تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
ستاد
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: دفتر وکالت - ثبت اسناد - ازدواج و طلاق - دادگاه صحرایی و غیره! حاجی دارکی و همکاران...
ارسال شده در: سهشنبه 16 تیر 1383 19:18
جزئیات کاربر

Re: دفتر وکالت - ثبت اسناد - ازدواج و طلاق - دادگاه صحرایی و غیره! حاجی دارکی و همکاران...
ارسال شده در: سهشنبه 16 تیر 1383 18:48
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/21
تولد نقش: 1398/05/26
آخرین ورود: شنبه 31 مرداد 1405 17:22
از: برزخ
پستها:
1688
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/21
تولد نقش: 1398/05/26
آخرین ورود: شنبه 31 مرداد 1405 17:22
از: برزخ
پستها:
1688
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/21
تولد نقش: 1398/05/26
آخرین ورود: شنبه 31 مرداد 1405 17:22
از: برزخ
پستها:
1688
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

مرلين مياد تو و صحنه رو ميبينه!!!
: به به به حاج اقا در كافه بند خوب هستين؟
دارك هول ميشه : ام ام به به مرلين جان عروسيتو تبريك ميگم.
مرلين: من كه هنوز عروسي نكردم قراره ايشالا تو همين هفته برم خواستگاري.
مك گوناگال: چه خوب جناب مرلين بالاخره شما هم ميرين قاطي خروسا
آرتور:خيلي خوشحال ميشيم شما رو تو منزل ببينيم مرلين خان.
مرلين: خواهش ميكنم من حاجي داركي رو هم ميارم همونجا عقد رو جاري كنن ايشالا عروسي رو يه شب تو تالار جشن ها تو هاگزميد برگزار ميكنيم.
: به به به حاج اقا در كافه بند خوب هستين؟
دارك هول ميشه : ام ام به به مرلين جان عروسيتو تبريك ميگم.
مرلين: من كه هنوز عروسي نكردم قراره ايشالا تو همين هفته برم خواستگاري.
مك گوناگال: چه خوب جناب مرلين بالاخره شما هم ميرين قاطي خروسا
آرتور:خيلي خوشحال ميشيم شما رو تو منزل ببينيم مرلين خان.
مرلين: خواهش ميكنم من حاجي داركي رو هم ميارم همونجا عقد رو جاري كنن ايشالا عروسي رو يه شب تو تالار جشن ها تو هاگزميد برگزار ميكنيم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

جزئیات کاربر

گیزر:آقای ویزلی بفرما چایی
آرتور:اوه خیلی ممنونم...آره می گفتم حاج آقا من فکر می کنم دیگه الان موقش رسیده که جینی رو بفرستم خونه بخت...
دارکی:احسنت برادر آرتور...شما به اسلام کمک زیادی می کنید و ...
گیزر:آخ جون حاج آقا یه مشتری دیگه نونمون تو روغن...
شپللللخ
گیزر:آخ مگه من چی گفتم حاج آقا خودتون گفتید کار و کاسبی زیاد خوب نی...
شپللخ دنگ بووومم
دارکی:بله می فرمودید...
شیمت:هیییی پیشتهه پیشته
یه گربه همین جور داره به شمیت نگاه می کنه!
دارکی:شمیت چی شده نکنه تو هم تنت می خاره...
شمیت:حاج آقا این گربه همین جور وایساده منو نگاه می کنه
دارکی:ای خاک بر سرت...این خواهر مک گونگال هست...بفرمایید...بفرماییدخواهش می کنم
من تغییر شکل می دم...
من:آه حاج آقا نمی دونی چقدر خوشحالم که دوباره برگشتی...من همین جور دم دفترتون نشسته بودم تا شما برگردید...
دارکی:من هم خوشحالم خواهر مک گونگال که دوباره دارم به وضع جوانان می رسم...خب از خودتون بگویید...زندگی خودتون چطوره...
من:راستش حاج آقا زندگی ما هم می گذره یعنی منظورم اینه که من...من...

دارکی:واااا خواهرم چی شده چرا گریه می کنی؟!
من:من...
...دلم برای
مودی
تنگ شده حاج آقا...الان چند ماهی میشه که ازش خبر ندارم...همین طور منو رها کرد و رفت...دارکی:خواهرم مگه خودت نمی خواستی که طلاق بدی!
من:چرا ولی خب بدون اون که من نمی تونم زندگی کنم...من یه سفارش مخصوص از ایتالیا دارم که بهترین مبلمان و صندلی ها را برای من تهیه کردن
دارکی:
من:بله...اینا رو مخصوص کنار گذاشته بودم که بعد از طلاقنامه به طرف مودی پرت کنم ولی حالا که نیست من چی کار کنم
دارکی:شما نگران نباشید خواهرم...این طور که بوش میاد مثل اینکه قراره مرلین با جینی خلاصه به خونه بخت برن و شما هم می تونید صندلی ها رو بعد از مدتی بفروشید به جینی...متوجه که می شدید..
من:اوه...بله فکر خوبیه...ولی مودی رو چی کار کنیم
دارکی:من خودم گراپی رو می فرستم دنبالش
من:آآآه حاج آقا شما خیلی خوبین...
می پرم بغل دارکی و بووووس
گیزر:حاج آقا
دارکی:رو تو بکن اون ور بی ناموس...بی پی جی 13 ...من به همه محرمم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall
Head of Gryffindor House
Deputy Headmistress
Less Expectation , Less Disappointment
Head of Gryffindor House
Deputy Headmistress
Less Expectation , Less Disappointment
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

من:سلام حاج آقا!
حاجی:به به!خواهر تانکس خوش آمدین!!گیزر چشمتو درویش کن بدو دوتا چایی بیار!
من:نه حاج آقا لام نیست!همون کیک شکلاتی که دادین دفعه ی پیش کافی بود!!اومدم گیزرو ببرم!!
حاجی:کجا؟؟کافه ی بی ناموسی که نمی خواین برین؟؟
من:نه حاج آقا!اومدم ببرمش آزمایشگاه!
گیزر با سینی چایی میاد تو.
حاجی سینی چایی رو از دستش می گیره می زنه تو سرش و می گه:
صد بار نگفتم با آموش نگرد؟بیا!اینم آخر و عاقبتش!معتاد شدی!اونم با مواد ناخالص!می گفتی خودم اصلشو بهت می دادم!خاک بر سرت!!!
گیزر:آخ....وای.....حاجی سیدتو کشتی!
من:حاجی این چه کاریه؟کی معتاد شده؟؟؟
دارک:پس برای چی می خوای ببریش آزمایشگاه؟؟؟
من:برای آزمایش دی ان ای!من میگم این گیزر نیست!گیزر...گیزر بیچاره ی من...فیییین!!!
دارک:بازم که شروع کردی خواهر!این گیزره!این بلای معلوم الحال شایعه درست کرده منو خراب کنه!!!
من:نه حاجی!من تا مطمئن نشم خیالم راحت نمی شه!شبا همش کابوس می بینم!می بینم شما گراپی رو جای گیزر به من قالب کردین!با اجازه!راه بیفت بریم!!
حاجی:به به!خواهر تانکس خوش آمدین!!گیزر چشمتو درویش کن بدو دوتا چایی بیار!
من:نه حاج آقا لام نیست!همون کیک شکلاتی که دادین دفعه ی پیش کافی بود!!اومدم گیزرو ببرم!!
حاجی:کجا؟؟کافه ی بی ناموسی که نمی خواین برین؟؟
من:نه حاج آقا!اومدم ببرمش آزمایشگاه!
گیزر با سینی چایی میاد تو.
حاجی سینی چایی رو از دستش می گیره می زنه تو سرش و می گه:
صد بار نگفتم با آموش نگرد؟بیا!اینم آخر و عاقبتش!معتاد شدی!اونم با مواد ناخالص!می گفتی خودم اصلشو بهت می دادم!خاک بر سرت!!!
گیزر:آخ....وای.....حاجی سیدتو کشتی!
من:حاجی این چه کاریه؟کی معتاد شده؟؟؟
دارک:پس برای چی می خوای ببریش آزمایشگاه؟؟؟
من:برای آزمایش دی ان ای!من میگم این گیزر نیست!گیزر...گیزر بیچاره ی من...فیییین!!!
دارک:بازم که شروع کردی خواهر!این گیزره!این بلای معلوم الحال شایعه درست کرده منو خراب کنه!!!
من:نه حاجی!من تا مطمئن نشم خیالم راحت نمی شه!شبا همش کابوس می بینم!می بینم شما گراپی رو جای گیزر به من قالب کردین!با اجازه!راه بیفت بریم!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Poor Is The Pupil Who Does Not Surpass His Master
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج