گروه حذب كه قبلا هم در اين منطقه يه سوراخ پيدا كرده بودن و از طريق اون به "گفتگو با همديگه"رفته بودن با اميد بيشتري به دنبال يه جايي ميگشتن كه دوباره بتونن نفوذ بكنن.
در همين لحضاته كه بارون در حال قدم زدن بين گروه هاي مختلف هست و با نيشخند به تلاش اونا نگاه ميكنه.
-هووووي بووبو پاشو برو نگهباني بده ديوانه سازا نيان!
-ديوانه ساز!؟حالت خوبه امپراطور؟تو اين محيط كه ديمنتور وجود نداره!
-نه ابله..منظورم مديران بود..اين موجودات تو گفتگو با مديران كاربران رو تبديل به ديوونه ميكنن.پس ميشه بهشون گفت ديوانه ساز!

از شانس در همين لحظه بارون در حال گوش دادن به اين صحبت ها بود.صورتش ابتدا قرمز شد و بعد دوباره به صورت عادي در اومد.يه وسيله نقره اي از جيبش در آورد.با خودكارش تقه اي بهش زد و درش رو باز كرد.بر روي شناسه فردي رفت و بر روش كليك كرد.در همين حالت بود كه به صورت عجيب و اتفاقي و اين جور چيزا و كمك نويسنده بووبو بارون رو ميبينه كه نزديك اونا رو هوا هست و داره كاري انجام ميده.
-ببينم بوقي!تو داري چيكار ميكني!؟چرا شناسه امپراطور رو بازي كردي؟ااا چرا داري تو گروه هاش تغيير ايجاد ميكني؟عجب!
-ببين من مديرم..خفنم!من بلاكش ميكنم سه روز ديگه بازش ميكنم!خوبه!؟
هفته ها بعد!همون مكان!
هنوز امپراطور به صورت خشك و بلاك شده بر روي زمين افتاده..بووبو بالا سرش وايستاده و داره اشك ميريزه.دوباره بارون به اين گروه نزديك ميشه.
-ببينم بارون مگه قرار نشد بعد سه روز بازش كني!؟چرا باز نشده هنوز!؟دو ماه گذشته ها..
ناگهان نوري بر صورت بارون و بووبو برخورد ميكنه و صدايي تمام محيط رو فرا ميگيره!عله بزرگ دوباره شروع به صحبت كردن بود.
-ببين وقتي كسي بلاك ميشه،قرار نيست اصلا باز بشه..بلاك خيلي چيز بدي نيست.خيلي هم خوبه تازه..كلي حال ميده.بارون از يه سري چيزا خبر نداشت گفت سه روز.
ملت به صورت
اين به منبع اون صدا خيره شدن.همه يكصدا ميگن:-خب اگه خبر نداره و مدتي هم نبوده،چرا هنوز مديره!؟

-چييي گفتيد!؟به شما چه مربوط..ما همين كار رو ازش ميخوايم اونم اجرا ميكنه.تازه هر كي اين حرف رو زد بلاك ميشه.
همه ملت با قيافه اي ناراحت و متعجب به هم خيره ميشن كه به صورت ناگهاني در باز ميشه و شخصيتي وارد ميشه با دستار صورتي و قرمز!اين شخصيت كوييرل هست!
-من آرشامم.اومدم از خودم دفاع... .
به صورت ناگهاني اين شخصيت افتاد زمين و فقط صداهاي شيطاني عله مي اومد.
.حالا بايد حتما اين سوراخ رو پيدا ميكردن..اون تاپيك براشون مهم بود.بايد نقشه اي تازه ميكشيدن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



ببین تو رو خدا ناظر انتخاب کردن تو اکابر رفتی؟!