جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  25 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: جمعه 10 شهریور 1385 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
یه مک داریم قلقلیه
نسبت به چو غیرتیه
میزنیم زمین هوا میره
یک جورایی فنا میره
ما این مکو نداشتیم
از تو گریف برداشتیم
کریچ به ما عیدی داد
مک بون قلقلی داد

سلام!بالاخره پس از بسی تلاشهای پشت پرده من به روی صحنه اومدم و شعری رو عرضه داشتم!
بعد اینکه خیلی تاپیک جالبیه و شعرای ملتم خیلی باحالن بازم بنویسید.
دیگه اینکه آها الک ببین برای اینکه پست زدن برای ملت سخت نشه یه سذی کلمه میتونی هر سری بدی بعد خودشون یه چیزایی اضافه کنن به اضافه ی اون کلماتی که تو دادی شعر بنویسن.فکر میکنم اینجوری راحت تر باشه....
مثل سانی و هانی

با تشکر از الک جیگر!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1385 15:59
نمایش جزئیات
آفلاین
دویدم و دویدم
به کریچر رسیدم
کریچ به من بوق داد
یه بوق خیلی بوق داد
بوقو دادم به اوریل
اوریل به من ققی داد
ققی رو بردم پیش فنگ
فنگ به من زاخار داد
زاخارو دادم به مکی
خورد و بهم پشم داد
پشمو دادم به مدیر
دسترسی رو بهم داد
منو رو خودم بردم
پنلو * دادم به مکی
حذف کاربرو که زدم
یهو همه پریدن
دوتا جنارو دیدن
هوکی بهشون واکس زد
کریچ بهشون بوق زد
بوقو دادن به فلور
فلور بهشون همر زد!


پنل: همون سی پنل!

---------------------------------

پنی کشتی منو با این شعرت! از دیروز تا حالا هی دارم میخونمش! بعد اهل خونه میگن ان چرا هی بوق بوق میکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1385 15:06
نمایش جزئیات
آفلاین
تبعیض نژادی آقا! تبعیض نژادی!!!
نه! من می خوام بدونم شما خجالت نمی کشین؟! نه! جدا خجالت نمی کشین؟!!
من می خوام بگم شما واقعا شرم نمی کنین آخه؟!من می زنم لهتون می کنم!!
حالا بعدا می گم بهتون!

فعلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1385 14:18
نمایش جزئیات
آفلاین
«جن تنها»

چندین و چند سال پیش
شایــدم صـد سال پیـش
جنی به دنــــــیا اومــد
که خیلی خیلی زشت بود
موجودی بود کریه الچهر!
که زندگیش خیلی سخت بود
جونم بگه براتون
این جن قصه ما
نداشتش هیچ لباسی
به خود همیشه می بست
یه دونه رو بالشی
چندین و چند سال گذشت
جنه ما پیره پیرشد
غمگین و ناراحت بود
همیشه تویه فکر بود
یه روزی تصمیم گرفت
فرار کنه از اونجا
بره به جای دور
خیلی بهتر از اونجا
اما چه فکرا می کرد
چه فکرای باطلی
نمی دونست چه سرنوشت شومی
اونجا در انتظارشه
رفت و رسید به هاگوارتز
عجب جای قشنگی
ندیده بود تا به حال
جایی به اون بزرگی
بیچاره جنه مفلوک
رفتش تویه ساختمون
همین جوری رفت و رفت
تا که رسید به اونجا
رو سر درش نوشته
خوش آمدید به ریونکلا
بیچاره جنه قصه
درو وا کرد و رفت تو
همون لحظه که وارد شد
از کردش پشیمون شد
با دیدن بوق بازی
حالش بدجور بهم خورد
اما اعضای تالار
یه جارو دادن دستش
گفتن چون تو یه جنی
باید بشوری بسابی
این شد که جن بدبخت
از همون روز اول
شد خمتکار اونا
تو سری خور و مطیع اونا!


==================
من خودمو کشتم با این شعر گفتنم اول خواستم اینو تو صد و یک راه...بزنم دیدم چون وینکی رو هم دربر می گیره نمی شه اونجا زدش. راستی کریچ جون هیچ منظوری نداشتما این برا وینکی هم هست!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
احساس می کنم
درهر کنار و گوشه ی این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین

باغ آیینه
احمد شاملو

only Raven
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 9 شهریور 1385 02:22
نمایش جزئیات
آفلاین
اين شعر خيلي طولاني بود! به خاطر همين تصميم گرفتم توي چند قسمت بزنمش ...

شيرموزو دوست دارم هنوز
چون تو رو يادم مياره
فک ميکنم پيش مني
وقتي كه شيرموز ميبينم
بوق به بوق هم ميرفتيم
من و تو، تو جشن شيرموز



با تشكر از رزي و ققي!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 8 شهریور 1385 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
Old Mac Donald had a farm... iaiao
And on his farm he had some ducks... iaiao
With a quack-quack here, and a quack-quack there,
here a quack, there a quack ev'rywhere a quack-quack.

فكر كنم اينو مي‌گفتي نه؟ ببخشيد اگه غلط املايي داره به حافظه‌ام رجوع كردم اونم كه بووووووووووووووووووقى!

من نمي‌دونستم بقيه‌ي مهدكودك‌ها هم اينو گذاشتن! كلي كلاس براي ما رفتن كه اين كلاس فوق‌العاده بيد!!

نكته فلسفي: من هنوز مطلبي رو نخوندم از ديوان! پس فعلا اين فقط اظهار وجود بود

ويرايشات در پست: به خاطر سرافينا! براي اينكه ديگه در جو كنكور نباشم! نكته كنكوري به نكته فلسفي تغيير يافت

بعد از خوندن پست الكسا:
1- كدوم مسئله؟
2- خب كِيس ميخواي همون مسئله‌هه خوبه‌ها؟

ويرايشي ديگر:
ها! خودت ناموس نداري مگه! منو فلور هنوز مجرديم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط راجر ديويس در 1385/6/8 21:27:19
ویرایش شده توسط راجر ديويس در 1385/6/8 21:33:32
!
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: چهارشنبه 8 شهریور 1385 10:37
نمایش جزئیات
آفلاین
اصلا آدم کلا کف می کنه این شعرای پر بار و با مفهوم رو می بینه! ایول اینا حالشون از من بدتره ایول!!


نقد پست پنی:
ای نفس! ای باقلوا! جیگر من!تو بوق بخواه! اهم! یعنی تو جون بخواه!
من با اینکه کلمات رو جاسازی کردم اما بازم نفهمیدم! اما ظاهرا اشکال از خودمه چون شعر تو که خیلی واضح و به قول بچه ها گفتنی "open" بود! مشکل از عقل ناقصه منه که ایشالا درست میشه با یاری ملت غیور ریونی! بازم ازین کارا بکن هانی! منتظر بیدم!

نقد پست فنگ:
اهم!خیلی شعره با مفهومی بود! بیا منم یه شعر ازشعرای مهدکودکمونو برات بنویسم:
old mc Donald had a farm….iaiao!
بقیه ش هم یادم نیست!اصلا به من چه!

نقد پست اکتا:
ایول شعرش تهههههههه خنده بودااا! خیلی باحال بود ایول حال کردم منتهی از لحاظ وزن شعری چن جا مشکل داشت و در ضمن! نبینم دیگه به کریچ گیزر بدی ها!(البته خب به من ربطی نداشته بید اما خب بابا اون 101 راه هستش چرا انقد اذیتش می کنین این طفلک معصومو! یه نیگا به چشمای درشتش بکن! این همه معصومیت رو آخه کجا می خواین پیدا کنین؟هان؟)
در ضمن ساتور نه و ساطور چن سالته بهت می خورد 16_17 رو باشی، نمره ی املات چنده؟!
فقط اینو تصحیح کنم الان حسش هست:
کریچ و وینکی خندون میشن!
راهی قندون میشن!
بهتر بود بگی:
اون دو تا خندون میشن
راهی قندون میشن!
در ضمن اون تیریپ سپاه و اینا رو خیلی باحال اومدی دو پهلو بید!

(نکته:بوقی حسود چشم نداشتی ببینی تعداد پستای من از تو بیشتر شده سریع خودتو رسوندی به من؟! ایششششششش اما خب در هر حال من از تو برترم هر چی باشه سه تا پست از تو بیشتر دارم!)

________
. نکته ی1:خیلی حال می کنم این ملت رو می بینم به طرز جلبانه ای جواب زحمات منو دادن و به قول مکی نهال سر شکسته ی عشقمو پرورش و کود حیوانی گوسفند دهی و نگه داری کردن! الان وضعیت مزاجیش(اینم دوپهلو بود!) خیلی بهتره و اینا!! منم تازه در همین لحظه شعری به ذهنم رسید که بگم اما دیدم نه! بذار بدم به رزی بچه م اینجا یه کم پست بزنه معروف شه!!البته فکر می کنم با این حرفم عمرا بیاد بپسته اما در کل اگه پستی زد با تصرف و تلخیص از شعر زیبای"یه توپ دارم" بدونین که اون شعر مال من بید! نخواست هم که به درک! خودم می زنم! چه نازی می کنه!
. نکته ی2:من اونموقع توی جو بودم یه بوقی خوردم! مفهوم و ارزش این شعرها فراتر از اونه که من بخوام با نقد سطحی و آماتورانه(یه ساعت زور زدم تا یادم اومد این کلمه رو!) ی خودم به گند بکشمشون!!پس فقط اونایی رو می نقدم که ملت می گن!!! چون روزی دو سه تا پست توی یه تاپیک انده ارزشیه و منم که کاملا غیرارزشیم! لذا مرض ندارم که خودمو بیام ضایع کنم که! هاااااا!
. نکته ی3:اینجا می تونیم لژ خانوادگی هم بزنیم که افراد متاهل مانند سرژیا و کفی، کفیه و سرژ، مک بون و چو، راجا (به جون خودم اگه اون مسئله رو به زبون بیاری آیدیت کف دست دختر دختر خاله مه! همون آرایش خلیجیه!) و فلور، آوریل و ادی، وینکی و کریچ(این اسم تو آخرش منو دق میده!) و ملت! بعد مثلا اشعار رمانتیک از خودمون در کنیم براشون چیز جالبی میشه! البته به شرطی که خودشون هم لطف کنن قدم رو چشم ما بذارن و اینجا بفعالیتن! و البته سرژ که یه خورده کاری هایی باید روش انجام بشه(مثبت اندیشی خیلی چیز خوبیه! اما افراد ریونی متاسفانه ندارن!)
. نکته ی 4:هعییییی....جای جان جان خان خالی!!!!( در حد مرگ!!)
. نکته ی5:سر راه دارین می رین یه کِیس مناسب هم برای من پیدا کنین! تا چه حد برای دخترا کِیس مناسب جور کنم هان؟! آخه مگه من دل ندارم؟!! آخه...آخه مگه من...اوهو اوهو اوهو!
پنی: هوی زندگی مجردی کلی هم حال میده!!
من: آره اگه منم مثه تو 4 تا عمله به چه هلویی دور و برم ریخته بود همینو می گفتم! بدبخت هر چی دارین از من و وبلاگم دارین!
پنی:بلی!! و بدین ترتیب پنی توسط الکسا سوسک می شود!


پایان!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 22:38
نمایش جزئیات
آفلاین
ای کریچ قهرمان!
امشبو ریون بمان!
ریون جای خوبیه!
کریچ جن خوکیه!
ما ریونو دوست داریم!
ما کریچم دوست داریم!
کریچ همش گیر میده!
چونکه همش شیر میده!
ما کریچو نداشتیم !
هیچ غمی هم نداشتیم!
کریچ میگه میش دارم!
هی ام میگه جیش* دارم!
ما هم میگیم به ما چه!
تو چند تا داری بچه!
اون دوست داره دادماد شه!
اون دوست داره باباشه!
ولی مگه عروس بیکاره!
جونشو به پوچ بسپاره!
غمگین شده حسابی!
هی هم میره قصابی!
قصاب میگه ولم کن!
برو بیرون رهام کن!
کریچ میگه صدام کن!
با ساتورت فدام کن!
شکست عشقی خوردم!
قرص های اکسی خوردم!
عروس منو نمیخواد!
جن مفلوک نمیخواد!
وینکی میاد کنارش!
با اون کیف و کتابش!
وینکی میگه: کریچ جون!
میخوامت قد بادمجون!
کریچ بال در میاره!
هی اشک شوق میباره!
کریچ و وینکی خندون میشن!
راهی قندون میشن!

جیش*:کلمه عربی به معنای سپاه، ارتش.منظور کریچر از جیش این بوده که میخواسته به مدیریتش اشاره کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک زن چیزی ج
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بله منم يه شعر اينجا مينويسم زيرا تعداد پستام يه كم زياد بشه اين شعر يه ذره قافيه داره يه ذره هم وزن داره خلاصه از هرچيزي يه ذره داره بريد حال كنيد.

عمو كفي باغي داشت

توي باغش سگي داشت

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

اين سگه ما نامي داشت

عمو كفي دوسش داشت

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

عمو ققي رپر بود

با همه دنيا يه رنگ بود

اسم سگش هم فنگ بود

اينجا واق واق اونجا واق واق همه جا واق واق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
روزی از من پرسید : بزرگترین آرزویت چیست ؟
گفتم : تحقق یافتن آرزوی تو ….
اما افسوس …. هرگز ندانستم آرزوی او جدایی از من بود !
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
یه بوقی بود یه بوقی داشت!
بوقشو خیلی دوست میداشت!
یه روز بوقی بوق میخره!
به بوق میگه:
تو رو به بوق!تو رو به دوغ!
یکم از این بوقا ببوق!
اما هانی!
بوقه اومد بوق بخوره افتاد تو حوضک!
خلاصه که:
بوقی بوقه رو میخوره!
بوق بوقه رو میکشه!
رو سنگ قبرش مینویسه:

یه بوقی بود یه بوقی داشت!
بوقشو خیلی دوست میداشت!
یه روز بوقی بوق میخره!
به بوق میگه:
تو رو به بوق!تو رو به دوغ!
یکم از این بوقا ببوق!
اما هانی!
بوقه اومد بوق بخوره افتاد تو حوضک!
خلاصه که:
بوقی بوقه رو میخوره!
بوق بوقه رو میکشه!
رو سنگ قبرش مینویسه:
یه بوقی بود یه بوقی داشت!
...


خب عزیزان!اگه از این شعر هیچی نفهمیدید حق دارید!میتونید به جای بوق کلمات حاجی و گربه رو استفاده کنید!حل میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!