نقل قول:
بگفتي شعريو كردي كبابم!/چو كوه يخ بُدم كردي تو آبم كنون چون باب كل كل باز كردي/سرودن بهر من آغاز كردي گُهر اشعار من را نيز كن گوش:/سخن بسيار اما كو كجا گوش؟ بيا غوغا كنيم اي يار باهوش/نگردد اين تاپيك سردو فراموش يكي سوژه بگوييم و بخنديم/به روي بي هنر ها در ببنديم هر آنكس طبع شعري ناب دارد/هر آنكس ذوق و شوق و تاب دارد به لطف ناظر و تمرين بسيار/سرايد شعري و گردد به ما يار هر آنكس رو كند بي حرف و بي باج/كه مي خواهد شود چند مرده حلاج... كنون من سوژه اي سازم برايت/ز بهر طبع خوب و دُر سرايت كدامين سوژه باشد بهتر از اين/«هري» را آوريم اول به تمرين كنون نظم«هري» را ساز كردم/سرودن بهر او آغاز كردم: يكي طفلي بُدي در هالو گودريك/كه روزي گشت او ارباب بوك بيك به كله،زخميو به گونه گلفام/دو چشمش سبز مثل كاهوي خام چو او قدي كشيدو چهره اي ساخت/چه بس دختر كه خر شد دل بدو باخت! پراوتي پاتيلو،جينيو،چو چانگ/ همه اندر نخ او بوده شش دانگ يكي اشعار مي گويد برايش/يكي چشمك فرستد در قفايش يكي در آرزوي بوسه اي ناب/ببسته چشم هايش رفته در خواب يكي معجون عشقي بار كرده/يكي "زوم" روي چشم يار كرده...
عجب بابا تو ای لیلی چه گفتی ؟ / تو شعر گفتن عجب گردن کلفتی
به لطف این همه اشعار نابت / کنون شعری بگویم در جوابت
چرا نظم هری را ساز کردی ؟ / سرودن بهر او آغاز کردی ؟
چرا با این هم اعضای باحال / زدی بر نام فرزند خودت فال ؟
اگر هدویگ و کورن اسمیت گویند / و با اشعار خود حال تو جویند
چرا اعضای دیگر شعر نگویند ؟ / و راه هدویگ و اسمیت نپویند؟
اگر گفتی تو با خود ،که سرایم / جواب شعر ابر را که برایم
سرودست این چنین شعر و ترانه / چگونه در جواب آرم بهانه؟
منتظر جوابت هستم لیلی اونز.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


