ببخشید سدریک جان. پاکش کردم
به اعضای ارتش:
ببخشید ها ولی چرا فقط آلیشا و من باید سوژه بدیم؟؟؟؟؟؟ شما هم یه کاری بکنید
----------------------------------------------
سوژه 2
ساعت 10 صبح روز جمعه بود.
آلیشا و هرمیون توی تالار گریف بودند آنیتا نیز در تالار ریون بود
قرار بود ساعت 10:20 دقیقه به اتاق ضروریات بروند.
ساعت 10:20 دقیقه- جلوی در اتاق ضروریات
همین که هرمیون آمد به "قرارگاهی برای الف دال" فکر کند آنیتا گفت: نه. هرمیون. بابا جادویی رو برای این اتاق به من یاد داده است. این اتاق امن نیست. بابا گفت که ما بریم طبقه دوم و رو به دیواری که پشت کلاس تغییر شکل است من جادویی رو که یادم داده اجرا کنم. فقط برای این گفتم بیاین اینجا که گیج نشین
5 دقیقه بعد- راهروی طبقه دوم- دیوار پشت کلاس تغییر شکل
آنیتا زمزمه کرد: چینی قرارگاه الف دال نیاز
بلافاصله دری پدید آمد و آنیتا بعد از شمردن اعضا چوبدستیش رو به طرف در گرفت و زمزمه کرد: اینتین اعضای ارتش
وقتی اعضای ارتش از در عبور کردند در تبدیل به دیوار شد.
آنیتا گفت: من به یه کتابخونه که همه ی کتاب ها رو داشته باشه نیاز دارم. من می خوام صدای ما از اینجا به بیرون درز پیدا نکند.
بلافاصله صدای تقی اومد و دری در گوشه اتاق بوجود آمد که روش نوشته شده بود: کتابخانه. و سپس نیز صدای پاقی اومد و دیوار لرزید و سپس از لرزش افتاد
آنیتا گفت: خب. حالا من بی کم و کاست مأمویت رو می گم. یه جایی هست به نام "خانه شماره 17 جینتین". ما باید بریم اونجا.
سپس نقشه ای رو نشان داد و ادامه داد: بعد از این که بریم داخل خانه چند نفر میان به ما کمک کنن و نقشه رو باز می کنن. این نقشه، نقشه مکان نهایی ماست. نقشه دژ سیاهان. اگر ما اونجا رو نابود کنیم بیشتر مرگ خوارها کشته می شن ولی باید تا اونجا خطرات زیادی رو بگذرونیم برای همین اونا همراه ما میان. منظورم همونایی که قراره نقشه رو باز کنن.
اعضای ارتش گفتند: باشه.
---------------------------------------------------
سوژه کلی
اعضای ارتش به خانه شماره 17 جینتین می رن و نقشه رو باز می کنن و سپس همراه با خارجیها(اونهایی که نقشه رو باز می کنن) به طرف دژ سیاهان حرکت کرده و موانع ولدمورت را از سر راه برداشته و بعد از جنگ کوتاهی بین آن ها و مرگ خواران دژ سیاهان را نابود می کنند.
************ هیچ آدم بزرگی به جز خارجیها نباید در داستان باشد. البته دامبلدور بعضی اوقات برایشان پیام می فرستد و آنها را راهنمایی می کند ولی هیچ وفتن نباید نوشته شود" دامبلدور گفت:" زیرا دامبلدور در داستان نخواهد بود
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


