شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
لرد بزرگ شما اعلام کرده بودید که آنهایی که می خواهند دوئل کنند اعلام کنند و من هم همین جا اعلام می کنم که تقاضای دوئل با مرگخوار مارکوس فلینت را دارم.باشد که دوئل ما با جوانمردی آغاز و به پایان برسد.
مجوز رو خوای داشت منتها توجه کن که حریفت هم باید پست بزنه هم زمان با تو! و من این روز های فلینت رو نمی بینم توی سایت! به هر حال کرات رو شروع کن ! و ضمنا به هر مرگ خوارانی که می تونی، در باب این دو تاپیک اطلاع بده
خب میخواستم بگم که برای همچین تاپیکی به نام << اسکله تفریحی ریدل >> مجوز بهم میدید یا خیر . خب اونجا همه میتونن بیان داستان های جالبی پیش میاد شاید با کشتی هم به جاهای مختلف بریم اما به عنوان ماموریت..... اگه اجازه بدید بعدا بیشتر توضیح بدم (البته اگه لازم باشه) تازه الانم یه نمایشنامه برای اولش نوشتم... خواهش میکنم مجوز بدید !!! :pray
قربون شما پاتی
مجوز داده نمی شه! سوژه خیلی شبیه به تاپیک سفینه ی تحقیقاتیه و سوژه های تکراری ( اون هم از این نوع) زائد هستند!
لرد ولدمورت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پاتریشیا مالفوی در 1385/1/23 14:35:34 ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1385/1/23 15:58:12
با سلام به نظرم اسم این جنگو بزاریم جنگ سرد.....انقدر یخ بود که یاد آلاسکا افتادم......یه اشکالی که داشت این بود که زمان شروع و پایان جنگ رو مشخص کرده بودید......خب اینجوری آدم به دلهره می افتاد.....ما که می دونستیم جنگ با پست لرد شروع و تموم می شه پس چرا هی امروز و فردا کردید؟!!.....من هم به خاطر اینکه می خواستم زود پستمو بزنم یه مقدار باعث خراب شدن پستم شد......و از این به بعد سعی کنید یه ذره تعداد روز های جنگ رو افزایش بدید....!(یه روزم شد جنگ؟!!)
ببينيد دوستان! لرد گفت بياييد اينجا در مورد جنگ بحث بشه ، در مورد نحوه ي برگزاريش...اما موضوع اينه كه جنگ يك طرفه نيست! ببين اوتو جان بيشتر مسايلي كه گفتي مربوط مي شد به هماهنگي هاي خود جبهه ي سفيد! آخه لرد كه نمي تونه سياها رو هماهنگ كنه سفيد ها رو هم هماهنگ كنه! بهتره اين ايرادات رو به خود كسايي كه مسئول جبهن منتقل كني.
موضوع ديگه در مورد سوژه هاست. يك سوژه و موضوع وارد شد...خب ببينيد اين از زيبايي كار كم مي كنه كه دائما گفته بشه حالا اينجور ادامه بده اينكارو بكن اينكارو نكن...در حقيقت خلاقيت فردي از بين ميره..چيزي كه به نظرم باعث جذابيت روله. درست من هم موافقم كه پست سدريك و يا سارا شايد كمي ناهماهنگ بود...اما اين ديگه بستگي به خودشون داره! نمي شه كه هي مواظب ديگران بود كه چه مي كنن. به نظرم در اين مورد لرد خيلي خوب عمل كرد...اگر مي گيد كار سياها خوب بود به خاطر قدرت نويسندگي نبود به خاطر هماهنگي مناسب بود!
خب منم موافقم كه ارتش سياه كم بود..البته بايد بگم كه شخصا هم نتونستم بيام كه همينجا جا داره از لرد و سايرين عذر بخوام! ولي كلا كسي رو نديدم ،شايد غير از بليز، كه شور و شوق داشته باشه...گرچه فكر مي كنم شايد قسمتي از اين موضوع هم به اين خاطر بود كه محفل حضور نداشت در نتيجه عملا سياها خودمون جنگيديم!(البته من نبودم تو جنگ! )
خلاصه بايد بگم منم مثل بليز اولين بارمه كه توي يك جنگ بودم(البته نبودم!) ولي خب مي خواستم بگم شخصا از هماهنگيه خوب و موضوعات و پيگيريه خوب لرد ممنونم!!
سلام لرد جان منم اومدم یه نظری در مورده جنگ بدم. به نظر من جنگ خوبی بودی اماا مشکلات اساسی توش بود. 1: به نظر من بهتره بود قبل از اینکه جنگو شروع میکردید یه تاپیک تو محفل یا تو اینجا ایجاد میکردین تا کسانی که میخواستن پست بزنند اول تو این انجمن میگفتند که دارن پست مینویسند ومدتی به او وقت داده میشد تا پسته خود را نوشته و در جنگ قرار میداد چون من دوبار پست نوشتم و در هر دو بار هم وقتی خواستم بزارم تو کافه محفل دیدم کس دیگری پست رو ادامه داده که در آخر مجبور شدم یه پست حول حولکی بنویسم و زود بزارم تو کافه تا کس دیگری پستی رو که من میخوام ادامه بدم رو ادامه نده ,البته من تنهام نبودم که مجبور شدم چندتا پست بنویسم تا بتونم یکیشو تو جنگ قرار بدم بلکه بیشتر کسانی که در جنگ شرکت کرده بودن این مشکل را داشتند. پس بهتره دردوری بعدی یه فکر اساسی در این مورد بکنید. 2:بابا این دیگه بی انصافیه چون بیشتر مرگخوارها تو جنگ شرکت کردند و خیلی بهتره از ما بود ند چون هیچ کدام از مدیران محفل تو روز جنگ نیومدن و این باعث شد محفل خیلی ضعیف کار کنه برای همین لرد جان بهتره قبل از شروع جنگ با ناظر محفل هم هماهنگ کنی (اخه این دیگه یک طرفی میشه) 3: به نظر من زیاد اطلاع رسانی نکرده بودید چون بعضی از پستها یی که زده شده اصلا از سوژه خبر نداشتن و به دلخواه خود پست زده بودند مثلا پست سدریک یا پست سارا که اصلا به سوژه ی داستان توجه نکرده بودند(حالا یا میدونستند ویا نمیدونستند) پس بهتره بعدا بیشتر اطلاع رسانی کنی 4: نمیدونم چرا هر لحظه یه سوژه ی جدید وارده جنگ میشد مثلا پیدا کردن مدیر سازمان موجودات جادویی و کشتن سدریک و... البته بیشترشو لرد وارده کرده بود اما بهتره بود میگفتی چه چیزایی رو میخوایی وارد جنگ کنی چون وقتی کسه دیگه ای پست رو ادامه میداد نمیدونست باید چیکار کنه,... امیدوارم در دوره ی بعدی جنگ خوبی رو در پیش رو داشته باشیم.
در اینجا از لرد که میشه گفت به تنهایی جنگ رو اداره کرد تشکر کنم. لرد جان خسته نباشی
سلام به لرد و مرگخوارهاش . جنگ خوبی رو پشت سر گزاشتیم ولی میشد بهتر از اینهام بشه . منم با نظر ماروولو موافقم . اگر رولها ارزیابی میشد و لااقل امتیاز بهشون می دادند یا حتی نقدشون می کردن خیلی هیجانش بالا می رفت و انگیزه رو برای بهتر نوشتن بیشتر میکرد . من به لرد هم یکبار گفتم که اگر جنگها بصورت تک به تک و در تاپیکهای مختلف صورت می گرفت بهتر بود . بطور مثال بلرویچ و آرتیکوس در تاپیک کافه محفل بترتیب پست میزدن ، یا مثلا دو به دو . بلرویچ با بلیز ، علیه آرتیکوس و آنیتا جنگ در کافه رو ادامه می دادند . اینجوری هم ارزیابی راحتتر بود هم هیجانش بیشتر .
در مورد حرفهای بلیز و ماروولو در مورد حظور نداشتن مرگخوارها هم باید بگم که من یکی حاظر بودم و در جنگ شرکت کردم ، فکر کنم پستمم بد نبود . شب قبلشم بنده به دستور لرد تا صبح چشم بر هم نذاشتم و تا 30. 7 بامداد در انتظار پستی از سفیدها شدم ولی دریغ از پست . با این حال یک پست زدم . اینقدر هم نگین سیاه ها بد بودن . ما خیلی از سفیدها بهتر بودیم .
از لرد می خوام در جنگ بعدی لا اقل به پستها امتیاز بدین .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگی من بهپیکان جوانان گوجه ایم [size=large][color=000066]و[/color
خب ... دوستان حالا که جنگ تموم شده و همه دارن نظر میدن ، پس منم میگم !
خب ... فکر می کنم الکتو از این ناراحت شده که یه بار مجبور شده پستشو پاک کنه . ولی شاید من بد متوجه شدم . ببین ، همین جا لرد اعلام کرد که اگر من بعد از یه ربع پست نزدم ، شما پست رو ادامه بده . خب ... من اومدم به لرد گفتم من ادامه میدم . خب ، شما نمی دونستی که من ادامه میدم درسته ؟ همون روز هم اعتراض کردی ! عزیز نباید این جوری میشد ... قبول دارم ولی یه کم این اشکال به خاطر گیج بودن من و شلوغی سر لرد بود .
دومین مورد هم فکر کنم حق با بلیز بود .... چرا از این ارتش عظیم سیاه ها ، این قدر کم پست زدن ؟ چرا ؟ من هر وقت اومدم ، الکتو بود ، لرد بود و بلیز . دیگه کس دیگر رو ندیدم . حالا میگیم من ندیدم ، پست چرا نزدن ؟ ارتش سیاه الان خیلی قدرمتند تر از قبله ... نباید به خاطر یه سری نا هماهنگی ها این جوری بشه ! تازه ما این همه جلسه و کنفرانس و بحث خصوصی! کردیم که این جوری نشه ! فکر می کنم لرد باید یه سری کارهای اساسی در مورد ارتشش انجام بده . چون این طوری فقط ارتش سیاه ها متزلزل و بدون هماهنگی نشون داده میشه .
از حق نگذریم ! جنگ خوبی بود . ولی بهتره قبل از ادامه پیدا کردن ، لرد یه سر و سامانی به ارتشش بده !
خب .... نظری رو که الان این جا می نویسم ، بهتره در موردش بحث بشه و بچه ها همه نظر بدن .
پیشنهادی شد که بیان بعد جنگ ، لرد و مثلا یکی دیگه بیان و پست هایی که تو جنگ نوشته شده رو بررسی کنن . بیان اون پست ها رو نقد کنن . توی یه تاپیکی این نقد ها گذاشته بشه و هر کسی سعی کنه تا تو پست بعدی این اشکالات رو رفع کنه . این طوری دیگه تو ادامه ی جنگ ها مشکل گذشته رو نداریم . خیلی هم می تونه به بالا اومدن سطح نوشته ها کمک کنه .
لطفا ادامه بدین !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آن چه ثابت و برجاست ، ثابت و برجا نیست . دنیا این چنین که هست نمی ماند . برتول برشت
بلیز جان تمام این حرف هایی که شما زدید درسته.منتها من در تمام اوقاتی که وقت داشتم میومدم و سعی می کردم ارتش رو پیروز کنم.ایده می دادم نمایشنامه می زدم(البته نمایشنامه های ده دقیقه ای بعد ده دقیقه یه بد بیاری پیش میومد که نمایشنامه پاک می شد ) دیگه این شد که من دیگه از زدن نمایشنامه وحشت دارم به دو دلیل یکی که همین الان گفتم و دو هم این که امروز شنبه است