جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

50 کاربر(ها) آنلاین هستند (45 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
49 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 اسفند 1385 21:10
نمایش جزئیات
آفلاین
لیلی نوشته :
نقل قول:
بگفتي شعريو كردي كبابم!/چو كوه يخ بُدم كردي تو آبم كنون چون باب كل كل باز كردي/سرودن بهر من آغاز كردي گُهر اشعار من را نيز كن گوش:/سخن بسيار اما كو كجا گوش؟ بيا غوغا كنيم اي يار باهوش/نگردد اين تاپيك سردو فراموش يكي سوژه بگوييم و بخنديم/به روي بي هنر ها در ببنديم هر آنكس طبع شعري ناب دارد/هر آنكس ذوق و شوق و تاب دارد به لطف ناظر و تمرين بسيار/سرايد شعري و گردد به ما يار هر آنكس رو كند بي حرف و بي باج/كه مي خواهد شود چند مرده حلاج... كنون من سوژه اي سازم برايت/ز بهر طبع خوب و دُر سرايت كدامين سوژه باشد بهتر از اين/«هري» را آوريم اول به تمرين كنون نظم«هري» را ساز كردم/سرودن بهر او آغاز كردم: يكي طفلي بُدي در هالو گودريك/كه روزي گشت او ارباب بوك بيك به كله،زخميو به گونه گلفام/دو چشمش سبز مثل كاهوي خام چو او قدي كشيدو چهره اي ساخت/چه بس دختر كه خر شد دل بدو باخت! پراوتي پاتيلو،جينيو،چو چانگ/ همه اندر نخ او بوده شش دانگ يكي اشعار مي گويد برايش/يكي چشمك فرستد در قفايش يكي در آرزوي بوسه اي ناب/ببسته چشم هايش رفته در خواب يكي معجون عشقي بار كرده/يكي "زوم" روي چشم يار كرده...


عجب بابا تو ای لیلی چه گفتی ؟ / تو شعر گفتن عجب گردن کلفتی
به لطف این همه اشعار نابت / کنون شعری بگویم در جوابت
چرا نظم هری را ساز کردی ؟ / سرودن بهر او آغاز کردی ؟
چرا با این هم اعضای باحال / زدی بر نام فرزند خودت فال ؟
اگر هدویگ و کورن اسمیت گویند / و با اشعار خود حال تو جویند
چرا اعضای دیگر شعر نگویند ؟ / و راه هدویگ و اسمیت نپویند؟
اگر گفتی تو با خود ،که سرایم / جواب شعر ابر را که برایم
سرودست این چنین شعر و ترانه / چگونه در جواب آرم بهانه؟

منتظر جوابت هستم لیلی اونز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 28 اسفند 1385 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

این شعر در جواب شعر لیلی اوانز عزیز سروده شده :

با دیدن طبع دیگران ما نیز طبعمان گل می کند ! می شکفانیمش !

سرد درد بگرفته ؟ یاللعجب ! / بروفن بگیر از زن مش رجب!
یکی شعر گویم که باشد همی / بر این پاره پاره دلت مرهمی
کلاهی ندارم که قاضی کنم / فقط می توانم که راضی کنم
تو را با سراییدن یک غزل / که ماند همی از ابد تا ازل!!
تو را می ستایم که با انتقاد / دل شاعران ِ قَدَر گشت شاد
ز وزن و ردیف و ز آرایه ها / ز قافیه ها و درون مایه ها
چه گویم که دل مملو از غصه هاست / شگفت آمدم چون زدی حرف راست!
به شعرت دو چندی من افزون کنم / به پندی سخن پر ز مضمون کنم !
بکن فکر بر شعر این ساحره / که از بندرعباس تا قاهره
یکی اینچنین در و سیم و گهر / نیابی تو ای شاعر بی هنر
غزل نیست این نیمه شعر! شما / ردیفش ز تو ، قافیه با خدا !
وجود عناصر ، سخن خوش نمود / هر آنکس که خواندش چه خشنود بود
بگنجان تو در شعر یک مایه ای / ردیف و جناسی و آرایه ای
بسان من و لیلی و دوستان / که شعرهامان بهتر از بوستان !
کلامم نگنجد در این خرده جا / به پایان برم در زمانی بجا !


چه گویی تو ای شاعر خوش نجب / بروفن کجا و زن مش رجب
چگونه دل پاره را مرهمی / چگونه هنر را تو آری همی
مگر ذوق مردم به دستان توست / مگر چشمه ی شعر در جان توست
اگر طبع باشد شکوفا شود / وگر نه سخن ، حرف بیجا شود
ز پند تو من شاد گشتم ولی / بنای مواعظ بهشتم ولی
نباشد ز پند من تو اثر / به شعر همه مردم بی هنر
همین بود حرفم و لا غیر از این / همین است راه شکفتن ، همین

زدن دو تا پست پشت سر هم بر خلاف قوانین سایته...لطفا دفعه ی دیگه تکرار نشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Lord Scorpion در 1385/12/28 20:22:49
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1385/12/28 20:41:22
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 28 اسفند 1385 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر : برای مرگ دامبلدور
قالب : مثنوی

دلم تنگ است از دوری جانان .... ز دوری بزرگ ورد خوانان
دلم تنگ است از کشتار اسنیپ ... دلم خواهد کنون مردار اسنیپ
دلم از مرگ دامبی جون چه تنگ است ... تمام جسم من اکنون ملنگ است
ندیدم دیگر همچون او بزرگی ... نباشد مثل فنریر هیچ گرگی
تو ای دامبی اگر پیش من آیی ... به جان و روح چون ریش من آیی
دل " عقرب " ز تو آرام گیرد ... همای بخت جا بر بام گیرد

شاعر : لرد عقرب متخلص به " عقرب "

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 28 اسفند 1385 11:35
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر : رون آشناي هميشه خوب هري
قالب شعر : ترجيع بند یا مستزاد
گاه در لحظه هاي تنهايي / لحظه هاي حراس و بيم و اميد
جادو را نمي تواني يافت / جادوگري را نمي تواني يافت
. ***
با تو رفيق همراهي ست / با سخن هاي گرم و مهر آميز
گفت و گو دارد با تو از هر جا / گفت و گو دارد با تو از هر چيز
. ***
دست دردست اين رفيق عزيزت/ مختصر مي شود تعطيلات
با خبر مي شوي به آرامي / از جادو و جادوگري
. ***
روزها هر جا كه هري در كنارش ست / رون خوش كلام شيرين است
نيمه شب لحظه هاي بي خوابي او / مونسي در خوابگاه است
. ***
دوستي كه با تو مي گويد / قدر عمر عزيز را در مي يابد
تو كه بيگانه نيستي با او / رون آشناي هميشه خوب او
شاعر : سوروس اسنيپ

اي جادوگران خوب و مهربون / اي دوست خوب و بي زبون
دوستت دارم يه عالمه / هر چي بگم بازم كمه
تو دوست خوب و ماهي فرشته ي نجاتمي / حرفاي خوب خوب مي زني
عكساي خوب خوب هم داري / دلهاي ما بچه ها رو
تو چقدر خوب شاد مي كني / پستهاي ما اعضاتو تو چقدر خوب جواب مي دي
همه تو رو دوست دارن / به خاطر هري و رون
اما بدون كه من يك / آره خود من به تكي
مي خوام تو رو واسه ي خودم / چون بهترين دوست مني
ارادتمند شما فرگوس فينيگان

قالب : شعر نو , نام شعر : ای جادوگران
ای جادوگران
ای سایت پر گهر
ای مدیرانت
تشنه ی پست هایم
دور از تو
من چه کنم
پاینده مانی جاودان
ا .... ا ... ای
دشمنت یه پست زن ارزشی
من راهنماییش می کنم
ناظران تو
راهنمایی می کنن مرا
دور از تو نیست
پست های من
در راه پست
کی ارزشی بشوم من ؟
پاینده باد
سایت جادوگران
ارادتمند شما سوروس اسنیپ

نام شعر : تسليم بشين به محفلي هاي مهربون
قالب شعر : مثنوي

آي لرد سياه آي مرگخوارا / نترسونين موگل ها را
آي مرگخوارا تسليم بشين / به محفلي هاي مهربون
لرد سياه به ضرر شماست / دامبلدور خوبيتونو مي خواست
به دامبلدور روي بيارين / از لرد سياه برگردونين
چو مرگخواران تسليم شوند / لرد سياه بدبخت شود
شاعر : سوروس اسنيپ

نام شعر : جادوگران سايت بي شريك
قالب شعر : چهارپاره

تو سايت بي شريكي / تو يگانه اي دانا
تو چه خوب و مهرباني / تو كه پاكي و توانا
. ***
تو در آن زمان كه سايتي / ز جهان نبود بودي
در بسته ي جهان را / به ايرانيان گشودي
. ***
تو به گوش هري خواندي / كه از شجاعت ببارد
تو به هرميون گفتي : / به جادوگري قدم گذارد
. ***
تو به هري آموختي / ورد هاي جادويي
به رون خوب گفتي : / به هري بپيوندد
. ***
تو به آلبوس امر كردي / محافظت از نوجوانان
به مينروا اجازه دادي / مجازات دانش آموزان
. ***
به هزار نقش زيبايي / هاگوارتز و ساختي
محفل و الف . دال و اتحاد اسليترين را / همه را باز تئ آفريدي
* تذكر : آخرين بيت قافيه ندارد به بزرگي خودتان ببخشيد . *
شاعر : سوروس اسنيپ

نام شعر : پرققنوس و معرفت
قالب شعر : شعر نو

پرققنوس قشنگ است
. به جغدك ندهندش
دل پاك در گراني ست
. كه به مرگخوار ندهندش
شاعر : سوروس اسنيپ

همه ی پستاتو یکی کردم دفعه ی بعد چند تا پست پشت سر هم بزنی پاکشون می کنم...سعی کن همون پست قبلیتو ویرایش کنی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1385/12/29 16:55:23
شناسه قبلي من
هرگز یک اژدهای خفته را قلقلک ندهید .
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 اسفند 1385 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
قبل از هر چيز از توجه هدويگ و كورن اسميت عزيز ممنونم.
وقتي اون شعرو مي نوشتم با خودم گفتم اگه كسي جوابي براش بنويسه مي فهمم كه هنوز كساني هستند كه دلشون براي اين تاپيك بسوزه؛در اين صورت من هم براي بهتر شدنش تلاش مي كنم.خوشبختانه همينطور هم شد.به نظر من بهترين راه براي ارتقاء سطح تاپيك همين جوابها يا به قولي كل كل هاست.اينطوري مي تونيم به اعضايي كه ممكنه سوژه اي به ذهنشون نرسه هم خط بديم و اونا رو وارد مقوله ي سُرايش كنيم!
خوب به نظرم مقدمه چيني ديگه بسه بقيه حرفهامو در قالب جوابي به شعر زيباي هدويگ عزيز مي نويسم:

بگفتي شعريو كردي كبابم!/چو كوه يخ بُدم كردي تو آبم
كنون چون باب كل كل باز كردي/سرودن بهر من آغاز كردي
گُهر اشعار من را نيز كن گوش:/سخن بسيار اما كو كجا گوش؟
بيا غوغا كنيم اي يار باهوش/نگردد اين تاپيك سردو فراموش
يكي سوژه بگوييم و بخنديم/به روي بي هنر ها در ببنديم
هر آنكس طبع شعري ناب دارد/هر آنكس ذوق و شوق و تاب دارد
به لطف ناظر و تمرين بسيار/سرايد شعري و گردد به ما يار
هر آنكس رو كند بي حرف و بي باج/كه مي خواهد شود چند مرده حلاج...

كنون من سوژه اي سازم برايت/ز بهر طبع خوب و دُر سرايت
كدامين سوژه باشد بهتر از اين/«هري» را آوريم اول به تمرين
كنون نظم«هري» را ساز كردم/سرودن بهر او آغاز كردم:

يكي طفلي بُدي در هالو گودريك/كه روزي گشت او ارباب بوك بيك
به كله،زخميو به گونه گلفام/دو چشمش سبز مثل كاهوي خام
چو او قدي كشيدو چهره اي ساخت/چه بس دختر كه خر شد دل بدو باخت!
پراوتي پاتيلو،جينيو،چو چانگ/ همه اندر نخ او بوده شش دانگ
يكي اشعار مي گويد برايش/يكي چشمك فرستد در قفايش
يكي در آرزوي بوسه اي ناب/ببسته چشم هايش رفته در خواب
يكي معجون عشقي بار كرده/يكي "زوم" روي چشم يار كرده...

منتظر جواب دوستان هستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1385 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
و کنون طبع شعر ناظر نیز گل می کند!
کنون رزم ناظر و ارزشی شنو(!!!)/دگر ها شنیدستی این هم شنو
همی سرودند آنها انبوه شعری/ پر از ارزش بازی و حرف سری
نگفتند چه کند این ناظر بوق/همی بخواند این شعر ها و بخورد دوغ
پاک کرد انبوهی از این شعر ها/نبود کسی تا دهد فحش به آن ها
چندی عضو ریختند و نقد کردند/همی ناظر را دلسرد کردند
بخواست کند ناظر ویرایش پستشان/نیامد دلش چو دید شعرشان
سرودند از اعماق قلبشان/ندیدند ناظر دارد می خواند دارن شان
از این به بعد بر خورد شود با شعر ارزشی/نگویید ای ناظر چه بی ارزشی
کمی بروفن نیز به ما دهید/بلکه رود از سر این سردرد شدید
کنون رزم آغاز گشت/ناظر بیامد به توی دشت
فرود آورد تذکری بر سر او/نیامد رویش به پایین پرو
همی ویرایشی برایش فرستاد/نیامد رویش به پایین استاد
دگر ناظر نتوانست کرد تحمل /بزد و پست کرد پاک با تامل
بزد زار این عضو ارزشی/که ای ناظر تو چه بی ارزشی
بخندید ناظر و رو نداد/به این عضو ارزشی و نوک مداد(عضو ارزشیی که لباس نوک مدادی پوشیده باشه)
کنون که این شعر شنیدستی/اگر جرات داری بزن بد پستی
تا ببینی چگونه شود پستت پاک/دگر نداری تو هیچ گونه باک
کورنا رحم کن بر این اعضا/نتوانم چون آستاکبارم گاه روزها

--------------------------
اگه کسی از این شعر سر در نیاورد همینجا می گم
از این به بعد با هر گونه شعر ارزشی و بی معنی و بی محتوا برخورد میشه...
یه کم سطح شعراتونو بیارید بالاتر بابا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1385 21:01
نمایش جزئیات
آفلاین
این شعر در جواب شعر لیلی اوانز عزیز سروده شده :
نقل قول:

اصلاً فكر نمي كردم چنين تاپيكي توي سايت وجود داشته باشه.
موضوع جالبي داره ولي متأسفانه اكثر اشعار هم ضعيفند و هم طنزشون كمه.
توي همين حين كه شعراتون رو مي خوندم ذوق و استعداد شاعريم فوران كرد و تصميم گرفتم انتقاداتمو به صورت شعر در مورد اين تاپيك مطرح كنم.
مي بخشيد اگه بد شده يه شعر في البداهه بود اونم ساعت 3 صبح!
اميدوارم گويا باشه:

سرم درد بگرفته زين شعرها / يكي يك بروفن بده اي خدا!
دلم ريش شد از هنرهايتان / از اين وزن و اصلوب و رفتارتان
خداييش كلاهي رو قاضي كنيد / خيال هممون رو راضي كنيد
هري پاترو شعر و ترجيع بند؟! / من و ولديو عشقو ترصيع بند؟
اقلاً كمي واژه سازي كنيد / كمي با تن ِوزن بازي كنيد
كمي فكر روي سرودن كنيد / كمي شاعران را فروتن كنيد
يكي سوژه اي رو كند في المثل / جميعاً ازآن سوژه سازيد غزل
كمي ذوق و طنزش فزون تر كنيد/ كمي اين تاپيك را وزين تر كنيد
بمردم دگر فرصتي بيش نيست / نصيحت شنو اي پسر نيش نيست!


با دیدن طبع دیگران ما نیز طبعمان گل می کند ! می شکفانیمش !

سرد درد بگرفته ؟ یاللعجب ! / بروفن بگیر از زن مش رجب!
یکی شعر گویم که باشد همی / بر این پاره پاره دلت مرهمی
کلاهی ندارم که قاضی کنم / فقط می توانم که راضی کنم
تو را با سراییدن یک غزل / که ماند همی از ابد تا ازل!!
تو را می ستایم که با انتقاد / دل شاعران ِ قَدَر گشت شاد
ز وزن و ردیف و ز آرایه ها / ز قافیه ها و درون مایه ها
چه گویم که دل مملو از غصه هاست / شگفت آمدم چون زدی حرف راست!
به شعرت دو چندی من افزون کنم / به پندی سخن پر ز مضمون کنم !
بکن فکر بر شعر این ساحره / که از بندرعباس تا قاهره
یکی اینچنین در و سیم و گهر / نیابی تو ای شاعر بی هنر
غزل نیست این نیمه شعر! شما / ردیفش ز تو ، قافیه با خدا !
وجود عناصر ، سخن خوش نمود / هر آنکس که خواندش چه خشنود بود
بگنجان تو در شعر یک مایه ای / ردیف و جناسی و آرایه ای
بسان من و لیلی و دوستان / که شعرهامان بهتر از بوستان !
کلامم نگنجد در این خرده جا / به پایان برم در زمانی بجا !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/12/20 21:05:53
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1385 16:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . ادامه ي شعر قبليم :
اي تبهكار سيه دل بسته پر / نام طرفداران ولدمورت ببر
در ميان عمر خود كن جست و جو / شادي هايت را يك , به يك بگو
ما كه ماموران آزكابانيم / تك تك تو را بوسه مي زنيم
ناگهان در هاي زندان باز شد / يك نفر از زير شنل نامريي آمد
پسري آمد از سوي هاگوارتز آمده / زخم پيشاني اش مثل صاعقه
چشم هايش را عينك زده بود / شر را از قلب آدم مي زدود
مو هايش سياه و چتري بود / رنگ كرواتش قرمز و طلايي بود
صورتش سفيد بود مثل بلور / در چشم سبزش بود خيلي شعور
لبش بود رنگ انار / بين دستانش نيمبوس دو هزار
خاك پايش گل هاي جنگل بود / جنگل تاريك و ممنوع بود
ارادتمند شما فرگوس فينيگان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه قبلي من
هرگز یک اژدهای خفته را قلقلک ندهید .
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 20 اسفند 1385 03:29
نمایش جزئیات
آفلاین
اصلاً فكر نمي كردم چنين تاپيكي توي سايت وجود داشته باشه.
موضوع جالبي داره ولي متأسفانه اكثر اشعار هم ضعيفند و هم طنزشون كمه.
توي همين حين كه شعراتون رو مي خوندم ذوق و استعداد شاعريم فوران كرد و تصميم گرفتم انتقاداتمو به صورت شعر در مورد اين تاپيك مطرح كنم.
مي بخشيد اگه بد شده يه شعر في البداهه بود اونم ساعت 3 صبح!
اميدوارم گويا باشه:

سرم درد بگرفته زين شعرها / يكي يك بروفن بده اي خدا!
دلم ريش شد از هنرهايتان / از اين وزن و اصلوب و رفتارتان
خداييش كلاهي رو قاضي كنيد / خيال هممون رو راضي كنيد
هري پاترو شعر و ترجيع بند؟! / من و ولديو عشقو ترصيع بند؟
اقلاً كمي واژه سازي كنيد / كمي با تن ِ وزن بازي كنيد
كمي فكر روي سرودن كنيد / كمي شاعران را فروتن كنيد
يكي سوژه اي رو كند في المثل / جميعاً ازآن سوژه سازيد غزل
كمي ذوق و طنزش فزون تر كنيد/ كمي اين تاپيك را وزين تر كنيد
بمردم دگر فرصتي بيش نيست / نصيحت شنو اي پسر نيش نيست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 19 اسفند 1385 18:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام . اين شعر را در وصف آزكابان سروده ام كه حدود 50 بيت بيشتر است ولي 10 بي 10 بيت برايتان مي فرستم . شعر مثنوي :
خواب ديدم خواب اين كه در آز كابانم / خواب ديدم خسته و افسرده ام
پيش من هزاران ديوانه ساز بود / واي سلول من چه وحشتناك بود
تاميان آزكابان رفتم , دل گرفت / ديوانه ساز شادي ام را پس گرفت
بالش زير سرم هيچي نبود / غرق وحشت , سوت و كور و تنگ بود
گريه مي كردم وليكن بي جواب / تشنه بودم , تشنه ي يه جرعه آب
خسته بودم هيچكس يارم نشد / زان ميان يك تن خريدارم نشد
هر كه آمد حرفي زد و رفت / تاسفي برايم گفت و رفت
نه شفيعي , نه رفيقي , نه كسي / ترس بود وحشت و دلواپسي
آمدند از راه دو ديوانه ساز آزكابان / تيره شد در پيش چشم اين آزكابان
يكي شان گفت : اسم تو چيست ؟ / ديگري گفت : شادي تو در چيست ؟
ادامه ي شعر را در پست بعدي پس از سروده شدن مي نويسم .
ارادتمند شما فرگوس فينيگان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فرگوس فينيگان در 1385/12/19 21:39:49
شناسه قبلي من
هرگز یک اژدهای خفته را قلقلک ندهید .