
بلیز با تریپ خاصی عینکش رو بر می داره جواب میده : هووم ! ما هدفمون این هست که یه کابینه جدید برای وزارت سحر و جادو جمع کنیم ! و از اونجایی که محفل و کوییدیچ تحت نظره تو هست ، میخواستم کمکمون کنی تا سریعترین به این هدفمون برسیم !
آلبوس :
به جهنم که میخواید جمع کنید ! برای من هیچ اهمیتی نداره ! تو وزیری و برای منم هیچ اهمیتی نداره که چیکار میخوای بکنی ، من حاضر نیستم محفل و کوییدیچ رو برای همچین کار مسخره ای به خطر بندازم ! میفهمی که ؟بلیز با لبخندی زننده و ساختگی گفت : ولی من میخوام یه کابینه خاص داشته باشم ! یه کابینه ای که افراد مسن و ساحره ها توش جایی نداشته باشن !
آلبوس :

بلیز : یه کابینه ای که پسر های جوان و پر انرژی تشکیل شده ! پسر های سفید پوست ! مشکلی نیست ، فکر میکردم تو بخوای کمکمون کنی و باهامون همکاری داشته باشی ! بای !
آلبوس :
من از اول هم مایل بودم با مرگخواران همکاری کنم ، چون یه علاقه ای دیرینه ای به شما دارم . فقط لطفا چند دقیقه بیرون منتظر بمونید با ببینم اون زرزروس چیکار داره . ممنون مرگخواران با خوشحالی خارج میشن و آلبوس سوروس عصبانی وارد میشه و با عصبانیت دستش رو روی میز آلبوس میکوبه و میگه : من کمک میخوام ازت !
آلبوس :

سوروس پاتر : من میخوام که تو محفل رو برای پشتیبانی من بفرستی ! همین !
آلبوس : یعنی سیفیت میفیتی در کار نیست ؟
سوروس پاتر : برو باو ! میگم محفل میخوام کمک کنه ! سیفیت میفیت از کجا بیارم بوقی !
آلبوس : اصلا برو گمشو بینم از دفترم ! محفل به خز و خیلا کمک نمیکنه ! ضمنا محفل به بلیز زابینی وزیر فعلی کمک میکنه ! تو حتما برای تمیز کردن مرلینگاه های وزارت کمک میخوای

سوروس پاتر :
من به این سفیدی ! به این خوشگلی ! 
دامبلدور یک لحظه به شدت تحت تاثیر قرار میگیره و به حالت
در میاد ولی سریع به خودش میاد و پیشنهاد بلیز رو توی ذهنش مرور میکنه و سریع به حالت
در میاد و میگه : برو بینیم بابا بوقی ! سفید ؟ اه اه سفیدم خز شد ! تو هم که کک مکی و ارزشی ! اه اه بدو برو بیرون که دفترم خز و خیط ! شد ! و به این صورت آلبوس سوروس پاتر گریان از حزب باد خارج میشه و مرگخواران باز هم وارد دفتر دامبلدور میشن تا بیشتر در مورد اهدافشون بحث و تبادل نظر کنند .
بلیز : خوب کجا بودیم ؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



[/spoiler]
