الکتو : چه جلب !!! قرمز خال خالی ! رنگ خوبیه به چهرتون میاد . ولی بازم من بهتون رنگ " یشمی خال خال پشمی " رو پیشنهاد میکنم . آخه میدونین قرمز خال خالی ممکنه شما رو شبیه کفشدوزک کنه .
آرتیکوس به فکر فرو رفت و در افکارش غرق شد .
در افکار آرتیکوس : آرتیکوس در فضایی رویایی ، مملو از نور و گل و بلیل، با موهای قرمز خال خالی ، سوار بر اسبی سفید ، در آسمان می تاخت . در اطرافش ساحره های بیشماری دیده میشدند که با دیدن او غش میکردند و جابجا جان به جان آفرین تسلیم میکردند . آرتیکوس به پیش میرفت و ملت ساحره با دیدن او از خوشحالی جیغ می زدند . او فرشته ای زیبا و با وقار را در دوردستها دید . آن فرشته اشوه کنان آرتی را فرا می خواند . آرتی هم دل باخت و نزد فرشته رفت .
فرشته : آرتی تو ... تو ...
آرتی : خجالت نکش . بگو من چی ؟
فرشته : آرتی تو ... تو
آرتی : ببین فرشته من کارهای مهمی دارم که باید انجام بدم . زود بگو من چی ؟!
فرشته : آرتی تو ... تو با اون موهای قرمز خال خالی شبیه یه کفشدوزک زشتی . خیلی ستمه موهات . یه فکری براشون بکن .
و اینگونه شد که تمام ساحره ها زدند زیر خنده . فرشته هم روی زمین افتاده بود ، شکم خودش را گرفته بود و از خنده به خود می پیچید . رویای زیبای آرتیکوس به کابوسی وهم انگیز مبدل شد . آرتی به این حالت در آمد
. ناگهان در بین خنده های شیطانی ساحره ها کسی او را صدا زد .الکتو : آرتیکوس جان یک ساعت داری فکر میکنی . بالاخره من چیکار کنم ؟ موهاتو قرمز خال خالی میکنی ؟
آرتیکوس به خود آمد و از فضای آن کابوس خارج شد ، ولی هنوز به خود می لرزید . الکتو سوالش را تکرار کرد .
- آرتی چت شده ؟! بالاخره موهاتو چه رنگی کنم ؟ همون قرمز خال خالی خوبه ؟

آرتی فریاد زد : نه نه نه !!! قرمز خال خالی نه . همون یشمی خال خال پشمی خوبه .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

ولی خوب چون دیگه مو نداشت نمیتونست درست
ولی چون کار از کار گذشته بود تنها تونست

کمک؟؟کمک!!!!