ملت غیور اسلی بالای سر هری ایستاده بودند و به شکل بسیار آستکبارانه ای داشتند وی رو شکنجه میکردند . ابتدا همه یه بار هری رو لگد مال کردند . سپس با کابل پنجاه زدنش ! بعد یه سری گیلدی رو انداختن به جونش بعد مانی رو . بعد چند باری از پنجره انداختنش بیرون . تا اینکه .....
بلیز : آقا حالا بیاین کلشو با هم بگیریم بکوبونیمش به دیوار ببینیم چی میشه !
بلافاصله همه بچه ها اسلی موافقت کردند و با شور و شوق جلو رفتند . در اون میان بقیه گریفی ها داشتند با تعجب به این صحنه نگاه میکردند .
استرجس : اگر هری رو از این وضع نجات ندم استر نیستم !
رونان : اگر هری رو از این وضع نجات ندم سانتور نیستم !
بلافاصله همه بچه های گریفندوری همونجا وسط سالن پیمان ناگسستنی بسته و چوبدستی های خود را بیرون آورده و در حالی که شعار های ارزشی خود را سر میدادند به سمت اسلیترینی ها حمله کردند .
رودولف در حالی که به یکی از جوجه گریفی ها نگاه میکرد که به پاش آویزون شده بود گفت :
- این الان با کی کار داره !
بلا در حالی که دو تاشونو سر و ته بلند کرده بود گفت :
- هووووم موجودات ارزشین !
- تتتق توووق بوووم دوووف دیییییش دام !
همه گریفی ها یکی پس از دیگری از در و پنجره به بیرون پرتاب شدند .
جاگسن : خوب خوبه حالا میتونیم عملیات شکنجمونو ادامه بدیم !
هری : من چی کاره بیدم ؟
دراکو : بعد از شکنجه راجع به این مسئله فکر میکنیم .
در همون لحظه در تالار باز شد و لرد در حالی که چهره اش از شدت هیجان نورانی شده بود وارد شد ( چه ربطی داشت )
لرد : هووووم ؟ شکنجه کردن هری بدون حضور من !
لرد هم اینو گفت و در حالی که از قبل خودش رو مجهز کرده بود با یه شیرجه قوس دار به وسط معرکه پرید و همه به اتفاق شروع به کتک زدن هری کردن !
هری
چند لحظه بعد
به لطف لرد ریل قطاری بر روی زمین تالار پدید اومده بود و هری هم دقیقا وسط ریل طناب پیچ شده بود و لرد و بقیه اسلیترینی ها در حالی که سوار بر لوکوموتیوی ارزشی بودن با سرعت به سمت هری میامدند .
لرد در حالی که هی بوق میزد :
- هوی کله زخمی ما داریم میایم !
بقیه : بوووهاهاهاها
در همون گیر و دار هری یه دستشو آزاد کرد و دست کرد توی جیب شلوارش و یه موبایل دراورد که به صورت معجزه اسایی سالم مونده بود . بلافاصله هری شماره گرفت !
دو دی دی دو !
- الو دومبول ! سلام پشمک ببین من الان جونم در خطره آره زن و بچم خوبن سلام میرسونن ... میگم جونم در خطره !ها ؟ اره یادداشت کن تالار اسلی ......
ادامه دارد .....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

گفتم اول با کابل میزنیمش بعد تیکه تیکه اش میکنیم.یه کلمه دیگه حرف بزنی همین بلا رو سر خودت میارم ها!
چشم خشانتم،هر چی تو بگی.
و ملت اسلي هم فرار كردن . وقتي به جايي رسيدند كه زوزه ي گرگ به طور ضعيفي شنيده مي شد دراكو گفت : ما باد بريم به كلبه ي هاگريد ؟
)

