جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

58 کاربر(ها) آنلاین هستند (55 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
58 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 20 خرداد 1386 14:53
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شعر : روزي روزگاري بود هري پاتر
قالب شعر : مثنوي

* قريب در بيت چهارم يعني : نزديك *

متن شعر :

روزي روزگاري بود / پسركي تنها بود

در خانه اي پر از نفرت / مي گذراند روزهايي سخت

احساسش چه نجيب / كردارش چه عجيب

غافل از اينكه دارد يك رقيب / اين رقيب بود خيلي قريب

او يازده سال بيش نداشت / جز خاله و عموي خويش نداشت

پسر خاله اي داشت به نام دادلي / گردن كلفت و خيلي تپلي

روز تولدش آمد مردي به نام هاگريد / كه هيچ وقت چون او نديد

هاگريد او را به هاگوارتز دعوت كرد / جايي كه علوم جادو مي خوانند

آن پسرك عينكي / صاحب موهاي لخت و مشكي

دشمني داشت به نام ولدمورت / كه والدينش را به يكباره كشت

و بالاخره از آن خانه ي نفرتي جدا شد / و راهي هاگوارتز شد

در آنجا نويل و هرميون / جيني و سيموس و دين

چو فرد و جرج و رون / همه دوستانش شدن ...

آفرین خیلی خوب بود.
سوژه: 2
پرورش سوژه: 2
وزن:1
تعداد ابیات: 2
محتوا:2
نمره:8:10
آفرین نمره ی عالیی بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 19:16:25
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: چهارشنبه 16 خرداد 1386 19:33
نمایش جزئیات
آفلاین
گر کاربر محفلی شود..........بی پرده ارزشی شــود
چیزی بنام هجـــــــــو.........در رول ممکن می شود

تئودور جان به نظرت زیادی کوتاه نبود؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 18:50:37
گزیده ای از برداشتهایم...
جوانا کاتلین رولینگ،بعد از نوشتن کتاب هری پاتر و ?
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 14 خرداد 1386 14:26
نمایش جزئیات
آفلاین
قربون برم مرلینو
دنیا چه قد کوچیکه
فرق هری و ویدی
قد یه مو باریکه
چه خنده داره حال ولدی
دلم براش میسوزه
برگشته که چی بشه
فک کرده که دیروزه؟
یادتمیاد میگفتی
هر چی قتل بود بازی بود
طفلی دلم که حتی
به قتلم راضی بود
یادت میاد میگفتم پیر شدی و بریدی
اما با طعنه گفتی شتر دیدی ندیدی.
هری خطاب به ولدی

سوژه:1
پرورش سوژه:1
وزن:0
تعداد ابیات:0
محتوا:1
نمره:3:10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 19:16:00
تصویر تغییر اندازه داده شده
صد در صد ولدی میمیره !
ارسال شده در: یکشنبه 13 خرداد 1386 17:23
نمایش جزئیات
آفلاین
باسلام

لطفا با سبک رپ بخونیدش ! در باره ی ولمورت از کودکی تا بزرگسالی :
( زندگینامه )


تا چشم وا کرد , همه رو بد دید
حتی اگر, از کسی محبت دید
یا کسی بهش خندید
زود سریع اینو فهمید
که شهر پر نامرده و باید با همه جنگید
یه بچه شر, همه اش پردردسر و
میذاشت رو سرش همه ی یتیم خونه رو
عین گاو نر, واسه رو کم کنی
تو دعواها اول خودش میزد ضربه سرو
با چند نفر, مثل خودش میگشت
چون تو کل مدرسه, اون بود چوبدستی به کمر
یه هو بی خبر رفت خارج از کشور
بعدِ چند سال ولدی برگشت تا بهتر
وقتی برگشت نمیداد گیر به هرکس
چون فهمیده بود داره میره جوونیش از دست
حالا که ولدمورتو تو شناختی پس
بدون که این راز زندگی اونه و بس !


بعد از هاگوارتز :

رفتش و واسه خودش ساخت یه گروه
چون میخواست بگه راسته این همه دروغ
لقبش از اون به بعد شده بود ولدمورت
سر زبونا افتاده بود اون بود که همه رو کشت
ولی ولدی, مونده بود از یه چیزی غافل
این که هست از اون بهتر هنوزم حاضر
پاتر بود که اونو رو فنا برد
ولی ولدی هم اونو تویه فضا برد
حالا ولدی , بدون این نبوده جواب انتقام
بااین کارت , فقط خورده بهت برچسب اتهام !
با این کارت بردی آبرو هر چی مَرده
که حالا همه بگن این چه نامرده !
پاترِ معروف و مشهور , موند پسر برگزیده
حالا که همه ی اینا رو ولدی با چشم دیده
میدونه بز اورده و داره کم کم میمیره
چون نقشه هاشم داره تک تک به زیر اب میره !

اینجا فقط اشعاری که استاندارد های ادبی رو داشته باشن نقد میشن!من رپ و امثالش رو جزو شعر ادبی نمی دونم!لطفا رپ ننویسید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لاوندر براون در 1386/3/14 14:48:28
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 18:52:07
[font=Tahoma][size=large][b][color=3300FF]نیروی جوان > تفکر جوان > ایده های نو > امید ساحره ها و ج�
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 6 خرداد 1386 16:30
نمایش جزئیات
آفلاین
با نام جادوگر اعظم مرلین

گمشده یا مرلین در خون جسم عزیز دامبی
میان صحرا هری به سرزنان می گوید:
دشت بلا
غار بلا
دامبلدورم کو؟
عزیز من ، استاد من، جادوگرم کو؟
آمده هرمی در این دشت بلا گریه کنان
آمده ویکتورش را میان خون می بوید
دختر آرتور همه سو برادرش می جوید
زخم عزیزانش را به اشک و خون می شوید

« دشت بلا
غار بلا
دامبلدورم کو؟
عزیز من، تشنه ی پاره پاره تن کو» ( این مصرع تلمیح دارد به تشنگی دامبلدور در غار)


شعر سپیده این؟! ... از این به بعد قالب هم ذکر کنین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1386/3/7 13:51:53
جنگیدن و دوباره جنگیدن و ادامه دادن به جنگ فقط زمانی که اهریمن را دور نگه دارد مهم است هرچند آن را به طور کامل از بین نبرد

آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 5 خرداد 1386 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
اونی که سرور و پادشاهمونه هریه

اونی که شادی به خونه هامیاره هریه

اونی که ولدی جونو خوب می شناسه هریه


اونی که مرگخواره و 16 سالشه مالفویه

اونی که جلوی هری زانو میزنه مالفویه

اونی که پیش بورگین کوچولو میره مالفویه

برای همینه که هری جون ما می خونه:

اونی که خیلی دیوونه س مالفویه!!!!!!!!!!!!!!!!!


لطفا فقط شعر هایی رو بنویسید که استاندارد های ادبی رو داشته باشن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 19:03:02
آخرین دشمنی که نابود می شود،مرگ است...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 5 خرداد 1386 12:33
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : گذر از هاگزمید
قالب : مثنوی
شاعر : زریانوس پیوز متخلص به پیوز
-------------------------------------------
گذر کردم من از جادوگران پس / ندیدم مثل هاگزمید جای یا کس
همه عالم ز آن پر شور و غوغا / همه دنیا بداند راه آنجا
که بهتر باشد از هر شهر یا ده / که باشد جادُوِین و از همه به
که آن بزرگترین شهر جهان است / میان شهر جادو ، جادوان است
از این رو من گذر کردم ز هاگزمید / بشاید که همه جاهای آن دید
پیوزا همچو هاگزمید نیست شهری / نباشد همچو آن بری و بحری


شعر جالب و زیبایی بود.
سوژه:2
پرورش سوژه:1
وزن:2
تعداد ابیات:0
محتوا:2
نمره:7:10
آفرین نمره ی خیلی خوبیه.بازم منتظر شعر هات هستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 19:16:01
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 5 خرداد 1386 09:57
نمایش جزئیات
آفلاین
اعوذ بالمرین من الولدمورت
بسم الریش مرلین

یه شعر تازه از خودم تراوش کردم که اولین بار خودم سرودم ولی متاسفانه بعضی ها ازش تقلید کردن.


می دونی می خوام چی کار کنم می دونی می خوام کجا برم
می خوام برای هاگرید چندتایی اژدها ببرم
اونجا که برجاش بلنده
با جغداش پر بکشم
مدرسمه دوستش دارم
در کلاساشو در بزنم
بعضی شبا تو خوابگامون
رونالد به این نویل می گــــــــــــــــه:
می خوام بروم هاگزمیــــــــــــــــــــــــــــــــد
به مرلین دلم تنه دیگه
نویل می گه : تو سنت مانگو مریضا رو شفا می دن
دوای درد اونا رو با طلسمو جادو می دن



می خوام برم به هاگوارتزوووووووووووووووووووو
یه هفته اونجا بمونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
تو تالار گریفیندووووور وردای مخصوص بخونم
ای جانم !!!!!!!!!!!!!!!!!!


حاجت داری.....؟ می خوای نشان جغد بگیری ؟ دکتر شی ؟ مهندس شی؟
برو مقبره دامبلدور
حاجتت رو وا می کنه


هووووم...این شعره یا متن آهنگ؟اینجا فقط شعر ها نقد میشن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1386/3/5 10:01:52
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/3/20 18:44:09
جنگیدن و دوباره جنگیدن و ادامه دادن به جنگ فقط زمانی که اهریمن را دور نگه دارد مهم است هرچند آن را به طور کامل از بین نبرد

آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 14 اردیبهشت 1386 21:18
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام چرا شعرها را ويرايش نمي كنيد و جواب نمي دهيد ؟؟؟
____________________________________________________________
نام شعر : هاگوارتز
قالب شعر : شعر نو
هاگوارتز اينجاست
اينجا كه اشكاي دامبي
پاي بغض هري
جادويي گذاشته
اينجا كه هري تموم قدرتاشو
با يه دوست هم نفس تنها گذاشته
... اينجا كه هرميون درس مي خونه
اينجا كه جرج و فرد شوخي مي كنن
اينجا كه شب تالارا , غرق نورن
اينجا كه محفليهاي مهربون پر شورن
اينجا كه لرد سياه حمله مي كنه
واسه ي غربتمون يه آشيونست
( از اينجا به بعد داستان ماننده )
قصه از اينجا شروع شد
سرزمين مشنگي و جادو
جادوي باستاني ليلي
خونه ي جيمز و ليلي اونز
اينجا كه هري پا گذاشته
هاگوارتز دامبي جونه
سال اوليهاي بي سوادش
يه تولد دوبارن



سوژه:2
پرورش سوژه:0
وزن:1
تعداد ابیات:1
محتوا:1
نمره:5:10



همون یه بار کافی بود... یه شعر رو دوبار ارسال نکنین!

نام شعر : خوابگاه پسرانه گريفندور
قالب شعر : مثنوي
... پرده , تخت و ميز دارد / پنج پسر هم نيز دارد
همه رنگارنگ قرمز / در آن زردي هم هست
ز صبح تا غروب غمگين شده / براي دوري ز خوابگاه
باز كه در خوابگاه به هم مي رسند / بر صورت خويش بوسه زنند
هر شب وقت خواب كه رسد / شادي و شوخي هم مي رسد
... ز فرت خستگي / مي روند به خواب آلودگي
نشاط و شور و شادي / تمام شده در خوابگاه هري
شاعر : نيوت اسكمندر

سوژه:1
پرورش سوژه:0
وزن:0
تعداد ابیات:0
محتوا:1
نمره:2:10


دو پست شما یکی شد لطفا دو پست پشت سر همدیگه نزنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1386/2/15 15:06:50
ویرایش شده توسط كورن اسميت در 1386/2/15 21:04:44
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 7 اردیبهشت 1386 19:59
نمایش جزئیات
آفلاین
گرچه که در این امتحان/قبولی من هست نهان
اما دراین مدرسه من مردود نمشم هیچ زمان
باید به عرض شماها/دوستان من در جادوگران
بگم که امتحاناتم یواش یواش میشن آغاز
باید که ما بچه هارو/مسئولان محترمه
درک بکنن که امتحان/ورودی به راهنمایی کمه!
باید بخونیم مسه خر/درسا رو هی یواش یواش
اما تو هاگوارتز بهتره/همه کارها میشن آغاز
یواش یواش 1 ماه دیگه مدرسه ها تموم میشه/سایت جدوی ما ولی دوباره باز شلوغ میشه
امیدوارم از جادوگرها/که درخواست همیاری دادن
مثله همیار پلیسا الکی و نمایشی نباشن
از ناظرهای محترم تقاضای کمک داریم/برای امتحانات ما یه کم باید وقت بزارین
اگه مهلت غایبی به یک ماه افزایش پیدا کنه/والا همه جادوگرها مبرای سایت نمی زنن قمه!!!!


سوژه : 5/0 امتیاز
پرورش سوژه : 1 امتیاز
وزن : 5/0 امتیاز
تعداد ادبیات : 0 امتیاز
محتوا : 1 امتیاز
نمره کل : 10/4 امتیاز ( طرز قرار گرفتن ابیات در این شعر مناسب نبود. فقط برای بیش تر شدن حجم شعر دو قسمت شده بود. بیش تر دقت کنین! )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1386/2/15 15:26:56
تصویر تغییر اندازه داده شده









عضو رسمی محفل ققنوس

-------------------------------------
در مسابق