رودلف: من این صدا رو قبلا یه جا شنیدم؟ یادمه
بلا: تو صدای دختر مردم رو از کجا یادت مونده؟ هان؟
رودلف: بلا جان . همسر مهربانم . این ریموس لوپینه ها دختر مردم کیه؟
بلا:
آنی مونی: این چرا صدا رو مه یه جایی شنیدیم. همه با هم . من میدونم
ایگور : اره راس میگی . ولی کجا شنیدیم صداش رو؟ ما مهد کودک رفته بودیم قبلا؟
بلیز: مهد کودک نرفته بودیم که . ولی محفل زیاد رفتیم . جفتش یکیه ( شاید هم دوتاس)
بلا: آخی :mama:
پایان در فکر ملت قهرمان اسلی
دوباره صدای در بلند میشه
-بورگين بورگين...اونجايي؟منم ريموس!بدو در رو باز كن،كارت دارم.
بلا: این خیلی سیریشه . تا نیاد تو نبینه چه خبره ول کن نیست . بهتره در رو باز کنیم بکشونیمش تو و بکشیمش
آنی مونی: الان نباید بکشیمش . شاید مجبور بشیم باز برگردیم اینجا . اگه اینجا بکوشیمش نمیشه بعدا برگردیم. بهتره بوگرین رو مجبور کنیم یه جوری بپیچونش
بعد از اندکی که از گفتگو گذشت بلاخره ملت به این نتیجه به میرسند که همون کاری رو که آنی مونی گفت رو انجام بدن ( واج آرای که)
بعد از توجیح شدن برادر بوگرین و مخفی کردن مانتی توی یه گلدون (!!!!) در باز میشه و برادر ریموس لوپین کوچک به داخل فروشتگاه بوگرین و ... قدم میگذارند ( اسلو موشن سرعت 12 فریم بر ثانیه)
مشاهدات برادر لوپین از داخل مغازه ( این مشاهدات بعدا توسط لوپین با آب و تاب فراوان برای چند محفلی نقل گردید)
آغاز مشاهدات لوپین از داخل مغازه .....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



دروغم چیه،شما که همه جا رو گشتین.اگه اینجا بود که تا الان پیدا میشد!
!

