شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
مجموعه بابایی به روایت همسر تحت عنوان آسمان توسط علی مرج به نگارش در آمده است در این کتاب گوینده، همسر شهید بابایی صدیقه حکمت ، است که در آن از رابطه خود با شهید بابایی و دلبستگی هایشان سخت به میان می آورد. تثر این کتاب بسیار روان و صمیمی است و علاقه فی ما بین بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است. اولین ماجرایی که در کتاب روایت می شود و نقطه عطف ها نیز هست، ماجرای سفر همسفرش به حج است که در ابتدا قرار بوده هر دو راهی شوند ولی در آخر شهید بابایی منصرف می شود و همسرش به تنهایی راهی خانه خدا می شود. پس از بیان این ماجرا، خانم حکمت از سابقه آشنایی خود با عباس بابایی سخن به میان می آورد. عباس بابایی پسر عمه او بوده که هقت سال از او بزرگتر است و با خانواره ایشان رابطه نزدیک دارد. پسر عمه اش عباس دانشجوی رشته خلبانی است که برای آموزش خلبانی 2 سال به آمریکا اعزام شده است.وقتی که می فهمد عباس برای خواستگاریش آمده، خیلی ناراحت می شود و از او نفرتی در دل می گیرد. به مادرش شکایت می کند که در 16 سالگی از او خسته شده اند ولی با گذشت چند ساعت با صحبت های مادر، آرام می شود و رضایت خودش را اعلام می کند. عباس از قبل، یعنی هنگامی که در امریکا بوده او را همسر خود می دانسته است و حتی وقتی که دختری آمریکایی با او صحبتی می کند عکس همسر آینده اش را نشان او می دهد و می گوید که زن دارد. هنگام خواستگاری به تنهایی با دایی و زن دایی اش صحبت می کند ولی زندایی اش به خاطر سن کم دخترش و به خاطر ازدواج خانوادگی با او مخالفت می کند ولی عباس بسیار سماجت به خرج میدهد. او که خلبان است تهدید میکند که خود را از هواپیما پرت می کند حتی اگر خودش هم نخواهد بایستی شوهر آینده اش را او انتخاب کند و جهیزیه اش را هم او تقبل می کند و بعد از آن ناپدید می شود . در هر حال عباس 23 ساله طی مراسم هفت روزه با صدیقه در سال 1354 ازدواج می کند. سختی و شادی های این زوج جوان حکایت بسیار دارد همسر شهید تنهاییهای بسیاری را تحمل می کند ولی همیشه از همسرش رضایت دارد. مطالعه سرگذشت این دو جوان نمونه را پس از ازدواج به شما می سپاریم تا با مطالعه این نوشتارها که سرشار از محبت های الهی هستند بیشتر با شهدایمان آشنا شوید و بتوانید راه و رسم آنها را ادمه دهید
«زن می دانست که مرد دوباره مجابش می کند برایش منطق و استدلال می کند. قربان صدقه اش می رود و می خنداندش. این بار اما خنده به لب هایش نمی آمد. مرد داشت می گفت که او که این مدت این همه زجر کشیده، قدرت تحملش برای پذیرفتن این یکی هم زیاد شده. می گفت وقتی تابوتش را دید گریه و زاری نکند. از خدا خواسته بود که اول صبر به زن بدهد و بعد شهادت به خودش. به زن می گفت که می رود حج و صبر از خدا می گیرد و بعد... قبولش مشکل بود. همه عمر یازده ساله زندگی مشترکشان از این ترسیده بود و حالا مرد داشت دقیقاً راجع به همین صحبت می کرد. هر چه قدر هم مرد برایش حرف می زد این یکی را نمی توانست بپذیرد.»(صفحه 40)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
نام كتاب : جانوران شگفت انگيز و زيستگاه آنها نوشته: نيوتون اسكمندر ( J.K.Rowling ) مترجم : ويدا اسلاميه انتشارات : آبسكيورس ليتوگرافي : غزال صحافي : كيميا كتابسرا : تنديس چاپ اول: سال 1380 شمارگان: 3000 نسخه تعداد صفحه : تقريبا 109 صفحه قیمت: 600 تومان ( براي چاپ سوم در سال 1382 ) دربارهي كتاب : اين كتاب در مورد موجودات جادويي دنيا و زيستگاه آنهاست كه در سال اول هاگوارتز تدريس مي شود .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيوتون اسكمندر در 1386/1/24 15:35:55
دیدم اینجا همه کتاب های اجنبی تخیلی میخونن گفتم چند تا کتاب تخیلی وطنی معرفی کنم که همه ی این کتاب هارو به اضافه ی هری پاتر و ارباب حلقها ها جمع میکنه میزاره تو جنب بغلش.
خلاصه ی داستان : . . . . .سیاره ی اوراک سیاره ای نامرئی و بسیار پیشرفته است که در ۲۷۷ کیلومتری زمین واقع شده است . موجودت این سیاره هوشمند قرار دارند . این هوشمندان معتقدند که فقط برای کار کردن و پیشرفت در علم به وجود آمده اند و خنده ٬ گریه ٬ امیدوار بودن ٬ نا امیدی ٬ غم ٬ غصه ٬ شادی و دیگر احساسات زمینی ها (شما انسانها ) را پوچ و نوعی اناش ( بیماری ) می دانند. آنها در خانه هایی مخروطی شکل زندگی میکنند که ۲ دسته اند. خانه های مجردی ٬ گال و خانه های متأهلی آنها اگال نام دارد. همسر هر هوشمند با توجه به قیافه ٬ محل سکونت هوشمند ٬ اسم و از همه مهمتر میزان سواد و پیشرفت او در هر سال اوراکی توسط دستگاههای مخصوصی انتخاب می شود. اوراکی ها کودکان خود را از بچگی از خود جدا میکنند و در زیگورات هایی ۶ ضلعی زیر نظر هوشمند هایی دیگر تربیت می شوند. ماجرای داستان هوشمندان سیاره ی اوراک چیست؟ هوشمند آداپا دستور میده براش تلسکوپی بسازن که اونقدر قوی باشه که حتی بتونه سلول گیاهان رو هم نشون بده. وقتی که تلسکوپ اماده میشه و از طریق اون زمین رو نگاه میکنه یه سری گوی های آبی در سایز های مختلف میبینه. اول فکر می کنه که زمین بوسیه ی موجودات زمینی تسخیر شده. بعد از اینکه چند بار به زمین میاد میبینه که همه چیز سر جاست . در نتیجه صبای قصه ی ما رو که گویش از همه بزرگتر بوده با خودش می بره اوراک !
1-از عزیزان میخواهم که در صورت ممکن سعی در کامل شدن لیست داشته باشند.یعنی نگاهی به لیست بکنند و کتاب هایی که اطلاعاتشون ناقص است کامل کنید!
برای مثال: روح | دنيل استيل | - | -
در این نمونه مترجم و ناظر کتاب مشخص نیست!پس هر کدام از شما که اطلاعاتی در مورد کتاب دارد یا حتی خود کتاب را دارد این اطلاعات را کامل کند و در همین تاپیک بفرستد.
اگر قصد چنین کاری را داشتید حتما زیر پست بنویسید مثلا کامل شده ی فلان تاپیک!!!!!
2-لارتن عزیز!شما در معرفی کتاب این اطلاعات را در مورد کتاب مورد نظرتان قرار دادید!
دژ دیجیتالی | دن براون | - | زهره
اگر مترجم این کتاب را هم در همین تاپیک ذکر کنی ازت ممنون میشم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
«زندگی در ارتفاعات» عنوان مجموعه ای از یادداشت ها و مقالات محمد رضا مهراندیش در موضوع دفاع مقدس می باشد که با همکاری مؤسسه ی شهید آوینی و جنات فکه انتشار یافته است.
نگارنده در بخش اول کتاب با سرفصل «در متن جنگ» مجموعه ی خاطرات و یادداشت های خود را از فروردین 1365 تا پایان جنگ گنجانده است. این یادداشت ها حاصل ثبت خاطرات او در دوران حضور ایشان در جبهه های دفاع مقدس می باشد و در آنها عملیات های کربلای 2، کربلای 5، نصر 7 و مرصاد را به تصویر می کشد و آنها را از منظر خود بیان می کند. این یادداشت ها با ثبت تاریخ روز نمود عینی تری از واقعیت جنگ و مسائل مربوط به آن را به تصویر می کشد.
بخش دوم کتاب با سرفصل «بعد از جنگ» مجموعه مقالاتی از نگارنده است که پس از جنگ نوشته شده و در روزنامه ها و مجلات به چاپ رسیده اند مقالاتی که در خصوص دفاع مقدس به نگارش در آمده اند که در میان آنها مقاله هایی در یاد شهید آوینی، محمد رضا دستواره و شهید چمران به چشم می خورد و در پایان آنها متن مصاحبه محمد رضا مهراندیش با حمید داوود آبادی سردبیر ماهنامه ی فکه درج شده است.
در آخرین بخش، عکس هایی از مهراندیش و دوستان همرزمش و هم چنین از کسانی که مطالبی از آنها در کتاب عنوان شده است، وجود دارد و در حاشیه هر عکس توضیحاتی در مورد شخص مورد نظر نگاشته شده است.
در پشت جلد کتاب در مورد محمد رضا مهراندیش و فعالیت ها و آثار او در عرصه فیلم سازی، مستند سازی و تله تئاتر توضیحاتی ارائه شده است.
دوشنبه 27/4/1367 امروز خبری شنیدم که مادر همه خبرها بود. خبری تکان دهنده، نابهنگام و باورنکردنی. آری، گفتند: «ایران قطعنامه 598 سازمان ملل را پذیرفت.» شاید هیچ روزی به اندازه ی امروز در طول زندگی ام اشک نریخته باشم. چهارشنبه 29/4/1367 سر انجام انتظار به سر رسید و امروز از خبر نیم روزی رادیو، پیام الهی امام عزیزمان در قلب های مریدان عاشق منتشر شد. این پیام اشک همه را درآورد. بخش هایی از پیام امام چنین است: «... این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند که هر چند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست...» «...بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده ام...» «...نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی خود به فراموشی سپرده شوند...» حرف ها و درد دل های امام بی همتا آتش احساسات علاقه مندان او را فرو می نشاند.
تا اینجا در لیست کتابها به روز شد!! ممنون،ایگور کارکاروف!! !!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1386/1/23 23:49:48
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
شرح داستان: در ابتدا گروهی از حیوانات مزرعه که مورد بد رفتاری صاحب مزرعه قرار دارند ، انقلاب می کنند و قوانینی را برای پایه ریزی جامعه ای مبتنی بر مساوات و برابری به تصویب می رسانند ولی این قوانین به تدریج زیر پا گذاشته می شود و ...
«رفاقت به سبک تانک» عنوان مجموعه طنزهای نویسنده معاصر داوود امیریان است که اخیرا انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب کرده است. کتاب حاضر شامل 47 قطعه طنز پیرامون حوادث جنگ است.
درنگاه اول به نظر می رسد که این کتاب مجموعه ای پراکنده از طنز های جبهه است ولی در نگاه بهتر به آن یک سیر کلی در این مجموعه به چشم می خورد. نویسنده سعی کرده برای کتاب خود شروع و پایانی مناسب داشته باشد. کتاب با داستانواره «می روم حلیم بخرم» شروع می شود که در آن نوجوانی شوق رفتن به جبهه را دارد. داستانواره هایی که در ادامه روایت می شوند به نوعی روند تکمیلی این طرح داستانی هستند. با توجه به تعدد روایتهای مختلف، آدم های مختلفی در کتاب حاضر حضور دارند که همگی در روایت های جداگانه ای ایفای نقش می کنند . همگی این آدم ها به ظاهر استقلال شخصیت دارند، اما با پیشروی مخاطب در صفحات میانی کتاب، مخاطب به طور غیرمستقیم درمی یابد که این آدم ها هر کدام به نوعی مکمل شخصیت دیگری هستند. این آدم های به ظاهر پراکنده در کلیت اثر به سمت وجه های مشترکی حرکت می کنند.
اشتراک آرمان، اشتراک موقعیت زمانی و مکانی، اشتراکات عقیدتی، اشتراک انگیزه مبارزه و... با عث شده که همگی در حالات روحی هماهنگ جلوه های متفاوتی پیدا کنند. بذله گویی و شوخ طبعی در موقعیت های امن و مفرح امری عادی است اما میدانهای جنگ که در آن اضطراب و دلهره از هر سو در حال باریدن است، این خنده ها و شوخ طبعی ها در واقع هنری است که فقط از عهده آدم های خاصی برمی آید که نشان از آرامش عجیب و مثال زدنی آنان دارد که از جنس بشر معمولی نیست. امیریان نمونه هایی از این انسان ها را در کتاب خود به تصویر کشده است.
با هم داستان کوتاه «موشک جواب موشک» از این کتاب را مرور می کنیم:
«مثل این که اولین بارش بود پا به منطقه عملیاتی می گذاشت. از آن آدم هایی بود که فکر می کرد مأمور شده است که انسانهای گناهکار، به خصوص عراقی های فریب خورده را به راه راست هدایت کرده، کلید بهشت را دستشان بدهد. شده بود مسؤول تبلیغات گردان. دیگر از دستش ذله شده بودیم. وقت و بی وقت بلندگوهای خط اول را به کار می انداخت و صدای نوحه و مارش عملیات تو آسمان پخش می شد و عراقی ها مگسی می شدند و هر چی مهمات داشتند سر مای بدبخت خالی می کردند. از رو هم نمی رفت. تا این که انگار طرف مقابل، یعنی عراقی ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن ها هم بلندگو آوردند و نمایش تکمیل شد. مسؤول تبلیغات برای این که روی آنها را کم کند، نوار «کربلا، کربلا، ما داریم می آییم» را گذاشت. لحظه ای بعد صدای نعره خری از بلندگوی عراقی ها پخش شد که: «آمدی، آمدی، خوش آمدی جانم به قربان شما. قدمت روی چشام. صفا آوردی تو برام!» تمام بچه ها از خنده ریسه رفتند و مسؤول تبلیغات رویش را کم کرد و کاسه کوزه اش را جمع کرد و رفت.»
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !
داستان سازمان اطلاعاتی گمنام و ناشناخته امریکا، NSA است. این سازمان صاحب دستگاهی است بنام ترانس.ای.ال.ار که با آن قادر است هر رمزی را از موتون رمزگزاری شده بشکند. تا اینکه ....
نکته: چندی پیش این فروش این کتاب از طرف وزارت ارشاد ممنوع شد، ولی خوشبختانه اخیرا این ممنوعیت برداشته شده.
ناتالي ساروت برگردان: رويا بشنام چاپ اول 1383 انتشارات سرمدی 188 صفحه 2200تومان ناتالي ساروت همچون آلن رُِب گريه، ميشل بوتور، كلود سيمون و مارگريت دوراس؛ يكي از نويسندگان پيشگام رمان نو فرانسه است. تا بهحال از ناتالي ساروت كتابهای عصر بدگماني و صدايشان را ميشنويد؟ به فارسي ترجمه شدهاست. كتاب عصر بدگماني تئوری ادبي و ديدگاههای اوست. درسومين كتاب او تو خودت را دوست نداری (1989)، بنابه سنت ادبي رمان نو اين رمان ساختاری گفتوگويي دارد واز طرح و شرح و توصيف شخصيتها خبری نيست. بين دو نگاه و دو گونه تفكر گفتوگويي دروني شكل ميگيرد كه انسانها با خود دارند هشدار و نهيب درون انسانها به خود و جهان امكاني كه در آن رها هستند. موضوع اين گفتوگوها جستوجو و كنكاش در مسائل عام بشری است؛ همچون: عشق، خوشبختي، توهم، نفرت، ترديد و دوستداشتن خود و ديگری.
تا اینجا در لیست کتابها به روز شد!! ممنون،ایگور کارکاروف!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1386/1/17 20:14:38
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !