شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
داره يه طلسمي مياد همه در مي رن همه در مي رن درگيره قتل عام كردن ما تفريحه مخصوصا وقتي لرد ميره با طلسم مرگ مياد شيون و زاااااار آي دوئل دوئل مي كنن گودريك و سالازار سالازار شوخي كرده چون كه مرد اين كارا نيست همش حرفه آره جون عمش بايد حتما طلسم بشه تا نزنه حرف چرت كم گودريك مي گه برگرد تا بكشمت من تورو از دم بعد رفتم آره ها ها ها
مرگ آلبوس شنيدم كه چون آلبوس دامبلدوربميرد ************ گريفندوري زاد و گريفندوري بميرد شبي چون زتالار گريفندور بر آمد ************ شبي هم در تالار گريفندور بميرد من اين نكته گيرم كه باور نكردم ************ كه آلبوس در اسليترين بميرد شب مرگ تنها نشيند در تالار گريف ************ رود گوشه اي تار و تنها بميرد و چندان كتاب خواند آن شب ************ كه خود در ميان كتاب ها بميرد تو گريف من بودي تالار باز كن كه مي خواهد آلبوس دامبلدور بميرد
تصوري كن هاگوارتزي رو كه اسلايترين يه افسانه است. تمام دانش اموزاش شدن بدبخت تر نه هوريس اسلاگهورن داره نه اون كوييرل نه لاكهارته ديگه هيچ بچه مجبور نيست پاشو توي خلاف بگذاره همه آزاده آزادن همه بي درد بي دردن تو طفره زن نمي خوني مرگ خوارا قتل عام كردن
تصوري كن هاگوارتزي رو كه اسلايترين يه افسانه است. تمام دانش اموزاش شدن بدبخت تر نه هوريس اسلاگهورن داره نه اون كوييرل نه لاكهارته ديگه هيچ بچه مجبور نيست پاشو توي خلاف بگذاره همه آزاده آزادن همه بي درد بي دردن تو طفره زن نمي خوني مرگ خوارا قتل عام كردن
این که می بینی چو خرقه گرد اندام من است ! مال من ، ناموس من ، دنیای من ، تام من است! خون هافلپاف چون سیلابی به رگ ها گشته است بودن در هافل اندر کار من کام من است ! جام می بر گیر و می می نوش و شادی یاد کن جام هاگوارتس را نخواهم ،کام من جام من است ! پیوزا خوش نام گشتی در جهان جادوین ! آنچه از من یاد ماند ، خوبی نام من است !
--------------------------------------------------------------------- فقط شعر و حال کردین ! مصما و معنی از این بیشتر ! جام می و نام نیکو ! به حافظ گفتم ذکی ! امتیاز هم داره یا نه ؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1386/11/30 23:15:06
هلگا معتقد بود ... « هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
من عاشق هافلپافم اينجا رو خيلي دوست دارم چون مديراش مهربونن حرفامونو خوب ميدونن شجاعت و عقله و هوش سنبل هافليهاي خوب من شجاعت رو دوست دارم چون ميدونم برنده ام عقل و هوش و ذكاوتو از تو چشاشون ميخونم( منظور هافلپافياست)
دوربين روي صورت دابي زوم كرده بعد كم كم از اين حالت خارج ميشه قلعه هاگوارتزو به تصوير ميكشه دابي شروع به دويدن ميكنه و همزمان اهنگ هم شروع ميشه.
ديويدمو دويدم ، جادوگرانو ديدم ، بعد از تلاش و كوشش به گريفندور رسيدم.
پرسي رو ناظر ديدم ، ويزلي به من فحش داد ، جواب سوالامو با خشم و با مشت داد.
سرخورده و آزرده مرلين مكنينو ديدم ، راه هافلپافو بنده از اون پرسيدم.
با سرعت و با قدرت به سمت هافلپاف دويدم!
[مكس]*
[مكس]
[مكس]
دوربين در ِ تالار هافلپاف رو نشون ميده ، در به صورت خودكار باز ميشه موسيقي مخوفي به گوش ميرسه ، لودو و دنيس در حالي كه دستمالي به سر بستن و يه عينك دودي به قاعده كل صورتشون به چشم گذاشتن مشغول انجام حركات موزون هستن بقيه بروبچزم با تيپاي جوات پشت سر اونان. دنيس و لودو شروع به خوندن ميكنن...
اينجا هافلپافه يعني جايي كــــــه ||| هر چي كه توش ميبيني باعث تحريكـــه.
تالار عموميشو ببين كه محل لاوو عشقـــــه ||| خوابگاهشو نگو كه مختلطه !! يعني ديگه خودِ خود بهشتــــــه.
هي پسر ، بيا هافل صفا كنيم ||| كنار همديگه بادبادك رنگي هوا كنيم.
دابي كه ذوق مرگ شده با يك شيرجه طلايي به بغل اعضا هافلپاف يورش ميره.
____________________
اون قسمتي كه در مورد پرسي و گريفندور بود شوخي محض بود و براي جالب تر شدن كليپ بود و همينجا اعلام ميدارم در مدت حضورم در گريف پرسي هيچ رفتار بدي با بنده نداشت و اون قسمت شعر فقط براي جالب تر شدن كار بود.
*منظور از مكس ها اينه كه موسيقي قطع شده و صدايي شنيده نميشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دابی در 1386/11/9 15:03:58 ویرایش شده توسط دابی در 1386/11/9 15:06:53
A man is talking to God.
The man: "God, how long is a million years?" God: "To me, it's about a minute." The man: "God, how much is a million dollars?" God: "To me it's a penny." The man: "God, may I have a penny?" God: "Wait a minute." .
برای گریفیندور گروه عزیزم که به آن عشق میورزیدم ، میورزم و خواهم ورزید ! :YGRIN:
با تو در راه خندیدن سال ها و ماه ها ... رفته ام جفتک پران فرسنگ و فرسنگ ای گریف ! با تو بودم گاهی مانند بوق ... گاه بودم مانند چغندر بی نیاز ای گریف ! خستگی در تو نمیدیدم و لیکن گاه گاه ... میکند از زور خزیدن مغز من هنگ ای گریف ! با تو معنا میشد این بی معنا زندگانیم ... صلح بود بین تو و اسلی یه زمانی ای گریف ! بر خلاف بعضی از آن دوستان بی وفا ... با وفا و مهربان بودی و یکرنگ ای گریف ! ماه ها با قصه و اشعار و شکوه دلنشین * ... بربلاکی ها ز ما شد عرصه ها تنگ ای گریف ! طی این چند ماه و چند روز مینوشتم شب و روز ... در نوشتن ها تو بودی لحظه ای منگ ای گریف ! تا بوق دارم ، میزنم برایت روز وشب .... نوش جان شاید خواهم کرد اردنگی ای از تو ای گریف !
سلام که من دوباره اومدم پیشت بیچاره ایندفعه به یاد دوستان با شعر ایراد نداره؟ سامانتای عزیزم گفت یه شعری به یادت همه رو معرفی کرد تا بشناسی دوباره ایندفعه نوبت من شد به یاد دوستان باشم با شعرای یخ زدم رو همه برف میپاشم پس گوش کن من حاضرم توصیف کنم هافل رو منتظرم بمونین که دیگه قافیه ندارم ((بریم هافل صفا کنیم اپولو بدیم هوا کنیم))
-------------------------------------------------- ادامه دارد.... هرکی خواست بعده من بپسته اما این شعرو خودم ادامش میدم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان میکشد این غم دگر بارم می نشینم شاید او آید عاقبت روزی به دیدارم...