نقل قول:
دو تا پست قبلیمو پس گرفتم این یکی رو هم فقط برای این زدم که از آقای آذرنوا معذرت خواهی کنم که به نوشته هاشون گیر بی خود دادم امیدوارم تو طرح آباد سازیتون موفق باشید خوش بگذره * ناراحت نشدم فقط واقعا حوصله ندارم
نه اصلاً ناراحت نشدی! فقط احتمالاً برای اولین برای در طول تاریخ جادوگران من به اسم فامیلم صدا زده شدم! و به صورت رسمی بسیار نچسبی ازم معذرتخواهی کردی و یه برچسب طرح آبادسازیم زدی!
نه تو ابداً ناراحت نیستی! من ذرهای شک ندارم!
همین دیگه! آرزومندم حوصلت هر چه زودتر برگرده و به همراه بقیهی بچهها از نظراتت بیشتر استفاده کنیم.
نقل قول:
اما جواب این سوالت رو ارجاع میدم به طنزهای روتین مدیری ، فکر میکنی اگر پاورچین پخش شه بازم ملت میان بهش همونطوری میخندن ؟ یا مثلاً اینطوری بنظر میرسه مدیری دقیقاً باید همون شیوه ساختن فیلمش رو تکرار کنه ...
درود بر تو! این خیلی خوب بود. البته طنزای مدیری رو تازگیا نشون ميده یه سریاشون هنوزم خوبه! حالا نوستالژی و خاطرات گذشتم هست منتهی خب اوکی خیلیاش به نظر افتضاح میرسه. حداقل امیدوارم پستای قدیمی من همچین حالتی نداشته باشه!
منتهی در کل حرف منم که مثل این که یه سری بچهها خوششون نیومد این بود که حرکت رو به جلو! هری پاتر تموم شده؟! به درک! ما که اصلاً محدود به سیر روایی و کتابای هری پاتر بودیم که حالا باشیم! عملاً ما تا آخر عمرمون میتونیم رول (ترجیحاً خوب!) تولید کنیم
نقل قول:
اتفاقاً دیروز به سالازار گفتم نصف ملت اومدن توی تاپیک چیزی بنویسن ولی هیچی نفهمیدن ... خب یه سری تیکه ها و اینا تاریخ مصرفی داشته و داره ... گره یادآوریش خیلی حال میده .
این خیلی راحت قابل حله! میشه یه پاراگراف تاریخ داستان را توضیح داد. هم تیریپ کلیشه و خندهبازار میشه شبیه داستای فسیل و فیلم تاریخی افتضاح صدا و سیمایی تعریف کرد هم کسایی که یادشونه یه مروری واسشون میشه!
نقل قول:
در یه چت با فرهاد،که فکر نمیکنم ده دقیقه هم طول کشیده باشه،قضیه ی کارت دانشجویی راجر رو اونقدر بردیم جلو که خیلی ها باور کردند همچین چیزی وجود داشته.همین عملو میشه برای سوژه های رول به راحتی انجام داد.شما که انرژی دارید، باید سعیتون رو بکنید.
البته کارت دانشجویی رضا هنوز گروئه اونجا! :D
نقل قول:
من اونقدرام تازه وارد نيستم،اون قدرام قديمي نيستم.فكر ميكنم افرادي كه تو اين كودتاي عليه وزير هستن اكثرشون 3 تا 4 ماه زودتر از من عضو سايت شده باشن.(اينو گفتم كه بگم منم قديميم،خفنم..چون گويا قديمي ها تو سايت خيلي مقام و ارزش بايد داشته باشن.)
دو سال و ۳ تا ۴ چهار ماه منتهی فرقی نميکنه. الان سعید برگرده عضو شمارهی هفت بود فک کنم من عمراً بهش احترام بذارم چون از پستاش هیچوقت خوشم نمییومد! یا پست اولی مانی توی کودتا خیلی بد بود به خودشم گفتم. پست خودت انصافاً خوب بود منم همون رو ادامه دادم و توی چت باکس هم واست نوشتم. این جریان احترام که میگی رو خودتم ميدونی اینطوری نیس. چون این یکی دیگه به دست مدیران و فشار و آستکبار ربطی نداره. مدیران نمیگن به قدیما احترام بذارین. اگه احترامی هم هست من به عنوان یه عضو (به تاریخش کاری ندارم) دوست دارم فک کنم به خاطر نوشتههام و اخلاقیاتم هست نه تاریخ عضویتم و اطمینان دارم که قطعاً اینطوره. من الان یه پست بیشتر الان ازت تو ذهنم نیست ولی این ذهنیت الان مثبته چون کارت خوب بوده. شمارهی عضویتت دو رقمی باشه یا پنج رقمی قاعدتاً فرقی نمیکنه وقتی کارت خوبه.
نقل قول:
قديم هيچي نبوده..بيخودي اين جو رو نديد كه قديما بهتر بوده،با كيفيت تر بوده يا هر چيز ديگه..حالت فعلي جادوگران خيلي هم خوبه و خيلي هم بهتر از اون موقع هاست..تازه حالت فعليش شايد كمي افت كرده باشه ولي اگر بخوايم دو سال اخير رو به فرض بگيريم،به نظر من سايت هيچ مشكلي نداشته و اعضا به همون خوبي قديم فعاليت ميكنن و ميكردن!
قدیما از نظر من خیلی خوب بود! چون اون موقعا بهم بیشتر خوش ميگذشت! به نظر من حکم صادر نکنیم. مشخصاً هر کی با اون دورهای که خودش توش بیشتر حال ميکرده بیشتر احساس نزدیکی میکنه. ممکنه هفتهی پیش از این هفته جادوگران از نظر من خیلی بهتر بوده باشه. من قدیما بهم بیشتر خوش میگذشت چون کلی دوست پیدا کردم و میزدیم تو سر و کلهی همدیگه. شاید این اتفاق دوباره بیوفته بگم الان خیلی بهتره ;)
نقل قول:
به این مشکل میگن "شکاف نسل ها"! ... بچه های نسل جدید و قدیم همدیگه رو درک نمی کنن. بچه های قدیمی بخصوص اونایی که سالی یه بار به سایت سر میزنن به بچه های جدیدتر به چشم ارزشی یا نویسنده های سطح پایین نگاه می کنن. با سوژه هاشون نمی تونن ارتباط بر قرار کنن، پستاشون رو لایق خوندن نمی دونن.. اونا هنوز میخوان به سبکی که سال دو سه سال پیش می نوشتن و با همون سوژه ها رول رو بتروکونن و البته بیشتر کسانی از این کارشون پیروی میکنن که مربوط به همون نسلن. این بچه ها اگه ازشون در مورد بهترین نویسنده ها بپرسی از هم نسلای خودشون و بهترین پستا رو پستای زمان خودشون می دونن ( که الحق هم پستهایی بس خوندنی هستن.... ولی جذابیتشون بیشتر برای همون زمانه!)
خداییش نه دیگه در این حد! کلاً تعریف جادوگرانی از "دوران" فرهنگ خاص اون موقع فرومه. فرهنگ فروم جریانش چیه؟ تیکهها و دیالوگها و سوژههای داخلی و خیلی وقتا خارجی سایت هستش که ميریزه توی رول بچهها. مسلماً تو جریان بودن خیلی کیف داره. منتهی اونقدرم دیگه غیرممکن نیست. من حدود چهار پنج ماه پیش توی تاپیک اتاق تسترالها هیچ ایدهای نداشتم چه خبره و هیچ کدوم از بچهها فعال سایت رو هم نميشناختم. منتهی یه چندتا پست زدم و به زور خودم رو جا دادم و نهایتاً سوژهی خودم رو تزریق کردم تو جریان و خب گرفت! احساس بیگانگی و ایناش به جای خود خب چون هست! منتهی بچههای فعلی دیگه محفل سری اخوت پنهان که نیستن! قاعدتاً بعد از یه مدت آدم رو داخل بازی راه ميدن.
در پایان منم با حس سیریوس بلک احساس هم حسی خودم رو اعلام میکنم!