جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

50 کاربر(ها) آنلاین هستند (46 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
49 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] کتابخانه‌ی پروفسور اسلینکرد

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: کتابسرای جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 21 آبان 1385 23:51
نمایش جزئیات
آفلاین
كريچ : بنگر ننه !
مادام : اين چكش از چكشاي فلور هم بزرگتره !
كريچ : ننه ! خبراييه !
مادام : نه مادر !‌ حالا بريم بيرون ببينيم چه خبره !
كريچ : ايول ! چه چيز با حاليه ! برم بالاش !
مادام : نري ننه جون ! ميري اون بالا يه چيزي قورتت مي ده !
كريچ : چيزي منو قورت نمي ده ! قورتم بده تف ميكنه ! شما نگران نباش !
مادام :
كريچ : من چيكاره بيدم ؟
مادام : به مادرت توهين نكن اي بي ادب ! خبر مرگت برو اون بالا ببين چه خبره !
كريچ : باشه !
كريچ از چكش بالا رفت و هي بالا رفت !
هي چكش تو سر خودش كوبيد تا به بالاي چكش برسه !
بعد از 8 روز ! كريچ به بالاي چكش رسيد ! در اونجا با چيزي روبرو شد كه مي خواست در بره . يك ارباب لرد ولدمورت كبير رو ديد اين هوا با يك چكش تو دستش ! ( ببخشيد ارباب جون نمي خواستم بهتون توهين بشه اگه ناراحت شدين پست رو پاك كنين ! )
كريچ تو دلش : مادام كجايي كه پسرتو كشتن !
كريچ : سلام عليكم ارباب جون ! پارسال مدير امسال گرداننده ي سايت ! حال شما ؟ خوب هستين ؟
ارباب : كريچ تو بي اجازه به دنياي وراي چكشها آمدي ! بايد اعدام شوي !
كريچ :
ارباب :
شما ها :
من ( از ترس بلاك شدن ! )‌ :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[
Re: کتابسرای جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 21 آبان 1385 18:36
نمایش جزئیات
آفلاین
طور خدا یکی بیاد پست بزنه . جای به این خوبی چرا توش پست نمی زنین.
__________________________________
مادام رزمرتا : گربچ هیپوگریف رو فروختی؟
گربچ : آره نگاه کن به جاش چی آوردم.
گربچ دستش رو باز می کنه و می بینه که یه دست داره میاد سمت صورتش.
چپشششششش
مادام : مگه بهت نگفتم که بری بفروشیش . اینا چیه؟
گربچ : تخم چکش سحر آمیز.
مادام : تخم چکش سحر آمیز به چه درد من می خوره؟
گربچ : اون مرلینه گفت باید بکاریمشون تو زمین . بعدش بزرگ میشن . گفت بالای چکش گنج هست.
مادام : آخه از دست تو چی کار کنم . بیا برو تو خونه.
مادام دانه ها را از دست گربچ می گیره و می اندازتشون تو حیاط خانه.
گربچ : چرا انداختیشون .
مادام : برو بخواب و حرف نزن.
گربچ میره تو تختش و می خوابه .
فردا صبح:
گربچ از خواب بیدار شده و داره به آسمان نگاه می کنه که متوجه یه چیزی میشه.
گربچ : یعنی ممکنه.
گربچ بلن داد می زنه : مادام مادام . بیا اینجا رو نگاه کن.
مادام رزمرتا از خانه میاد بیرون .
مادام رزمرتا : چیه ؟
گربچ : اونجا رو نگاه کن .
________________________
طور خدا ادامه بدید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: کتابسرای جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 آبان 1385 20:25
نمایش جزئیات
آفلاین
گربچر : ولی اون خیلی نازه.
مادام رزمرتا : میگم برو بفروشش.
گربچر : نمی فروشمش.
مادام : باید بفروشیش.
آخر گربچر کوتاه میاد و حرکت می کنه که بفروشدش.
گربچر در راه با هیپوگریف : امشب شب زشتیه...می خوام تو رو بفروشم...خیلی ناراحتم.
گربچر(جک) انقدر میره تا به یه مرلین می رسه.
گربچر : مرلین خودتی. زودباش جواب بده تا بلاکت نکردم.
مرلین:پسر جون چی می خواهی
گربچر(جک) : تو مرلینی؟
مرلین : کی مرلین ... نه من اون نیستم.
گربچ :
گربچ : پس تو کی هستی ؟
مرلین : من فروشنده دوره گرد ممد دوره گردم . از این چکشها می خوای.
گربچ : نه . اومده بودم این هیپوگریف رو بفروشم.
مرلین(فروشنده دوره گرد):خوب به به عجب هیپوگریفیه.به جاش بهت 3 تا تخم چکش سحر آمیز میدم.
گربچ :
گربچ : تخم چکش سحرآمیز چیه؟
مرلین(فروشنده دوره گرد):تخمیست که وقتی بکاریش تو زمین یه چکش غول پیکر میاد بیرون . وقتی از چکش بالا بری به جایی می رسی که پر از جواهراته.
گربچ : واقعا.
مرلین : معلومه.
گربچ : خوب بیا اون تخمهای چکش رو بده تا این هیپوگریف رو بهت بدم.
بعد از عوض و بدل کالا به کالا گربچ به سمت خونشون حرکت می کنه.
گربچ در راه : امشب پولدار میشم آی آی ... امشب پولدار میشم آی آی...
گربچ به دم در خانشون می رسه و سپس در می زنه.
تق تق تق...
مادام رزمرتا(مادر جک):کیییییییییه؟
گربچ : منم.
در همین لحظه مادام در رو باز می کنه.
_______________________________________
خارج از رول: کسی اگه خواست بپسته حتما پست قبلی رو بخونه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: کتابسرای جادویی جاگسن
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 18:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب دیگه مثل اینکه مجبوریم همینجا مشغول به کارشیم . این ایده از طرف خودمه .
در این کتابسرا انواع داستانهای کو چک از جمله جک و لوبیای سحر آمیز و شنل قرمزی یافت میشه .
فقط این کتابخانه یه فرقی با کتابخانه های دیگه داره که وقتی یه نفر (مثلا دومبل)کتاب رو می خونه به درون داستان میره و اگه سفید باشه قهرمان داستان و اگر سیاه باشه یه نقش منفی در داستان میشه .
مثلا همین جک و لوبیای سحر آمیز رو در نظر بگیر :
جک : دومبل
مادر جک : مادر دومبل
غول : گراوپ
زن غول : مثلا بلاتریکس(چکش)
دوره گردی که لوبیا رو به جک میفروشه:مرلین
-----------------------------------------------------------
در داستان بعضی قسمتهاش قسمت جادوگری و سایتی میشه .
_________________________________________
جاگسن : بفرمایید اینم یه کتاب جک و لوبیای سحر آمیز
گربچر : مرسی
جاگسن : برای مدیرها هم قابل نداره ها.
گربچر : رشوه به معمور دولت . خرزوخان دستگیرش کن.
گربچر : حالا کتاب قشنگی هست ؟
جاگسن : بله .
جاگسن تو فکرش(مخصوصا وقتی که بری تو داستان )
بالاخره گربچر به سوی خانیشون روونه میشه.
گربچر با خودش : حالا بگذار یه کم از داستانش رو تو راه بخونیم.
تا کتاب رو باز می کنه به داخل کتاب میره .
گربچر : من کجام ؟
زنی بالای سر گربچر(مادام رزمرتا): عزیزم تو خونتی .
گربچر : چی شده چه جوری اومدم اینجا .
مادام رزمرتا : هیچی فقط به سرت یه ضربه جزئی خورده .
5 روز بعد(یعنی گربچر 5 روز تو داستان بوده )
مادام : عزیزم باید بری هیپوگریفممون رو بفروشی . آخه دیگه پولی در بساط نداریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: کتابسرای جادویی جاگسن
ارسال شده در: یکشنبه 2 مهر 1385 18:13
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم تاپیک ازكتاب فروشي دياگون ! به کتابسرای جادویی جاگسن تغییر کرد!

همانطور که اسمش پیداست مدیرش جاگسن هست!
امیدوارم بالاخره این تاپیک فعالیتش بالا بره!

جاگسن جان بشتاب و اولین پستتو بزن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: كتاب فروشي دياگون !
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 23:31
نمایش جزئیات
آفلاین
warning:

توبیاس عزیز،تاپیک نباید به این نحو پیش بره،این اصلا ربطی به رول پلیینگ نداره.باید با رول تاپیک رو اداره کنی.

فقط رول پلیینگ یادتون باشه که انجمن های ایفای نقش فقط جای زدن چنین پست هایی هست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: كتاب فروشي دياگون !
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 11:10
نمایش جزئیات
آفلاین
((معجون رویاها))
نویسنده:
پروفسور سوروس اسنیپ

قیمت:
20 گالیون

مختص:
معجون سازان و اساتید

توضیحات بیشتر:
قدمت این معجون به 450 سال پیش برمی گردد.از آن زمان این کتاب با طلسم های نگه دارنده قوی دست به دست به معجون سازان رسیده و اکنون این کتاب را پروفسور اسنیپ در اختیار دارد.اکنون به محتویات کتاب می پردازیم:
این معجون از خون اژدها،تراشه شاخ تک شاخ،عصاره ی مار و قلب جن خاکی تشکیل می شود که هر یک از جزئیات معجون به خودیه خود به سختی و معمولا از راه خلاف بدست می آید.
کار این معجون این است که یکگ پیاله از آن را قبل از خواب مصرف کنیم و در هنگام خوردن آن باید به چیزی که می خواهیم و دوست داریم ببینیم فکر کنیم.سپس بعد از نوشیدن به خواب می رویم و بعد از آن اگر از چیزی که به آن فکر کردیم حتی فرسنگ ها فاصله باشد اتفاقاتی که واقعا برای آن فرد یا جسم مکی افتد را می بینیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/6/26 18:49:46
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/6/30 23:21:09
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: كتاب فروشي دياگون !
ارسال شده در: یکشنبه 26 شهریور 1385 07:47
نمایش جزئیات
آفلاین
کتاب:
((افسون های ابتدایی))

نویسنده:
کتی لونگ

قیمت:
10 گالیون

مختص:
دانش آموزان ترم اول و دوم هاگوارتز

توضیحات بیشتر:
این یک کتاب راهنما برای دانش آموزان ابتدایی می باشد.در این کتاب طلسم های بسیار ابتدایی موجود می باشد که برای سال های اول و دوم بسیار مفید واقع خواهندشد.همچنین این کتاب طریقه ی حرکت چوب برای انجام ورد،طرز نگه داشتن چوب و مقدار تمرکز را به طور صریح کامل توضیح می دهد.

افتخارات:
1.برنده ی کتاب ((راهنمای ویژهمختص مبتدی ها)) در سال 1998

در مورد نویسنده:
کتی لونگ در سال 1965 م. در لندن دیده به جهان گشود.او فقط چهار سال داشت که خانواده اش به دهکده هاگزمید مراجعت و بعد از آن زندگی را در آنجا آغاز کردند.
خانم لونگ از همانابتدا به جادو های کوچک و ساده علاقه ی زیادیداشت.کتاب افسون های ابتدایی اولین کتاب و به گفته ی خودش آخرین کتابش می باشد.
این کتاب بصورت کتابچه راهنما در کنار کتاب های مدرسه برای بهتر یاد گرفتن مبتدی ها تدریس می شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كتاب فروشي دياگون !
ارسال شده در: شنبه 25 شهریور 1385 16:20
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفی اولین کتاب:
(راستی شما هم اگه کتابی برای معرفی داشتید معرفی کنین بدون رو در بایستی!)

نام کتاب:
معجون های جادویی تضمین کننده ی زشتی شما!!!

نوع کتاب:
دست نویس

قیمت:
غیر قابل فروش

توضیحات:
این کتاب از قدمتی بسیار بسیار دیرینه برخورداره(سال تشکیل:1350 میلادی) حتما تعجب می کنید که چجوری قابل خوندنه؟
این کتاب رو با ورد نگه دارنده ی قوی طلسم کردند که ق هر 1 سال باید دوباره این افسون بر روی این کتاب اجرا شود و اگرنه بلافاصله کتاب پوسیده خواهد شد.
می پردازیم به مطالب کتاب:
این کتاب حدود 200 سال پیش به صورت غیر قانونی در اومد و از اون موقع تنها دو جلد از این کتاب باقی مونده است که یکی در همین کتابخانه و یکی دیگر در دست وزارت سحر و جادو می باشد.
این کتاب شامل تمام دستور العمل های معجون هایی است که برای کریه و زشت کردن صورت استفاده می شود و بعد از 1 سال درد و و عذاب و خجالت به طور شرمگینی فردی که معجون رو خورده از بین خواهد رفت.
این کتاب رو در حدود 800 سال پیش فردی به نام مونتگمری کاهاروف به رشته ی تحریر در آورده و در آن زمان به طور چشمگیری افرادی که می خواهند خودکشی خود را با عذاب و درد به پایان برسانند از دستورالعمل های این کتاب استفاده می کردند.
طرز تهیه ی این معجون اینگونه ست که مقداری از مدفوع اسب تک شاخ (بلا به دور!) ،برگ درختی که اژدهای نورماندی از اون استفاده می کنه ، مقدار 1 گرم فلس هیپوگریف،
شیر مار 10 سی سی و در آخر تخم ابوالهول.!
می بینید که طرز تهیه این معجون بسیا سخت و طاقت فرسا می باشد و اگر بخواهید مواد آن را از بازار سیاه بخرید مطمئا باشید باید بیش از 1500 گالیون خرج کنید!
رنگ این معجون سفید مایل به خاکستری می باشد و وقتی فردی این معجون را بنوشد چهره اش به سگ بولداگ،پگوش هایش به جن خا کی و بدنش به هیپوگریف خواهد رفت.
از اثرات بعدی این معجون می توان به کوری چشم،کری گوش،و لالی زبان اشاره کرد و برای همیشه (باز هم بلا به دور) یوبوست خواهد گرفت.
پادزهر این معجون فقط یک جا پیدا می شود و آن هم در ضلع شمالی اورست که هنوز آن را کشف نکرده می باشد و پادزهر این معجون فقط موی کاکل ققنوس هست که در ضلع شمالی قله ی اورست میباشد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: كتاب فروشي دياگون !
ارسال شده در: شنبه 25 شهریور 1385 13:58
نمایش جزئیات
آفلاین
خیلی منمنون که این تاپیک رو باز کردید...
از این به بعد مطلب های طنز کم تر می شه و من فقط معرفی کتاب می کنم که ارزشی نشه....
پس منتظر باشید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل