود كه حساب كار دستتون بياد ...

مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

دست هام شديدا عرق كرده بود ، بايد حفظ آبرو مي كردم و همين جلسه اول ثابت مي كردم كه اونقدر ها هم تابلو نيستم !
_ عزيزم بيا توي دستاي من جا بگير !
با استرسي شديد به جارو خيره شدم ، بسي سعي كردم كه اون رو تو دستاي خودم بگيرم ، ولي بي فايده بود .
تا نيم ساعت به سعي خودم ادامه دادم . كم كم داشتم از عصبانيت سرخ مي شدم !
_ د ، بي معرفت شديا ! بيا تو دستم ديگه !
جاروم اومد بالا ! داشت ميومد تو دستااااااام ! سر تا پامو ذوق فراگرفت ، از خودم بيخود شدم و خواستم كه جاروم " بامرامو " در آغوش بگيرم ؛
_ بيا بغلـــــم بامرام !
در همين موقع پام گير كرد و جاروم تقي به زمين افتاد ! در حالي كه سعي مي كردم بالا رو نگاه نكنم رفتم و رو نيمكت نشستم !!!

هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

سخت به فكر فرو رفته بودم ! بعد از اون گندي كه زده بودم نبايد باز خرابكاري مي كردم ...
_ ممم ... اول بايد دست چپ و راستمون رو تشخيص بديم ، بعد ... ممم ! آهان ! بايد به توصيه هاي ايمني قبل پرواز با دقت گوش بديم !
_ ؟!
با حرارت و اعتماد به نفس شروع كردم به ادامه دادن ؛
_ دو در در قسمت جلو ! دو در در قسمت عقب و دو در در طرفين ! جليقه نجات زير صندلي شماست !!!
_ !
_ بعد مي تونيم اگه خواستيم جارو مونو چك كنيم كه سالم باشه و خوب برق بزنه كه چشم حسودا رو كور كنه !
_ ... حالا مي توني به صورت عملي نشون بدي و يه پرواز لايتي هم داشته باشي ؟!
در حالي كه افتخار سراسر وجودم رو پر كرده بود ، سرم رو بالا و گرفتم و گفتم :
_ حتما !
و به يه حركت سوار جاروم شدم و اوج گرفتم ...
مرلين در حالي كه سرشو تكون مي داد ، گفت :
_ خوشم مياد همه نكته هايي كه گفته بود رو رعايت كرد !!!

احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

هي بشر ! چه توهمــــــــي ! كمي احساس دل پيچه كردم ولي بعد محو منظره خفني شدم كه از اين بالا مي ديدم ! از اين بالا همه چي چقدر كوچيكه ، بچه ها رو مي ديدم كه هر لحظه كوچيك و كوچيك تر مي شدن ، يكي كه فكر كنم مرلين بود ، افتاد روي زمين ! فكر كنم دوباره حمله قلبيش بوده ، به دوستان قديمي خودم !
كمي ارتفاعمو بيشتر كردم و براي يه دسته كواك كواك كه داشتن به سمت جنگل هاي معتدل استوايي كوچ مي كردند دست تكون دادم !
بچه ها مشغول دست زدن بودن و تشويقم مي كردند ؛
_ يك و يك و يك ! دو و دو و دو ! سه و سه و سه ! مسابقه مدرسه !

چند دقيقه بعد

ديگه خيلي خوش گذشته بود ، بايد برمي گشتم پايين ، كم كم ارتفاعمو كم كردم ، تصميم گرفتم برم از پشت برج نجوم دور بزنم !!!
_ ا ؟! اين مرلين بود ؟! اون كيه پهلوش ؟! اون چيه تو دستاش برق مي زنه ؟! گاليونه ؟!
كمي نزديك تر شدم ...
" نـــه ؟! اين يارويي كه مرلين بهش پول داد ، هموني نيست كه سر كلاس با طلسم آوداكداورا كشتش ؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 2 تیر 1385 01:35
نمایش جزئیات
آفلاین
نکته:قسمت هایی که رنگی هستن پاسخ سوالا هستن و در اخر هر قسمت هم شماره سوال ذکر شده.
---------------------------------------------------
مرلین اینبار با صدایی گوش خراشتر فریاد زد : با شماره 3 سوار جاروهاتون بشید!
مرلین:1...2...3!
همهمه ای برپا شد.
هدویگ دست...ببخشید پر راستشو بلند کرد تا جارو رو بگیره.نمی دونست باید چی کار کنه!
هدویگ::جارو جارو بیا!
اما جارو هیچ تکونی نخورد!ایندفعه سعی کرد جارو رو با اسمی که براش انتخاب کرده بود صدا کنه.
هدویگ:بیا جانی!
ولی بازم جارو هیچ تکونی نخورد!دوباره تلاششو به کار بست.ایندفعه با التماس کردن!
هدویگ:جون مادرت بیا!الان مرلین سرم داد میزنه!بیا دیگه!اه.
اما بازم جارو هیچ تکونی نخورد.این وسط یه مگس نفهم اومد روی پر هدویگ نشست.هدویگ همونطور که پرشو روی جارو نگه داشته بود به اون تکونی داد تا مگسو از روش بپرونه.
با تکون دادن دستش جارو بالا اومد و توی دست راستش قرار گرفت.از شانسی درست انجام دادن این قسمت لذت عجیبی بهش دست داد!(1)

مرلین به سمت هدویگ اومد و با دیدن موفقیت اون کمی متعجب شد.ولی بعد لبخندی زد و گفت:
_آفرین هدویگ!خوب بود.خوب حالا به من بگید هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟!
همه به فکر فرو رفتن.
مرلین پرسید:کسی نمی دونه؟
هدویگ:من من من!
مرلین با خوشرویی رو به هدویگ کرد و گفت:خوب بگو عزیزم.
هدویگ آب دهنشو قورت داد و شروع به صحبت کرد.
هدویگ:اول از همه اینکه هرگز نشه فراموش ، لامپ اضافی خاموش!
مرلین:خوب؟!
هدویگ:دوما اینکه باید هواسمون باشه که از سمت چپ سوار جارو بشیم!بابام گفته سمت راست جیزه!
مرلین:بقیش؟
هدویگ:سوما اینکه پشت ما باید به سمت اون تیکه جارو که باهاش زمینو تمیز می کنن باشه!
مرلین:دیگه؟!
هدویگ:هیچی!پرواز خوبی را برای شما آرزومندیم!(2)

مرلین:ممنون هدویگ!خوب بچه ها ازتون می خوام که شروع کنید.همه می تونین به مدت 5 دقیقه پرواز کنین!
بچه ها با خوشحالی به جاروها نگاه کردند و آماده پرواز شدند.
هدویگ به جارویی که در پرش بود نگاهی انداخت و آماده پرواز شد.طبق نکات ایمنی ابتدا لامپ اضافی را خاموش نموده ، از سمت چپ سوار جارو شد!در ضمن دمش هم به سمت اون جای جارو بود که باهاش زمینو تمیز می کنن!
هدویگ جلوی جارو رو تکون داد ولی جارو حرکتی نکرد!
هدویگ شروع به تکون دادن جارو کرد و با قدرت اونو اینورو اونور کرد!ولی دریغ از یه حرکت کوچیک!
هدویگ از عصبانیت پاشو به زمین کوبید.باز هم به طور کاملا شانسی جارو شروع به حرکت کرد.جارو داشت ارتفاع می گرفت و هدویگ هیجگونه حس خاصی نسبت به این قضیه نداشت.چون قبلا پرواز و ارتفاع گرفتن رو تجربه کرده بود!به هوا رفت و با ناشی بازی ای که از یک تازه کار بعید نبود شروع به پرواز کرد!
هدویگ:قام قام!ویژژژژ!چه حالی میده!از این به بعد جارو سواری خوراکه!
هدویگ دقایقی دور زمین چرخید و پس از پیدا کردن تسلط نسبی بر جارو شروع به ویراژ دادن جلوی بقیه کرد!هدویگ با سرعت پیش مونتاگ رفت و به حرفهایی که مونتاگ با خودش می زد گوش داد.
مونتاگ:آی مامانی!الان میفتم!کمک!
هدویگ کنار مونتاگ رفت و گفت:هی آنی!اربابت بهت پرواز یاد نداده؟هه هه!حقته کوچولو!
با صدای سوت مرلین هدویگ به سمت زمین حرکت کرد و با توجه به این که ترسش ریخته بود جارو رو خیلی راحت فرود آورد.(3)

----------------------------
مشخصه که کل متن جواب سوال چهاره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 2 تیر 1385 01:03
نمایش جزئیات
آفلاین
سوال 1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

خوب میگم : ها چوبی بیا تو دستم جون مادرت بیا تو دستم جون پدرت بیا تو دستم اگر اینارو قبول نکرد میگم تو رو جون مرلین بیا تو دستم این دیگه رد خور نداره میاد تو دستم( اگر باز هم نیاد جون آفتابه ی مرلین دیگه کارسازه )

- سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

اول از هم مراقب باشیم آدامسی چیزی روش ننداخته باشن دوم اینکه در اون حوالی برادر حمید در پشت سر قرار نگرفته باشه که حین بالا آوردن پا برای گذاشتن رو چوب جارو فکری به سرش بزنه . و اینکه مراقب باشیم شلوار نازنینمون یهو از وسط جر نخوره

- سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

خیلی حال میده میری اون بالا و برای اونائی که پایینن شکلک در میاری اینطوری

- نمایشنامه : نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین . ( 15 امتیاز )
روز اول سوار شدن بر روی جارو
روز اولی بود که میخواستم رو جارو سوار بشم ولی چون خیلی میترسیدم خودمو خیس کرده بودم و نمیدونستم چیکار کنم رفتم به سوی مدیر آموزشگاه مشکلم رو گفتم اون گفت نترس برای اینکه ترست بریزه ما یه راه حل پیش بینی کردیم بعد من گفتم خوب چه راه حلی مدیر گفت ما یه خغد داریم اینجا به نام جغدی جون (هدویگ)اونو گذاشتیم برا همین مواقع شما بار اول رو اون سوار شو ترست ریخت بیا رو جارو بشین آقا ما رفتیم جغد سواری آی حال داد که نگو اینم اولین خاطره ام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 2 تیر 1385 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
کلاس پرواز و کوییدیچ

دانش آموزان عزیز این برنامه ده جلسه آینده است و قراره طبق این برنامه کلاسها برگذار بشه .

جلسه اول : طریقه سوار شدن صحیح بر روی چوب جارو .

جلسه دوم : آشنایی با قوانین کوییدیچ .

جلسه سوم : بررسی چوب جارو ، چماغ مدافین و توپهای بازی .

جلسه پنجم : آموزش تاکتیک های مقدماتی بازی .

جلسه ششم : تمرینهای قدرتی و آموزش مقدماتی نبرهای تک به تک .

جلسه هفتم : تاریخچه مسابقات کوییدیچ در دوره های گذشته .

جلسه هشتم : آموزش تاکتیکهای پیشرفته .

جلسه نهم : تمرین پرواز با جارو بصورت حرفه ای و آموزش پیشرفته نبردهای تک به تک .

جلسه دهم : یک ارزش یابی از کلیه مطالب و انتخاب بهترین تا این مرحله .

موضوعات جلسات بعد رو هم نسبت به فعالیت و پیشرفت دانش آموزها تعیین میکنم .

-------------------------------------------------------------------

جلسه اول : طریقه سوار شدن صحیح بر روی چوب جارو .


مکان : زمین کوییدیچ هاگوارتز
زمان : همین حالا

فیش ... فیشو ... پوف ... ( صدای وزیدن بادی ارزشی )

دانش آموزان گل و بلبل مدرسه هاگوارتز در کنار زمین ایستاده بودن و با ترس و لرز به همدیگه نگاه میکردن . قرار بود برای اولین بار سوار جارو بشن و طریقه پرواز رو یاد بگیرن .

هدویگ : ااااااااه ... پس چرا پروفسور مرلین نمیاد ؟! الان نیم ساعته منتظریم

مونتاگ در حالی که از ترس دست و پاش می لرزید گفت : حالا چرا اینقدر عجله داری ؟! اصلا ببینم مگه تو جغد نیستی ؟!

هدویگ : ایهین

مونتاگ : خب پس چرا می خوای با جارو پرواز کنی ؟

هدویگ : هومک !!! به نکته جالبی اشاره کردی . درسته من جغدم و طبیعتا نباید سوار جارو بشم ، ولی آخه کجای من مثل بقیه جغدهاست که اینش باشه !! من یک جغد دانا و اندیشمند و توانمندم

ملت ؟ هوق ...

مونتاگ : بابا اندیشمند !!! میشه بگی چیه تو با بقیه جغدها فرق داره ؟!

هدویگ : خب یعنی تو نمی دونی ؟! یخورده فکر کن .

مونتاگ : نچ !!! چیزی به ذهنم نمیرسه .

هدویگ : بابا ! خنگه ! من دارم با تو حرف میزنم . یه جغد داره با تو حرف میزنه

و اینگونه شد که مونتاگ و بقیه ملت به این حالت در اومدن

قام قام قام ... بوق بوق ... قام قام .

- برین کنار پروفسور مرلین داره میاد ... زود باشین ... برین کنار .

این صدای مرلین بود که با موتور براووش وارد زمین کوییدیچ شد . مرلین در یک حرکت انتحاریک - جواتیک از موتور پرید پایین و رو به دانش آموزها کرد .

مرلین : اوه اوه !!! نگاه کن امسال چه عطیقه هایی دانش آموز این کلاس شدن . یکی از یکی تابلوتر . ( این تیلیپ خشانت جلسه اول این استادهای بوقیه )

مرلین اخمی کرد و عربده زد : جاروها سمت راست ، روی زمین . یالا زود باشین .

دانش آموزها هم که ترسشون چند برابر شده بود اطاعت کردن و جاروهارو سمت راستشون روی زمین گذاشتن .

مرلین اینبار با صدایی گوش خراشتر فریاد زد : ........

----------------------------------------------------------------------

خب اینم از نمایشنامه جلسه اول . از این به بعد رو شما باید توی تکالیفتون ادامه بدین . به نظر من خیلی بهتره که نمایشنامه من و نمایشنامه شما در مجموع داستان جلسه اول رو تشکیل بده و کاملا به صورت نمایشنامه باشه .
ببخشید اگه بد شد . چون هم نمی دونستم باید روز اول تیر هم باید تدریس کنم و هم با بچه ها میتینگ بودیم و ساعت 11 شب رسیدم خونه .

تکالیف این جلسه :

- سوال 1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

- سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

- سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

- نمایشنامه : نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین . ( 15 امتیاز )

----------------------------------------------------------------------
دوستان هیچ محدودیتی برای روش انجام تکالیف و نوشتن نمایشنامه وجود نداره . شما میتونین طنز یا جدی بنویسین . میتونین از قوه تخیل خودتون استفاده کنین . در کل کسی امتیاز بیشتر میگیره که ایده اش زیباتر باشه .
موفق باشین .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ملت !!! منم بابا ... لرد بلرویچ ... همون بلر سگکش خدابیامرز ... بگرخین از عظمت من
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 1 تیر 1385 12:18
نمایش جزئیات
آفلاین
این کلاس از اول تیر با تدریس پروفسور لرد بلرویچ (مرلین) در روزهای پنجشنبه آغاز خواهد شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/4/1 12:27:38

Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 19 اسفند 1384 19:10
نمایش جزئیات
آفلاین
در سال 1884 مسابقه بین دو تیم رومانی و پرتغال برگزار شد. بازی از صبح شروع شد و پس از دوازده هزار بار رد و بدل شدن سرخگون مابین دروازه ها، پس از شش ماه بازی به پایان رسید. اما این مسابقه برنده ای نداشت. زیرا اسنیچ هرگز پیدا نشد.
نظریه هایی در مورد اسنیچی وجود دارند:
1- یک گربه اسنیچ را قورت داده و مرده چون فکر میکرده پرنده است.
2- یک قورباغه آنرا را خورده و مرده چون فکر میکرده سنجاقک است.
3- اسنیچ در اب افتاده و غرق شده و مرده.
4- تیم آلمان که باید با برنده ی این مسابقه بازی میکرده، اسنیچ را دزدیده.
5- تیم آرژانتین که باید با بازنده ی این مسابقه بازی میکرده، آنرا دزدیده.
6- واقعا اسنیچ گم شده بوده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 15 اسفند 1384 04:15
نمایش جزئیات
آفلاین
طبق تحقیقاتی که من انجام دادم ، اعضای فدراسیون کوییدیچ بلغارستان در سال 1884 به درخواست فدراسیون جهانی تصمیم گرفتن توی بازیهای داخلی مدرسه دورمشترانگ از یک اسنیچ جدید استفاده کنند . این طرح بخاطر شکایت های مکرر کوییدیچ بازا پیاده شد . خوشبختانه سازنده اون اسنیچ هنوز زنده است ، ولی نفسهای آخرشو میکشه . بهمین دلیل من سریع رفتم بلغارستان تا یک مصاحبه با " گریگور اسنیچوف " انجام بدم .

- آقای اسنیچوف میشه یک خاطره راجع اون مسابقه که شش ماه طول کشید برامون تعریف کنین .
- چی گفتی پسرم ... بلندتر بگو من گوشام سنگینه .
- مگم ، آقای اسنیچوف میشه یک خاطره راجع اون مسابقه که شش ماه طول کشید برامون تعریف کنین .
- یواش بابا کر شدم . گوشم دیگه اینقدرا سنگین نیست . یادش بخیر سال 1884 بود . اون وقت ها جوون بودم . چیز میز اختراع میکردم . یه روز ایگور داوینچوف ( رییس فیکوی اون زمان ) اومد سراقم گفت یه اسنیچ می خواد گرفتنش طول بکشه . منم قبول کردم . ولی به جون خودم نگفت چقدر طول بکشه تا بگیرنش . منم اسنیچ رو ساختم دادم بهشون . اونام اون رو برای بازی فینال مدرسه دورمشترانگ استفاده کردن . چشت روزه بد نبینه ، مدرسه شش ماه تعطیل بود . بازیکنا شبها میخوابیدن و صبح دوباره شروع می کردن . هر دو ماه یکبارم یه سری به خانوادشون میزدن . ولی نه... فایده نداشت . بعد شش ماه بازی رو تعطیل کردن . البته جوینده هام تقصیر داشتنا . یکی از جوینده ها رو یادمه ، " میشل کرام " ، پدر بزرگه ویکتور کرام بود . از اون به بعد بود دیگه چیزی اختراع نکردم .

خب مادام هوچ امیدوارم از این گزارش خوشتون اومده باشه .

در ضمن گریگور اسنیچوف دو روز پیش مرد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1384 22:12
نمایش جزئیات
آفلاین
در سال 1844، ميان تيم هاي دو كشور آلمان و انگليس يه بازي برگزارشد، كه يه بازي رسمي بود و مراحل مقدماتي جام جهاني كوئيديچ بود، و با شور و شوق فراوان ملت دو كشور همراه بود...در ابتداي بازي، آلمان تونست توي دقيقه‌ي 4 و ثانيه‌ي 43 و صدم ثانيه‌ي 24(من چه بدونم آخه...!!!) تونست ده امتياز از ان تيم خودش بكنه...در 15 دقيقه‌ي اول، نتايج به صورت 10 به 30 به نفع آلمان بود، كه در دقيقه‌ي 10، تبديل شد به 70 به 60 به نفع تيم انگليس...اين بازي ، در ابتدا هيجان فراواني به همراه داشت، ولي وقتي يه ساعت هم گذشت و با نتايج 130 به 160 به نفع آلمان، بازي ادامه پيدا كرد، ملت خسته و كسل شدند، و بسياري از اونا ورزشگاه رو ترك كردند...
بعد از دو ساعت، كه نتايج 200 به 200 برابر بود، يه استراحت توسط داور اعلام شد، كه حدود 20 دقيقه طول كشيد...و البته، اين استراحت به درگيري‌هاي ميان كاپيتان تيم انگليس با جستجوگر اون تيم منجر شد...
بعد از استراحت، بازي ادامه پيدا كرد، و بعد از حدود 5 سات كه ديگه استاديوم خالي از تماشاگر شده بود و ساعت حدود 11 شب رو نشون ميداد، هنوز با كمال تعجب ، كسي نتونسته بود اسنيچ رو ببينه...بالاخره، توي ساعت 7م بازي، كه اين بازي كم كم داشت ركورد زمان رو مي شكست، يه بار ديگه داور كه عوض شده بود، اعلام استراحت داد، و توي اون استراحت، درگيري هاي لفظي و بدني شديدي ميان داوران و اعضاي تيم ها در گرفت كه حاكي از اين بود كه چه اتفاقي افتاده و چرا اينجوريه و چرا اونجوريه...!!!
بازم بعد از 50 دقيقه، بازي با نهايت خستگي اعضاي تيم، شروع شد، و حدود 6 ساعت ديگه ادامه پيدا كرد، كه توي آخرش نتيجه به 1240 به 1320 به نفع انگليس رسيد...كم كم سرعت پيشرفت ماتيازا كم مي شد، كه طبق قوانين، بازيكنا مجاز بودن حدود 3 ساعت بخوابن...!
بعد از خواب و بارون و برفشديدي كه در گرفت، توي هواي باروني كه كم كم صبح مي‌شد ولي ديگه خبري از تماشاچيا نبود،‌بازيكناي دو تيم ، در كمال بي انگزگي، به بازيشون ادامه دادن...
بعد از يه هفته پر از استراحت ها و درگيري‌ها، در حالي كه امتيازا به 14570 به 14210 به نفع آلمان دراومده بود، اين خبر تبديل به خبر داغ هفته شد، و بازيكناي دو تيم تعويض شدند...
خلاصه...!!! اين مسابقه ماهها به طول انجاميد، كه بعد از حدود 6 ماه، در حاليكه نتايج به 50420 به 50110 به نفع انگليس(!!!!!!) در اومده بود و چند دوره بازيكن و چند ده دوره داور تعويض شده بود، اين مسابقه مختومه اعلام شد، كه يه سري از افراد تيم هم از كوئيديچ زده شده، از تيم استعفا دادن، و بازي به نفع هيچ كس تموم نشد...!!!
هنوز هم كه هنوزه، اون اسنيچ پيدا نشده، و عده ي زيادي معتقدند كه اون اسنيچ به درون يكي از باتلاقها سقوط كرده يا ميان شاخ و برگ و رشته هاي گياهان عجيب و غريب اون منطقه ي باتلاقي ، گير افتاده...!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اسفند 1384 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
بازی بین دو تیم اسپانیا و ترکیه در مرحله نیمه نهایی جام جهانی به میزبانی نروژ در سال 1884 بود که فیکو ( فدراسیون بین المللی کوييديچ ) تصمیم گرفت که از توپها جدید برای جستجوگرها استفاده کنه و اسنیچهای مخصوص رو مورد استفاده قرار بدهد .
در مرحله قبل بازيکنان اعتراض داشتند که اسنیچها تنبل هستند و به راحتی گرفته میشوند اما در دو بازی نیمه نهایی از توپهای جدید استفاده شد و در بازی نیمه نهایی دیگر بین آلمان و سنگال ، اسنیچ داخل حلق بازیکن سنگالی شد و مراسم جشن رسیدن به فینال و مرگ اون بازيکن در یک زمان برپا شد اما در بازی دیگر بین اسپانیا و ترکیه اسنیچ به هیچ عنوان قابل مشاهده نبود و سرعت بالایی داشت و دو جستجوگر اصلا اون رو نمیدیدند و تماشاگران این عامل رو ضعف بازيکنان میدونستند و اشاره ای به قدرت اسنیچ نمیکردند .
این بازی به قدری طول کشید که بعد از چهار ساعت و نیم بازيکنان دو تیم دست از بازی کشیدند و منتظر دو جستجوگر شدند و در اون زمان نتیجه بازی 2300 - 3700 به نفع اسپانیا بود و گرفتن صد و پنجاه امتیاز توفیقی نداشت و همه منتظر گرفتن اسنیچ بودند تا بازی تموم بشه و میدونستند که تا زمان گرفته شدن اسنیچ بازی به پایان نخواهد رسید .
دو جستجوگر به دلیل فرا رسیدن شب به رختکن رفتند و یه خواب کوتاهی کردند و با سپیده صبح مجدد عازم یافتن اسنیچ شدند اما خبری از اسنیچ نبود ... شب باران شدیدی باريده بود و کسی نمیدونست که این اسنیچ چه بلایی سرش اومده و تنها اطلاع داشتند که اسنیچ طوری طراحی شده که در مواقع بارانی در سطح پایین پرواز میکند و در ارتفاعات پایین به حرکت خودش ادامه میدهد .
سه روز به همین منوال گذشت و شب سوم بازيکن سنگالی گرفته شد اما هنوز تیم دوم فینالیست مشخص نبود !
دو نفر از کادر اجرایی فدراسیون به کمک رفتند و همراه دو جستجوگر کمی اطراف رو جستجو کردند اما خبری نبود !!
شب هفت بازيکن سنگالی هم گرفته شد اما خبری نبود .
بازيکنان تا پیدا شدن اسنیچ یه بار دیگه دست گرمی کوييدیچ رو ادامه دادند تا اسنیچ پیدا بشه و نتیجه 3810 - 5270 به نفع اسپانیا شد و در میانه راه مربی اسپانیا بازيکنان خودش رو از زمین خارج کرد تا در یک حرکت فیرپلی به مراسم شب چهل بازيکن سنگالی بروند و دو جستجوگر همچنان مشغول بودند .
بعد از سه ماه و نیم که بازی ادامه داشت بالاخره فیکو با اصرار بازيکنان ترکیه که دلشون برای خانوادشون تنگ شده بود بازی رو تموم کرد و اسپانیا برنده بازی شد .
فینال هم با توپهای قدیمی انجام شد که در عرض سیم ثانیه اسپانیا اسنیچ رو گرفت و قهرمان شد و بعدها اسنیچهای متوسط به بازی ها وارد شد .
بعد از چند ماه مشخص شد که اسنیچ در باتلاقهای زياد نروژ گیر کرده و نتونسته فرار کنه .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

وزیر مردمی اورجینال اسبق


تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
آفلاین
همه دانش اموزان توجه داشته باشند :
اگر تکالیفتون رو یه کم دیرتر از جلسه مورد نظر من ارائه بدید هیچ اشکالی (از نظر من وجود نداره ) چون کلاس هامون یه کم فشرده شده ..... پس فقط یه لطفی بکنید و شماره ی جلسه رو بنویسد (مثلا : تکالیف جلسه چهارم )
تذکر : همگی فقط تا پایان 19 اسفند مهلت دارند.
با تشکر ... هوچ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!