پروفسور(

براي كم نشدن امتياز لازمه ديگه!!) حق كپي رايت داري از كلمه اكتشافي من «هوومكيوس»» استفاده مي كني؟!!! اينو خودم يه بار مثل اين كه گفتم، بذار ثبتش كنم به اسم خودم بعد

!!!
***********
سوال اوّل- گزارش كار:
با يكي از دوستام كه از ملت جن خونگي هستش، رفتيم پارك كه تكاليف رو انجام بديم و طلسم ها رو تمرين كنيم. يه درختي اون جا ديديم كه درخت مثمر(!) مي نمود چون چن تا ميوه كال كوچيك داشت. بر آن شديم اوّل طلسم رو همين جوري امتحان كنيم ببينيم اصلا اجرا مي شه يا نه؟ يا مثلا اگه يكي اشكالي تو تلفظ يا كلمه داره اون يكي بهش بگه اشكالش چيه.
از اون جايي كه درخت به ظاهر مثمر يه دونه بود، تصميم گرفتيم سنگ كاغذ قيچي بندزيم ببينيم كي بايد رو درخت امتحان كنه. با توجه به شانس والاي من، اون درمياد! بعد گفتش كه بذار همين جوري امتحان كنم:
آنتوادديتل
اتفاق خاصي نمي افته.
من: بابا يه ذره درست حسابي تلفظ كن.
اون:باشه... آنتوادديتل
اتفاقي نمي افته.
من از اون جاييك ه هميشه مبتكر و متفكر بودهم: هووومكيوس(

) پروفسور دامبلدور(

) گفتش كه بچشبونيم به تنه دخت. شايد لازمه كه بچشبه تا اجرا شه.
اون: كلكي ها! تو اين همه هوش سرشار رو از كجا آوردي؟
من:

بعدش چوبدستي رو مي چشبونه به درخت و مي گه: آنتوادديتل
من: بابا داري عصبانيم مي كني ها! بايد كــــش بدي.
يه صدا از اون ور: اهاي، با شمام، اون جا چي كار مي كنين؟
نگهبون پاركه!من: زود باش، بدو
اون: آنتـــوادديـــتل
طلسم اجرا مي شه... در كمال تعجب مشاهده مي كنم كه چون چوبدستي رو روي يكي از برگ ها گذاشته بود، برگه به دليل دماي 132 درجه آتيش مي گيره! و كل درخت آتيش ميگيره و از يه مقطع كنده مي شه و مي افته رو سر دوستم و الفاتحه!

---------------
سوال 2:
طلسم جريوس!!: اين طلسم براي جر دادن فرد به كار مي ره! به اين ترتيب كه چوبدستي رو آروم مي گيريم جلوي طرف و به طور عادي مي گيم جريوس! همين، طلسم اجرا مي شه و فرد جر مي خوره. البته اين طلسم انواعي داره، مثل جريوس ماكزيمم و جريوس مينيمم، كه در جريوس ماكزيمم فرد كلا دو تيكه ميشه، در مينيموم يه تيكه جر مي خوره. در مقابل اين طلسم وصليوس وجود داره كه طلسم جالبيه! چون مي تونيم با جريوس ماكزيمم دو نفر رو دو تيكه كنيم، با وصليوس هر تيكه از يكي رو به اون يكي بچسبونيم!!(اين ورد شوخي بودا امتياز كم نكنيد!!)
خب... حالا براي اين كه دلتون نشكنه يه طلسم ديگه مي گم

: طلسم «له جي يه منس»... كه بايد اون رو سريع تلفظ كنيم و يه حركت دايره اي سريع بهش بديم، در اين صورت مي تونيم به ذهن مخاطب نفوذ كنيم و از اون اطلاعاتي به دست بياوريم و به خاطراتش دسترسي پيدا كنيم. البته فردي كه روش طلسم انجام مي شه مي تونه با تمركز بسيار قوي و مقاومت ذهني جلوي تاثير طلسم رو تا حد زيادي بگيره و در واقع تقريبا خنثي كنه.
----------------------
سوال 3- مقاله:
قبل از تولد مرلين، بيش تر طلسم ها گلابي وار بودن و سازماندهي شده نبودن. معمولا هم كه مردم فقط براي يه لحظه به طلسم احتياج داشتن، يكي مي ساختن و بعدا يادشون مي رفت چي شساخته ن! البته بايد گفت كه ساختن طلسم به اين آسوني ها نيست و هر كسي نمي تونه يه ورد اختراع كنه. ولي در صورتي كه بتونه سطوح عالي جادوگري رو طي كرده باشه و قدرت فكري قوي داشته باشه، اين كار با مشقات فراوان ميسر خواهد بود. در اون زمان اين جور ادما كم بودن، كه هم سطح فكري قوي و هم دانش جادوگري حرفه اي داشته باشن، در نتيجه تعداد كمي مي تونستن ورد بسازن.
در زمان قبل از تولد مرلين، چون نياز به بيش تر طلسم ها كم بود يا اصلا نبود، زايد لازم نبود طلسمي ساخته شه. مثلا اون زمان كه ديگه در نبود يا قفل نبود كه آلوهومورا هب درد بخوره، يا مثلا هنوز به فكر بشر نرسيده بود كه با جادو هم مي تونه آتيش درست كنه. يا مثلا ملت به فكرشون نمي رسيد كه آواداكداورا درست كنن، چون مي گفتن چه كاريه؟ يه سنگ بر مي داريم مي زنيم طرف شپلخ مي شه ديگه!!
لذا(!) تعداد كمي هم كه طلسم مي ساختن، به دليل كمبود نياز به اون طلسمات و افكار زياد روزمره، اين طلسمات به فراموشي سپرده مي شد در نتيجه از اون زمان طلسمي براي اجرا در دسترس نيست يا اگه هم هست، ديگه الان با اين امكانات و تكنولوژي به درد نمي خوره.