
و بدین ترتیب بود که... هان چیه...؟ خب اول باید داستان رو بگم... اوکی خیله خب! از پشت صحنه میفرمایند که اون چکش بالایی رو به افتخار مودی زده شده... خیله خب برو کنار بچه... اِهم!
و بدین ترتیب بود که آلبوس سوروس پاتر در اقدامی مشکوک که دلایل آن مشخص نبود به مقر اتحاد خاکستری آمده و به صورتی تابلو شاخ بازی درآورد! اعضای اتحاد خاکستری در ادامه به وی حمله کرده و او را (به دلیل فشار از سازمانهای مدافع حقوق کودکان حذف شد!)
و اینطور شد که نیروهای مدیریتی موسوم به کا-گاش(؟) در اختیار اعضای اتحاد خاکستری قرار گرفت.
=======================================
امپراطور: من مشکلی با تسوکه بودن ندارم! مشکل من با کاییکو بودن کریچره!
کریچر: دیدین؟! میدونستم با من خصومت شخصی داره! من و شخصیت کاییکو دو روح در یک بدنیم! من پرسنالیزشن خود کاییکو هستم! هیکل، قدرت، مهارت، دقت، سرعت... همه در یک پکیج!

امپراطور: دروغه! بگو دروغه دُن کورلیونه! بگو که اونا پسرم رو آزاد میکنن...!

(موسیقی ایتالیایی در حال پخش!)
سالازار: هااا؟!

امپراطور: نه پدر! تو نباید بمیری! پدرررررررررررر!
(موسیقی هندی در حال پخش)
سیریوس: فک کنم توی کتک زدن امپراطور یه کم زیادهروی کردیم! هاووووهاوووو (صدای زومبه!)
مودی: موهاهاهاها! نه تقصیری نداره! دوبلر آلن دلون و تسوکه و مرد بیچارهی تمام فیلم هندیا یه نفره! یه کم خط رو خط افتاده... این جادوهای میتی کومان یه کم خطا دارن...
اسکاور: جادوهای میتی کومان؟! یعنی بچهها واقعاً دارن به شخصیتهای میتیکومان تبدیل میشن!؟
مودی: پَه! پس فک کردی همینطور الکیه؟! نه خب الان یه کم جو گرفتدشون! مگه نه کریچ؟!
کریچر: عمراً من تسلیم این شخصیت میتیکومانی خودم بشم! حتماً رئیس کومان با ما شوخیش گرفته! نه سگارو؟!
(صدای تنظیم شدن پیچ رادیو روی آهنگ میتیکومان)
امپراطور: رئیس کومان ما باید خودمون رو سریعتر به خوابگاه مدیران... یعنی مخفیگاه آدم بدجنسه برسونیم و اونا رو از دست علی...

یعنی همون کلانتر بدجنس نجات بدیم!
سیریوس: هاواووووهاوووو!
سالازار: آفرین زومبه! برو بگیریمشون پسر! داداش کاییکو توی سیلوهای گندم شرکت صادرات واردات معبد آمون میبینمتون!
کریچر: سالا... سگارو! ای پسرهی شیطون! تنهایی کجا میری؟! رئیس کومان؟!

مودی: نه من رئیس کومان نیستم... من مودیَم...
چند لحظه سکوت. مودی سرش رو پایین انداخته و مثل این که مشغول جنگیدن با طلسم بسیار پیچیدهایه! و یهویی سرش رو بالا میاره!
مودی: ولش کن کاییکو! اون پسر از عهدش برمیاد! تازه زومبه هم باهاشه! تو اینجا باش و مواظب اوناتسو و این دختر دهاتی بیچاره و اون اژدهای وحشی باش!

و مودی به ترتیب مریباود، ونوس و کرم سنگخوار رو نشون میده!
اسکاور: پس من چی؟!

مرلین: تازه منم اینجام! درسته دیالوگ نداشتم! این تد تانکس هم همینطور...
مودی در یک لحظه برمیگرده و به بقیهی افراد خاکستری نگاهی میاندازه...
مودی: کاییکو مواظب کدخدای پیر و دهاتیایی که توی این غار پناه گرفتن باش! ما به زودی برمیگردیم!
کریچر: چشم رئیس! نگران نباشین!
مرلین: ای داد! همشون رفتن! به ریشم قسم که خیلی پیچیدس! حالا چی میشه؟!
اسکاور: چیز خاصی نمیشه احتمالاً معبد آمون بعداً ازشون به خاطر خراب کردن انبارهای شرکت صادرات وارداتش شکایت ميکنه. به روی مثبت قضیه فک کن که سالازار بیچاره بالاخره به آرزوش میرسه!

تدتانکس: من دیالوگ خاصی ندارم...

اسکاور: مرلین چی میگی؟! به این فک کن که سالازار الان سگاروئه! کل این جریان خیلی مشکوکه! چرا تمام اعضای ما با دسترسی مدیریتی و ایپیهای تابلو به شخصیتهای میتیکومان تبدیل شدن و راه افتادن اینور اونور خرابکاری؟!
کریچر: هی تو پسر! رئیس کومان هیچوقت خرابکاری نمیکنه! دیگه نبینم به رئیس کومان چیزی بگی! یَههههاااا!

و کریچر با یک ضربه اسکاور را چندین متر به هوا پرتاب کرده و اسکاور هفت مرتبه با زمین هی برخورد میکند!
ونوس: جالبهها! قدرت کاییکو پرت کردن هفتنفر با هم بود! حالا که فقط اسکاوره! به جاش هفت بار پرت میشه!

کریچر: هاهاها! این تازه بدون دستمال قدرتمه! حیف که همیشه این قسمتهای میتیکومان سانسور میشه! وگرنه یه کم جلوی شما خانما واسه جلب توجه ژانگولر میزدم!
======================================
در این لحظه در قبر سابق سالازار دو چشم در تاریکی میدرخشیدند: هاهاهاها! شما خاکستریهای احمق خوب به دامم افتادین! حالا در کل فوروم... یعنی شهر! بدنام خواهید شد و معبد آمون دهنتون رو سرویس خواهد کرد و از بس سوژههاتون با هم گره خواهد خورد که خودتونم ندونین چه اتفاقی در حال وقوعه! آهاهاهاها آهاهاهاهاهاهاهاههااهاهاهاهاهاها!

تدتانکس: از قبر سالازار صداهای عجیبی میاد...