
بوق بر آن بوق که از بوق من
دست به دستش زدم و گر گرفت
آه بر آن بوق که از دست من
سینه سپر کرد و به بالا برفت
دمن به آن دست که از بوق من
دیده فرو بست و به عصیان نشست
دیده فرو بستن و انکار من
بوق بزرگش که به تاراج رفت
دمن=لعنت
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین





! نه نمیخوام! نه نمی خوام!

در اینجا صفت است!



[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]




