با سلام:
نام: ليلا پاتر
شخصيت: خيلي ملوس
شغل: دانش آموزي
سن: 11 سال
خصوصيات ظاهري: لاغر و سبزه
به كلاس دفاع در برابر جادوي سياه عشق مي ورزم.
شخصیتهای ساختگی یه اسم + پاتر یا غیره تایید نمشن.در ضمن گروهت رو یادت نره بنویسی
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

با سلام:
نام:آقاي اليوندر
شخصيت:خشرو واز اصيل زاده ها هستم
شغل: ساخت چوبدستي جادويي
گروه: گريفندور
سن:45
خصوصيات ظاهري:قد بلند و خوش قيافه
چوبدستي ام هم از چوب زبان گنجشك و پر ققنوس و31سانته
معرفي: من از فروختن چوبدستي به افراد لذت مي برم مخصوصآ وقتي كه به هري پاتر فروختم اما از اين نارا حتم كه چرا ولدمورت من را دزديده؟!!!!!!!!!
با تقديم احترامات به شما
تایید شد!
نام:آقاي اليوندر
شخصيت:خشرو واز اصيل زاده ها هستم
شغل: ساخت چوبدستي جادويي
گروه: گريفندور
سن:45
خصوصيات ظاهري:قد بلند و خوش قيافه
چوبدستي ام هم از چوب زبان گنجشك و پر ققنوس و31سانته
معرفي: من از فروختن چوبدستي به افراد لذت مي برم مخصوصآ وقتي كه به هري پاتر فروختم اما از اين نارا حتم كه چرا ولدمورت من را دزديده؟!!!!!!!!!
با تقديم احترامات به شما
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/4 13:28:48
جزئیات کاربر

1- نام : سامانتا پلی2- سن: کلی
3- تاریخ تولد: 1988
4- جنس: زن
5- رنگ چشم: قهوه ای6- گروه : گریفندور
7- مو : بلند و خرمایی
8- ظاهر کلی : لاغر
9- کویدیچ : جستجوگر
10- چوب جادو : پر ققنوس.32 سانت.چوب درخت خاس
11- دسته جارو : آذرخش
12- علاقه ها: دفاع...و دگرگون نمایی
13- توانمندیها : جاروسواری
توضیح:من یک دگرگون نمای 14 ساله از گروه هافلپاف هستم و عضو خانواده ای اصیل.
شخصیتهای ساختگی در گریفیندور تایید نمیشن.
3- تاریخ تولد: 1988
4- جنس: زن
5- رنگ چشم: قهوه ای6- گروه : گریفندور
7- مو : بلند و خرمایی
8- ظاهر کلی : لاغر
9- کویدیچ : جستجوگر
10- چوب جادو : پر ققنوس.32 سانت.چوب درخت خاس
11- دسته جارو : آذرخش
12- علاقه ها: دفاع...و دگرگون نمایی
13- توانمندیها : جاروسواری
توضیح:من یک دگرگون نمای 14 ساله از گروه هافلپاف هستم و عضو خانواده ای اصیل.
شخصیتهای ساختگی در گریفیندور تایید نمیشن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/4 13:13:00
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/25
آخرین ورود: سهشنبه 20 شهریور 1386 20:29
از: كوچه دياگون.پاتيلدرزدار
پستها:
24

سلام
هري پاتر و شاهزاده دورگه.طبق نسخه ترجمه خانوم اسلاميه : جلد 1.فصل 6 : مسير بيراهه دراكو. ص 160.
متن:
جرج چند تا از تله هاي انفجاري را قاپيد و در دست هري گذاشت و گفت :
- بيا بگيرشون.
ساحره جواني با موي كوتاه و بور از پشت پرده سرك كشيد.هري متوجه شد مه او نيز رداي كار سرخابي رنگي به تن دارد.ساحره ي جوان گفت :
-آقاي ويزلي و آقاي ويزلي .اون بيرون يكي از مشتري ها دتبال يه پاتيل شوخي دار مي گرده.
از نظر هري بسيار عجيب بود كه كسي فرد و جورج را آقاي ويزلي خطاب كند اما هر رو با گام هاي بلند به سوي او رفتند. جورج بلافاصله گفت : درست مي گي وريتي.دارم ميام. هري هرچي كه دوست داشتي بردار باشه ؟ همش مجانيه.
تایید شد!
هري پاتر و شاهزاده دورگه.طبق نسخه ترجمه خانوم اسلاميه : جلد 1.فصل 6 : مسير بيراهه دراكو. ص 160.
متن:
جرج چند تا از تله هاي انفجاري را قاپيد و در دست هري گذاشت و گفت :
- بيا بگيرشون.
ساحره جواني با موي كوتاه و بور از پشت پرده سرك كشيد.هري متوجه شد مه او نيز رداي كار سرخابي رنگي به تن دارد.ساحره ي جوان گفت :
-آقاي ويزلي و آقاي ويزلي .اون بيرون يكي از مشتري ها دتبال يه پاتيل شوخي دار مي گرده.
از نظر هري بسيار عجيب بود كه كسي فرد و جورج را آقاي ويزلي خطاب كند اما هر رو با گام هاي بلند به سوي او رفتند. جورج بلافاصله گفت : درست مي گي وريتي.دارم ميام. هري هرچي كه دوست داشتي بردار باشه ؟ همش مجانيه.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/3 18:04:09
جزئیات کاربر

خوب من گریفندور می خوام بزار ببینم اهان فهمیدم
خوووووووووووووب
اسم=دین توماس
رنگ مو=مشکی
جنس=پسر
چوب دستی=پر خاس 30 اینچ
علاقه مندی= کویدیچ
توضیحات= سال ششم هاگوارتزهستم .هم خوابگاهی هری پاترم.
گروه=گریفندور
سن=16
به نظر شما امیدی به قبولی این شخصیت هست یا نه
من که نمی تونم صبر کنم چرا زود تر جواب نمی دین
اوه اینم یک معرفی کامل از شخصیتم امیدوارم قبول کنین
خداحافظ..
این شخصیت گرفته شده!
خوووووووووووووب
اسم=دین توماس
رنگ مو=مشکی
جنس=پسر
چوب دستی=پر خاس 30 اینچ
علاقه مندی= کویدیچ
توضیحات= سال ششم هاگوارتزهستم .هم خوابگاهی هری پاترم.
گروه=گریفندور
سن=16
به نظر شما امیدی به قبولی این شخصیت هست یا نه
من که نمی تونم صبر کنم چرا زود تر جواب نمی دین
اوه اینم یک معرفی کامل از شخصیتم امیدوارم قبول کنین
خداحافظ..
این شخصیت گرفته شده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط harry potter 2027 در 1385/5/3 9:37:39
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/3 17:27:37
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/3 17:27:37
همیشه وهمه جا هری پاتر
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/25
آخرین ورود: سهشنبه 20 شهریور 1386 20:29
از: كوچه دياگون.پاتيلدرزدار
پستها:
24

سلام
نام:وريتي
جنسيت : زن ( هرچند تو كتاب نگفته البته به نظرم از روي نسخه انگليسي مي شه فهميد چون طبق ترجمه بايد از her يا his استفاده شده باشه ولي من ترجيح مي دم زن باشه!)
سن : 18
رنگ چشم : قهوه اي
مو: كوتاه , بور
شخصيت : عاشق شادي. دوست داشتني و صادق كمي هم كمرو
مشخصات ظاهري: قد بلند :178...لاغر اندام.....چشم هاي درشت و كنجكاو
علاقه مندي ها : خلاقيت هاي جادويي. كوييديچ.دامبلدور.خانواده هاي سنت شكن
گروه : گريفندور
معرفي شخصيت : من وريتي هستم...توي مغازه ي آقايان ويزلي كار مي كنم و به طور دائم در يكي از اتاق هاي پاتيل درزدار زندگي مي كنم.من در سال1988 متولد شدم .مادرم جادوگر و پدرو مشنگ بود ...به علت سخت گيري پدرم در مورد جادو مادرم نتونست منو به هاگواتز بفرسته و با اجازه كتبي دامبلدور و مجوز وزارت سحر و جادو در خانه به من تدريس مي كرد تا اينكه 2 سال پيش مادرم مرد و من باز هم به دستور دامبلدور به كوچه دياگون اومدم تا اينكه در جريان اجاره مغازه آقايان ويزلي با اونا آشنا شدم و اونا لطف كردن و منو به استخدام خودشون درآوردن و جريانات هاگوارتز رو براي من تعريف كردن به خاطر همين فكر كردم اگر من هم به اونجا ميومدم در گريفندور ميوفتادم...قبل از همكاري با آقايان ويزلي هم در مغازه هاي مختلف گوچه دياگون كار مي كردم....
شرمنده من یادم نمیاد این شخصیت در کدوم کتاب بود.لطف کن نام کتاب ،نام فصل و شماره صفحه رو عنوان کن.در غیر اینصورت میتونی یه شخصیت دیگه انتخا کنی.موفق باشی
نام:وريتي
جنسيت : زن ( هرچند تو كتاب نگفته البته به نظرم از روي نسخه انگليسي مي شه فهميد چون طبق ترجمه بايد از her يا his استفاده شده باشه ولي من ترجيح مي دم زن باشه!)
سن : 18
رنگ چشم : قهوه اي
مو: كوتاه , بور
شخصيت : عاشق شادي. دوست داشتني و صادق كمي هم كمرو
مشخصات ظاهري: قد بلند :178...لاغر اندام.....چشم هاي درشت و كنجكاو
علاقه مندي ها : خلاقيت هاي جادويي. كوييديچ.دامبلدور.خانواده هاي سنت شكن
گروه : گريفندور
معرفي شخصيت : من وريتي هستم...توي مغازه ي آقايان ويزلي كار مي كنم و به طور دائم در يكي از اتاق هاي پاتيل درزدار زندگي مي كنم.من در سال1988 متولد شدم .مادرم جادوگر و پدرو مشنگ بود ...به علت سخت گيري پدرم در مورد جادو مادرم نتونست منو به هاگواتز بفرسته و با اجازه كتبي دامبلدور و مجوز وزارت سحر و جادو در خانه به من تدريس مي كرد تا اينكه 2 سال پيش مادرم مرد و من باز هم به دستور دامبلدور به كوچه دياگون اومدم تا اينكه در جريان اجاره مغازه آقايان ويزلي با اونا آشنا شدم و اونا لطف كردن و منو به استخدام خودشون درآوردن و جريانات هاگوارتز رو براي من تعريف كردن به خاطر همين فكر كردم اگر من هم به اونجا ميومدم در گريفندور ميوفتادم...قبل از همكاري با آقايان ويزلي هم در مغازه هاي مختلف گوچه دياگون كار مي كردم....
شرمنده من یادم نمیاد این شخصیت در کدوم کتاب بود.لطف کن نام کتاب ،نام فصل و شماره صفحه رو عنوان کن.در غیر اینصورت میتونی یه شخصیت دیگه انتخا کنی.موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط yaC در 1385/5/3 0:17:25
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/3 17:28:55
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/3 17:28:55
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

با سلام:
نام:گراهام پريچارد
شخصيت: بسيار جاه طلب و متعصب بر روي اصالتم!
داراي استعداد خاصي در فراگيري علوم سياه و پليد كه
شديدا به آنها علاقه دارم را از جدم به ارث برده ام .
از مشنگ زاده ها به شدت متنفرم و به محض اينكه
ممكن شود به جمع مرگخواران مي پيوندم!
گروه: اسليترين
سن:15
خصوصيات ظاهري:زشت-اصيل!
ديگه همين چوبدستي ام هم از چوب كاجه و 26 سانتي متر
ممنون
در پست قبلی بهتون گفتم باید با یه شناسه و یه شخصیت دیگه دوباره خودتون رو معرفی کنید.تغییر گروه غیر ممکنه.
نام:گراهام پريچارد
شخصيت: بسيار جاه طلب و متعصب بر روي اصالتم!
داراي استعداد خاصي در فراگيري علوم سياه و پليد كه
شديدا به آنها علاقه دارم را از جدم به ارث برده ام .
از مشنگ زاده ها به شدت متنفرم و به محض اينكه
ممكن شود به جمع مرگخواران مي پيوندم!
گروه: اسليترين
سن:15
خصوصيات ظاهري:زشت-اصيل!
ديگه همين چوبدستي ام هم از چوب كاجه و 26 سانتي متر
ممنون
در پست قبلی بهتون گفتم باید با یه شناسه و یه شخصیت دیگه دوباره خودتون رو معرفی کنید.تغییر گروه غیر ممکنه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/2 17:16:18
فقط عشق به ارباب وجود دارد وکسانی که از ورزیدن آن عاجزند
جزئیات کاربر

نام:وجدان ولدمورت
دلیل انتخاب این نام:محض خنده
جنسیت:؟؟؟
اطلاعات: همانطور که می دانید ولدمورت یکی از خبیث ترین جادوگران این عرصه می باشد و تا کنون جادوگران زیادی را از بین برده.من هم برای این که کمکی کرده باشم تصمیم گرفتم وجدان اون بشم و کمی از عطشش برای کشتن بکاهم.البته قول نمی دم که کاملاً از کشتن هری منصرفش کنم ولی تلاش خودمو می کنم.همچنین رولینگ از من درخواست کرده که توی کتاب 7 ولدمورت رو راهنمایی نکنم تا داستانش مثل داستانای ایرانی تموم نشه و ولدمورت هری رو به فرزند خواندگی قبول نکنه.
گروه مورد علاقه:از اونجایی که من وجدان پاکی هستم تصمیم دارم توی گریفیندور باشم.نظر شما چیه؟
شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن.لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنید.
دلیل انتخاب این نام:محض خنده
جنسیت:؟؟؟
اطلاعات: همانطور که می دانید ولدمورت یکی از خبیث ترین جادوگران این عرصه می باشد و تا کنون جادوگران زیادی را از بین برده.من هم برای این که کمکی کرده باشم تصمیم گرفتم وجدان اون بشم و کمی از عطشش برای کشتن بکاهم.البته قول نمی دم که کاملاً از کشتن هری منصرفش کنم ولی تلاش خودمو می کنم.همچنین رولینگ از من درخواست کرده که توی کتاب 7 ولدمورت رو راهنمایی نکنم تا داستانش مثل داستانای ایرانی تموم نشه و ولدمورت هری رو به فرزند خواندگی قبول نکنه.
گروه مورد علاقه:از اونجایی که من وجدان پاکی هستم تصمیم دارم توی گریفیندور باشم.نظر شما چیه؟
شخصیتهای ساختگی تایید نمیشن.لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه رو انتخاب کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/5/2 17:17:41
لحظات را طي کرديم تا به خوشبختي برسيم اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج