گیلدی با عشوه ای خاص خودش گفت :
- من اونی رو می خوام که روش قلب داره ! بهم میاد نه ؟
آلفرد نگاهش را از گیلدی به چو انداخت و گفت :
- منم اون گشنیزه رو می خوام !
چو نگاهی به سه قرص در دستش نگاهی انداخت و آهی کشید :
- پس خودم باید اون بی شکله رو بخورم !

چو با همون حالت اسلومشنی که داشت دو قرص رو به طرف اونا پرتاب کرد . آلفرد و گیلدی قرص های خود را در هوا شکار کردند و همزمان با مگی در دهان خود انداختند .
پنج دقیقه بعد
گیلدی با اشاره به بلیز و آنی مونی گفت : وای ... چه ساحره های زیبایی . برم پیششون ؟

آلفرد با اشاره به چاهی از اسید گفت : وای ... چه آب خنکی . من می خوام اون جا شنا کنم .

چو با تعجب با خود اندیشید که چرا آن ها این طور فکر می کنند ؛ آخر او حالی بهتر از همیشه داشت . ان ها در خطر بودند . احتمالا اشتباهی قرص های روان گردان خورده بودند .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

):
بياين از اين قرصاي تقويتي اي چيزي بخوريم، كه همچين يه هو زورمون به اينا بچربه! بتونيم يه كاري بكنيم! نميشه كه تا ابد اسلوموشن رفت!
»
) مشغول خواندن برچسب هاي روي قوطي قرص ها شدند:
»
...... مي دونين! من قبل ازينكه اژدهاي هار اسكاتلندي رو بكشم، 5 بار مدل موهامو عوض كردم تا توي عكساي بعدش جيگر بيفتم! 

فكر كنم بهتر باشه خودم برم پيداشون كنم!پيش به سوي كارخانه!


