جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: جمعه 9 شهریور 1386 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
چوبای جارو و رداهای کوییدیچ
تیمی که بهم وصله با مهره و پیج

بشین سر جات این قدر نخور وول
بپا آرمادیلو رو ننویسی آرمادیول

بازیکنامون همشون گلن
دست نزنی پر پر بشن

جای لودو تو تیممون خالیه
چقد سخته پیدا کردن قافیه

همه اونو دوسش دارن، عزیزه
بهش نگو، ولی خله یه ریزه

فعالترین عضو هافل و کاپیتان تیمه
از بس کار می کنه، یه روز میمیره

دنیس یه جورایی خدای سوژه اس
بین بچه ها یه جورایی ویژه اس

یه تنه واسه خودش یه تیمه
حریف از وجودش در بیمه

بچه پررو و خل و چل تیم درکه
آخرش میبینی که تو جزایر بالاکه!

عاشق ارزشی بازی و بُکش بُکش
لودو میگه تو پست کم میذاره چکش

اسپی هم هست تو آرمادیلو بازیگر
می خوره به اندازه سه چهار نفر

عاشق خوردن و لمبوندن و نوشیدن
چطور او را ممکن است ردا پوشیدن؟

بیا و جواب این سوال رو بکن رو
وزن اونو چطوری تحمل می کنه جارو؟

علیرضا گورکن و مهاجم تیممونه
به عنوان نماد تیم می مونه

بازیکن خوبیه و کلی گل می زنه
اگه نتونه توپو بگیره، چنگ می زنه :bat:

بازیکن بعدی، اسمش هست اریکا
یالا تشویقش کن بگو باریکلا

بازیش حرف نداره کارش بیسه
توی رولامون اون زن دنیسه

اِما دابز جای مامان علیرضاست
البته زن اون یکی علیرضاست

تو رول نویسی غوغا کرده
دنیس میگه دل منو برده (اشاره به پست های آرمادیلو)

دو تا بازیکن دیگه هم داشتیما!
یکیشون اَل، اون یکی خوشگل طلا

چی؟ اول بگم از خوشگل طلا؟
نکنه تو هم مثل دنیس عاشقشی بلا!

بیخودی دنبال اَل نگرد چون قایمش کردیم
به چشاش نگاه کنی میری قبرستون مستقیم

سرانجام شعر این چنین به پایان رفت
راستشو بگو حوصله ات سر نرفت؟

تب شعر آرمادیلو گفتن افتاده تو بچه ها
آغازگرش ریتا جونم بود، یادت نره ها!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط درک در 1386/6/10 10:46:44
ویرایش شده توسط درک در 1386/6/10 14:15:45
ویرایش شده توسط درک در 1386/6/10 14:26:22
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 8 شهریور 1386 15:35
نمایش جزئیات
آفلاین
تالار اسلی،مال خاله بازاعه **** وصفش هم سخته اخه پراز خاله بازانه
بجه هاش همه،پاچه میخارن **** اخه واسه امتیاز گرفتن عرضه ندارن
از تو تالارشون هردو هفته یه بار یه شناسه ی بیکار،میندازن تو سطل اشغال
تو کل تالار دارن یه دونه اصیل**** که اونم هستش سر دسته ی خاله های دسته بیل!
اینم از بیکاریشه **** وگرنه که نمیشه
اسلیترین همیشه **** برنده ی خوششانسی شه!

عوضش از اون ورتو تالار گریف **** صد نفر شرکت میکنن تو کلاسا،مث چی!
البته که صد نفرشون خوب نمی نویسن **** اما با این وجود،همگی خیلی عزیزن!

پرسی مثل شیر میمونه**** هر وقت هرجایی که میره
هرکی که رولشو میبینه**** انگشت به دهن،جادر جا میمیره!
سارا خوب و قوی مینویسه **** مسئول تاییده،واسه همه هم عزیزه!
عشق کل کل ِوقدرتشم که داره **** هرکی با اون دعواکنه تمومه کارش!
زندگی کن با گریفی ها که همه با صفان **** محبت و عشق داره تو خون همه اشون جریان
اماندا اند خنده اس وقتی حرفی میزنه **** محاله تو یه پستش،یکی رو نخندونه
استر خودمون،سردسته ی ناظراس **** هرکی نظارتشو دیده،یه لنگه توی هواس!
تعداد گریفی ها خیلی خیلی زیاده **** مسئله ی عقب افتادنشون از بقیه ی تیمها حاده
درازه واسه ی تازه واردا جاده *** واسه بردن گریف،تلاش نکنیم ساده!(یعنی اینکه مث من خودتونو بکشید)!
بهترین ها تو تالار گریفن * لیلی و لارتن،هدی و گراپی!همه عزیزن
جسی مهربونو خیلی خیلی خوش قلبه **** اخه اونم اصیله،گریفندوریه قدیمه
جوزف میخندونه همه رو با حرفاش **** ریموس میترکونه تاپیکارو با پستاش
هرکی یه قدرت بالاو بزرگی داره**** همه جای تالار پر ِ افرادِ باحاله!
سینی هرروز با یه سوژه ی جدید میاد**** با اینکه هر دو هفته یه بار میاد!
الیور بچه ی خیلی خیلی خوبیه **** کشته مرده ی پستای بوقیه
لاوندر میزنه همین طور پشت سرهم پست ارزشی **** چیکار میشه کرد،اینم هست یه روشی!
البوس پیرو حافحافو،خوب فعالیت میکنه **** مرگخوارارو با اون پستای خوب،سرجاشون میکاره!
خلاصه که گریف بهترین جای این سایته**** هرکی که تو اون عضو باشه باحالو شجاعو مرده!(البته دخترا سرن ولی چون قافیه بازی رو میریزه بهم ...!
از بچه های گریف اونایی که ندارن حتی **** یکی دوتا پست توی تالاریاخوابگاه
همه و همه شیرین و عاشق شیلینی ان()**** وقتی بوشو میشنون مث چی پایه اونن!
ملت با پستاشون توی تالار گریفندور **** ثابت میکنن که هرگز و هیچ چی جلوشون
نمیتونه اونارو از پادربیاره **** مگه اینکه سایت بسته شه و کم بیاره!((

شعر به سبک هر سبکی که دوست دارینه!همه مدلی میشه خوندش،فقط خواهشن زیاد توجه نکنید که خیلی بد شده.
از اونایی که اسمشون توی این شعر نیومد،معذرت نمیخوام چون جا نداشت و یا شاید هم اینکه من نمیدونستم و اینا!
**برای اطلاع بیشتر از نوشته شدن این شعر،به امضای لودو بگمن مراجعه شود.(گفتم کم نیاریم یه وقت)!**
مرسیو
بای.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[font=Tahoma][size=large][b][color=3300FF]نیروی جوان > تفکر جوان > ایده های نو > امید ساحره ها و ج�
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 7 شهریور 1386 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
دیدم ریتا در مورد آرمادیلو گفت ، گفتم منم یه بوقی زده باشم در این مبحث !

بچه ها بیاین با هم یه قل دو قل بازی کنیم
شایدم با این کارا فکرمون و راضی کنیم
توپ من تو دست لودو توپ اون تو دست ال
دنیس و درک یه گوشه مشغول اتل متل
همگی سوار جارو واسه هم شعر می خونیم
می خونیم تا جون داریم قدر همه رو میدونیم
لودو که جون نداره چجوری قدری میدونه
آخه « ما تا جون داریم قدر می دونیم » رو می خونه
اما و علیرضا به سوگ اون غصه دارن
بچه های تیم ما تا فردا صبح قصه دارن
اسپروت بازیکن ارزشی تیممونه
اینا هم لباسای ورزشی تیممونه !
خلاصه آمادیلو از همه دنیا بهتره
از تمومه تیمای تو لیگ ما قوی تره !

شعری بود بس ارزشی و مزخرف و البته ورزشی و ...


راستی از اسپروت هم به خاطر او ارزشی عذر می خوام ... قافیه چو تنگ آید / شاعر به جفنگ آید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/6/7 20:22:47
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 7 شهریور 1386 17:08
نمایش جزئیات
آفلاین
ارمادیلو اند صفاست
غلام علی نوکر ماست
دنیس و اریکا و الِ*
علیرضامون باحاله
لودو روحش تو بازیه
درک قیافش مجازیه
نکن به ریشش خنده
ما پیروزیم ای بازنده
اما فعلا اعزا داره
سرزنش نکن ای بیچاره
اونو میبینی که اونجاست
اون که سرش تو حناست
اون اسمش خوشگل طلاست
مدافع توپ ماست**
غلام علی به جایگاه
بخونین با ما بچه ها
بریم ارمادیلو صفا کنیم
کوافل بدیم هوا کنیم
---------------------------------------
*=o هاشو قشنگ تلفظ کنید
**=توپ منظور خفنه به توپ و توپ بازی کاری ندارم
دنیس من دیگه از این بهتر نمیتونم
خیلی هم خوبه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 شهریور 1386 16:46
نمایش جزئیات
آفلاین
دارم میام جلو که بهت بگم
دیگه چیزی ندارم، که برات بدم
دست جلو من کردی دراز که چی
فکر کردی رات میدم؟اُه دیگه چی
خوب میدونم که تو یک درمونده ای
مثل ناظری بوقی و وامونده ای
در هافل همیشه به روت بسته می مونه
دیگه چیزی نمیگم چون هستی دیوونه
اره من هستم یک بادیگارد هافل
قیافت هست درست شبیه یک پازل
اگه نفهمیدی که من مخاطبم کیه
اگه نمیدونی که این انسان خز کیه
برات توضیح میدم که دیگه بدونی
که مثل یه ادم، گیج و منگ نمونی
من با کساییم که هرجا جز هافلن
اره تحویل نگیر که همشون بوقین
پس، بیاین، بریم، دوباره تو تالار
بخندیم به ریش این ملت بیکار
-----------------------------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 3 شهریور 1386 04:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بریم هافل صفا کنیم
احمقا رو سوا کنیم
«بریم هافل بوق بزنیم
ماست بریزیم دوغ بزنیم»
بریم هافل که بی کسیم
مثل پیاز نارسیم
بریم هافل با هم باشیم
تو کل سایت علم باشیم
خیار باشیم کلم باشیم
چکش باشیم قلم باشیم !
برمی هافل زِر بزنیم
بخندیم و هِر بزنیم
بریم هافل شعر بخونیم
قدر همه رو بدونیم
بریم تو خوابگاه هافل
بشیم ز همه جا غافل
پنجره رو وا بکنیم
شهر و تماشا بکنیم
بریم هافل پیش همه
یکی دو تا رول که کمه
لودو ، اما ، درک ، پیوز
اریکا ، دانگ ، پرید فیوز
هلگا رو خبر کنیم
گوش همه رو کر کنیم
«بریم هافل صفا کنیم
آپولو بدیم ، هوا کنیم »


کلا افتاده بودم رو دنده چرت و پرت ... اگر این شعر به نظر ناظر خیلی خز و چرت اومد پاکش کنه !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 25 مرداد 1386 13:45
نمایش جزئیات
آفلاین
هر چه بگم از هرمیون یا از هری پاتر و رون
یا من بگم از ناظرا که با ما اند در هر کجا
مواظب رفتارامون یا که جای آدامسامون
مثل سیموس نچسبونیم اون ها رو زیر میزهامون!
بیایین که متحد بشیم با هرچی که بوده و هست
پست بزنیم تو مدرسه تا گریفیندور نشه روفوزه
هافل که از ما جلوتر داره می خونه درس و مشق
جرا که کم کاری کنیم این جوری می خوریم شکست!
بیاین که متحد بشیم با هرچی که بوده و هست


خب این هم در راستای روحیه دادن به ملت گریف!!!!ممنون از خودم!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده









عضو رسمی محفل ققنوس

-------------------------------------
در مسابق
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 25 مرداد 1386 05:12
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سلام.
اوه اوه... چه گرد و خاکی. من یکمی اینجا رو میتکونم ، بعد هرکسی به اندازه وسعش یه دستی به سر و روی اینجا بکشه.

استر نشسته بود غمگین و خسته
میومدن اعضای تالار دسته دسته
هیشکی دیگه اونو صداش نمیکرد
حتی یه لحظه هم نگاش نمیکرد
یهو تو ذهنش اومد این یه بیتی
ایول استر چقدر تو آپ تو دیتی
" کفشای همتو باید پا کنی
بگردی و کوییرلو پیدا کنی "

یه وقت با خودتون فکر نکنین این شعر و از ترانه های ماگلی گفتما.
میخواستم یه شعر بگم با موضوع ناظر شدن استر. دیدم طبع شعرم بیشتر از این تراوش نکرد. حالا اگه موافقین دنباله دارش کنین و ماجرای ناظر شدن استر رو شعر گونه بسرایید. ( ادبیاتم خز شده)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 24 مرداد 1386 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
بريم هافل،صفا کنيم
آپولو بديم، هوا کنيم
درس بخونيم حسابي
نمره ي 30 بياريم
ما که چيزي کم نداريم
تاپيک هاي خوب داريم
بچه هاي توپ داريم
گروهمون اند صفاست
غلام علي، نوکر ماست
گوش کن به من بچه جون
تا بگم از سايتمون
که داره چهارتا گروه
گريف که هستن دورو
ريون که يک نوع بوقه
داره دو تا داروغه
اسلي هم ميدون جنگه
بري اونجا شدي بازنده
چي موند برامون حالا
جز اين سه تا گروه ها
اسموشو نگم؟ميدوني؟
نخواه بيعار بموني
حالا با من بخونين
ميخواين تنها نمونين
((بريم هافل صفا کنيم))
((آپولو بديم هوا کنيم))

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: یکشنبه 24 تیر 1386 17:37
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجا گذر وفا و عشق است // اینجا همه ، جای کار و مشق است

اینجا ز همه جهان بود سر // اینجا ز هزار جای برتر

اینجا همه زنده ی صداقت // اینجا همه اسوه ی نجابت

اینجا همه قدرتی بزرگند // اینجا همه قادر و سترگند

دنیا ز گروه ماست غافل // دنیاست ولی گروه هافل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...