جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

372 کاربر(ها) آنلاین هستند (57 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
372 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

باشگاه دوئل

نوع تاپیک: رول‌نویسی تکی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ��Ԑ�� ����
ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1386 23:49
نمایش جزئیات
آفلاین
در باشگاه دوئل برای چندمین بار در آن روز باز میشه و یک جادوگر دیگر در آستانه در ظاهر می شود.
کمی تامل می کند و سپس به طرف قسمت طویلی که برای دوئل کردن است می رود و نگاهی به صف مدیران میندازد.
به ترتیب پروفسور کوئیریل ، کریچر ، راجر دیویس ، سر بارون خون آلود ، مونالیزا و هری پاتر بر روی صندلی هایی نشسته بودند و به شخصی که آماده دوئل با یکی از آنها بود نگاه میکردند.
فرد تازه وارد با یکی دو نگاه از خیر پروفسور کوئیریل گذشت () از طرفی دیگر مونالیزا چون سرش تو لپ تاپش بود و داشت خبر در میاورد قضیش منتفی شد . نگاه فرد تازه وارد که بین مدیران می چرخید روی کریچر ثابت موند.
کریچر : خواهش میکنم... لطفاً یکی دیگه رو انتخاب کن! تصویر تغییر اندازه داده شده
فرد تازه وارد : نه از جونم که سیر نشدم دوست ندارم بلاک بشم! شنیدم چه مظلومی!!
با این جمله دست کوچک جن را میگیرد و به صورتی که گویا پر کاه هست پرتش میکند بر روی سن دوئل.
در کمال تعجب فرد تازه وارد ، جن به جای اینکه چوب دستی اش را در بیاورد جسم کوچک و استوانه ای را که فرد تازه وارد فهمید منوی مدیریت هست در آورد.
فرد تازه وارد :
کریچ : منتظر چی هستی؟بدو بیا بالا؟!
فرد تازه وارد با یک جهش به روی سن میپرد و در همان لحظه وردی از طرف کریچ به طرف وی کمانه می رود.
_ بلاک آی پیوس!
_ کریچ مردیوس!
_ اگزیت رول پلینگیوس!
_ سکتوم سمپرا ! ( در راستای هری پاتری شدن ورد ها )
اختر ها و ورد ها از این طرف به آن طرف می رفتند ، کمانه می کردند و گاهی به در و دیوار بر خورد می کردند.
سر انجام مرد غریبه عربده کشید :
_ اکسیو!
منوی مدیریت به شدت از دست کریچر کشیده شد به طوریکه باعث شد تلنگری بخود.
منوی مدیریت یکی دو قدم جلوی پای فرد تازه وارد افتاد.سپس لبخند شیطانی پهنی بر لبان وی نقش بست و خطاب به کریچر گفت : باختی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/4/9 23:51:48
ویرایش شده توسط بورگین در 1386/4/9 23:56:43
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1386 21:34
نمایش جزئیات
آفلاین
باشگاه دوئل ساعت 5 بعد از ظهر :

همه منتظر پروفسور كوئرل بودند كه خيلي دير كرده بود و ييهو باز شد و او به درون باشگاه پريد و گفت :
- سلام . ببخشيد يكم دير كردم . مگه اين صابكار هم مارو ول مي كنه ؟ خب بريم سر دوئل ...

5 دقيقه بعد :

- چوبها آماده !!!
و نيوت و كوئيرل چوبهاي جادوگري را به صورت عمودي روبروي هم گرفتند و كوئيرل گفت :
- ترسيدي اسكمندر ؟
نيوت گفت :
- به همين خيال باش .
- تعظيم كنيد .
و هر دو نفر تعظيم كردند و به پشت بازگشتند و پنج قدم رفتند و بازگشتند و گارد گرفتند .
- 1 ... 2 ... و 3 ....
كوئيرل فرياد زد :
- اكسپليارموس !!!
- پروتگو !!!
و نيوت ادامه داد :
- اسكر جفاي !!!
و كوئيرل جا خالي داد و گفت :
- استيوپفاي !!!
و نيوت چوبدستي را تكاني داد و با يك جاخالي آنچناني ورد را از بيخ گوش گذراند و با تمام قدرت فرياد زد ( له وي كورپوس ( غ.ل ) ) ... ولي صدايي از او در نيامد و پرتوي نوري به كوئيرل خورد و او از مچ پا آويزان شد و چوبدستي اش از دستش افتاد و نيوت چوبدستي را تكاني داد ( ليبرا كورپوس ( غ.ل ) ) كوئيرل بر زمين افتاد .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببخشيد اگه بد شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نيوت اسكمندر در 1386/4/9 22:02:06
ویرایش شده توسط نيوت اسكمندر در 1386/4/9 22:04:20
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: شنبه 9 تیر 1386 21:21
نمایش جزئیات
آفلاین
ایگور کارکاروف در مقابل یکی از مدیران انجمن که جن خانگی هم بود ایستاده و چشم در چشم او نگاه میکرد..!

کریچر نگاهی به اطراف خود انداخت،سالنی زیبا به همراه تابلوی بسیار زیاد از دوئل کنندگان حرفه ای و یا افراد سیاه قدیمی.ستون های با ظریف کاری فراوان و به رنگ سفید.لرد با افسونی کاری کرده بود که آنها نه خراب بشوند و نه کثیف.نوری از پنجره بزرگ درون سالن میتابید که آن را روشن میکرد.آن نور حتی در شب هم می تابید.همه آن طلسم ها برای او جالب بود.صورتش را به طرف ایگور برگرداند و با علامت سر به پرفسور بینز اشاره کرد که آماده است..او هم تا 3 شمرد و دوئل را آغاز کرد!

-کریشیو،کریشیو!
ایگوری وردی به طرف کریچر پرتاب کرد،او با آرامش خاصی جادویی انجام داد و ناگهان منو مدیریت بیرون پرید و آن ورد را بلاک کرد!ورد همانجا خشک شد و بر روی زمین افتاد!او با صدای آرام گفت:
-آواداکداورا!
پرتو سبزی به طرف ایگور رفت،او هم به سرعت کنار رفت و از ورد به کمد پشتش خورد!

-چیی؟ورد یک مدیر را منحرف میکنی؟میدونی مدیر چه مقامی داره؟ما همه زحمت میکشیم!من خودم هفته ای یکبار میام سایت و یک گیر میدم و میرم!میتونی این کارو بکنی؟وایسا،الان میبرمت انجمن مدیران بلاکت میکنم!

بینز انگشتش را بر روی لبش گذاشت و گفت:
-اهه،حرف غیر هری پاتری زدی!کوییرل رو صدا کنم؟
-نه ببخشید!حواسم نبود!نهههههه...!

در همین بین که کریچر حواسش به طور کامل پرت شده بود،ایگور وردی صورتی رنگ را به طرف کریچر پرتاب کرد!ناگهان کریچر به طور خبردار ایستاد و عروسکی از تو جیبش درآورد و رو به عروسک گفت:
-سلام،عروسکم!خوشگلم!هنوز نخوابیدی؟اشکال نداره!بیا بریم حذف شناست کنم یک مقدار سرگرم شم!خیلی دلم تنگ شده برای اینکار!

و به این صورت بود که کریچر چوب جادوش را انداخت و با عروسکش از دید دوربین خارج شد!ایگور با لبخندی رضایت مندانه از میز دوئل پایین آمد که ناگهان افتاد زمین!در همین هنگام کریچر با عروسکش وارد صحنه شد و گفت:
-من بلاکش کردم،تا 2 ماه دیگه اینجوری میمونه تا به من نخنده!

باز از صحنه خارج شد و همه با تعجب و به این صورت() به ایگور خیره شدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1386/4/9 21:45:42
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1386/4/9 21:50:46
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1386/4/9 21:52:30
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: ȇԐǥ Ϧơ
ارسال شده در: جمعه 1 تیر 1386 11:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سلستینا هم بلافاصله به سمت حسن مصطفی یورش برد : « تارانتالگرا »
رابستن که از مچ پا آویزان شده بود با ناراحتی گفت : « استاد شما تعظیم نکردید ! »
اسنیپ پوزخندی زد و گفت : « تعظیم جزء مقررات باشگاه دوئله ... اما یک مرگخوار واقعی ، وقتی در یک جنگ دوئل می کنه باید بدونه مقدمه حمله کنه ! این رو به خاطر داشته باش ! »
در همان حال مصطفی که اختیار پاهایش را از دست داده بود به اسنیپ گفت : « میشه ما رو به حال عادی بر گردونید ؟ »
اسنیپ گفت : « بله ! »
سپس دو بار چوبدستی اش را تکان داد. رابستن به زمین افتاد و حسن اختیار پاهایش را به دست آورد.
اسنیپ گفت : « فکر می کنم نوبت اینه که دو ورد جدید بهتون یاد بدم !! »
اسنیپ جلو کلاس رفت و گفت : « برای سطح شما ورد های استیوپفای و فاینیت اینکانتام ! ... کی می تونه بگه این ها مال چه کاریه ؟ »
دست سلستینا بلافاصله بالا رفت : « بفرمایید دوشیزه واربک »
سلستینا با آرامش گفت : « استیوپفای طلسم بی هوشیه ! برای فلج کردن هم به کار میره. فاینیت اینکانتام برای باطل کردن طلسم های تقریبا پیچیده است ، برای طلسم های ساده تر هم از ورد فاینیت به تنهایی استفاده میشه ! ورد اینکانتام هم به تنهایی طلسم رو باطل می کنه ! »
اسنیپ گفت : « عالی بود دوشیزه واربک ، اولین باری بود که حرف درستی زدی ! »
سلستینا سرخ شد و برای اینکه عکس العملی نشان ندهد سرش را پایین انداخت و دستانش را مشت کرد.
اسنیپ گفت : « حالا خانم واربک ، می خوام با آقای لسترانج دوئل کنی ! »
سلستینا و رابستن به وسط کلاس رفتند و بلافاصله و بدون تعظیم شروع کردند :
- « استیوپفای»
- « پروتگو»
- «اکسپلیارموس»
- « تارانتالگرا»
- «پرتگو»
- «پتریفیکوس توتالوس»
سلستینا که خیلی عصبانی شده بود فریاد زد : « کراچیو ! »
اما اسنیپ همان لحظه جلو دوید و گفت : « پروتگو »
سپس گفت :« این کارتون رو گزارش میدم دوشیزه واربک ... جلسه امروز تمومه .. می تونید برین ! »

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: چهارشنبه 30 خرداد 1386 22:22
نمایش جزئیات
آفلاین
دیوارها گرچه سیاه رنگ بودند ولی تلالو نوری عجیب از آنها به چشم میخورد.چند صندلی نیز در گوشه دیوار گویی به منظوری خاص چیده شده بود.اتاق دو پنجره بزرگ داشت که با پرده هایی خاکستری رنگ پوشانده و نوری دلگیر را منتشر میساخت.هیچ کس نمیتوانست تا این حد هنرمندانه یک فضای جنگ جویانه و ستیزه طلبانه را ترتیب دهد.سلستینا اولین کسی بود که ابراز احساسات کرد:وای!اینجا رو.
سوروس با قیافه ای عبوس اجازه نداد دیگر اعضای گروه آخر ابراز احساسات کنند و با بدخلقی گفت:بله بله من هم مثل شما توانایی مربی تعلیقیتون رو ستایش میکنم ولی من کارهای مهمتری از تحسین هنرهای تجسمی یک تعلیقی دارم...
سپس گوشه لبش با حالت تحقیر آمیزی بالا رفت که گویای سرزنش فورتسکیو بود.سلستینا هیچ از این حرکت خوشش نیامد:پروفسور ممکنه که آقای فورتسکیو توسط لرد تعلیق شده باشند ولی من تصور میکنم بنیان گذار مجدد باشگاه شایسته اسمی محترمانه تر از یه تعلیقی باشه.
سوروس با لحنی که لحظه به لحظه زهرآلود تر میشد گفت:دوشیزه واربک.من هم تصور میکنم که با توجه به این که من از وقت گرنبهام گذشتم تا به شماها درس بدم شایسته احترامی بیشتر باشم و همینطور تصور میکنم که تصورات شما اهمیتی نداره.
سلستینا سرخ شد و سر به زیر انداخت . اسنیپ هم لبخندی از روی پیروزی زد.وی درسش را شروع کرد:خیله خب.من از وقتم گذشتم و آموزش به شما رو که در ضعیف ترین سطح ممکن قرار دارید...
رابستن با عصبانیت گفت:ما ضعیف نیستیم...
اسنیپ به نرمی پرسید:جدی؟پس میشه بگید چرا در این کلاس یعنی ضعیف ترین سطح قرار دارید؟
رابستن جوابی نداشت که بدهد ولی هرسه از دست این معلم جدید خشمگین بودند.اسنیپ که دیگر داشت صبرش بع سر میامد گفت:خیله خب.بریم سراغ کارمون.میدونم یه سری آموزش ها رو دیدید.پس اونها رو به صورت عملی تمرین میکنید.لسترنج تو بیا اینجا و با من دوئل کن و واربک و مصطفی هم فکر میکنم از پس هم بر بیان.
رابستن در حالی که آب دهانش را با صدا قورت میداد به این فکر میکرد که اگر سالم ماند پیش لرد سیاه برود و درخواست بازگشت فورتسکیو را بدهد.در همین افکار بود که اسنیپ فریاد زد:شروع کنید!له وی کورپوس...

نقد شد!برسسی پستهای خانه ریدل شماره 17

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تئودور نات در 1386/3/31 20:36:52
[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: چهارشنبه 30 خرداد 1386 00:52
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
دوستان ! باشگاه دوئل مرگخواران علاقه مند به انجام مأموریت را برای اثبات وفاداری به لرد به عنوان عضو می پذیرد ! برای عضویت در این باشگاه کافی است که یک پست در این باشگاه زده باشید و تمایل خود را اعلام کنید !
با تشکر
راستی اینو بگم که ما توی کتاب هری پاتر دو تا فورتسکیو داریم، یکی توی یک مغازه توی دیاگونه و دومیش وزیر بوده. از لحاظ تلفظ انگلیسی با هم فرق دارند، و آن مغازه دار فامیلی هم دارد، اما این وزیره فامیلی ندارد.
-------------------------------------
فورتسکیو هم خیلی سریع راه های نفوذ نور را بست و غیب شد. لرد آنها را احضار کرده بود. آنها در خانه ریدل ظاهر شدند.
همه مرگخواران آنجا بودند. تئودور نات هم در کنار صندلی لرد ایستاده بود. لرد عصبانی بود و به محض ظاهر شدن فورتسکیو با نگاهی غضبناک در چشمان او خیره شد. بعد گفت: (( یاران وفادار من ! مشکلات زیادی داریم. همونطور که بورگین، بلیز، سالازار و سامانتا میدونن، یک نفر به ظاهر لرد در کلاس آنها ظاهر شد ! ))
این حرف لرد عجیب بود و چهره همه را متعجب ساخت. همه یه ویژه فورتسکیو گیج شده بودند. بعد لرد ادامه داد : (( آن مرد من نبودم ! ))
صورتش را رو به فورتسکیو برگرداند، دوباره به او خیره شد و با عصبانیت گفت : ((کسی که دوئل را به مرگخواران یاد می دهد، باید همیشه وردهایش را بر روی افرادی که وارد باشگاه می شوند، اجرا کند تا بفهمد که او کیست. خودت می دانی که باشگاه دوئل دارد مکان بسیار مهمی برای ما می شود و یک پایگاه برای مقابله با محفل ! چرا اینقدر راحت گول خوردی؟ ))
فورتسکیو هنوز متعجب بود، اما سرش را به زیر انداخت و اظهار پشیمانی کرد.
- به دلیل این بی لیاقتی، تو برای یک هفته تدریس نخواهی کرد ! در این مدت، سوروس اسنیپ به جای تو تدریس خواهد کرد.
بعد دوباره رویش را به مرگخواران بهت زده کرد و ادامه داد : (( محفل، برنامه های جدیدی دارد ! محفل ققنوس به کمک اسلاگهورن معجونی تهیه کرده که مانند معجون مرکب عمل می کند اما اثرش کمتر است و نیازی به موی فرد مورد نظر نیست ! آنها با چند دقیقه حضور در کلاس فورتسکیو خیلی چیزها را فهمیدند ! بنابراین مهمترین پایگاه فعلی ما در معرض خطر است. شما باید با تمام سعی و تلاشتان در کلاس های دوئل شرکت کنید. البته بعد از این یک هفته بیکاری موقت معلمتان، کلاس های وِیژه دوئل تشکیل خواهد شد، که با حضور افراد برجسته در امور مختلف حادوگری برگزار می شود. شما باید در همه چیز قوی باشید. حالا می توانید بروید !
همه گیج شده بودند. چه صحبت های عجیبی ! به این زودی فورتسکیو تعلیقی شد، باشگاه دوئل یک پایگاه بسیار مهم شد، محفل پیشرفت کرد ...
- راستی، هر چه سریعتر برای انجام مأموریت در باشگاه عضو شوید !
بله، این بهترین راه برای کشف رازهای جبهه سفید بود !
روز بعد باشگاه دوئل تاریک تر از همیشه بود. سوروس اسنیپ با ردای خاکستری رنگی در کلاس سطح w منتظر شاگردان نشسته بود. سایر مرگخواران نیز برای تمرین به باشگاه آمده بودند و وارد سالن تمرین می شدند. سالنی با شکوه که تا کنون آن را ندیده بودند. عجب سلیقه ای به خرج داده بود این فورتسکیو ! دیوارها ....
----------------------------------
با تشکر

نقد شد!برسسی پستهای خانه ریدل شماره 17

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تئودور نات در 1386/3/31 20:36:47
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
مورگان،رودولف و پیوز هنوز در سالن کلاس بودند.آنها با هیجان در مورد کلاس صحبت میکردند و نظرات خودشان را در مورد معلم جدید میدادند.

-معلم خیلی خوبیه،میدونه چیکار باید بکنه و عملی همه چی بهمون یاد میده.اگر دامبلدور زنده بود در پایان این ترم شاید میتونستیم مثل لرد باهاش مقابله کنیم.

-دیگه اقرار نکن مورگان،دامبلدور قدرت جادویی بالایی داشت.من نمیدونم دراکو چطوری تونست خلع سلاحش کنه.از یک جوان که 6 کلاس خوانده در هاگوارتز بسیار بعید به نظر میرسه!

در بین بحث های آنها رودولف به اطرافش نگاهی انداخت.سالنی زیبا به همراه تابلوی بسیار زیاد از دوئل کنندگان حرفه ای و یا افراد سیاه قدیمی.ستون های با ظریف کاری فراوان و به رنگ سفید.لرد با افسونی کاری کرده بود که آنها نه خراب بشوند و نه کثیف.نوری از پنجره بزرگ درون سالن میتابید که آن را روشن میکرد.آن نور حتی در شب هم می تابید.همه آن طلسم ها برای او جالب بود.صورتش را به طرف دو دوست مرگخوارش گرفت.آنها هم ساکت شده بودند و به اطراف نگاه می انداختند.

-بچه ها بهتر نیست یک دوئل بکنیم؟اول من و مورگان.بعد من و پیوز!

این صدای رودولف بود که سکوت 5 دقیقه ای را شکست.دو مرگخوار دیگه با حرکت سر تایید کردند و ایستادند.پیوز به گوشه ای رفت تا دوئل آنها را تماشا کند.دو مرگخوار رو به روی یکدیگر ایستادند و چوب دستی هایشان را در آوردند.

1..2...3

ناگهان علامت شوم بر روی دستانشان درد گرفت.بدون هیچ مکث و حرفی خود را غیب کردند و سالن دوئل را خالی از آدم گذاشتند.

--------------------------------
مرگخواران جدید رو اگر فقط میخواهی بگو من از رو لیست بهت بگم...در ضمن بهتر نیست برای همه از اول ماموریت صادر نکنی.شاید یکی نخواد اصلا عضو اینجا باشه.اول عضو جمع کن بعدا به همونا ماموریت بده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: ��Ԑ�� ����
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 02:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سطح:M
مورگان الکتو...رودولف و پیوز سرشار از هیجان بودند.
دلیل کلی هیجانشان اشتیاقشان برای فراگیری دوئل بود و البته تک تک هم دلیلی مختص خود داشتند:
مورگان:همیشه دوست داشت به بهترین نحو ممکن دماغ محفلیارو به خاک بماله و چه فرصتی بهتر از فراگیری دوئل!
رودولف:نامش با خشانت! گره خورده بود و چه انگیزه ای بهتر از این!
پیوز:او مرگخوار عاقلی بود که خوب میدانست فراگیری دوئل چه تاثیری بسزائی در پیشرفتش خواهد داشت.
******************************
فورتسکیو در حالی که شنلش در هوا موج میخورد وارد کلاس شد.
همه بنشانه احترام برخاستند...
فورتسکیو:بنشینید دوستان...
بدون هیچ فوت وقتی میرم سر اصل مطلب...دریغا که مطلب زیاد و فرصت ما اندک است...پس خوب گوشاتونو باز کنید:
در آموزش های سطحهای قبل طلسمهای بین المللی تدریس شد اگر مایل بودید میتوانید پستهای قبل را بخوانید!(چکش)
من برای سطح شما طلسمهای جدیدی را در نظر گرفته ام که فعلا بصورت تئوری برایتان تدریس خواهم کرد...قلم و کاغذهایتان را بیرون بیاورید:
1_له وی کورپوس:طلسم غیرلفظی میباشد که باعث میشود فرد مورد نظر از مچ پا در هوا معلق نگه داشته شود
2_لیبراکورپوس:ضد طلسم له وی کورپوس
3_موبیلیکورپوس:هدایت شخص مورد نظر مانند یک عروسک خیمه شب بازی
4_مورس موردر:توسط مرگخواران برای بوجود اوردن علامت شوم بکار برده میشود
5_پروتگو:طلسم محافظت یا در واقع ضد طلسم/باعث میشود طلسمی که به سویت پرتاب شده به سمت پرتاب کننده اش بازگردد
خوب برای این جلسه تصمیم دارم یک طلسم را عملی هم تمرین کنیم بچه ها نظر شما چیه؟
مورگان:استاد نظر من له وی کورپوس است خیلی حال میده!
فورتسکیو:باشه....موافقم خیلی حال میده میخوام این افتخارو بهت بدم که این حال کردن رو تجربه کنی!....
فورتسکیو در یک لحظه که بوسیله چشم غیر مسلح قابل دیدن نبود!چوبدستیش را کشید...آن را بسمت مورگان گرفت و زمزمه کرد:له وی کورپوس...
مورگان مانند کسی که با طناب پایش را از بالا بکشند در فاصله 3 متری از زمین معلق شد!
_خوب حالا تا وقتی که ضد طلسمش که بهتون امروز یاد دادم رو یادت نیاد اون بالا میمونی!

پست شما نقد شدنقد پستهای خانه ریدل شماره 13

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تئودور نات در 1386/3/29 22:42:15
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: دوشنبه 28 خرداد 1386 00:28
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
سلام !
من از ناظرین محترم اجازه دارم که پست پشت سر هم بزنم و همچنین در اینجا مأموریت و امیتاز بدم ! در واقع از لرد کبیر اجازه گرفتم. دوستان، هموطور که در اینجا به رول نویسی ادامه می دهید، در طول پستها بنده، به شما مأموریت هایی رو میدم و امتیازاتی. این امتیازات سبب ارتقاء کلاس های شما خواهد بود ! مأموریت ها را باید به شکل رول نویسی و دقیق انجام دهید تا لرد از ما راضی باشد ! خوشبختانه لرد از کار باشگاه تا اینجا راضی است. نتایج مأموریت ها را نیز در همین جا به صورت ادامه رول های اینجا بزنید ! به زودی مأموریت ها را اعلام خواهم کرد ...

با تشکر
--------------------------
لرد کبیر ! فقط چنین کسی چنین قدرت هایی داشت ! او برای نظارت آمده بود !
طلسم را رفع کرد و با چوبدستیش نوری تاباند. سپس گفت : (( تعجب کردید ؟ خوب، معلم بدی نیست ! توانست تا خدی طلسم را رفع کند. من خیلی وقت ندارم. از این به بعد باشگاه دوئل پایگاه قدرتمندی برای مأموریت های مرگخواران خواهد بود. شما وظیفه دعوت به همکاری مرگخواران تازه کار را دارید. من باید برم. ))
لرد این را گفت و به همان سرعتی که آمده بود غیب شد و رفت.
مرگخواران و فورتسکیو همچنان در بهت بودند. نمی دانستند که باید چه بگویند.
فورتسکیو گفت: (( خوب، وقت تعطیلیه ! خدانگهدار همه ی شما ! تعطیل ! ))
فورتسکیو که از اولین روز کاریش راضی بود و البته خیلی خسته شده بود این را گفت، و از در کلاس بیرون آمد. بعد به طرف تابلو اعلانات رفت و نوشت: (( مأموریت اول برای سلسیتنا : تحقیق در مورد این که چه کسانی تازگی مرگخوار شده اند. ))
بعد به اتاق خوابش رفت تا استراحت کند و این خستگی ها را نیز جبران نماید.
---------------------------------
دوستان ! شما رول نویسی رو ادامه بدید، یعنی کلاس های سطح m و w . سلسیتنا هم باید مأموریت خود را آغاز کند. یه مقدار اولاش سخته که هم رول نویسی باشه و هم مأموریت و بعد به هم ربطشون بدید اما این یک شیوه تقریباً جدیده تا اونجایی که من میدونم !

با تشکر

پست شما نقد شد.نقد پستهای خانه ریدل شماره 13

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تئودور نات در 1386/3/29 22:38:27
ویرایش شده توسط تئودور نات در 1386/3/29 22:38:48
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 20 خرداد 1386 14:31
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا

ظهر روز سه شنبه، ساعت 12، سطح G
فورتسکیو که تا ساعت ده و سی دقیقه با سطح B کلاس داشت ، حالا کمی خسته بود. البته یک ساعت و نیم استراحت کرده بود ولی هنوز اندکی خسته به نظر می رسید.
با همان ردای قهوه ای وارد کلاس تنگ و ترشی شد که رویش نوشته شده بود سطح G .
اتاق سه پنجره داشت و خیلی کوچک بود. یک نیمکت عریض در یک طرف اتاق قرار داشت که رو کش آن قرمز بود. رنگ هایی که در اتاق به کار رفته بود، درست برعکس رنگ های اتاق سطح B بود. سه فانوس در سه جای اتاق به دیوار متصل بود و همراه با نور کمی که وارد می شد اتاق را روشن می کرد. در کف اتاق فرش ساده ای پهن شده بود.
فورتسکیو وارد شد، و سلام کرد.
بقیه هم جواب دادند.
- همونطور که می دونید لرد تازه به من جسم داده و من خیلی خسته ام ! لطفاً ساکت باشید، سؤالاتتون رو هم برای جلسه بعد بزارین ! تا من زود درس رو بگم. اول از همه باید بدونید که در این کلاس ما همش عملی کار می کنیم و هر از گاهی نکاتی رو هم متذکر می شم. حالا سامانتا در مقابل بورگین و سالازار در مقابل بلیز قرار بگیرن. شروع کنید.
فورتسکیو حرف های این جلسه را در همین چند جمله خلاصه کرد. دوئل شروع شد. سامانتا بدون تعظیم رو به بورگین فریاد زد : (( اکسپلیاروموس )) بورگین جا خالی داد و طلسم به سالازار خورد. همین باعث شد که او نتواند در مقابل بلیز از خودش دفاع کند.
فورتسکیو از روی نیمکت بلند شد و گفت : (( خیلی خوب بود، و البته طلسم استاندارد و خوبی رو هم به کار بردید. این اولین طلسم بین المللی بود. در ضمن شما باید تعظیم بسیار کوتاهی در مقابل دوستانتون داشته باشید. ))
در همین موقع یک صدای نا آشنا، غریب و در عین حال مخوف از پشت سر گفت : (( در برابر دوستان چطور، مرگ خوار تازه کار ؟! پارتی داشتی که این قدر زود معلم اینجا شدی؟ بزار حدس بزنم، خون اصیل هستی ! ))
حواس همه مرگخواران پرت شد.
به دلیل باز بودن در روشنایی اتاق کمی بیشتر شده بود. صورت فرد در تاریکی معلوم نبود، اما وقتی فورتسکیو جلو رفت، آن فرد فریاد زد : (( کروشیو ! )) بعد گفت : (( باید معلمتون بلد باشه از خودش دفاع کنه. )) سپس جلوتر آمد. او کسی نبود به جز ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.