جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  125 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  251 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  166 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  205 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مغازه ی ویزلی ها!
ارسال شده در: جمعه 14 مهر 1385 15:24
نمایش جزئیات
آفلاین
من چند تا از اون چوبدستی های قلابی می خوام. با چند تا از ... از... اصلا من از همه شون یکی دوتا می خوام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه ی ما به واقعیت جادو ایمان داریم، اما جادوی ما چوبدستی هایمان نیست، بلکه قلبهامان است.
[img]http://i14.tinypic.com/2u94e
Re: مغازه ی ویزلی ها!
ارسال شده در: جمعه 14 مهر 1385 14:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آقا سلام

اگه این مغازه صاب نداره می خوام بخرمش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 22:23
نمایش جزئیات
آفلاین
تاپیک مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها با تاپیک مغازه ویزلی ها یکی شد و دوباره باز شد!

از تمام ویزلی ها دعوت میشه به فعالیت در این تاپیک بپردازند و تاپیک رو فعال کننده.هری باشه تاپیک مال شماهاست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: شنبه 27 اسفند 1384 16:41
نمایش جزئیات
آفلاین
اين تاپيك فعلا قفل ميشه تا در موردش تصميم گيري بشه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: شنبه 27 اسفند 1384 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
اول از همه سلام و خسته نباشيد خدمت چو عزيز دو هم اينكه عزيز من چون از 13 سالگي تا الان كه 17 سال دارم با كامپيو تر بودم و فقط انگليسي تايپ كردم (باور كن كه در مدرسه يادداشت نميكردم جدي ميگم) و با كامپيوتر زندگي كردم و شغلم هم در حال حاضر گيم نت هستش و تعمير دستگاه هاي كامپيوتري نميتونم فارسي درس حسابي تايپ كنم و اولين حرف من از اين كه در اين سايت تايپ ميكنم هم همين هستش كه املاء م خوب بشه پس سعي كنيد و لطف كنيد كه كم تر عيب بگيريد و به خودم تذکر بديد ممنون ميشم و در مورد اينكه گفتيد چرا از ولد مورت به هين شكل ياد ميكنيد به خاطر اينه كه اين تاپيك اينجوريه و مغازه هم اسمش مغازه شوخي
------------------------------------------------------------------
پرسي و رون كه ناظر بودن و پارتي بزرگ اومدن تو و گفتند :با جرج چي كار داري حالتو ميگيريم
لوري ترسيد و گفت: اين حرفا چيه من داشتم جرج رو ميبردم كه باهاش غذا بخورم
پرسي با خشم جواب داد :اي دروغگو دروغ نگو اگه دروغ ميگي درغ خوب بگو دروغ بده اگه ديگه دروغ بگي حالتو ميگيرم ميبرمت دروغستان مثل همون جايي كه خودت گفتي يعني اينجا لانگ بيچ لس آنجلس تو کاليفرنيا
لوري كه كم اورده بود رو به لرد ولد مورت كرد و گفت :همش تقسير اين بود
لورد كه تا اون لحظه اون روي خودش رو نشون نداده بود در عرض 1 صدم ثانيه دست در جيبه رداي خود كرد و چوبش را در آورد و گفت :آلهمورا و دري كه در سمت چپ مغازه و در پشت مواد منفجره شوخي قرار داشت و تا آن لحظه معلوم نبود باز شد و يك سري ديوانه ساز بيرون پريدن و پاچه لوري رو گرفتن
لوري به ..كردم افتاد و گفت :من اشتباه كردم
آرشام :ما كه كاري نكرديم فقط داشتيم نظر ميداديم و شما خيال هاي بد كرديد و موضوع رو بزرگش كرديد
ملت تو فضا سير ميكردند كه...............................
---------------------------------------------------------------------
آرشامه عزيز قصد توهين نداشتنم و فقط مي خواستم كمي بخنديم حالا ادامه بديد

اولا که پست مارکوس پاک شد چون جرج زودتر زده بود. اگه میخواین به جای شما کسی نزنه میتونین پست بزنین بگین که دارین میزنین...بعدا که پستتون آماده شد بیاین ویرایشش کنین.

____________________________________________________
من به هیچ وجه قصد ندارم که کسی رو پیش بقیه خراب کنم...غلط ها هم فقط برای این گرفته میشن که هم خوندنششوخی کنه!ون راحت باشه و هم طرف خودش متوجه بشه و دیگه غلط ننویسه...بنابراین افرادی که با دیدن این غلط ها میخوان طرفو خراب کنن لطفا از کارشون دست بکشن.

در ضمن تنها راه تذکر دادن همینه و من فکر نمیکنم بتونم هر دفعه غلط هارو به پی ام بفرستم!!

در مورد ولدمورت...هرچقدر هم اینجا مغازه شوخی باشه خوب تو رول شوخی میکنین نه با ولدمورت! مثلا شما میتونین به شوخی از زبان یکی از شخصیتها بگین که ولدمورت فلان جوره...اون موقع میشه شوخی ولی ولدمورت خودش عمرا بیاد شوخی کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/12/27 16:45:24
هریپاتر را هنوز هم دوست میداریم
Re: مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: شنبه 27 اسفند 1384 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستانی که اینجا پست میزنند:


اولا که لطف کنید به ترک و ترکی کاری نداشته باشید. اینجا جایی برای مسخره ترک نیست. کلا ترکو از تو پستاتون بیرون بیارید.

دوما: یه کمی تو پستاتون رعایت احوال کتاب رو هم بکنید آخه! از کی تا حالا ولدمورت میاد اینجوری حرف میزنه...یا تا حالا دیدین ملت لردو ببینن و فرار نکنن؟ تا حالا دیدین که اصلا ولدمورت جلو همه و حتی تو یه مغازه(!) ظاهر بشه؟؟؟

در ضمن اگه غلط املاییاتون کم باشه بیشتر میخونن تا پستی که سرشار از غلط باشه!




*این پست بعد از 48 ساعت پاک خواهد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: شنبه 27 اسفند 1384 10:21
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین احوال بود كه يك فرد كوتاه فكري ميپره وسط و ميگه.....:
آرشام....با من ازدواج میکنی.....؟؟؟
آرشام: نخیر...قولشو به لرد دادم....
لوری: تموم کنید...فعلا نباید از بحث اصلی خارج شد..شماها همتون مجرم اید....
فعلا قاضی هم نداریم..خودم قضاوت می کنم....اسم هر کی رو خوندم بیاد جلو تا حکمشو بشنوه...
- جرج ویزلی.......محکوم به 3 ماه فقط آب خوردن جای غذا....
جرج: نه...به من تخفیف بدید..منو عفو کنید....
لوری: برو عمو.....
- لرد.....هوم تو محکوم به 3 سال عشق حال در لانگ بیچ لس آنجلس تو کالیفرنیا هستی....
لرد: راه نداره مدتشو بیشتر کنی....
لوری: برو...دیگه پر رو میشی....
- آرشام.......تو محکوم به حبس ابد در ترکستان هستی...
آرشام:
- زابینی......هوم تو محکوم به 10 سال حبس در اسموت خونه دیاگون هستی....
زابینی:
لوری: خب الباقی ملت هم چون یه بررسی داشتم همشون ارتی داشتن لذا دیگه آزادن...
جرج: نه منو نبرید...این عادلانه نیست...تبعیض قائل شدید..نه...

لوری: ببریدشون.....

لوری خواست یه چیز دیگه هم بگه که یهویی....................

ادامه دارد................................................................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: شنبه 27 اسفند 1384 09:15
نمایش جزئیات
آفلاین
يهو آرشام سر ميرسه و مي گه:من تركم كسي حرفي از ترك زد
ملت كه رفته بودن تو كما با تعجب به آرشام نگاه ميكردند و با خودشون ميگفتن ما تا ديروز فكر ميكرديم آرشام وا سه آفريقا هست اما امروز ميبينيم كه تركه(واي واي واي)مارو گول زده دستبه.......زده
جرج به حرف مياد و ميگه:آرشام جان داشتيم به ما نگفتي تركي
آرشام كه لحظه به لحظه عصبي تر ميشد گفت :به تو چه بچه فضول مگه به تو ادب ياد ندادن
در همين لحظه يك مسلسل در مياره با يك آرپي چي 7 و رو به ملت ميگه :كسي كاري اشت
ملت كه ترس ورشون داشته بود همه با هم گفتن :آ رشام آرشام
آرشام آرشام
شعار هاشون كه تموم شد گفتند تو با لرد ازدواج ميكني
آرشام هم كه خجالت سرش نميشد گفت :اره اشكالي نداره
لوري با گريه پريد وسط و گفت:آرشام من به تو علاقه مندم دوستت دارم
ملت بازم رفتن تو كف آرشام با خونسردی جواب داد :به فداي يك تار موي من كه منو دوست داري آخه به من چه
لورد با عصبانيت ميگه:لوري اگه از سر راه من كنار نري حالتو ميگيرم
در همن احوال بود كه يك فرد كوتاه فكري ميپره وسط و ميگه......
-------------------------------------------------------------------
حالا ادامه بديد شبیه فيلم هندي شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/12/27 10:02:53
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1384/12/27 14:56:18
هریپاتر را هنوز هم دوست میداریم
مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: جمعه 26 اسفند 1384 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
در همين حين مايك لوري ميپره وسط و ميگه:
شمها هیچ کدومتون هیچ گوری نمی رید.....فهمیدید...من جادویی به همتون مشکوکم پس همتون بازداشتید...
جرج: بخف بینیم بابا لاهاف یخ کرده....
لوری: متوجه نشدم....توهینی کردی؟؟؟!!!
ولدمورت: گفت که خفه شو.....
لوری: یقینا با تو بوده....
ولدمورت:
لوری: الان خشمگین شدی...جای اینکه حرف بزنی شکلک خشم می فرستی....
جرج: بابا غلط کردم....ول کنید...مایک جون..برای چی ما دستگیریم....
لوری: یه کم بخندیم و دور هم باشیم....
زابینی: حالا بعدا بخند...نمیشه...؟؟؟؟؟؟
دیرینگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
لوری: موبایل منه...وحشت نکنید...از اینا تو مشنگستان...زیاده...یه نوع تلفن همراه هستش...
لوری: الو...
- سنه..باخ لار...یوچ...سیمول..چی باخلین...
لوری: یو آر ترکمن...
- آق لا..تی گتیا تی...سنمن..بیخ لون...
لوری: من ترکی بلت نیستم...داداش..یه دیقه صبر کن...
لوری: کسی اینجا ترکی بلده....؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
جرج: برو کنار...گوشی رو بده من....
جرج: ایکبن...اشتن باخ...یورگن کلینزمن...یاختین میشائیل بالاک آختین باخ...
- سنه باخ لار..جیموس..آتا گنی آقاس منو..
ملت: نه بابا این جرج بلده....آره خوب صحبت می کنه...
لوری: ساکت....هی جرح تو که داری آلمانی صحبت می کنی....اونم همش از ورزش مشنگی فوتبال...
جرج: مگه ترکی همون آلمانی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
لوری: زهر مار...بیا کنار بابا...
و گوشی را از دست جرج گرفت...
لوری: ببین یارو...نمی دونم ترکی هستی یا نه اما من نه دوست و رفیق و نه فامیل و آشنای ترکی دارم..پس گودبای...
دینگ...
و گوشی رو قطع کرد و در جیبش گذاشت...
بعد خواست یه چیز بگه که یهو.............................


ادامه دارد.........................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[img]http://www.filelodge.com/files/room24/643657/ImageUTYU.GIF[/im
Re: مغازه شوخي ويزلي
ارسال شده در: جمعه 26 اسفند 1384 18:55
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان اول از همه بگم كه من يك پست زده بودم كه پاك شد حالا دليلش رو نميدونم ولي اين درسته من رو از مغازه خودم بيرون كنن خوب بگذریم من يكي ديگه پست ميزنم تا ببينم چي ميشه
----------------------------------------------------------------------
لوری می خواست باز هم حرف بزنه که یهو جرج مي پره وسط و ميگه:آخه اينجا مگه جاي اين گونه بحث ها هست اي دوستان ما مگر با يك ديگر دوست نيستيم (به به چقدر ادبي)مگه كرم داري
آرشام با (الان كوييرل ميياد غلط املايي ميگيره)ميگه:اره عزيز چند كيلو ميخواي ولي يك مشكلي هست اونم اينه كه تو يك جايي تو بدنمه نميتونم بهت بدم
ادي ميپره وسط و ميگه :مواد كه نيست
مك كيننن باحالتی كه حاكي(البته هاكي روي يخ رو نميگم ها) از غضب بود مياد جلو و رداي خودش رو كنار ميزنه و 2 تا نارنجك دستي در مياره ميزنه وسط جمع وميگه :اصل فازه حال كرديد
ملت كه كف كرده بودن همه با هم ميگن:مرگ بر ضد ولايت ولي(ولد مورت) درود بر رزمندگان مرلين (از ادبيات شاگي)
تكبير كه تموم شد ملت بر ميگردن و ميگن ما بايد با همين نارنجكاي دستي و مشت محكم بر دهان استكبار ميزنيم و چو رو بيرون ميكنيم :bigkiss:
در همين حين در مغازه باز شد و ولي(ولد مورت) وارد شد و رو به فرد گفت:بيا بريم كافينت سه دسته جارو و با پاتر چت كنيم و بهش بگيم كه هرميون گرنجر (هولو) هم با خودش بياره و بريم قليان سرا و فاز بتركونيم
ملت كه تو كف بودن همه با هم فرياد ميزنند اي وليه قهرمان امشبو اينجا بمان
بيلز زابيني رو به ولدي ميكنه و ميگه :دادژ مانمي دونشتيم تو هم اهلژي(صحبت موتادي بود)
ولدمورت ميگه:تو هم مياي ما ميخوايم بعد قليون بريم پيش اسنيپ و 3 گرم دم و دستگاه بگيريم و امشبو بريم اون دنيا.
در همین حين مايك لوري ميپره و ميگه......................................................
---------------------------------------------------------------
خودم هم نفهميدم چي نوشتم اگه شما فهميديد به من بگيد
در ضمن خودتون هم چيزي ننوشتيد كه ما بفهميم اگه فهميديم بهتون ميگيم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/12/27 10:23:00
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/12/27 11:02:54
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1384/12/27 16:15:49
هریپاتر را هنوز هم دوست میداریم