آسپ در حالي كه آنطرف خط به اين شكل
درآمده بود، گفت:-من خودمو كشتم تا بهت ياد بدم بگي قربان! حالا چي شده؟
........ حالا بي خيال! من فكرامو كردم بليز. ما فقط و فقط يه راه داريم. وجود مگي برامون خطرناكه. هيچ راهي نداريم جز اينكه...... كار خودته بليز! بايد تر و تميز انجام بشه.در همين لحظه صداي فرياد كمك آني موني به گوش رسيد!
-اونجا چه خبره بليز!؟ صداي كمك مياد!
-نگران نباشين قربان! بچه ها دارن ازين وسايل مشنگي استفاده مي كنن. از همينا كه فيلم نشون مي ده! خيالتونم راحت باشه! ما كار رو تموم مي كنيمو ميايم! هيچ اثري از هيچكدومشون پيدا نمي شه! (
)-باشه، پس بعدش بياين سر قرار تا حساب كتاب كنيم.
-ولي قربان قرار كجا....
پاق! ....بيق بيق بيق بيق!
مگي در حالي كه دستانش را بهم مي ماليد وارد سالن آزمايشگاه شد و بليز و آني موني و ايوان را بالاي يك نردبان ديد، در حالي كه كمك مي خواستند!
گيلدي كه سعي داشت آن ها را در آغوش بگيرد و كمي آنطرف تر چو هر چه به دستش مي رسيد نصف مي كرد!
مگي صدايش را صاف كرد و فرياد زد: «كافيه!»
ملت: «
»-اهم! ببخشيد!
...... چينجيوس صداي بليز به صداي من!
...... كافيــــــــــــــــــــــــه!سپس در حالي كه به طرف نردبان مي رفت، گفت: «بعضيا بايد اعتراف كنن كه محل قرارشون با آسپ كجاست! وگرنه.....
»دقايقي بعد آني موني و بليز و ايوان به همديگر بسته شده بودند و حال گيلدي و آلفرد و چو بهتر شده بود. مگي هم در اعماق ذهنش طلسم كريشيو را تمرين مي كرد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

»
) مشغول خواندن برچسب هاي روي قوطي قرص ها شدند:
...... مي دونين! من قبل ازينكه اژدهاي هار اسكاتلندي رو بكشم، 5 بار مدل موهامو عوض كردم تا توي عكساي بعدش جيگر بيفتم! 
