کوییرل با خشونت تمام درب دستشویی را باز کرد تا مچ مشغولین بی اجازه را بگیرد که با سر بارون خون آلود رخ به رخ شد . ولی انگار چیزی در بارون تغییر کرده بود :
- اِ اِ اِ ... بارون تو اینجایی ؟ چیکار داشتی می کردی ؟
همان خون نقره ای که در لباس بارون مشاهده می شد ، رنگش را به گونه های بارون منتقل کرد :
- امممم ... چیزه ... تو دسشویی چیکار می کنن معمولا ؟
- یه کار مهم ، ولی نه زمانی که همه چاهاش پره و چیزی توش جا نمی شه
تازه ، صدای حرف زدنم میومد ! با کی داشتی حرف می زدی ؟- به پیژامه مرلین با هیشکی !
- باید به ریش مرلین قسم می خوردی !
- تو دسشویی که اسم ریش مرلینو نمیارن ! توهینه !
کوییرل کمی از روی عمامه ، سرش را خاراند :
- آره خوب ، شاید راس بگی ... ولی اینطوری نمی تونی از زیر جواب دادن در ری ! با کی داشتی پچ پچ می کردی ؟ زود بگو وگرنه نصف بلاکیایی که تو لیست افتخاراتت داری از بلاک درمیارم آبروت بره !
بارون خونالود به شدت آشفته شد . بعد قرن ها ، تازه توانسته بود هلنا راونکلا را راضی کند که لااقل پس از مرگ ، گپ معصومانه ای (
) با هم داشته باشند و حالا به خاطر این دخترک بوقی تمام افتخاراتش در معرض خطر قرار گرفته بود . ولی ... خوب ولی ... بابا بحث جالبی بود . بعد این همه قرن می چسبید ! چطوری میشه کوییرلو پیچوند ؟ آهان ! یه کاربر فضول پیدا می کنم میگم اون بوده ! بلاکش می کنیم و افتخاراتم بیشتر میشه
همچنانکه این افکار لطیف از مخیله بارون عبور کرد ، بی اراده نام کاربر مناسب هم به ذهنش خطور نمود ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

.برو..برو کارشو انجام بده.من باید برم به زوپسم برسم.
الانه که مدیرای دیگه بیان.خدا کنه اتفاقات عجیب نیفته براشون.

باید رسم اجدادمو به جا بیارم وگرنه نابود میشم. بعد به این حالت دست به کار میشه .
داکولا جون دلت میاد من رو که میخوام عکست رو با اون قورباغه خوشگله بندازم توی روزنامه مجازات کنی؟!
ایستاده بودند و به مرگ خواران نگاه می رکدند گفت :
مرده شورتونو ببرن! بابا مگه نمی بینین دارن به ریش من میخندن؟ بابا یک کاری بکنین دیگه ای بابا!
جلوی در ظاهر می شه.
میگه:یه بار دیگه ببینم دارید همدیگه رو طلسم میکنید چون خیلی شبا تشنه ام میشه خونتون رو میخورم!