من متوجه اين تناقض بين حرف هاي شما نميشم!
تناقضی وجود نداره. ولدمورتم کف دستشو بو نکرده بود که بدونه هری کجا قایم شده بره همونجا سرک بکشه. مرگخوارام به خونه ویزلی ها رفتن چون حدس میزدن هری اونجاست اطمینان نداشتن. اینکه ولدمورت خودش شخصا به خونه ویزلی ها هم نرفته هر دلیلی که داشته بخاطر طلسم نبوده چون این طلسم هر چی بوده کلهم مرگخواران تونستن ازش بگذرند پس نباید برای اربابشون کار دشواری باشه.
در مورد قانونی بودنم .. اصلا وزیر قرار نیست طلسمی بکنه ... فکر میکنم در کتاب گفته بود خونه ویزلی ها تحت حفاظت وزارته نه تحت حفاظت وزیر و این دو با هم فرق میکنند .. اصلا محفلی ها که به اسکریم جور اطمینان نداشتند که ازش کاری بخوان. اونا کاری رو از وزارت و احتمالا یکی از شاخه هاش در خواست کرده بودن.
اجازه وزیر جدیدم از این جهت ضروری بود که با سقوط وزارت دیگه مرگخواران تحت تعقیب نبودن و کسیم حق نداشت بهشون گیر بده و اونا میتونستن با کسب اجازه از طرف وزارت، خونه رو بازرسی کنند.
------------------------------------------
در مورد طلسم های هاگوارتزم فکر میکنم قرار شد بحث منطقی باشه. شما با لحنی بسیار ظریف و زیبا برای ما توصیف کردید که این جادو همچون پوسته یک تخمه مرغه. منم میخواستم بگم که اگر مثل پوسته تخم مرغ در نظر بگیریم غلطه چون مطمئنا وقتی هاگرید میتونه در جنگل ممنوعه بره مسافتی که طی میکنه بسیار بیشتر از دروازه هاگوارتزه و احتمالا پوسته تخم مرغتون چند ضلعی میشه و من فکر نکنم کسی انقدر بیکار باشه که بخواد کج و کوله اینور اونور رو طلسم کنه ...
جنگل ممنوعه هم مشخصه که حداکثر یه قسمت کمش متعلق به هاگوارتزه ... جنگل ممنوعه اندازه یه جنگل طبیعیه با ده ها کیلومتر وسعت .. چطور چنین چیزی همش میتونه برای هاگوارتز باشه؟ در جنگل ممنوعه جانداران زیادی هستند که اصلا از وابستگان انسان ها به شمار نمیرن مثل سنتور ها .. چطور میشه قلمرو اونا رو بگیم متعلق به هاگوارتزه ؟
مرگخواران در کتاب هفتم در اعماق جنگل اردو زده بودند. بارتی کراوچ از راه جنگل به هاگوارتز اومد. در کتاب یکم گفته تو جنگل گرگینه هم هست حتی! مشخصه چنین جایی با چنین وسعتی نمیتونه جزو هاگوارتز باشه.
نکته بعدی اینکه حرف شما اصلا منطق نداره. شما حدسیات خودتونو میزنید و وقتی دلیل آورده میشه میگید کجای کتاب اینو گفته؟ خب منم میتونم از شما چنین سوالاتی بپرسم که کجا کتاب گفته کسی نمیتونه غیر از دروازه وارد یا خارج بشه؟ و کجا کتاب گفته جادو باید مثل یک پوشش تخم مرغ مانند باشه؟
ضمنا هاگرید میتونه از دروازه ها عبور کنه همه میتونن من کجای پستم گفتم نمیتونه؟ من گفتم هاگرید از راه جنگل رفته آراگوگ رو آورده انقدر فهم جمله سخته؟ دامبلدور هم صادقانه اعتماد کردن رو به لیلی و جیمز یاد نداده و هیچ جای کتابم اینو نگفته این برداشت شخصیه شماست.
نقل قول:
اصلاً اين محدوده چرا يک ورودي ديگه نداشته باشه?
این سوالو از خودت بپرس .. چون میگم از همه جا میشه وارد و خارج شد. تا جایی که یادمه هیچ وقت هری و بقیه از راه دروازه وارد جنگل نمیشدن و از هر جاش میشد وارد شد.
-------------------------------
در مورد قفل در یک کلمه هم نفهمیدم اما میدونم که اون لحظه به غیر از هری یه حدود بیستا مرگخوار در هاگوارتز بودن و هفت هشت ده تا محفلی و اساتید هاگوارتز و عده ای از دانش آموزان در حال جنگ و هر لحظه ممکنه خبر پخش شه و و همه دنبال عامل بگردن. گویا دامبلدور هم میگن کشته شده و قاتلم اسنیپه و برپا کننده این همه اشوب هم یعنی دراکو رو داره فراری میده. حالا اگر فکر میکنی اسنیپ باید به افتخار این رویدادها قدم زنان به طرف دروازه میرفته همینطور فکر کن.
نقل قول:
ميشه لطفآ تصورت رو از اين طلسم برام تشرح کني?
چه طلسمی؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




............................
ممنون رفيق...