1-رولی به دلخواه خود بنویسید و در آن از حداقل سه لغت به زبان کرمانی استفاده کنید.البته اگر در مورد گیاهم باشه ، دو امتیاز اضافه داره.(15 امتیاز)در زمان هاي دور يه دهكده كوچولو وجود داشت به اسم "ايرارترز". اهالي ايرارترز خيلي به گل و گياه علاقه داشتند طوري كه دهكده اونا در ميان تمام دهكده هاي اطراف به دهكده "سبزيليوس" مشهور بود. اهالي اين دهكده از مناطق مختلف جهان به اونجا كوچيده بودند و هر كدوم يه نژاد خاص داشتند.
يه صبح بهاري

- آي دامبلدور پاشوو! سيل كو وخ مردنمه! "آي دامبلدور پاشو! نگاه كن كه وقت مردن من است!-توضيح نويسنده!

"
-چيزهَ

؟ كُره يه دقه بوس! "چيه؟ بابا يك دقيقه منتظر بمان-لهجه شيرين كردي!" دامبلدور در حالي كه ريشش را پشت سرش انداخته بود در را باز مي كند و مي پرسد: اي همه قرم و قال برِي چيزه؟ ولدي چيزِده؟ چرا رنگد پريده؟1
-آي دامبلدور! اي برج شكمم خيلي درد مي كرد! رفتم پيش دكتر دوج, گفت مرض "مازوخياليس" گرفتي بايد موهاي سرت را بپلشواني(پلشوندن

) بعد سه تا چنزو قورت بدي تا خوب بشي!

-اي آدم ديوانه! آخه دوج پير كه دكتر نيست! پيرايشگره! حالا درست حسابي بگو ببينم چته؟
-آلبوس گلاب به روت پنج روزه كه مرلينگاه نرفتم

!
-آخه وقتي نرفتي, ديگه گلاب به روم براي چه؟ يه لحظه صبر كن ببينم كاري از دست اسپروات بر مي آد؟ شانس آوردي امروز مهمانمه! اســـــــــپــــــــــــــــــــــروات!!!
-چتونه؟ اومدُم! ها! ولدي چيزته وُلك؟
-سه روزه كه مرلينگاه نرفتم!
-يه لحظه بزا فكر كُنُم

!خب معلومه كا! يبوسته! يبوست!!! بيا تو كه دواي دردت پيش مُنه!
چند دقيقه بعد در خانه آلبوس!
-دِ...! بخور ديگه ولدي! اين كه تلخ نيست! بخور! آلبوس گفت.
-نــــــــــــــه!!! اين كوفتي ديگه چيه؟ خيلي تلخه!
-روغن كرچكه! دواي دردت. آلبوس بگيرش! اي الان نميفهمه! بگيرش تا به زور به خوردش بديم!
-نه!نه!نه!
و اين چنين اسپروات دومين قاشق كرچك را هم داخل دهان ولدي مي ريزد اما از آنجا كه ولدي پنج روز مرلينگاه نرفته بوده افاقه نمي كنه و فقط باعث ميشه ولدي به اين شكل در بياد:

و بعد با صداي ناهنجاري همه روغن كرچك را بالا بياورد: بووع!
دامبلدور:

اسپروات و آلبوس به اين نتيجه مي رسند كه يكي دو قاشق فايده نداره ! دامبلدور دست به كار ميشه و با نهايت جذبه اش

(كه البته به نفع خود ولدي بوده) ولدي رو وادار ميكنه كه خودش شروع كنه به ليوان ليوان خوردن از روغن كرچك. :pint:
كه ناگهان ولدي به دليل اينكه خوردن زياد روغن كرچك كشنده است مي ميرد و بعد با قدرت تمام مي تركد و به سقف پاشيده ميشود!

هم خودش و هم محتوياتش

!
اسپروات با اين حالت گفت

:ووووي...! مث اينكه تركيد!... به جاش ديگه حالا درد نداره كا!
دامبلدور در حالي كه بقاياي ولدي را از صورتش كنار ميزد گفت: اكه هي...! صد بار بهش گفتم كه يه "ماي بيبي" بخر, راحت باش.

2-یه رولی بنویسین که توش اطلاعات دیگری هم راجع به کرچک داده بشه ، مثلا میتونه جلسه بعد کلاس باشه...(15 امتیاز)دامبلدور با سرعت وارد كلاس مي شود يك دور كلاس را مي دود و با سرعتي باور نكردني به سمت ميزش ميرود و در همان زماني كه همه فكر مي كردند كه دامبلدور به ميز خواهد خورد ايستاد به سرعت و با اطميناني باور نكردني بعد رو به كلاس مي كند و مي گويد: سلام! حالتون چطوره امروز هم با درس شيرين گياه شناسي در خدمت شما هستم!
دانش آموزان:

الفياس دوج: ببخشيد استاد شما چطوري اين طوري شد؟ است؟
دامبلدور:

يكي ديگر از دانش آموزان بلند مي شود: استاد يعني اينكه اين ترمز خشك رو چطوري زدين؟
دامبلدور:ها...اين دقيقا همون چيزيه كه امروز مي خوام بهتون ياد بدم. بعد دستش را زيرميز مي برد و يكبطري را بالا مي آورد: اين بطري كوچولو يه تركيب جالب از گياه كرچك هستش كه خاصيت ترمز دارندگي داره! خب حتما مي دونين كه از روغن كرچك براي ساخت ترمز هم استفاده ميشه!
دانش آموزان:

دامبلدور:

خب كتابتون را باز كنيد, صفحه 23. حالا مي خوام كه از روي دستورالعمل كتاب طوري شيره دانه ي كرچك رو بگيرين كه ايجاد ترمز كنه, اينجا سه جعبه هست كه توشون دانه هاي كرچك و سه دانه ديگر وجود دارد كرچك ها رو تشخيص بدين و عصاره شون رو بگيرين. در انتهاي كلاس عصاره روي خودتون اجرا امتحان مي كنم!
دانش آموزان: يعني چطوري؟ استاد.
دامبلدور: :no: آخر كلاس بهتون مي گم! همه ي تلاشتون رو بكنيد يك ساعت وقت دارين.
دانش آموزان شروع به كار كردند اما هر چه وقت مي گذشت پيشرفتي حاصل نمي شد, بوي بد روغن كرچك هم مزيد بر علت شده بود.
يك ساعت بعد
دامبلدور: خب حالا از عصاره هايي كه گرفتين يه نمونه بردارين و آرام و منظم انتهاي كلاس صف ببندين!
دانش آموزان به سرعت همان كار را انجام مي داهند و دامبلدور ادامه مي دهد: خب حالا هر كسي يه قلپ از معجونش رو بخوره.
همه دستور استاد را اجرا مي كنند و منتظر مي مانند تا بفهمند چطور عصاره ها را آزمايش مي كند.
دامبلدور با اين حالت جلوي كلاس مي ايستد

و شروع مي كند: حالا هر كسي با طلسم من, از انتهاي كلاس به سمت من مي دود اگه عصاره رو درست گفرته باشين قبل از رسيدن به آغوش من مي ايستيد وگرنه در آغوش من جاي ميگيريد

.