جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  333 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 9 اسفند 1386 11:53
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید و در اون از گیاهان ریشه بلند صحبت کنید .



- ... ببین اصلا از نظر تو چرا ریششون بلنده ؟
- خب , ببین اونروز که تو کلاس پروفسور ویزلی بودم گفت که برای اینکه آب جذب کنن .
- تو دیگه چی در موردشون می دونی ؟

بارتی ایستاد و رو به گابریل کرد و گفت :
- خب ... بیا روی این نیمکت بشین تا کامل برات توضیح بدم .

هر دو به سمت نیمکتی که در نزدیکی آنها در پارک بزرگ جادوگران بود رفتند و کنار هم روی آن نشستند و بارتی شروع کرد به صحبت کردن راجع به گیاهان ریشه بلند .

... اونا معمولا ریشه های مختلفی دارن . بعضیهاشون افقی بلندن و بعضیهاشونم عمودی خیلی بلندن و بعضی ها تراکم زیادی دارن و بعضی هاشونم به صورت چند رشته ی عمودی یا افقی امتداد یافتند و به اعماق رفتند یا آنقدر افقی رفتند که بالاخره به منطقه ای رسیدند که سطحش از سطح درخت پایینتر باشه و از خاک بیرون زدن .
در کل گیاهان ریشه بلند گیاهان خوش مزه ای هستند , البته معمولا !
جسه ی بزرگی ندارن این میوه ها و معمولا شاخه هم ندارند و ریشه به همان میوه متصل است .
از این جور گیاهان میتونم , هویج , سیب زمینی () و ... رو نام ببرم که هر کدوم خاصیت های فراوانی هم دارند .
هویج برای چشم خیلی خوبه و آبش هم مزه ی خیلی خوبی داره . سیب زمینی رو می تونیم سرخ کنیم و بریزیم کنار خورش (؟!) یا بریم بوف با ساندویچمون سیب زمینی سرخ کرده بخوریم و این حرفا


- چه جالب . گفتی چرا ریششون بلنده ؟
بارتی : تصویر تغییر اندازه داده شده

نگاهی به گابر کرد و ادامه داد :
- به حرفای من گوش نمیدی ؟
- چرا گوش می دم , حالا یه بار دیگه بگو عزیزم تصویر تغییر اندازه داده شده
- باشه , واسه اینکه بتونن آب زیادی جذب کنن تا میوشون بهتر باشه و محصول بهتری بدن !

گابر که گویا تحقیق خودشو تموم کرده به بارتی اشاره می کنه تا بلند شن و برن خونه که کلی کار واسه اونروز دارن !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 9 اسفند 1386 11:34
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد و امتیاز دهی جلسه دوم :



گریفندور :

جیمز هری پاتر :
می بینم که همیشه و همه جا پستهای بلندت اساتید رو مدهوش می کنه
تو اولا با سیریوس ها و کراوچ ها چیکار داری ؟ من خودم کراوچم بوقی بزنم ازت امتیاز کم کنم ؟
خب از قسمت اول بهت می دم 14 بدلیل اینکه آخرش یکم بد شد و یک امتیاز هم بدلیل استفاده ی بیش از حد از کلمات کرمانی (؟!) کم می کنم که خواننده هیچی حالیش نمی شه .
یک امتیاز به خاطر کرچکی که گفتی می دم که می شی 14 !
خب از دومی هم 14 امتیاز می گیری چون اون قسمتهای آخرت باز یکم خراب شده بود .
ولی سوژه ی جالبی بود .
28 !

چارلی ویزلی :
قسمت اول پستت عالی بود و فقط در بعضی جاها مثل :
نقل قول:
از پیچ و خم ها ساقه بالا می رفت
به جای اینکه بعد از ساقه "ها" بذاری بعد از پیچ و خم گذاشتی که البته این یه نمونش بود و 16 امتیاز با دو امتیاز مربوط به گیاه می گیری !
قسمت دوم هم عالی بود !
30 !

الفیاس دوج :
جالب بود و مشکلی نداشت فقط یه جا گفتی 3 روز نرفته مرلینگا یه جا 5 روز که یک امتیاز کم می شه به خاطر هماهنگ نبودن .
2 امتیاز در مورد گیاه هم گیری که می شی 16 !
قسمت دوم هم خوب و عالی بود و فقط یکی دو مورد غلط تایپی داشت که اونم مهم نیست !
30 !


هافلپاف :

آلبوس سوروس پاتر :
امتیاز کامل رو از قسمت اول گرفتی و همه چیز خوب بود ... 17 !
قسمت دوم هم خوب بود و آخرش یکم لوس شد !
30 !

ماتیلدا استیوز :
قسمت اول پستت خوب بود که فقط به صورتی نوشتی که انگار داری خاطره تعریف می کنی و بقیه ی موارد مشکلی نداشت ... 16 !
قسمت دوم پستت هم مثل خاطره بود و اوق رو ما معمولا عوق () می نویسیم !
از 15 امتیاز این هم 13 بهت می دم .
29 !

هدویگ :
خب ... تکلیف اولت خوب بود و اونطور که من دیدم دو کلمه به کار برده بودی که 2 امتیاز کم می شه و چون زیاد در مورد گیاه توضیح نداده بودی یک امتیاز بهت می دم ... 14 !
قسمت دوم پستت هم خوب بود و احساس می کنم زود کلاسو تموم کردی . این تعاریف رو هم چون من در مورد کرچک هیچی نمی دونم می پذیرم در حالیکه فکر کنم واسه همه یه مشکلتی داشت .
با این حال امتیاز رو به همه و به تو هم دادم !
27 !


گریفندور :88 > 17.6 > 18
هافلپاف : 86 > 17.2 > 17
اسلیترین : 0
ریونکلا : 0

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 3 اسفند 1386 12:23
نمایش جزئیات
آفلاین
- پرمانگاس ! پسرم ، کجایی ؟

صدای خنده و جهش های کودکانه و شادابی شنیده میشه و در پی اون پسرکی که 6 سال بیشتر نداره پا به سالن میگذاره و در حالی که دست جن خاکی ای رو گرفته و کشان کشان اون رو با خودش به جلو میبره نزدیک پدرش میشه .

پرمانگاس : بله بابا پرسی ؟ تصویر تغییر اندازه داده شده

پرسی : ببخشید بابت اون موقع ، سرم شلوغ بود ، باید آخرین مقالم رو برای پیام امروز تکمیل میکردم ، هوووم ، فکر کنم گفتی که دو تا سوال میخوای بپرسی . هنوزم میخوای ؟ تصویر تغییر اندازه داده شده

پرمانگاس لبخندی زد ، لحظه ای توجهش به عنکبوت غول پیکری که در حیاط بدنبال یکی از جن های خاکی میدوید جلب شد و مجددا به پدرش نگاه کرد و گفت : بله ، هنوزم هست . امروز نیکلاس و مایکل داشتن در مورد اسامیشون صحبت میکردن که چه معنی ای دارن ، وقتی از من پرسیدن من نفهمیدم معنی اسمم چیه !

پرسی که عینکش را صاف میکرد ، لبخندی زد ، سرش را به پرمانگاس نزدیک کرد و به آرامی گفت : اسم تو ادغام شده دو تا اسمه ! پر از اسم من یعنی پرسی اومده و مانگاس هم از اسمه مادرت ماندانگاس تصویر تغییر اندازه داده شده ( )

لحظه ای با تعجب به پدرش نگاه کرد و بعد تنها چیزی که در یکایک جوارح صورتش نمایان بود شادی بود ! ، با همان لحن کودکانه اش گفت : واو ! اگر میدونستم اینطوریه که همیشه بیشتر از این به اسمم افتخار میکردم ... وای عالیه ! ولی هنوز من یه سوال دیگه دارم

پرسی به آرامی گفت : بگو عزیزم

پرمانگاس به جن خاکی ای که تمام سعیش را میکرد تا از دستش فرار کند و به سایر دوستانش بپیوندد اشاره کرد و ادامه داد : راستش این موجودا خیلی گیاه های ساقه بلند رو دوست دارن ، نیکلاس میگفت حتی براشون نقش همدم رو هم ایفا میکنه ! میشه در موردشون توضیح بدید به من ؟ تصویر تغییر اندازه داده شده

پرسی لبخند شیطنت آمیزی زد و زمزمه کرد : ترجیح میدادم این سوالو از مادرت بپرسی ، ولی ...

صدای زیر و زنانه ای از سوی دیگر سالن شنیده شد ، ماندانگاس که پیشبندی پوشیده بود و مشغول کارهای آشپزخانه بود ، گفت : در مورد چی حرف میزنی عزیزم ؟ چه سوالی ؟

پرسی که غافل گیر شده بود ، ناشیانه سرفه ای کرد و رو به ماندانگاس گفت : چیزه ، راستش پسرمون در مورد گیاهان ساقه بلند حرف زد و توضیح خواست ، من گفتم که از تو بپرسه ... هنوز که آخرین باری که رفتیم جنگل رو یادت نرفته ؟ جفت گیری موجودات ! تصویر تغییر اندازه داده شده

ماندانگاس : وای چه خوب یادته ! آره آره ، توی اون سفر اطلاعات زیادی بدست آوردیم در مورد این چیزا . و به فکر فرو رفت .


فکر ماندانگاس


پیرمرد ماگلی که در جنگل های آمازون زندگی میکنه ، لبخندی به لب داره که باعث میشه دندان هایی که از دست داده جای خالیشون بیشتر حس بشه و در مورد گیاهان ساقه بلند داره توضیح میده به پرسی و ماندانگاس :

بله فرزندانم ، گیاهان ساقه بلند از قدیمی ترین و با ارزشترین گیاهان هستند که 13 درصد جنگل های آمازون از اونها بهره مند هست .

پرسی که با انگشت به یکی از گیاهان عجیب و بلند اشاره میکنه ، میپرسه : میشه بیشتر در مورد ویژگی هاشون توضیح بدی فرانک ؟

پیرمردی که فرانک نام داره ، ادامه میده : بله . این گیاهان ویژگی های منحصر به فرد و زیادی دارند ، من خیلی از عمرم رو صرفشون کردم . اونها توی هر محیطی میتونن زندگی کنن ، فرقی نمیکنه که جنگلهای استوایی اروپا باشه ، یا بیابان های خشک و بی آب و علف صحرای گبی آفریقا ! در واقع ادامه زندگیشون توی هر یک از این محیط ها تفاوتی نمیکنه ، اگر توی جنگل های استوایی باشن که از آب و مواد معدنی خاک استفاده میکنن به راحتی و رشد میکنند ؛ اگر توی مناطق کم آب هم باشن ، انقدر ریشه هاشون رو گسترش میدن و پایین و پایین تر در اعماق زمین میفرستند تا به آب دست پیدا کنند و رشد کنند . تصویر تغییر اندازه داده شده


از ویژگی های دیگه این گیاهان میشه به خاصیت داروییشون اشاره کرد ، از ریشه ، ساقه و برگ این ها برای مصارف دارویی و پزشکی استفاده میکنند ، باور کردنی نیست ولی ریشه این گیاهان میتونه مشکل دیسک کمر رو کاملا رفع کنه !

بعضی از بومیان آمریکا هم بر این عقیده هستن که این گیاهان شانس میارن و هر جا باشن اونجا آباد میشه ، و میتونه مشکلات مالی و ... رو حل کنه !


ماندانگاس علاوه بر به خاطر آوردن این ماجرا اینها رو برای او توضیح میداد ؛ بالاخره پرمانگاس رضایت داد و با لبخند شیرینی تشکر کرد و همانطور که دست جن کوچک را میکشید به حیاط رفت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1386/12/3 12:24:49
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 2 اسفند 1386 19:02
نمایش جزئیات
آفلاین
در كلاس با شدت باز شد. با ورود دامبلدور پسرها با این حالت و دخترها این شکلی به او نگاه کردند. دامبلدور كلاس را از نظر گذراند و با خوشحالي گفت: سلام پسرها! خوبين؟ امروز مي خوام شما رو با گياهي آشنا كنم كه مطمئنم ازش خوشتون مياد.
ولي توجه بچه ها به چيز ديگري جلب شده بود!
-پروفسور؟ ميتونم يه سوالي ازتون بپرسم؟
دامبلدور با خوش حالي گفت: حتما دنيس عزيز.
-اين چه کلاهیه رو سرتون گذاشتید؟
دامبلدور دستي به سرش كشيد و وقتي كلاه را لمس كرد و آن را از سرش درآورد كلاس از شدت خنده ي بچه ها منفجر شد!
صورت دامبلدور سرخ شده بود و به كلاه خوابش نگاهي انداخت. به كلاه خواب صورتيش كه منگوله اي قرمز از آن اويزان بود!
دنيس در ميان خنده ي بچه ها گفت: خب مگه چيه؟ اشتباه شده ديگه

چند دقیقه بعد

كلاس آرام شده بود و دامبلدور مشغول تدريس بود.
-... و اين گياهي كه من مي خوام اون رو به شما معرفي كنم گياه ريشه بلنده. اين گياه بيشتر در قاره ي آسيا يافت ميشه و به خاطر ريشه هاي بلندي كه داره شهرت بسياري داره. متاسفانه من نميتونستم اين گياه رو به كلاس بيارم. چون ريشه هاش خيلي بلنده وحتی ریش من و مرلین رو هم اندازه ی اون نمیشه
طول ريشه هاي اين گياه بين هفده تا نود متره. البته بايد بگم گياهي كه طول ريشه هاش نود متره واقعا كميابه. برگ هاي اين گياه هميشه سبزه. گياه زيبایيه و مصرف دارويي هم داره. اين گياه عمري طولاني داره و گياه جالبیه.
درک در حالی که نیشش را تا بناگوش باز کرده بود و می خواست نشان دهد که خیلی می فهمد و شدیدا به درس توجه دارد از سر جایش بلند شد و گفت:
- ببخشيد استاد. شما ميگيد طول ريشه هاي اين گياه زياده، پس چه طوري تو خاك نفوذ مي كنه؟
دانش آموزان:
دامبلدور لبخندي زد: آفرين! سوال جالبي بود. بله. ريشه هاي اين گياه در خاك نفوذ مي كنه. مثل بقيه ي گياهان. براي همين هم هست كه اين گياه در جنگلها بيشتر يافت ميشه. چون ريشه هاي اون راحت تر در خاک نفوذ مي كنن. ولي در شهر ها ريشه هاي اين گياه قدرت مقاومت ندارند و نمي تونن فشار زيادي كه بهشون وارد ميشه رو تحمل كنن.
دامبلدور مدتي سكوت كرد و بالاخره زنگ به صدا در آمد.
-خب بچه ها، تکلیفتون رو روی تخته نوشتم. یاداشت کنید... اونجا رو. یک هیپوگریف شاخ دار!
تمام دانش آموزان به سمت پنجره دویدند و با کنجکاوی به بیرون نگاه کردند. دامبلدور آرام كلاه خوابش را كه در گوشه اي گذاشته بود برداشت و به سرعت از كلاس خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق ايمان است.

عضو محفل ققنوس عضو ارتش دامبلدور
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 بهمن 1386 22:26
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید و در اون از گیاهان ریشه بلند صحبت کنید .

- آهای بوقی! هوی نویل با تو ام.
جیمز در حالی که نفس نفس می زد و دنبال پروفسور لانگ باتم می دوید، از گلخونه شماره 2 اومد بیرون. اما پروفسور انگار که روش ورد "مافلیاتو" اجرا شده باشه، اصلا" فریاد های جیمز رو نمیشنید. جیمز که دیگه نای دویدن نداشت، یه تصمیم اساسی گرفت:
- آکسیو نویل.
لحظه ای بعد، جیمز که در اثر فشار ناشی از دریافت پروفسور، به دیوار پوستر شده بود به سختی با سر و صدای قرچ و قوروچ استخون های له شده موفق شد پروفسور رو هل بده اونور!
-
-
- صد دفه بت گفتم جلوی بچه ها منو مثله سر میز خونتون صدا نکن پسر جون.
- نه که تو هم محل میذاشتی!
- آخه نا سلامتی من استاد این مدرسه هستم.
- هر چی می خوای باش! واسه من همیشه نویل بوقی هستی.
نویل دوباره خواست راه بیفته که جیمز دنباله رداش رو گرفت.
- واستا کارت دارم. این همه زور نزدم که باز راتو بگیری بری.
- همونطوری که بابات اون اسنیپ بدبختو جوون مرگ کرد، تو هم جون منو میگیری.
- خیلی خوبه که با این سن و سال هنوز احساس جوونی می کنی
- حالا این عبای منو ول کن ببینم چته!
جیمز فورا" تغییر وضعیت داد. ردای نویل رو ول کرد و با دست سعی کرد مرتبش کنه.خاک روش رو تکوند و بعد با نزاکت تموم که اصلا" توی خونش نیست پرسید:
- میخواستم برای تکلیف جلسه بعدی ازتون کمک بخوام.
- نکنه میخوای من برات بنویسمبعد به چیزی که نوشتم نمره بدم؟
- نه، فقط راهنمایی عمو نویل جونم!
نویل به صورت به جیمز نگاه کرد. تا جایی که آلزایمر فوق حادش اجازه میداد، جیمز هیچوقت به اون عمو نویل نگفته بود. سعی کرد به روش نیاره اما هرچی میگذشت، عجیب جادوی کلمات محبت آمیز جیمز توی قلب نویل نفوذ می کرد.
- بگو پسر گلم.
جیمز انگشتاش رو بهم قلاب کرد، یه پاش رو انداخت جلوی اون یکی پاش و در حالیکه لبخند شیرینی روی لبانش بود به نویل گفت:
- عمو جون، من میخوام در مورد بید مجنون مدرسه بنویسم.
- بید مجنون؟
- آره. توی عمرم درختی به این گندگی ندیدم. فکر می کنم بلند ترین ریشه های دنیا رو داشته باشه، نه؟
- نه!
- نه؟ اما آخه به این بزرگی بعد جزء گیاهان ریشه بلند نیست؟ آخه چطوری ممکنه؟ منو سر کار میذاری بوقی؟
نویل یه لحظه شکلکی در آورد، خواست دوباره بره اما چون عاشق گل و گیاه بود، نتونست این پسرو بدون جواب بذاره. بهر حال از خونواده ای که توش بزرگ شده بود، بیشتر از این انتظار نمیرفت ().

- درختای ریشه بلند که به خاطر اندازه بزرگ تنه شون ریشه بلند نیستن! ریششون بلنده چون آب مورد نیازشون در دسترسشون نیست واسه همین مرتب ریشه ها شون رو توسعه میدن تا خشک نشن، تا به زمینهای پر آب برسن. حالا به نظرت بید مجنون ریشه بلنده؟
- خب... ... نه! چون نزدیک دریاچه است. اما یه چیزی یادم اومد! پارسال رفته بودیم مصر پیش عمو چارلی. وسط بیابون یه درختایی بود سبز! منم کلی تعجب کردم. بابام گفت حتماً بومی ها هر روز بهشون آب میدن.
- این باباتم از اول توی گیاهشناسی خنگ بود! اون بیابونی که میگی چقدر وسیع بود؟
- خیلی! ولی بعد کم کم سبز تر شد و درختا زیاد شد و بعد هم یه رود بزرگی بود به اسم نیل!
- همینه دیگه! چرا واسه تحقیقت نمیری ببینی اون درختایی که بابا جونت فکر می کرد مردم آبش میدادن چی بودن؟ صد در صد ریشه بلند بودن و احتمالاً ریشه هاشون تا نزدیکی اون زمینهای سبز اطراف نیل می رسیده...کجا میری؟
- گرفتم نویل بوقی! میرم به عمو چارلی چغد بزنم ببینم اسم اونا چی بوده!
نویل که دویدن جیمز رو نگاه می کرد، زیر لب غرغر کنان گفت:
- پسره بی ادب بی نزاکت بی اتیکت بوقی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1386/12/1 14:42:34
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: شنبه 27 بهمن 1386 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
رولی بنویسید و در اون از گیاهان ریشه بلند صحبت کنید .

من همیشه ازشون بدم میومد.خیلی بلند و دراز بودن.همش از سقف خونمون بداخل ریشه میزدن و تمام خونه رو خراب میکردن.

_ خب جناب جن میشه بمن بگید کدوم گیاه از همشون ریشه دراز تر بود؟
_ درست صحبت کنا!!من جن نیستم.بلکه جن خاکیم.ما کلا خیلی با اون جنا تفاوت داریم.
بعد نگاه آستکبارانه ای به باب انداخت و ادامه داد:

ببین بابولی،من بعنوان یک جن خاکی در مناطق زیادی زندگی کردم.از کویر لوتی هفتیر کش که در ایرانه گرفته تا جنگلهای آمازون که در آمریکای جنوبیه.

مکس کوتاهی کرد.دماغش رو بالا کشید و ادامه داد:
خاک این مناطق کلا باهم دیگه فرق دارن.هر جا خاکش مرطوب تر باشه برای زندگی ما بهتره.چون اگر خاکش خشک باشه این ریشها هی دراز تر میشن هی دراز تر میشن و ماهم برای اینکه ریشها تو خونمون نیان باید هی بریم پایین تر خونه بسازی هی بریم پایین تر خونه بسازیم.من که یک بار تا مرکز زمین هم پایین رفتم که آخر همه دار وندارم آتیش گرفت مجبور شدم برم یک کشور دیگه.

باب که داشت با این حالت همه این چیزهارو یاد داشت میکرد گفت:
ولی جناب جن خاکی شما هنوز به من جوابی رو که میخواستم رو ندادید.من گفتم...



_ من خودم میدونم تو چی گفتی.یکم صبر کن .شما آدما همتون عجولین.خب چی داشتم میگفتم؟آها
من کلا از خاک بریتانیا خیلی خوشم میاد.نه کرم داره نه جک و جونور زیادی و کلا خیلی جای خوبی برای زندگی کردنه.مثلا خاک آفریقا پر کرمه.من یک شب تو تختم با یک مادمازل محترم مشغول گفت مان بودم که یهو یک گله کرم افتادن رو سرمون.



باب با تعجب نگاهی به جن کرد و گفت:
شما تو تخت داشتید با مادمازل گفت و مان میکردید؟

جن سرتا پا قرمز شد:
نه یعنی آره..یعنی من...اصلا بتوچه؟
_البته به من مربوطی نیست ولی شما هنوز جواب منو ندادین.

_ بچه ساکت شو تا جوابتو بگم.
بنظر من بزرگترین ریشه گیاهی ماله گیاه آستیجوسه که در مناطق جنوبی مصر پیدا میشه.این ریشه مثل دماغ پینوکیو(این مثال رو بنده عوضش کردم چون این جن خیلی خودمونی شده بود و مثل اینکه زیادی نوشیده بود کمی بی ادب شده بود و از مثال های بسیار بیناموسی استفاده میکرد) هی دراز تر میشه تا به آب برسه.برای همینه که جن ها خاکی در مصر مخصوصا در کویر هی مصر پیدا نمشن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/11/27 17:51:45
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 26 بهمن 1386 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه سوم گیاهشناسی


دانش آموزان پسر توی کلاس توی سر و کله هم میکوبن و دلشون خوشه که معلمشون دامبلدور هست و راحتن ! در واقع مدتی هست که دامبلدور رفتار خاصی با پسرها توی کلاسش داره و خیلی توجه بیشتری نسبت به دخترها داره به اونها . بارها پیش اومده که دخترها با ناز و ادا از دامبلدور سوالی پرسیدند و مشتاقانه برای جوابش مقابل میز استاد ایستادند و دامبلدور در کمال بی توجهی از یکی از پسرها تقدیر به عمل آورده .


در کلاس به آرامی باز میشه ؛ پسر ها بی توجه در حال شوخی و بازی با هم هستند و دخترها با علاقه خاصی به در چشم دوختند تا شاید این بار رفتار پرفسور دامبلدور با آنها فرق کرده باشد ؛ در کمال تعجب ، پرسی ویزلی وارد کلاس میشه ، با ناراحتی نگاهی به پسرها میندازه و بی هیچ حرفی به سمت میز استاد میره .


پرسی : هوووم ، پسرها ، تمومش کنید ! ... پادمور ، فلینت ، کوییرل با شما هستم ! 3 امتیاز از اسلیترین و گریفیندور کم میکنم ! ممنون ماندانگاس ، به به چه پسر خوبی هستی تو ... 10 امتیاز به هافلپاف اضافه میکنم


استرجس که کلا بچه سیریشی هست و سیریش اصلی رو خز کرده رفته ، بلند میشه ، با عصبانیت و در حالی که انگشتش رو به سمت استاد گرفته ، فریاد میزنه : چی ؟ بابت اشتباه ما 3 امتیاز کم کردی ، ولی بابت خوب بودن اون 10 امتیاز اضافه کردی؟ تو حق نداری بیشتر از 3 امتیاز اضافه کنی بهش تصویر تغییر اندازه داده شده


پرسی چوبدستیش رو در میاره و به آرامی میگه : بشین سره جات وگرنه شوتت میکنم بیرون از هاگوارتز ، اوکی ؟


استرجس که بادش خالی شده تعظیم کوتاهی میکنه و سر جاش مینشینه .


پرسی : خوب خوب ، باید بگم که اولا پرفسور دامبلدور مدتی هست که پیداش نیست و من تدریس میکنم این جلسه رو به جای ایشون ، دوما اینکه درس امروز مربوط به گیاهان ریشه بلند جادویی هست .


گیاهانی هستند که تفاوت زیادی با سایر گیاهان دارن ، چهرشون ، شکل برگهاشون ، اندازه ساقشون ، نوع کاربردشون ، سمی یا غیر سمی بودن و اندازه ریششون دارن . درباره سایر موارد در جلسات پیش و ترم های پیش بحث شده ، ولی من میخوام این جلسه در مورد درختانی که ریشه های متفاوت دارند بحث کنم ... ریشه ها بعضی به صورت کپه ای هستند که از هزاران شاخه ریز و درشت تشکیل شدند . برخی گیاهان ریشه های بلند و پیچ در پیچی دارند که از هزاران تکه مختلف تشکیل شدند . برخی دیگه از اونها در عین داشتن اندازه زیاد ، تک شاخه ای هستند ، یعنی ریششون تکه اضافی نداره و مستقیما در خاک فرو رفته .

همونطور که میدونید گیاهان برای جذب آب و مواد معدنی خاک از ریششون استفاده میکنند ، درختان و گیاهانی که ریشه های بلندی دارند اغلب مختص مناطق خشک و بیابانی هستند ، چون آب در اون مناطق کم هست ، ریشه خودشون رو به اعماق زمین میفرستند تا از سفره های آب زیر زمینی استفاده کنند .


ویولت بودلر : وای ، چقدر جالبه ! اصلا فکرشو نمیکردم برای این ریشه های درختا و گیاها انقدر بلند باشه


پرسی : بله همینطوره ... خوب این بود جلسه امروز ، تکلیف جلسه بعدتون روی تخته نمایش داده شده ، یادداشت کنید ... موفق باشید ، چشمکی به ماندانگاس میزنه و از کلاس خارج میشه .


تکلیف :
رولی بنویسید و در اون از گیاهان ریشه بلند صحبت کنید .



* این جلسه توسط من و به نمایندگی از آلبوس دامبلدور تدریس شد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 22 بهمن 1386 11:14
نمایش جزئیات
آفلاین
عضو شده در هاگوارتز:
تكليف اول:
رولی به دلخواه خود بنویسید و در آن از حداقل سه لغت به زبان کرمانی استفاده کنید.البته اگر در مورد گیاهم باشه ، دو امتیاز اضافه داره.(15 امتیاز)

البوس دامبلدور معلم گياه شناسي رو به بچه ها كرد و گفت: سلام. بچه هاي گل. امروز بهتره زودتر بريم سر درس.
دامبلدور گياهي رو به بچه ها نشون داد و گفت: اسم اين گياه چشم خروسه.
حتما شما با اين گياه اشنا هستيد. و حالا امروز بايد به اين گياه كود بدهيد. كود دادن به اين گياه كار بسي مشكليه. ولي به هر حال اميدوارم موفق باشيد. كار رو شروع كنيد.
بچه ها گياه هاشون رو برداشتند و دستكش هاشونو به دست كردند. دامبلدور هم خودش مشغول كود دادن به چند گياه ديگر شد.
همه مشغول كار شدند . دامبلدور احساس كرد چيزي روي موهايش وول مي خورد. يكي از بچه ها جيغ زد: يه چيزي رو موهاتونه. يه چيز سيييييييييياه.
دامبلدور دستشو لاي موهاش مي كنه و .........
_ چنزووووووووووو. ااااااااا. چنزووووووووووووو.
همه ي دخترا جيغ مي كشن. يكي از پسرا گفت: چي؟
ارني در گوش اون پسر گفت: سوسك رو سرشه.
دامبلدور سوسك رو از روسرش برداشت و روي زمين انداخت. يكي از بچه ها جلو امد و گفت: استاد! الان اونو با دمپايي له مي كنم! و دمپاييشو ازذ پاش در اورد.
دامبلدور جيغ زد: مواظب باش! سر پايي رو بزن تو سرش!
پسر با دمپايي به دنبال سوسك كرد و ...
_ تق!
سوسك به كف دمپايي چسبيد و عده اي از دختران نزديك بود حالشان به هم بخورد.
دامبلدور جيغ زد: به! نوبلو ! من تو رو دست كم گرفته بودم.
بعد دامبلدور رو به همه گفت: برگردين سر كاراتون. و همه بچه ها دوباره مشغول كود دادن شدند.
البته به جز نوبل كه با دمپايي سوسكه رو له كرده بود. دامبلدور اون رو به خاطر كارش تحسين كرد و ان روز رو به او استراحت داد.

تكليف دوم:
یه رولی بنویسین که توش اطلاعات دیگری هم راجع به کرچک داده بشه ، مثلا میتونه جلسه بعد کلاس باشه...(15 امتیاز)

امروز بچه ها خسته سر كلاس گياه شناسي رفتند.
دامبلدور رو به بچه ها گفت: و امروز بعد از اون اتفاقي كه جلسه ي قبل روي داد قراره با گياهي به اسم كرچك اشنا بشيد. اين گياه با سوسك ها( بدن دامبلدور با به ياد اوردن ان اتفاق به شدت لرزيد) يه رابطه اي داره. كي مي تونه اون رابطه را به ما بگه؟
دست هرميون به ارامي بالا رفت.
_بله. خانم گرنجر؟
هرميون توضيح داد: اين گياه همون طور كه قبلا هم راجع بهش توضيح داده بوديد د اراي ماده اي مسموم كننده است. اين ماده بوي مخصوصي هم دارد كه سوسك ها را به خود جذب مي كند. سوسك ها به طرف اين گياه رفته و مسموم مي شوند. ( به خاطر وجود ان ماده.)
دامبلدور گفت: كاملا درسته. براي همين توصيه مي كنم هميشه اين ماده را توي اتاقتان نگه داري كنيد. من يه نمونه اش را در كلاس نگه داري مي كنم تا اگه خداي نكرده دوباره سوسك اومد مجبور نشيم اونو با دمپايي بكشيم.
دامبلدور ادامه داد: حالا كي مي تونه اطلاعات ديگري هم راجع به كرچك ها بده؟
دست هرميون دوبارزه بالا رفت.
_ يله. خانم گرنجر؟
_ اين گياه برخلاف خيلي از گياهان ديگر در تماس با اب برگ هاش مي ريزه. اين گياه بعد از يك ماه نگه داري موجودات ريزي توليد مي كنه كه خيلي خطرناكن. اين گياه ماده ي مفيد ديگري هم توليد مي كنه كه ازش به عنوان شامپو استفاده مي كنن. همچنين..
_ كافيه خانم گرنجر! بله. درسته!
ناگهان زنگ به صدا در امد و كلاس به اتمام رسيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق ايمان است.

عضو محفل ققنوس عضو ارتش دامبلدور
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: شنبه 20 بهمن 1386 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
1-رولی به دلخواه خود بنویسید و در آن از حداقل سه لغت به زبان کرمانی استفاده کنید.البته اگر در مورد گیاهم باشه ، دو امتیاز اضافه داره.(15 امتیاز)

در زمان هاي دور يه دهكده كوچولو وجود داشت به اسم "ايرارترز". اهالي ايرارترز خيلي به گل و گياه علاقه داشتند طوري كه دهكده اونا در ميان تمام دهكده هاي اطراف به دهكده "سبزيليوس" مشهور بود. اهالي اين دهكده از مناطق مختلف جهان به اونجا كوچيده بودند و هر كدوم يه نژاد خاص داشتند.
يه صبح بهاري
- آي دامبلدور پاشوو! سيل كو وخ مردنمه! "آي دامبلدور پاشو! نگاه كن كه وقت مردن من است!-توضيح نويسنده! "
-چيزهَ ؟ كُره يه دقه بوس! "چيه؟ بابا يك دقيقه منتظر بمان-لهجه شيرين كردي!" دامبلدور در حالي كه ريشش را پشت سرش انداخته بود در را باز مي كند و مي پرسد: اي همه قرم و قال برِي چيزه؟ ولدي چيزِده؟ چرا رنگد پريده؟1
-آي دامبلدور! اي برج شكمم خيلي درد مي كرد! رفتم پيش دكتر دوج, گفت مرض "مازوخياليس" گرفتي بايد موهاي سرت را بپلشواني(پلشوندن) بعد سه تا چنزو قورت بدي تا خوب بشي!
-اي آدم ديوانه! آخه دوج پير كه دكتر نيست! پيرايشگره! حالا درست حسابي بگو ببينم چته؟
-آلبوس گلاب به روت پنج روزه كه مرلينگاه نرفتم!
-آخه وقتي نرفتي, ديگه گلاب به روم براي چه؟ يه لحظه صبر كن ببينم كاري از دست اسپروات بر مي آد؟ شانس آوردي امروز مهمانمه! اســـــــــپــــــــــــــــــــــروات!!!
-چتونه؟ اومدُم! ها! ولدي چيزته وُلك؟
-سه روزه كه مرلينگاه نرفتم!
-يه لحظه بزا فكر كُنُم !خب معلومه كا! يبوسته! يبوست!!! بيا تو كه دواي دردت پيش مُنه!
چند دقيقه بعد در خانه آلبوس!
-دِ...! بخور ديگه ولدي! اين كه تلخ نيست! بخور! آلبوس گفت.
-نــــــــــــــه!!! اين كوفتي ديگه چيه؟ خيلي تلخه!
-روغن كرچكه! دواي دردت. آلبوس بگيرش! اي الان نميفهمه! بگيرش تا به زور به خوردش بديم!
-نه!نه!نه!
و اين چنين اسپروات دومين قاشق كرچك را هم داخل دهان ولدي مي ريزد اما از آنجا كه ولدي پنج روز مرلينگاه نرفته بوده افاقه نمي كنه و فقط باعث ميشه ولدي به اين شكل در بياد:
و بعد با صداي ناهنجاري همه روغن كرچك را بالا بياورد: بووع!
دامبلدور:
اسپروات و آلبوس به اين نتيجه مي رسند كه يكي دو قاشق فايده نداره ! دامبلدور دست به كار ميشه و با نهايت جذبه اش (كه البته به نفع خود ولدي بوده) ولدي رو وادار ميكنه كه خودش شروع كنه به ليوان ليوان خوردن از روغن كرچك. :pint:
كه ناگهان ولدي به دليل اينكه خوردن زياد روغن كرچك كشنده است مي ميرد و بعد با قدرت تمام مي تركد و به سقف پاشيده ميشود! هم خودش و هم محتوياتش!
اسپروات با اين حالت گفت :ووووي...! مث اينكه تركيد!... به جاش ديگه حالا درد نداره كا!
دامبلدور در حالي كه بقاياي ولدي را از صورتش كنار ميزد گفت: اكه هي...! صد بار بهش گفتم كه يه "ماي بيبي" بخر, راحت باش.



2-یه رولی بنویسین که توش اطلاعات دیگری هم راجع به کرچک داده بشه ، مثلا میتونه جلسه بعد کلاس باشه...(15 امتیاز)


دامبلدور با سرعت وارد كلاس مي شود يك دور كلاس را مي دود و با سرعتي باور نكردني به سمت ميزش ميرود و در همان زماني كه همه فكر مي كردند كه دامبلدور به ميز خواهد خورد ايستاد به سرعت و با اطميناني باور نكردني بعد رو به كلاس مي كند و مي گويد: سلام! حالتون چطوره امروز هم با درس شيرين گياه شناسي در خدمت شما هستم!
دانش آموزان:
الفياس دوج: ببخشيد استاد شما چطوري اين طوري شد؟ است؟
دامبلدور:
يكي ديگر از دانش آموزان بلند مي شود: استاد يعني اينكه اين ترمز خشك رو چطوري زدين؟
دامبلدور:ها...اين دقيقا همون چيزيه كه امروز مي خوام بهتون ياد بدم. بعد دستش را زيرميز مي برد و يكبطري را بالا مي آورد: اين بطري كوچولو يه تركيب جالب از گياه كرچك هستش كه خاصيت ترمز دارندگي داره! خب حتما مي دونين كه از روغن كرچك براي ساخت ترمز هم استفاده ميشه!
دانش آموزان:
دامبلدور: خب كتابتون را باز كنيد, صفحه 23. حالا مي خوام كه از روي دستورالعمل كتاب طوري شيره دانه ي كرچك رو بگيرين كه ايجاد ترمز كنه, اينجا سه جعبه هست كه توشون دانه هاي كرچك و سه دانه ديگر وجود دارد كرچك ها رو تشخيص بدين و عصاره شون رو بگيرين. در انتهاي كلاس عصاره روي خودتون اجرا امتحان مي كنم!
دانش آموزان: يعني چطوري؟ استاد.
دامبلدور: :no: آخر كلاس بهتون مي گم! همه ي تلاشتون رو بكنيد يك ساعت وقت دارين.
دانش آموزان شروع به كار كردند اما هر چه وقت مي گذشت پيشرفتي حاصل نمي شد, بوي بد روغن كرچك هم مزيد بر علت شده بود.
يك ساعت بعد
دامبلدور: خب حالا از عصاره هايي كه گرفتين يه نمونه بردارين و آرام و منظم انتهاي كلاس صف ببندين!
دانش آموزان به سرعت همان كار را انجام مي داهند و دامبلدور ادامه مي دهد: خب حالا هر كسي يه قلپ از معجونش رو بخوره.
همه دستور استاد را اجرا مي كنند و منتظر مي مانند تا بفهمند چطور عصاره ها را آزمايش مي كند.
دامبلدور با اين حالت جلوي كلاس مي ايستد و شروع مي كند: حالا هر كسي با طلسم من, از انتهاي كلاس به سمت من مي دود اگه عصاره رو درست گفرته باشين قبل از رسيدن به آغوش من مي ايستيد وگرنه در آغوش من جاي ميگيريد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1386/11/20 22:10:08
ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1386/11/20 22:14:36
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 19 بهمن 1386 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف اول
نسیم خنکی می وزید و شن های کویر را جابه جا میکرد.آلبوس دامبلدور استاد گیاهشناسی در حالی که سرو وضع دانش آموزانش را مرتب می کرد آن هارا به گوشه ای فرستاد و گفت:بچه ها از "را" سمت چپ برین. جیمز،تو "ور" چی با "سرپايي" اومدی؟ نمیگی آبرومون میره؟!تد!خواهش می کنم اون ردا رو دربیار!بچه ها عجله کنید.
چند دقیقه بعد دانش آموزان همراه با دامبلدور کنار گلخانه ای ایستاده بودند که روی آن نوشته شده بود:به گلخانه ی کرمان خوش آمدید!
دامبلدور نایلونی که جلوی در ورودی بود را کنار زد و بچه ها را به داخل گلخانه هدایت کرد.گلخانه فضایی بزرگ با دمای نسبتا بالایی بود و هوا به نظر دانش آموزان مرطوب می آمد.در همین هنگام مردی چاق و کوتاه با موهای روشن و کوتاه به سمت آن ها آمد.
- آلبوس!خوش حالم میبینمت!مثل همیشه به موقع رسیدی!آی!پسر مواظب اون زیره ها باش!برای رفع گرفتگی ناگهانی عضلات معده خیلی خوبه!دلدرد بچه ها هم خیلی زود خوب می کنه!
دامبلدور که دست هایش را از هم باز کرد به طرف مرد رفت و گفت:لئو!دوست قدیمی!بابونه هات حسابی رشد کرده!بچه ها این بابونه ها "ور" درمان زخم معد فوق العاده است.
مرد چاق( لئو) کم کم جلو آمد و چهره اش بهتر معلوم شد. بچه ها متوجه شدند جای زخمی مانند بجیه روی گونه اش خودنمایی می کند.او بعد از خوش و بش با دامبلدور روی سکویی که سرتاسرش را خزه هایی که جابه جا می شدند پوشانده بود ایستاد.در همین لحظه خزه ها کلمه ی سکوت را به نمایش گذاشتند.
بعد از ساکت شدن دانش آموزان لئو با صدای بلند شروع به حرف زدن کرد: بچه های خوب هاگوارتز.خوش آمدید.از اون جایی که من از حاشیه بدم میاد و می دونم نباید این گردش علمی شما به بطالت بگذره بنابراین ، یه داوطلب می خوام که کمک کنه گیاه گوشتخوار جادویی کوچک رو به شما نشون بدم.
بعد از این که رنگ از چهره ی بچه ها پرید لئو خنده ای کرد و ادامه داد:نترسین بابا!گوشت شما رو که نمی خوره!
دست یکی بچه ها بالا رفت.لئو او را به روی سکو هدایت کرد و گفت:آلبوس! من پدر تو رو میشناسم!البته همه می شناسنش...خوب این بذر رو بگیر و توی این آتیش بریز.نگران نباش!بچه ها دقت کنید طرز به وجود آمدن این گیاه به این شکل هست.
بعد از چند لحظه سکوت صدای انفجاری بلند شد و در یک چشم به هم زدن گیاه غول آسایی با دندان های نیز که روی آن ها سیمی به چشم می خورد در مقابل دانش آموزان بود.
لئو که از چهره ی حیرت زده ی بچه ها خنده اش گرفته بود گفت: گیاهشناسی که این گیاه رو کشف کرد دچار شیزوفرنی شده بود!و علاوه بر این که خواهش های گیاه رو میشنید که میخواست دندون هاش رو ارتودنسی کنه... این گیاه رو خیلی کوچک تر از این می دید. علت نامگذاری اش هم همین موضوع بوده.آلبوس می خوام از ساقه اش بالا بری.نگرانی نداره که!برو این تکه گوشت رو توی دهنش بنداز تا بچه طرز هضم غذاش رو ببینند.
بچه ها خیره به آلبوس نگاه می کردند که از پیچ و خم ها ساقه بالا می رفت...چند دقیقه بعد ، درست هنگامی که آلبوس به دهانه ی گیاه رسیده بود،صدای آم!چرق چلق!هاف! به گوش رسید و از آن به بعد با وجود تلاش های بی وقفه آلبوس دامبلدور، آلبوس پاتر دیده نشد و محققان علت مرگ او را سمی بودن گوشتی که در دست او بود دانستند و نه چیز دیگر!

تکلیف دوم
-خششش!... خرررر..خش
- آلبوس بسه دیگه!اون رادیو رو بده من!الان مسابقه کوییدیچ شروع میشه.
آلبوس اخم هایش را در هم کشید و گفت:دایی!چند دقیقه ی دیگه برنامه علمی شروع میشه!یه ذره صبر کن!خخخررر..خشش...
-شنوندگان محترم!توجه شما را به ادامه برنامه شنیدنیها برای نوجوانان جلب می کنم!ااطلاعات دیگری درباره ی دانه های کرچک:مصرف بی رویه ی روغن این دانه منجر به مسمومیت با عواقبه تهوع،استفراغ و...می شود. به علاوه از روغن کرچک و مشتقات آن را در تهیه ی سوپ، جوهر، انواع آستر و روغن هیدرولیک استفاده می شود.این روغن به علت مزه تلخ و بوی بد شهرت دارد.شنوندگان عزیز سری به اتاق فرمان می زنیم سپس در خدمت شما خواهیم بود.
آلبوس رادیو را زیر بغلش زد و آرام آرام به سمت دایی اش حرکت کرد.چارلی در حالی که سعی داشت آتشی را که روشن کرده بود بدون پاشیدن آب خاموش کند گفت:آلبوش می دونی یکی دیگه از خواص کرچک چیه؟
آلبوس که علاقه مند شده بود سرش را بالا آورد و به علامت منفی تکان داد.
چارلی ادامه داد:البته این خاصیت فقط مخصوص کرچک جادویی است که توی انگلیس می رویه، اما خیلی جالبه.خوردن دانه های این گیاه به صورت پخته می تونه باعث بشه شخص مصرف کننده تا یک هفته با یک لهجه خاص صحبت کنه!
آلبوس که چشمانش از تعجب گرد شده بود گفت:جدی می گی دایی؟! چه لهجه ای؟
چارلی بعد از خاموش کردن آتش گفت: لهجه یه منطقه ای توی کشور ایران!فکر کنم اسمش کرمان بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده