جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

36 کاربر(ها) آنلاین هستند (28 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
36 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 18:02
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام میاد داخل

کرام :سلام
شفا دهنده کرامو چپ چپ نگاه می کنه می گه چی شده؟
کرام:یه توپ بازدارنده (بلاجر)رفته تو سوراخ دماغم در نمیاد
شفا دهنده: کی این کارو کرده؟
کرام:کار وزیره کینگزلی قراربود یه بازی دست گرمی کنیم گفت من مدافع و بعد........با چماغ زد به توپه و بعد....
شفا دهنده:باید ببینم تا چه عمقی رفته؟باید با یه افسون بکشمش بیرون..........آها
کرام:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 16:24
نمایش جزئیات
آفلاین
_اوه!
ونوس یه شیشه رو به پروفسور لوپین میده...
_ببخشید که زودتر متوجه منظورتون نشدم،خوشبختانه ما چند شیشه از این دارو داریم و امیدوارم که تا وقتی پروفسور اسنیپ برگردن کافی باشه...نفر بعدی کیه؟
هری با برانکارد نمید میاد جلو!ونوس چشماش گشاد میشه!
_چه بلایی سر این بدبخت آوردی؟
_هیچی به اطلاعات گفتم مثل این که زیاده روی کردم...فقط تو رو خدا عجله کن یه دارویی چیزی بده زود بخوره حالش خوب بشه درررریم!اینا الان منو می کشن!
_خیله خب فعلا اینو ببر قسمت حوادث ابزاری تو همین طبقه تا من ببینم باید چی کارش کنم...اوا اسنافل چرا از تو اتاقت اومدی بیرون؟
_هیچی یادم رفت که بگم من با یاهو هلپرم چت میکنم و ...
_باشه باشه فهمیدم!آهای هوق بیا اینجا...
هوق از یه گوشه میاد بیرون:جانم...فدات بشم الهی...
_ این آقا رو به اتاقشون راهنمایی کن و همونجا بمون مواظب باش بیرون نیاد ممکنه خطرناک باشه...تو دیگه چرا برگشتی؟
_هیچی نمیدو بستری کردم برگشتم ببینم کجا می تونم قایم شم!
_خب....
ونوس یه لحظه فکر میکنه و یهو یه لامپ با صدای دینگی بالای سرش ظاهر میشه!
ونوس رو میکنه به یه سری شفابخش کارآموز که دارن از اونجا رد میشن:آقایون یه لحظه بیاید اینجا...مرسی...لطفا این آقا رو ببرید بی سروصدا تو قسمت ترک اعتیاد بستریش کنید...
هری:چی چی ترک اعتیاد...مگه من معتادم؟
_وابستگی به سیم سرورم یه جور اعتیاده...فقط آقایون مواظب باشید فرار نکنه!
یکی از کارآموزا در حالی که داره از هیجان بالاو پایین میپره:شفابخش ونوس اجازه میدید بهش آمپولم بزنیم؟
_هوووووووم؟خب اشکالی نداره فقط زودتر ببریدش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1383 12:27
نمایش جزئیات
آفلاین
سيريوس با موهاي ژوليده مياد از اتاقش مياد بيرون او مودي صداتو شنيدم گفتم بيام گپي با هم بزنيم
هري:چي ميگي من هريم
_تو قورييي؟
_هري به شوخي من بلام
_چي تو ملايي !عروسيه! پس چرا منو دعوت نكرديد!؟
_شيليوش
_چي شليوش شق معتاد علف هرزه حالا ميري بزام من هرييون ميكشي مفسد فل عرض
_اه نزن! شيليوش ؟بي وفا از خماري پريدم
_به درك اين همه برات زحمت كشيدم تا تو دكتر بشي بياي مردمو شفا بدي من ميري معتاد بشه بيا بريم من تو رو از دام اين بلاي خانمان سوز نجات بدم
سيريوس گوشه هريو گرفته ميره به طرف پيشخون
بلا:چيه حتما ميخواي اينو برات رتوش كنيم هان!!
_من شما رو يجا نديدم ؟ خوب اهان نه اومدم تركش بدم
ي ايل جادوگر دنبال هم ديگه ميكنن حلقه آخ اوخ ديگ دنگ دوش بلا :حلقه من رفتم ماي پرشس
_وا! اين چرا يو هو خل شد ول كن بابا بيا خودم از به تخت مي بندمت
حلقه بوق دگ دوش
_حلقه هري بدو حتما جيزه خوبيه ؟
هري سيم سرور بالاي سرش مي چرخونه الان برات ميگرمش با وفا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 21:53
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی یه دفه میپره وسط میگه:دورشیدانیوس از پاتریسوس توتالوس!
کینگزلی:تا هست عشقو امیدی!چه باک از بوسه ی دیوانه سازان!با محبت خار ها گل میشوند....دست دوستیو محبت بهم دهید.....بیایید همگی پروانه باشیم...
ونوس:
حاجی دارکی:فیییییییییییین راس میگه....پاتر دوسته من!
نمید میاد یه چیزی بگه....(کینگزلی تریپه کتاب پنج تو اتاق دامبلدور)...بفراموش!
پاتر:قسم میخورم یچیزی از پشتم رد شد!
کینگزلی:آی کیوووووووووو....ای خدا!!!!!
-----------------------------
صحنه:پشت در بیمارستان....
کینگزلی:نشد دیگه اومدیو نسازیا......خودت گفتی 1000 گالیون!
هری:نگاه کن کلی گویی نکن من که پولارو از سر را نیوردم که.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 21:41
نمایش جزئیات
آفلاین
هری میره به قسمت اطلاعات بیمارستان.
هری: آقا یعنی خانم ببخشید برای صدمه دیدگان از سیم سرور باید کجا برم؟
خانم: از چیچی؟ سیم سرور نمیدونم بلا تو میدونی.
بلا که همه جاش خونیه میاد جلو : هوووم سیم سرور. خودم میدونم چیه اینم که هریه خودمونه حال نمید چطوره؟
هری: مساله همینه فکر کنم یکم زیاده روی کردم
در همین لحظه نمید رو میارن تو که همه بدنش سیاه و کبود شده.
مرلین: ببین چه به روزش اومده
تانکس: جانی قاتل آدم کش
حاجی دارکی: من فتوا میدهم که خون این پاتر بر شما مباح است.
همه میپرن سمت هری
بلا: من مال منه خودم خفش باید بکنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 21:23
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
سوروس بلا فاصله از منچولباف به سنت مانگو منتقل ميشه ... به بو به بو به بو...
تق...
سوروس داره داد ميزنه: غذا غذا... گشنمه غذا غذا گشنمه...
ونوس: آوردينش ببرين طبقه سوم...
به بو به بو به بو......
اتاق جراحي آماده براي عمل فوري....
...
يه ساعت بعد سوروس خوب شده و در حال بازگشت به خونست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ونوس خانم ممنون از اینکه نمیخواین تابلو بشه ولی دیگه من اینجوری نمیتونم تحمل کنم...منظورم این بود که از همون معجونایی که سوروس بهم میداد تا بعد کامل شدن ماه آروم باشم بهم بدین...خودش فعلا لج کرده نمیده ( تو سایت هم نمیاد... )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 16:52
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
در سنت مانگو كوبيده ميشه و فردي خميده و پژمالو وارد ميشه..(ژوليده)
رو به ونوس: خواهر ونوش من رو ميشناشي؟
ونوس نگاه ميكنه و بعد از دقايقي سكوت جيغ ميكشه: شكم! تو چرا به اين رو افتادي؟
كينگزلي: تقشير من نيشت ژون تو.. اين بلا منو كشونج تو خط...
ونوس: خواهر بلا خواهر بلا بياين اينجا يه لحظه..
بلا چادرشو سفت ميكنه و مياد تا ببينه چي شده
بلا: اه اين كيه بندازينش بيرون...
كينگزلي: آي خود نامردشه.. خواهر ونوش بگيرش ببرش ملانتري...
بلا: مثل اين كه ايشون بشدت به ويروس دامبول گرفتارند.. آمپول لطفا!
ونوس يه آمپول گاوي(عرض:40 فوت. طول 50 فوت.. گنجايش:30 ليتر) به بلا ميده..
كينگزلي چشمش به آمپول ميفته يه دفعه همه گونياي رو كمرشو ول ميكنه: بابا شوخي كردم من سالمم ... سوسك.. پسه.. سوسمار..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
بابا اينا كه چيزي نيست من وقتي بيكار ميشم با ياهو هلپر چت مي كنم انقدر حال ميده بهش فحش ميدي بهش ميگه هاي اسنافلز بد خارجي بلغور ميكنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: سنت مانگو
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1383 15:46
نمایش جزئیات
آفلاین
_خب...
ونوس در حالی که روپوش سفیدشو پوشیده میاد تو...
_خب...آقایان ساکت!شلوغ نکنید به نوبت بیاید جلو ...خوبه..اول پرفسور لوپین عزیز،پرفسور من هنوز متوجه مشکل شما نشدم،عوارض چه چیزی می خواید کمتر بشه؟نکنه پرفسور اسنیپ چیز خورتون کردند؟در این صورت به بخش مسمومیت های گیاهی و معجونی در طبقه سوم مراجعه کنید تا من خدمتتون برسم...ممنون!
خب نفر بعدی...اوا سلام کینگ!چرا داری اینجوری میکنی؟
_بوق...
ونوس یه نگاهی به پرونده کینگزلی می کنه.
_عزیزم شما مشکلی ندارید فقط دچار کمبود خواب شدید یه تخت خصوصی میگم براتون آماده کنند در کمال آسایش بیست و چهار ساعت بخوابید...نفر بعدی...
اسنافل در حالی که هنوز گوش کریچرو گرفته میاد جلو
_مشکل شما چیه؟
_می خوام اینو اتوش کنید!
ونوس نچ نچ میکنه!
_شما حسابی قاطی کردید!فعلا باید در قسمت آسیب های جادویی بستری بشید تا ببینم چی میشه...نفر بعدی کیه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!