جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر وکالت - ثبت اسناد - ازدواج و طلاق - دادگاه صحرایی و غیره! حاجی دارکی و همکاران...
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 19:18
نمایش جزئیات
آفلاین
از كى مىخواى خواستكارى كنى؟ خيلى دلم مىخواد بدونم به من مىكى؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر وکالت - ثبت اسناد - ازدواج و طلاق - دادگاه صحرایی و غیره! حاجی دارکی و همکاران...
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 18:48
نمایش جزئیات
آفلاین
من میخوام از یکی خواستگاری کنم باید چیکار کنم؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مسول برگزاری مسابقه ی زیبا ترین پسر و یا مرد هاگوارتز
but i cant help falling in love with you! (Elvis Presley)
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 18:29
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
حتما كارت عروسي براي شما هم مياد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 18:20
نمایش جزئیات
آفلاین
اه اين جور كه معلومه يه ازدواج هم داريم براى منم كارت بياريد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 11:21
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ببخشيد. اينو ديدم گفتم بد نباشه به حاجي داركي بوق تقديم كنم.


تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1383 05:12
نمایش جزئیات
آفلاین
آرتور:مرلین...ام....خودت که میدونی...ام...مسئله پول این چیزا دیگه
مرلین:ناراحت نباش آرتور جان خودم همه چیز رو ردیف میکنم
آرتور تو گوش مرلین میگه: خواستگاری رو تو کافه ی سه دسته جارو برگزار میکنیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I come back
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1383 16:20
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
مرلين مياد تو و صحنه رو ميبينه!!!
: به به به حاج اقا در كافه بند خوب هستين؟
دارك هول ميشه : ام ام به به مرلين جان عروسيتو تبريك ميگم.
مرلين: من كه هنوز عروسي نكردم قراره ايشالا تو همين هفته برم خواستگاري.
مك گوناگال: چه خوب جناب مرلين بالاخره شما هم ميرين قاطي خروسا
آرتور:خيلي خوشحال ميشيم شما رو تو منزل ببينيم مرلين خان.
مرلين: خواهش ميكنم من حاجي داركي رو هم ميارم همونجا عقد رو جاري كنن ايشالا عروسي رو يه شب تو تالار جشن ها تو هاگزميد برگزار ميكنيم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1383 16:01
نمایش جزئیات
آفلاین

گیزر:آقای ویزلی بفرما چایی
آرتور:اوه خیلی ممنونم...آره می گفتم حاج آقا من فکر می کنم دیگه الان موقش رسیده که جینی رو بفرستم خونه بخت...
دارکی:احسنت برادر آرتور...شما به اسلام کمک زیادی می کنید و ...
گیزر:آخ جون حاج آقا یه مشتری دیگه نونمون تو روغن...
شپللللخ
گیزر:آخ مگه من چی گفتم حاج آقا خودتون گفتید کار و کاسبی زیاد خوب نی...
شپللخ دنگ بووومم
دارکی:بله می فرمودید...
شیمت:هیییی پیشتهه پیشته
یه گربه همین جور داره به شمیت نگاه می کنه!
دارکی:شمیت چی شده نکنه تو هم تنت می خاره...
شمیت:حاج آقا این گربه همین جور وایساده منو نگاه می کنه

دارکی:ای خاک بر سرت...این خواهر مک گونگال هست...بفرمایید...بفرماییدخواهش می کنم

من تغییر شکل می دم...
من:آه حاج آقا نمی دونی چقدر خوشحالم که دوباره برگشتی...من همین جور دم دفترتون نشسته بودم تا شما برگردید...
دارکی:من هم خوشحالم خواهر مک گونگال که دوباره دارم به وضع جوانان می رسم...خب از خودتون بگویید...زندگی خودتون چطوره...
من:راستش حاج آقا زندگی ما هم می گذره یعنی منظورم اینه که من...من...
دارکی:واااا خواهرم چی شده چرا گریه می کنی؟!
من:من... ...دلم برای مودی تنگ شده حاج آقا...الان چند ماهی میشه که ازش خبر ندارم...همین طور منو رها کرد و رفت...
دارکی:خواهرم مگه خودت نمی خواستی که طلاق بدی!
من:چرا ولی خب بدون اون که من نمی تونم زندگی کنم...من یه سفارش مخصوص از ایتالیا دارم که بهترین مبلمان و صندلی ها را برای من تهیه کردن
دارکی:
من:بله...اینا رو مخصوص کنار گذاشته بودم که بعد از طلاقنامه به طرف مودی پرت کنم ولی حالا که نیست من چی کار کنم
دارکی:شما نگران نباشید خواهرم...این طور که بوش میاد مثل اینکه قراره مرلین با جینی خلاصه به خونه بخت برن و شما هم می تونید صندلی ها رو بعد از مدتی بفروشید به جینی...متوجه که می شدید..
من:اوه...بله فکر خوبیه...ولی مودی رو چی کار کنیم
دارکی:من خودم گراپی رو می فرستم دنبالش
من:آآآه حاج آقا شما خیلی خوبین...
می پرم بغل دارکی و بووووس
گیزر:حاج آقا
دارکی:رو تو بکن اون ور بی ناموس...بی پی جی 13 ...من به همه محرمم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: دوشنبه 15 تیر 1383 05:20
نمایش جزئیات
آفلاین
من:سلام العلیکم حاجی(آرتور سرش را بخاطر تانکس پایین انداخته )من میخوام جینی رو شواهر بدم تا از دست این شایعه ها و جرایم خلاص بشه میخوام زن مرلین بشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I come back
Re: به دفتر حاج آقا دارک لرد خوش آمدید!
ارسال شده در: یکشنبه 14 تیر 1383 21:03
نمایش جزئیات
آفلاین
من:سلام حاج آقا!
حاجی:به به!خواهر تانکس خوش آمدین!!گیزر چشمتو درویش کن بدو دوتا چایی بیار!
من:نه حاج آقا لام نیست!همون کیک شکلاتی که دادین دفعه ی پیش کافی بود!!اومدم گیزرو ببرم!!
حاجی:کجا؟؟کافه ی بی ناموسی که نمی خواین برین؟؟
من:نه حاج آقا!اومدم ببرمش آزمایشگاه!
گیزر با سینی چایی میاد تو.
حاجی سینی چایی رو از دستش می گیره می زنه تو سرش و می گه:
صد بار نگفتم با آموش نگرد؟بیا!اینم آخر و عاقبتش!معتاد شدی!اونم با مواد ناخالص!می گفتی خودم اصلشو بهت می دادم!خاک بر سرت!!!
گیزر:آخ....وای.....حاجی سیدتو کشتی!
من:حاجی این چه کاریه؟کی معتاد شده؟؟؟
دارک:پس برای چی می خوای ببریش آزمایشگاه؟؟؟
من:برای آزمایش دی ان ای!من میگم این گیزر نیست!گیزر...گیزر بیچاره ی من...فیییین!!!
دارک:بازم که شروع کردی خواهر!این گیزره!این بلای معلوم الحال شایعه درست کرده منو خراب کنه!!!
من:نه حاجی!من تا مطمئن نشم خیالم راحت نمی شه!شبا همش کابوس می بینم!می بینم شما گراپی رو جای گیزر به من قالب کردین!با اجازه!راه بیفت بریم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Poor Is The Pupil Who Does Not Surpass His Master