جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] قدح اندیشه اسلیترین!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: دوشنبه 7 خرداد 1386 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین
در این تاپیک قرار است که داستانی را با یکدیگر درست کنیم و بعد برای بخش مقالات سایت ارسال کنیم!با نام فعالیت گروهی تالار اسلیترین!

شرایط این تاپیک:
1-شئونات اسلامی را در پست هایتان رعایت کنید و پستی نزنید که از ارزش خودتان کم کند.
2-سعی کنید هری پاتری باشد نوشته هاتون!واقعی و جدی!

3-پست ها باید دارای 3 یا بیشتر خط داشته باشند.میبینید که برای فعالیت نیاز نیست پست 100 خطی بزنید.3 خط هم باشه کافیه و کمی بیشتر!
4-وقتی من داستان را شروع کردم نفر بعدی باید نوشته من را در اول پستش بیاورد و بعد ادامه دهد.برای تفهمیم بیشتر در تاپیک داستان سه خطی میتوانید مثالی را ببینید!

5-هیچ پستی جز داستان در اینجا نزنید!میتوانید در دفتر ناظرین اسلیترین پیشنهادات خودتان را ارائه دهید!

-------------------------------
دراکو مثل همیشه در هاگوارتز به همراه دوستانش کراب و گویل قدم میزد...او به دلیل قدم زدم به بیرون تالار میامد و بعد شروع به دوئل با اعضای گریفیندور میکرد.هافلپافی ها و راونکلاوی ها به شدت ببه مقابله با آنها میپرداختند و در واقع به گریفیندوری ها همدست شده بودند که اینبار اسلیترین را در جام مدرسه شکست دهند که البته این کار بسیار سختی به نظر می آمد.
دراکو اینبار تصمیم به دوئل با فرد ویزلی گرفته بود..میدانست کار سختی است ولی او نمیترسید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: سه‌شنبه 23 آبان 1385 18:22
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب این فیلم رو که با همکاری خودم و مالدبر تو اینجا زده شد تو هالی ویزارد می زنم.
فیلم بعدی درباره مشکلات وزارت ققنوس و فنگ و بادراد هست.
ببخشید توبیاس مالدبر زودتر از تو پست زد و باسه همین مجبور شدم پست اون رو تو نمایشنامه اصلی بگذارم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جاگسن اون در 1385/8/23 18:25:04
من یه شبح و�
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: یکشنبه 21 آبان 1385 19:18
نمایش جزئیات
آفلاین
جاگسن
به نظرم باید بازیگرا و .. همون اولش معرفی میکردی

____________________________________________________________

صحنه سوم:
دراکو در حالی که از عصبانیت خیکش رو میکشید بالا سر دراکو داد زد: خوب خاک تو سرن، وقتی میخواستی دامبدور رو به درک بفرستی... چرا ققی رو نکشتی؟
دراکو که به بد بودن حال پدرش شکی نداشت گفت: ببخشید..
لوسیوس: و به همین خاطر ولی در همین موقع شیشه شکسته میشه و یک پرنده نارنجی به داخل میاد.
ققنوس بود و تیری که به بالش اصبت کرده...
لوسیوس: حتما دوباره هگر میخواست کفتر بزنه ؟ نه؟
ققنوس: آره
دوربین زووم میکنه
ولی انگار به بالش نخورده...
ققنوس رو به9 دوربین: جمع کن یره، یعنی چی؟ این کولی بازی ها چیه؟ نشیمن گاه یک پرنده هم دیدن داره؟
لوسیوس: خوب ققی جون من باهات کار دارم.
و چوبش رو به طرف ققنوس میگیره: میدونی، از وقتی که منو از وزارت بر کنار کردی، خیلی منتظراین موقع هستم که دک و پوزت روبه هم بریزم.
ققی:
ققی ادامه داد: دراکو بیا کمکم
لوسیوس رو به دراکو:
دراکو رو به ققنوس:
ققنوس رو به بلاترکس:تو بیا کمکم
لوسیوس رو به بلا:
بلا: نمی تونم
_ ولی ما میتونیم
دوربین به طرف در رفت.

بادراد و فنگ و هگر دم در ایستاده بودن.

___________________________________________________________

صحنه چهارم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: یکشنبه 21 آبان 1385 19:07
نمایش جزئیات
آفلاین
من زمان وزارت مستر کیفسون تو نخ نبودم اگه مشکلیه ببخشید!
_____________________
صحنه ی سوم: یکعالمه آدم توی وزارت خانه ریخته و منتظرند که رای بدهند.
یکی از میان ملت: آقا پس صندوق چی شد؟
ققی که کت و شلوار پوشیده و با اضتراب راه میرود، آهی میکشد.
بادراد: خون خودتو کثیف نکن. با این حماقتهای دراکو دیگه اون طرفداری نداره! مطمئن باش!
ققی: پس بقیه چی؟ سرژ؟ فرانک؟ مرلین؟ همه سد راهمن!
فنگ: بابا اونا ارزشین. با این تبلیغات گسترده و فعالیتای تو، کسی به اونا رای نمیده!
یکی از میان ملت: بابا صندوق چی شد؟
درین بین، کلاج ممد از دایره ی رای گیری وزارت بدرون می آید.
ملت: کو پس؟
کلاج ممد: صندوق خرابه احتیاج به تعمیر اساسی داره. من اومدم به جای صندوق!
ملت: چجوری؟
کلاج ممد: هرکی با دراکو موافقه دستاش بالا!
کمی از ملت دستهایشان را بالا میبرند.
کلاج ممد: حالا ققی کیفسون؟
بعد از مدتی___________________________
کلاج ممد: بعد از شمارش رای شما، از همین اکنون ققی کیفسون را وزیر اعلام میکنم!
بدین ترتیب، ققی وزیر میشود.
صحنه ی پنجم__________
اولین روز وزارت ققی
بادراد:....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالدبر در 1385/8/21 19:24:33
I Was Runinig lose
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: یکشنبه 21 آبان 1385 18:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بچه ها ادامه پست من رو بدید تا من در آخر کل داستان رو تو هالی ویزارد بزنم و نویسندگانش رو هم ذکر می کنم.(می خوام یه کار گروهی توی گروه داشته باشیم . ببینم چی کار می کنین)
کمپانی اسلی پیکچرز تقدیم می کند:
صحنه اول :
بادراد تو کافه هاگزهد مشغول کار کردنه.
رئیس بادراد : بادراد زود باش باسه میز پنج چای ببر.
بادراد : بله قربان.
بادراد میره تا برای میز پنج چای ببره.
بادراد : بفرمایید قربان .
ققنوس : مرسی.
بادراد : امری نبود.
ققنوس : چرا . می تونی تو وزارت سحر و جادو کمکم کنی.
بادراد : مگه دراکو برکنار شد.
ققنوس : آره حالا من کاندیدم تا ببینم خدا چه می خواهد.
بادراد : معلومه که کمکتون می کنم.
----------------
صحنه دوم :
هاگرید با فنگ مشغول شکار هست.
هاگرید : فنگ زودباش بیا بریم یه کفتر دیگه شکار کنیم.
فنگ : باشه.
هاگرید و فنگ میرند و کمین می کنند تا یه کفتر بزنند.
در همین لحظه تو آسمان یه شی نارنجی رنگ پدیدار میشه.
فنگ : یه کفتر.
هاگرید هم با تیرکمانش به سمت اون کفتره یا هرچی دیگه شلیک می کنه.
پرنده می افته زمین.
هاگرید تا میاد پرنده رو برداره به این شکل درمیاد:
فنگ : هاگرید چی شده.
هاگرید : به جای کفتر ققنوس رو زدیم.
فنگ می دوه و میاد کنار هاگرید قرار می گیره.
هاگرید : هیچی نشده فقط یه خراش کوچیکه .
دوربین می چرخه و روی زخم ققنوس زوم می کنه.
فنگ : باسه چی اومدی هاگوارتز؟
ققنوس : دنبال یکی می گردم که اگه وزیر شدم تو وزیری کمک حالم باشه.
فنگ : من می تونم.
در همین لحظه سر و کله بادراد هم پیدا میشه.
بادراد : مگه وزارت باغ وحشه.
فنگ : من فقط گفتم شاید کمک بخواین.
ققنوس : معلومه که میخوایم.
-----------
صحنه سوم :...

______________________________________
خارج از رول : صحنه سوم رو گذاشتم نفر بعدی بزنه و صحنه سوم باید داخل وزارت رو نشان بده و چگونه که به مکان رای گیری می روند. نفر بعدی هم باید صحنه چهارم رو خلق کنه که رای گیری را نشان میده و...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: چهارشنبه 3 آبان 1385 13:07
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم فیلم : ققنوس(وزیر سحر و جادو)
درباره اینکه چه جوری ققنوس وزیر شد و اینها فیلم می سازیم(هر جوری خواستین بنویسین.)
هدف فیلم:وزیر شدن ققنوس
موضوع فیلم : بالاتر از ارزشی
خلاصه فیلم: ققنوس پس از یک عالم حرف و حدیثها و اینها وزیر میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: دوشنبه 17 مهر 1385 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب پس از بخثی که با بلیز داشتم قرار شد اینجا بشه تاپیک کمپانی اسلی پیکچرز
در این تاپیک ملت اسلی فیلم می سازند. در واقع یه شرکت فیلم سازی تو هالی ویزارد هست که یه نفر موضوع فیلم و خلاصه و هدف فیلم رو میده و ملت میان اونجا می پستن و در آخر هم من تو هالی ویزارد می پستمش با ذکر تمام کسانی که فیلم رو نوشتن.
____________________________
منتظر یه ایده درباره فیلم و خلاصه فیلم و هدف فیلم هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1385 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
چکش مرگ

یه ساختمون قدیمی و رنگ پریده،که تنها اظهار وجود متروک نبودن آن،سوسوی نور بیحال و کدر از پنجره های کثیف و خاکی اون بود در انتهای کوچه ناکترن به چشم میخورد.
داخل ساختمان هم مانند بیرون، یک کافه کثیف و پر از دودهای رنگارنگ معلق در هوا بود.صدای موسیقی تند و زننده در گوش افراد آنجا- که اکثرشان خلافکار های حرفه ای و یا جیب بر و معتاد و بوقی و مست بودند- صدایی نداشت.توی اون دود و دم ماندانگاس فلچر که پاتوقش این کافه بود به پیشخون تکیه داده بود و با یک فرد ریش بلند حرف میزد.لای ریش و پشم اون یارو اونواع و اقسام حشرات - از شته و شیپیش تا رتیل و هزارپا و عقرب سمی و مار زنگی - و آشغال و چربی و ویروس و بیماری های لاعلاج بود.شنیدن حرفهای اونا برای صاحب کافه که داشت با مکبون - یه پنج پای پشمکی که همیشه روی پیشخون تلپ بود - خیلی سخت نبود،آخه صاحب کافه ایگور کارکاروف بود که با بازسازی یک صحنه قتل متواری شده بود.چیزایی که اون شنید اینا بود:
- ببین سرژ، کل این آفتابه ها که واست آوردم از خود کارخونه کش رفتم!!البته یه چندتاییشون سوراخ شد - در همین موقع گیلیدی سرشو از توی یدونه از سوراخا آورد بیرون و بعد کامل اومد بیرون و رفت به چندتا ساحره خلاف برسه - چون این جغد ارزشیه کی کیه...جغد پاترو میگم...هربیک...هلمیک..آها هدویگ با نوک رفت توشون!!
- در هر صورت من واسه اینا بالای پنجاتا نمیدم!!خیلی ناراحتی برو بفروشش به کارخونه چکش سازی که روی ماژول ها جدیدشون کار کنن،حتی میتونن آبش کنن و چندتا پتک باحال باهاش بسازن!
سرژ که آروم آروم داشت صداشو بالا میبرد اون آخر حرف پتک با صدای بلندی از دهنش خارج شد.یهو یه نفر که داشت با چند تا مرگخوار بیلیارد بازی میکرد سرشو با سرعت برق چرخوند تا ببینه که اسم یکی از وسایل مورد علاقشو به زبون آورده.
- هی گری...نوبت توئه...با پیتوک حال کن!!
- وایسا ارزشیه بوقی...اوهوی ملت کی گفت پتک؟!
- گری به تو چه...بازیتو بکن...وگرنه میگم مانتی بخورتتا..
- دراک،آنیتا میدونی که با ما اومدی بیلیارد؟
- لازم نبود بدونه!!
- پس اشکالی نداره من بهش زنگ بزنم و بگم که تو اومدی بیلیارد؟
دراکو و بلیز دور میز به طرز ارزشی وایساده بودن و بازی گری و آناکین رو تماشا میکردن.آناکین همونطور که با لبخند شیطنت آمیزی این حرف رو به دراکو زد موبایلش رو در آورد.گری هنوزم داشت اینور اونورو نگاه میکرد.گری نگاه معنی داری با ایگور کرد و ایگور هم با سرش به سرژ اشاره کرد.
- اوهوی...تو...سرژ...تو گفتی پتک؟
سرژ که یه کم ترسیده بود گفت: با رییس ویزنگاموت اینجوری حرف میزنی؟سوپر قق رو صدا کنم یا سوپر سگو؟خوشت میاد درجه ماگل بگیری؟
-
سرژ یه نگاه به برادر حمید انداخت که معلوم نبود توی تاریکی داره چیکار میکنه انداخت و بعد یه نگاه به ادی که داشت یه گوشه شیر موز میخورد و بدجوری رو فضا بود.جفتشون بلند شدن و همراه سرژ با عجله رفتن بیرون.
دانگ هم یه کم با ایگور حرف زد و یه گونی که معلوم بود توش آفتابس برداشت و رفت.
- گری،بزن دیگه!!
- باشه باشه!!
همون موقع در کافه از جا کنده شد و کالین با ترس ولرز اومد تو و بلند داد زد:
- بهترین آفتابه هامو دزدیدن...مرلین بدجوری شاکیه...آفتابه های ماژول دارچکش سازی هم باهاشون بود...
- چییییییییییی؟!!!نههههههههههه!!
گری این حرف رو جیغ زد و رفت یغه کالینو گرفت و گفت: توی با آفتابه های من چیکار کردی؟کی دزدیتشون؟
کالین که سعی داشت یه جوری صوت بزنه و مشتی خیرالله رو صدا کنه وقتی دید گری انقدر جوش آورده با من و من گفت: دانگ!!دانگ!!هدی دیدتش!چندتا آفتابه رو هم سوراخ کرده،میخواد بفروشتنشون،زیر قیمت بازار...هر کدوم از اون آفتابه ها حداقل پنجاه تا قیمت دارن
گری یغه کالینو ول کرد و نشست رو زمین و همینطور که توی سر خودش میزد گفت:وای بدبخت شدم...میدونستم اینا مشکوکن...وای وای وای!!اوهو اوهو اوهو(صدای گریه)
قبل از اینکه گریه گری تموم بشه در کافه برای دومین بار از جا کنده شد و ایگور اینجوری به جای خالی در که تازه وصلش کرده بود نگاه کرد.
- بلاتریکس عزیزم!!
- رودولف...امیدوارم توضیحی داشته باشی...وگرنه...اصلا...کروشیو!!!!
- کافه تعطیله...برین بیرون...تعطیله!!
همه بیرون رفته بودند و فقط ایگور، بلا، دراکو، آناکین، گری، بلیز و استرجس(که معلوم نبود چطوری سر از اینجور جاها در آورده بود)توی کافه مونده بودن.
- یکی صورت جلسه کنه...موضوع جلسه: دزدیدن آفتابه ها،نام عملیات:چکش مرگ،رمز عملیات:کریچر مهربون
همه دور یه میز نشستن!!
========================================
خوب،امیدوارم خوب نوشته باشم،من میخوام اینجوری بنویسم،جدی اما با عناصر و اصطلاحات طنز سایت!!یه کمی هم سعی کردم مثل کتاب باشه(اشاره به قتل ایگور).
ادامه بدین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گریگوری گویل در 1385/6/31 22:37:38
Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512
Module Boogh System v. 2.0.3.401
[img align=left]http://h1.ripway.com/pgngfkosh/dark%20marks/vol
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1385 21:22
نمایش جزئیات
آفلاین
من سوال دارم؟

دقیقا فعالیتمون تو اینجا باید حول وحوش چی بچرخه؟

یکی کامل به من توضیح بده


قضیه درجه بندی چیه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همیشه یه گیری وجود داره

Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512


مدیر سازمان معجون سازان قرن
Re: قدح اندیشه 2!
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1385 18:27
نمایش جزئیات
آفلاین
بالاخره ناظر گل تالار این تاپیک رو باز کرد تا گروه 6+1 به فعالیت خود بپردازد.کار این تاپیک این هست که ما پست های اون تاپیک رو اینجا آماده میکنیم بعد میفرستیم تا به موفقیت بیشتری برسیم.
-----------------------
عزیزان موسس و اسلیترینی فرق نمیکنه موظف هستند در این تاپیک فعالیت کنند.اولین پست را باید یکی از موسس ها همینجا بفرسته.هر کدوم وقت کرد.و از پست دوم به بعد بقیه اعضا هم میتونند در آن شرکت کنند.

درجه بندی در کار نیست برنامه عوض شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/6/31 22:00:36
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین