جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  101 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  213 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  309 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  211 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 شهریور 1387 16:33
نمایش جزئیات
آفلاین
مرحله سوم!!!

هاگوارتز

ساختمان غول پیکر هاگوارتز در کوهستان ها خودنمایی میکرد.

لیلی و لونا و آریانا پشت مرلین گاه سرانشان را نزدیک هم برده بودند و به آرامی صحبت میکردند.
لونا:من گیمم رو آوردم اما غیر مجازه نمیدونم چی کارش کنم!
لیلی:منم ام پی تری امو اوردم اما این از مال لونا هم غیر مجاز تره!
آریانا:منم میخواستم واکمنم رو بیارم تا چند تا از اهنگای رپی که دوست داشتم رو بیارم اما نشد!
-حالا بیاید بریم زیرزمین مدرسه، اونجا کسی نمیبینه ما رو!

زیرزمین

آریانا با انگشتش دماغش رو گرفت و گفت:پیف پیف چه بوی گندی میده اینجا عق!
لیلی:بچه ها چطوره اسم این جا رو بذاریم زیر زمین مردگان؟
اریانا:اره منم یه داستان مینویسم در موردش.
لونا:الانم اخه وقت این حرفاست؟بیاید بازی کنیم دیگه.

و بدین ترتیب سه نفری شروع به بازی کردند و انقدر بازی های هیجان انگیزی سرشان را گرم کرد که مرور زمان را از یاد بردند.
-میگم بچه ها؟به نظرتون این صدای مکگونگال نیست که داره از توی حیاط میاد؟
لیلی: اوه امروز سالگرد دامبلدور بود، اگه بفهمن ما نیستیم که... بدبختیم!
لونا:من یکی که رفتم تو حیاط.
اریانا دست لونا را کشید و گفت:نه، اگه بری میفهمن ما اینجا بودیم،
صبر کنید ببینم، این چیه تو جیبمه؟

پس از دو ثانیه..

- ! سوســـک!

سه نفری ترسان و لرزان از سوسک فاصله گرفتند و از زیر زمین خارج شدند.

-اوف!چه سوسکی بالداری بودا...
اما لیلی با دیدن صورت مکگونگال بالای سرش حرفش را قطع کرد و
...
-شماها این جا چی کار میکردید؟میخواستید از سالگرد فوت دامبل
فرار کنید؟اریانا نمره میخوای دیگه؟
هر سه با خجالت سرشونو پایین انداختند به طرف حیاط شیرجه رفتند.

لونا:تقصیر لیلی بود!
اریانا:تقصیر لونا بود!
لیلی:تقصیر اریانا بود!
.
.
.
-من میگم بیاید به جای این که اخراج بشیم، بریم مجازات بشیم.
نظرتون چیه؟
-عالیه!منم میخواستم همینو بگم!

لیلی همان طور که قیافه ای مظلومانه گرفته بود رو به مکگونگال کرد: پروفسور، میشه به جای این که مارو اخراج کنید،بهمون تنبیه بدید؟
- بد فکری هم نیست،فیلچ رفته مرخصی اشکالی نداره برید ازمایشگاه رو تمیز کنید و تی بکشید!

آزمایشگاه!

اریانا مشغول کشیدن تی بود و لونا مشغول درست کردن صندلی ها و لیلی نیز مشغول فضولی کردن داخل میز استاد ازمایشگاه!

اریانا: لیلی زشته فضولی نکن.
-میگما من ادامس ریلکس پیدا کردم.
لونا:وای من میمیرم برا ادامس بدش به من!
لونا صندلی را روی زمین واژگون کرد و تمام ادامس ها رو خالی کرد تو دهنش!
-مواظب باش یه وقت نپره تو گلوت!

نیم ساعت بعد...

-نه این طوری نیست، باید یه پاتو بگیری هوا...اهان حالا بچرخ!
لیلی:لونا ببین چه خوب رقص باله میرم.
- ، من دارم کار میکنم اونوقت شماها دارین تمرین رقص باله میکنید؟
اریانا:به کارت ادامه بده تو میتونی لونا...تو میتونی

یهو در ازمایشگاه باز شد و ناگهان همه متوقف شدند:لیلی در حالی که دستانش رو بالا و یه پاشو بالا گرفته بود خشکش زد، اریانا که نیشش از خنده باز بود بالافاصله خشکش زد و لونا نیز تمام ادامس ها از ترس روی زمین افتادند.
-سریع بیاید تو دفتر من!
____________________
اریانا من نتونستم اون سبکی که تو میخواستی رو بنویسم و اصلا
طنزم ننوشتمولی واقعیت رو نوشتم!
____________________

مرحله چهارم!!!

آزاد _ خسته _ هياهو _ چوبدستي _ زخمي _ گرگينه _ خون _ ديوانه وار _ مرگ _ سايه _

خورشید غروب کرد و قرص کامل ماه در آسمان پدیدار شد،و در دور دست ها صدای زوزه ی گرگی شنیده میشد که بی شباهت به صدای انسان ها نبود،پسرکی که مادرش او را برای جمع کردن هیزم به جنگل فرستاده بود در جنگل پرسه میزد که ناگهان ایستاد،
صدای هیاهوی شاد مردمی که در ان طرف جنگل عروسی داشتند شنیده میشد،اما صدایی که نظر پسرک را به خود جلب کرد آن صدا نبود؛بلکه سایه ای بود که درست در پشت پسرک اتاده بود،رویش را برگرداند و در کمال ناباوری تمام هیزم ها را انداخت،گرگینه ای که
خون از پوزه ی بلندش میچکید با چشمانی که پسرک مرگ را در ان حس میکرد زل زده بود،بالافاصله چوبدستی اش را کشید اما گرگ به او مهلت نداد و چوبدستی به طرفی پرت شد،دیوانه وار برای نجات زندگی اش میدوید نمیدانست چرا کس و کار گرگینه او را ازاد گذاشته اند،خسته شده بود و همین طور زخمی!به پشت سرش نگاهی انداخت و گرگینه را دید که به سویش حمله ور شد...

از خواب پرید،به دوروبرش نگاهی انداخت نفس راحتی کشید و به خواب رفت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 شهریور 1387 13:31
نمایش جزئیات
آفلاین
به ليلي: 5 مرحله داره.
در آخر ، امتيازات داده ميشه. نميخوام اعضا رو نااميد كنم. چون ممكنه توي يه مرحله ، بهتر از مرحله ي ديگه شركت كنن. در آخر امتيازات داده ميشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 شهریور 1387 13:17
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشید آریانا امتیازات رو تا به اینجا نمیدی؟

نمیگی هرکس چه قدر جواب درست و غلط داشته و تا به الان که اوله و کی دومه؟!

باید امتیازات رو بدی تا بفهمیم اوضاع از چه قراره اونوقت تو مرحله ها شرکت می کنیم.

راستی المپیک چند مرحله داره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 شهریور 1387 12:58
نمایش جزئیات
آفلاین
مرحله ي چهارم رو هم از حالا اعلام ميكنم تا وقت داشته باشين در هر دو مرحله شركت كنين.
اين كلمات را در يك متن به كار بريد.
آزاد _ خسته _ هياهو _ چوبدستي _ زخمي _ گرگينه _ خون _ ديوانه وار _ مرگ _ سايه _

موفق باشين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 10:07
نمایش جزئیات
آفلاین
كساني كه ميخوان در المپيك شركت كنن ، فقط و فقط تا يكشنبه فرصت دارن.
* مرحله ي به اين آسوني! زود باشين شركت كنين ديگه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 شهریور 1387 15:29
نمایش جزئیات
آفلاین
خب...از ليلي ولونا و آلفرد به خاطر شركت كردن در مرحله ي دوم متشكرم.
اين هم جواب هاي مرحله ي دوم:
سوالات تستي:
1) شگفت انگيزترين جانورنما چه كسي بود؟
پاسخ صحيح: د) مرلين!
2) نام کدام یک از دوستان دراکو ، مثل خود دراکو ، از نام یک اژدها برگرفته شده است؟
پاسخ صحيح: ب) گويل
3) کدام موجود خبیث آبزی سرش را خم نمی کند؟ ( به کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان مراجعه كنيد)
پاسخ صحيح: ج) كاپاها
4) چه کسی حقیقتا کتاب پیشگویی را نوشته است؟
پاسخ صحيح: ب) كاساندرا وابلاتسكي!
5) کدام موجود هم بر آسمان و هم بر زمین حکمفرمایی می کند؟
پاسخ صحيح: الف) گريفين!

سوالات تشريحي:
1) چرا سیریوس بلک تبدیل به سگی سیاه می شود؟
به دو دليل: دليل اول: برای اینکه بتواند وقتی دوستش ریموس به گرگ تبدیل می شود در کنار و همراه او باشد و او را كنترل كند.و دليل دوم: بلک یعنی سیاه ، سيريوس به معناي سگ هم هست دیگه! پس میشه سگ سیاه.
2) چرا سنتورها از انسان ها دوری می کنند؟
برای اینکه خودشان را از انسان ها بالاتر می دانند .
3) چرا ولدمورت علامت شوم را بر روی دست مرگخواران می نهد؟
برای اینکه بتواند در هر زمان و در هر مکان آن هار را اظهار کند .
4) آیا سیبل تریلانی تاکنون حقیقت را بر زبان آورده است؟
بله. مثل جريان برج صاعقه و به قدرت رسيدن لرد سياه يا خارج شدن هرميون از كلاس !
5) چرا دانش آموزان دورمشترانگ با کشتی سفر می کنند؟
چون مدرسه ي اونها در كنار اقيانوس قرار گرفته!
6) چرا جادوگران به مانتیکورها نزدیک نمی شوند؟
براي اينكه موجود خطرناكيه!
7) وجود جغد ، به جز نامه رساندن ، چه معنای دیگری دارد؟
هوش و ذكاوت.
8) چرا ابوالهول از هری سوال می پرسد؟
چون كار ابوالهول پرسيدن سواله و اگه طرف به سوال اون پاسخ اشتباه داد ، اون رو ميكشه . در غير اين صورت زنده ميمونه و به راهش ادامه ميده!
9) چه چیزی ویلوم ها را خشمگین می کند؟
اينكه يه نفر از دستوراتشون سرپيچي كنه و آيين هاو سنت هاي اونها رو به هم بزنه!
10) چه نوع کابوس هایی ولدمورت را به وجود می آورند؟
ترس از ولدمورت

سوال مربوط به وردهاي جادويي:
اکسیو » افسون جمع آوری . اجسام را از فاصله ی دور جمع م کند و می اورد .
آپارسیوم » ظاهر کردن نوشته هایی که با مرکب نامرئی نوشته شده اند .
دلتریوس » نامرئي شدن اجسام
دنسوژو » افسونی برای رشد سریع دندان ها
دیفیندو » باعث شکافته شدن و شکسته شدن اشیا میشه.
دیسندیوم » افسون راه مخفی دهکده ی هاگزمید.
انرواته » افسونی برای هوشیاري
فیدلیوس »وردی برای بستن قسم ناگسستنی !
ایمپدیمنتا » وردی که باعث می شه موجوده زنده ای که این ورد بهش خورده، بي حركت بمونه ( فقط براي چند لحظه )
اینسندیو » در کتاب دوم برای رفتن از شومینه ای به شومینه ای دیگه استفاده شد.
ریکتوسمپرا » قلقلک!
ریدیکولوس » در کتاب سوم برای از بین بردن لولوخرخره ها از این ورد استفاده می شد
ریپارو » افسون تعمیر اشیا !
پتریفیکوس توتالوس »افسونی است که با آن اشیا و موجودات زنده خشک و منجمد می شوند .
آواکداورا » وردی مرگبار و نابخشودنی که هیچ ضد طلسمی نداره و باعث مرگ فرد ميشه!
اکسپلیارموس » باعث خلع سلاح حریف می شه
اکسپکتوپاترونوم » براي ايجاد سپر مدافع
ابلیویاته » افسونی برای پاک کردن حافظه ی دیگران
پرایور اینکانتام » در یکی از کتابا وقتی علامت شوم بر آسمون نمایان میشه ،بعدش میان به وسیله ی این ورد ، آخرین وردی رو که از چوبدستی هری خارج شده بررسی می کنن. بنابراین این ورد افسون قبلی رو که از چوبدستی خارج شده رو مشخص می کنه.

اين هم از پاسخ صحيح سوالات مرحله ي دوم:
بعضي ها از سخت بودن المپيك اعتراض كردن ، پس مرحله ي سوم رو به شما واگذار ميكنم.
مرحله ي سوم: ارسال يك پست طنز با هر موضوعي كه دوست داشتيد. چه بلند و چه كوتاه! در آخر ، به طنزترين پست وسوژه امتياز قابل توجهي داده ميشه . ترجيح ميدم بي ناموسي باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در 1387/6/13 15:34:41
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 مرداد 1387 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
يك موضوع مهم رو فراموش كردم كه در پست قبل بگم: مهلت ارسال پيام شخصي هاتون به من تا دو هفته ي آينده است.
زودتر ارسال كنيد. چون وقتتون تموم ميشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: دوشنبه 14 مرداد 1387 00:18
نمایش جزئیات
آفلاین
مرحله ی دوم:

با تشکر از 3 شرکت کننده در مرحله ی اول.

مرحله ی دوم شامل 5 سوال تستی ، 10 سوال تشریحی و 20 سوال مربوط به وردهای جادویی است.
چون سوالات کمی سخت هستند ، تقلب از روی کتاب موردی نخواهد داشت.

در مورد سوالات مربوط به وردهای جادویی: از 20 ورد ذکر شده ، هر وردی را که کاربردش را می دانید بنویسید. در آخر ، به کسی که کاربرد وردهای بیشتری را نوشت ، امتیاز بیشتری داده خواهد شد.

یک خبر مهم: هرکسی که در مرحله ی اول شرکت نکرده ( ولی ثبت نام کرده ) می تواند در این مرحله و بقیه ی مراحل شرکت کند ، به شرطی که مرحله ی اول را هم بنویسد.

ممنون.

سوالات تستی:

1) شگفت انگیزترین جانورنما چه کسی است؟
الف- مادام میم
ب- ریتا اسکیتر
ج- شاه آرتور
د- مرلین

2) نام کدام یک از دوستان دراکو ، مثل خود دراکو ، از نام یک اژدها برگرفته شده است؟
الف- کراب
ب- گویل
ج- پانسی
د- هیچ کدام

3) کدام موجود خبیث آبزی سرش را خم نمی کند؟ ( به کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان مراجعه کنید )
الف- مارتیکوس
ب- جیگنت ها
ج- کاپاها
د- سیکلاپ ها

4) چه کسی حقیقتا کتاب پیشگویی را نوشته است؟
الف- کاساندرا تریلانی
ب- کاساندرا وابلاتسکی
ج- سیبل تریلانی
د- هیچ کدام

5) کدام موجود هم بر آسمان و هم بر زمین حکمفرمایی می کند؟
الف- گریفین
ب- اژدها
ج- سربروس
د- ققنوس

سوالات تشریحی:

1) چرا سیریوس بلک تبدیل به سگی سیاه می شود؟

2) چرا سنتورها از انسان ها دوری می کنند؟

3) چرا ولدمورت علامت شوم را بر روی دست مرگخواران می نهد؟

4) آیا سیبل تریلانی تاکنون حقیقت را بر زبان آورده است؟

5) چرا دانش آموزان دورمشترانگ با کشتی سفر می کنند؟

6) چرا جادوگران به مانتیکورها نزدیک نمی شوند؟

7) وجود جغد ، به جز نامه رساندن ، چه معنای دیگری دارد؟

8) چرا ابوالهول از هری سوال می پرسد؟

9) چه چیزی ویلوم ها را خشمگین می کند؟

10) چه نوع کابوس هایی ولدمورت را به وجود می آورند؟

سوال مربوط به وردهای جادویی:

این وردها چه کاربردهایی دارند؟

اکسیو »
آپارسیوم »
کانجانکتیوینوس »
دلتریوس »
دنسوژو »
دیفیندو »
دیسندیوم »
انرواته »
فیدلیوس »
ایمپدیمنتا »
اینسندیو »
ریکتوسمپرا »
ریدیکولوس »
ریپارو »
پتریفیکوس توتالوس »
آواکداورا »
اکسپلیارموس »
اکسپکتوپاترونوم »
ابلیویاته »
پرایور اینکانتام »

پاسخ ها را به صورت پیام شخصی به من بدید.

به هیچ وجه پاسخ سوالات رو در این تاپیک ارسال نکنید ، زیرا در صورت ارسال پست در این تاپیک ، دیگران می توانند با استفاده از اطلاعات شما به سوالاتی که پاسخشان را نمی دانند جواب دهند و بنابراین پاسخ این سوالات تنها باید به صورت پیام شخصی زده شده و هیچ پستی نباید در اینجا بخورد.

« موفق باشید »

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در 1387/5/14 0:23:55
ویرایش شده توسط آریانا دامبلدور در 1387/5/14 0:32:32
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: یکشنبه 30 تیر 1387 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
به مك بون پشمالو: هووم..اينجا واقعا يك المپيك دياگون هست. چند نفر اينجا در مراحلي شركت ميكنن و بين اونا برنده تعيين ميشه. اون هم به صورت تك پستي ، نه رول.
اولا: شما بايد در اين المپيك ، مثل بقيه ثبت نام ميكرديد.
دوما: ما اينجا به صورت رول نمينويسيم.
سوما: سبك نوشتن در اين مرحله طنز نيست.
چهارم: شما اصلا درباره ي مرحله ي اول ننوشتين. زدن پست در اينجا دلبخواهي نيست.
البته اشكالي نداره. اما بهتره از اين به بعد دقت كنيد.

به بقيه ي شركت كنندگان: زودتر شركت كنيد تا من مرحله ي دوم رو اعلام كنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 27 تیر 1387 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
شترق ..../
- اين ديگه چي بود ؟‌ ... من دو روز ديگه مسابقه انتخابي المپيك دارم مثلا اومدي به من روحيه بدي !!! ... خدايا من چقدر احمقم كه زن اين شدم .... اين چه بخت شومي است كه همچون مهي غليظ بازوانم را در سياهي شب به كام مرگ فرو برده است !!!!!!!!
- اين ديگه چي بود چو ؟!
چو : كودوم مك؟! اين جمله خفنه رو ميگي!؟ ... از پست بالايي ياد گرفتم !!
مك : نه هميني كه زدي تو سرم !!
چو : ها .. آها يه وزنه ي سربي پونصد كيلويي بود ... دارم تقويت عضلات چهار سر ران انجام ميدم !!!

چو و مك در سياهي غليظ شب از سينما ميان بيرون !! ... دوردست ها مردي با رداي سياه در پشت علف هاي هرز در كنار تابلوي شكسته سر در سينما " مردي در انتظار مرگ با شركت هنرمند نامي سينما كريچر " ايستاده !!
مك :‌ چو تو اون مردي در دوردست ها رو مي بيني ؟!
چو : ها آره چطور ، بهم مياد ؟!
مك : چي ؟!
چو : اين عينك مادون قرمز ديد در شب !!!! .. مامانمينا از جاپون برام آوردن !!؟! ... حالا چطور مگه ؟!!
مك : ها آره منم ميبينمش ... هيچي همينجوري گفتم بخنديم ؟!!

-------------------------------

مكان:‌اتاق نيازمندي ها ...... زمان : همون شب !
هري در گوشه اي از اتاق ايستاده و با نگراني به جيني چشم دوخته !
مربي چيني جيني به نام خانم چانگ ( هيچ نسبتي با چو نداره داستان رو الكي پيچيده نكنين !!! ) : دختره ي كم استعداد ( بجاي كم استعداد از ناسزاهاي مشابه مي توانيد استفاده كنيد ... / ) ... بايد مشت بزني ؟‌مي فهمي مشت ! ...
شترق !!

هري گرماي يك نوشيدني آتشين را بر صورتش احساس كرد و جيني چنان محبتش را در صورت هري نهاد كه چونان نوشيدني داغي بر صورتش سرازير شد ... آه عطر گيسوانش او را سرمست كرده بود !!!
راجر : اينا مال زماني بود كه دوست دخترت بود ... الان زنته بي شعور !!
هري :‌ ها ... اوكي .. جيني اينجا چيكار مي كني .. بايد تمرين كني ؟! ...تو دو روز ديگه با اون دختره ي جاپوني مسابقه انتخابي داري ؟!!
جيني : اين خانمه اذيتم مي كنه ... نمي خوام ... من مامانمو ميخام !!
هري : ولي تو بايد شركت كني ... من بايد به اون دختره ي با استعداد ( هيچ صفت ديگه اي برازنده ي چو نيست ! ) ثابت كنم كه دوستيم باهاش فقط براي گذروندن وقت بود ، مي ترسم بياد وارد زندگي عشقولانه مون بشه ... تو بايد ناك اوتش كني !!
راجر : ولي چو شوور كرده ... خيلي وقته با يه فردي به اسم " مك " و اونا دارن با خوبي و خوشي در هاگزميد ساختمان شماره 13 طبقه سوم با هم زندگي مي كنن !!
هري : هوووووووووم... خوب باشه ! ... هوووووم ... من بايد شكستش بدم !!
راجر : هري اين چيزي نيست جز عقده هاي نهفته در تو ... تو داري با خودت مبارزه مي كني نه چو .. چو براي تو مرده ولي روح اون هنوز آزارت مي ده !!! ... تو يه شكست خورده ي مطلقي !!!!
هري : راجر ميشه خفه شي .!
راجر : نه من مديرم هر جا دلم بخاد هر كاري دلم بخاد مي كنم !!!!
هري :‌

ادامه دارد ..../


من يك ساله رول نزدم ... اگه اين رول در حد نيوشا پاتره به بزرگي خودتو ببخشين ... دلم بره رول زدن تنگ شده بود ...../

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

تصویر تغییر اندازه داده شده

رون ويزلي !
___________________