جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 بهمن 1387 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی میاد روی سن و از ونوس کلی تشکر میکنه: دوستان عزیز شرمنده که این همه منتظر موندید..فیلم رو با ریش مرلین دوختم و شرمنده..ریش مرلینه دیگه..بهتر از این نمیشه...
امپراطور از پشت پرده: مودی...بابا تو 4 تا فیلم رو به هم دوختی! نمیشه که! هندی ژاپنی اکشن فانتزی!

مودی که حساب کار دستش میاد میگه: خوب باشه...من میتی کمانی حال می کنم! و تو دوس داری بریم خوابگاه مدیران؟! خوب باشه..تریپ میتی کمانی بریم خوابگاه مدیران!
ملت:پس بالاخره اون صدای چی بود؟!؟
مودی:خوب برگردیم به صدایی که از گور سالازار در میومد!

.... که زیر شلواری بازم میره پایین و میاد بالا و ایندفعه، هر کی تک بیاره بازی میکنن و بخت با ونوس یاره: این پایین بوی نفت میاد!!!ما به چاه نفت رسیدیم و بالاخره پول دار شدیم و من می تونم شرکت صادرات واردات رو بزنم!!!!

امپراطور که اصلا از این سوژه خوشش نیومده مدل تسوکه میاد جلوی مودی و میگه: ببین کومان، یا همین الان میریم تاپیک های دیگه رو میگیریم..و از اونجا میریم مدیریت..یا من رسما میکنمت تو گور سالازار!(شمشیرم میزاره زیر گلوی مودی)
مودی هم اغفال میشه و بالاخره دستور حرکت میده و همه با هم به سمت تاپیک های منتهی به "خوابگاه مدیران" حرکت می کنند....
محض احتیاط و روز مبادا...گور سالازار که آسپ هم توشه رو هم با بیل حفر می کنن و باخودشون همون طوری می برن!
در اخرم دم در غار برای یادگاری یه عکس می ندازند!


تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1387/11/29 0:46:55
می دونید با چه کسی طرف هستید؟!
اپتیموس پرایم!
مودی-تریلی!
Leader Prime!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 بهمن 1387 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه‌ی داستان:

آسپ به مقر اتحاد خاکستری نفود کرده و با دستکاری در جادوی میتي‌کومانی مودی باعث قوی شدن بیش از حد این جادو شده است به طوری که بسیاری از اعضای اتحاد هویت واقعی خود را از دست داده و فکر می‌کنند که شخصیت‌های کارتون میتی‌کومان هستند! در ادامه دسترسی‌های مدیریتی ناگهان توسط امپراطور به طرز عجیبی کشف شده و دکمه‌های حذف و ویرایش در اختیار اعضای اتحاد خاکستری قرار می‌گیرد...

در ادامه‌ی پلن هوشمندانه‌ی آسپ و همدستان نامشخصش برای از هم پاشیدن اتحاد خاکستری او آن‌ها را به سمت شرکت صادرات و واردات گندم معبد آمون سوق می‌دهد!

بدین ترتیب با گره خوردن چهار سوژه با یکدیگر اعضای اتحاد خاکستری دچار بن‌بست شده و به دو دسته تقسیم می‌شوند.

دسته‌ی اول شامل امپراطور/تسوکه - سالازار / سگارو - سیریوس/ زومبه برای حمله به معبد آمون (خوابگاه مدیران) و شکست دادن کلانتر بدجنس و دار و دسته‌اش (عله و تیم مدیریت) حرکت می‌کنند و دسته‌ی دوم شامل کریچر / کاییکو - مری‌باود / اوناتسو به همراه سایر اعضای اتحاد خاکستری و آسپ که در قبر سالازار مخفی شده در داخل غار باقی می‌مانند.

مودی / رئیس کومان در ادامه بنا به دلایل نامشخصی هنوز درون غار است و مشغول ور رفتن با زیرشلواری سالازار است!(و در این میان آسپ را نیز پیدا مي‌کند! هر چند اتفاق خاصی بعد از پیدا شدن وی رخ نمي‌دهد!) و باز هم بنا به علت نامعلومی سایر اعضای اتحاد خاکستری که به سمت خوابگاه مدیران حرکت کرده بودند کماکان در غار هستند و با همکاری یکدیگر سوژه‌ای بودار را اجرا می‌کنند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: دوشنبه 28 بهمن 1387 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام های بازرگانی ونوسی!!!

ملت : هوووووو ... یعنی چی فیلم پاره شد!!!

مودی: کمک!!! sOs!!! یکی بیاد سر اینا رو گرم کنه تا من فیلمو بدوزم!!!


امپی که جو مرام گرفتتش... و دلش می خواد کسی مودی رو نکشه که خودش بعدا بکشتش... فدا کاری می کنه و ریش مرلینو می کشه!

مرلین : کی بود ؟ شوخی شوخی با ریش منم شوخی؟

و با کله میره تو شیکم امپی!!!

و بزن بزن به شیوه ی کشتی کچ! شروع میشه!!!
ملت که یه چیز جالب برای سرگرم شدن پیدا کردن ... دست از سر مودی ور میدارن!

مودی از فرصت استفاده می کنه و چارزانو رو زمین ولو میشه!

مودی: خانوما!!! کسی سوزن نخ داره؟؟؟؟

ونوس و مری به هم نگاه می کنن ... بعدش به مودی نگاه می کنن!

مودی:

ونوس که دلش برای مودی سوخته!! میره دم گور !

ونوس در حالی که دماغشو با یه دستمال صورتی گرفته و صداش تو دماغی شده!!: سالی یه سوزن بده بالا!!!

زیر شلواری پایین کشیده میشه و بعد در حالی که یه سوزن توش فرو رفته دوباره بالا میاد!!!
ونوس سوزنو برمی داره و پیش مودی می بره!!!

مودی : وایـــی شما چقدر مهربونید ... ولی این که نخ نداره!!!

ونوس : نو پرابلم!!!

و به گردو خاکی که دعوای امپی و مرلینه نزدیک میشه و دستشو می بره تو خاکا!وقتی دستشو میاره بیرون ... مشتش پر چیزهایی شبیه نخ های سفید براقه!

مرلین : آی ریشـــــم... نامردا!
و چون نفهمیده از کجا خورده ... یکی دیگه می کوبه تو فک امپی!بعد مدل صمدی!!انگشت اشارشو فرو می کنه تا ته تو چشم امپی!

ونوس: چیه حاجی فکر نکردی منم ممکنه برگردم بنویسم ؟؟؟

مودی هم با خوشحالی سوزنشو نخ می کنه ... بعد یه نگاه به دور رو بر می ندازه و چون کسی حواسش نیست ... زیر شلواری سالی رو هم کش می ره و ازش وصله درست می کنه و شروع به دوختن فیلم می کنه!!!


پایان یک پیام بازرگانی بودار!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 27 بهمن 1387 22:23
نمایش جزئیات
آفلاین
از قبر سالازار صداهای عجیبی میاد و چون امپراطور شکلک تهوع زده، باید صدای بدی باشه!!!
سالازار که دید اصالت و شرافت و ایناش در خطره، سریع از گور زیرشلواری سفیدشو داد بیرون!
مودی که دلش برای تد تانکس سوخته بود که هیچی دیالوگ نداره، بهش گفت که بره ببینه اون زیر شلواریه چیه!
تد تانکس هم از اینکه بالاخره یه دیالوگی داره کلی ذوق کرد و واسه اینکه هر چی بیشتر و بیشتر نقش داشته باشه، ولو شد روی زمین و شروع کرد خزیدن!
مرلین هم از اینکه هنوز هیچ نقشی بهش داده نشده عصبانی شده بود داد زد که : قبول نیست! این تد تانکس داره وقت تلف میکنه...
مودی: خوب تو هم خلاقیت داشته باش..خودتو بنداز وسط سوژه!
مرلین که دید هر کی هرکیه و فعلا سوژه روی رسیدن تانکس به زیر شلواری سالازاره، دوید و نشست پشت تانکس!
بقیه ی کسایی هم که تاحالا دیالوگی نداشتند از مرلین تبعیت کردند و همه رفتند نشستند پشت تانکس!
بعد از گذشت یه 2 3 ساعت، که دیگه همه حسابی از اینکه مرکز توجه بودن خوشحال بودند و راضی، تانکس رسید به زیر شلواری!
تانکس:یه چیزی روش نوشته!
مودی:خوب بخون ببینیم چیه؟!
تانکس پیش خودش: خوب حالا که من مرکز این همه توجه هستم از فرصت استفاده می کنم!
تانکس: با سلام خدمت همه ی دوستان در سطح سایت، اقا مرلین و اقا سیریش که الان از مرلینگاه اومدن،بعله اینجا نوشته که، یادتون نره که آلبوس سوروس پاترم اینجا توی گور منه و این صدا ها و بوها از این بچه اس!
امپراطور اعتراض کرد که نه این صدا با اون صدایی که اون منظورش بود فرق داره و ایندفعه خواسته فضاسازیش صدا هم داشته باشه و خراب نکنید سوژه رو دیگه!!!
سالازار زیر شلواری رو میکشه تو گور و بعد چند ثانیه دوباره می دتش بالا!
اینجا سر اینکه کی بخونه چی نوشته، یه درگیری کوچیک بین مرلین و مری و ونوس و سیریش و تانکس پیش میاد و ملت جمع میشن کف و دست و سوت و اینا!(اینم فضا سازی!! فضای اکشن!)
بالاخره مرلین که توی مبارزه نصف ریششو از دست داده بود زیرشلواری رو میگیره و بلند می خونه: نه حالا که فکر میکنم!! می بینم که این بو ماله یه چیز دیگه اس!! :grin:
توی این لحظه، دوباره زیر شلواری میره پایین و میاد بالا و واسه تنوع، سیریش میخونه! : من ؛آلبوس سوروس پاتر زنده ام و ...
مودی:بعله بوش میاد!
سیریش: و...خواستم از همین جا بگم که هیچ دلخوری ازت ندارم مودی!
مودی تریپ احساساتی مپره گورو بقل میکنه و اشک میریزه گوله گوله و میگه که : البوس جون...گوگولی مگولی! منم همینطور! ناراحت نیستم و پستم رولی بود!
ملت هم کلی از این صحنه هندی حال می کنن و داد می زنن:دوباره دوباره!
که زیر شلواری بازم میره پایین و میاد بالا و ایندفعه، هر کی تک بیاره بازی میکنن و بخت با ونوس یاره :: این پایین بوی....

که یهو اینجا که میرسه که همه ملت تو کفن ببین بو و صدای چی میاد، فیلم پاره میشه!!!
مودی در نقش نویسنده پست میاد رو سن و میگه: عزیزان خواننده، یه اشکال فنی! پیش اومده!ولی الان دوستان ما دارن کار می کنن رو این موضوع..و خواهش میکنم که از جاتون بلند نشید!
پست هم نزنید!
اگرم پست می زنید بقیه سوژه رو ادامه ندید! چون من تا دقایقی دیگه فیلم رو که دوختم،میگم که بو و صدای چی بود!
واسه این مشکل هم همه امشب نوشابه مهمون من!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1387/11/27 22:51:23
ویرایش شده توسط الستور مودی در 1387/11/27 23:04:29
می دونید با چه کسی طرف هستید؟!
اپتیموس پرایم!
مودی-تریلی!
Leader Prime!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 27 بهمن 1387 17:40
نمایش جزئیات
آفلاین


و بدین ترتیب بود که... هان چیه...؟ خب اول باید داستان رو بگم... اوکی خیله خب! از پشت صحنه می‌فرمایند که اون چکش بالایی رو به افتخار مودی زده شده... خیله خب برو کنار بچه... اِهم!

و بدین ترتیب بود که آلبوس سوروس پاتر در اقدامی مشکوک که دلایل آن مشخص نبود به مقر اتحاد خاکستری آمده و به صورتی تابلو شاخ بازی درآورد! اعضای اتحاد خاکستری در ادامه به وی حمله کرده و او را (به دلیل فشار از سازمان‌های مدافع حقوق کودکان حذف شد!)

و اینطور شد که نیروهای مدیریتی موسوم به کا-گاش(؟) در اختیار اعضای اتحاد خاکستری قرار گرفت.

=======================================

امپراطور: من مشکلی با تسوکه بودن ندارم! مشکل من با کاییکو بودن کریچره!

کریچر:‌ دیدین؟! می‌دونستم با من خصومت شخصی داره! من و شخصیت کاییکو دو روح در یک بدنیم! من پرسنالیزشن خود کاییکو هستم! هیکل، قدرت، مهارت، دقت، سرعت... همه در یک پکیج!

امپراطور: دروغه! بگو دروغه دُن کورلیونه! بگو که اونا پسرم رو آزاد می‌کنن...!

(موسیقی ایتالیایی در حال پخش!)

سالازار: هااا؟!

امپراطور: نه پدر! تو نباید بمیری! پدرررررررررررر!

(موسیقی هندی در حال پخش)

سیریوس: فک کنم توی کتک زدن امپراطور یه کم زیاده‌روی کردیم! هاووووهاوووو (صدای زومبه!)

مودی: موهاهاهاها! نه تقصیری نداره! دوبلر آلن دلون و تسوکه و مرد بیچاره‌ی تمام فیلم هندیا یه نفره! یه کم خط رو خط افتاده... این جادوهای میتی کومان یه کم خطا دارن...

اسکاور: جادوهای میتی کومان؟! یعنی بچه‌ها واقعاً دارن به شخصیت‌های میتی‌کومان تبدیل می‌شن!؟

مودی: پَه! پس فک کردی همین‌طور الکیه؟! نه خب الان یه کم جو گرفتدشون! مگه نه کریچ؟!

کریچر: عمراً من تسلیم این شخصیت‌ میتی‌کومانی خودم بشم! حتماً رئیس کومان با ما شوخیش گرفته! نه سگارو؟!

(صدای تنظیم شدن پیچ رادیو روی آهنگ میتی‌کومان)

امپراطور: رئیس کومان ما باید خودمون رو سریع‌تر به خوابگاه مدیران... یعنی مخفیگاه آدم بدجنسه برسونیم و اونا رو از دست علی... یعنی همون کلانتر بدجنس نجات بدیم!

سیریوس: هاواووووهاوووو!

سالازار: آفرین زومبه! برو بگیریمشون پسر! داداش کاییکو توی سیلوهای گندم شرکت صادرات واردات معبد آمون می‌بینمتون!

کریچر: سالا... سگارو! ای پسره‌ی شیطون! تنهایی کجا می‌ری؟! رئیس کومان؟!

مودی: نه من رئیس کومان نیستم... من مودیَم...

چند لحظه سکوت. مودی سرش رو پایین انداخته و مثل این که مشغول جنگیدن با طلسم بسیار پیچیده‌ایه! و یهویی سرش رو بالا میاره!

مودی: ولش کن کاییکو! اون پسر از عهدش برمیاد! تازه زومبه هم باهاشه! تو این‌جا باش و مواظب اوناتسو و این دختر دهاتی بیچاره و اون اژدهای وحشی باش!

و مودی به ترتیب مری‌باود، ونوس و کرم سنگ‌خوار رو نشون می‌ده!

اسکاور: پس من چی؟!

مرلین: تازه منم این‌جام! درسته دیالوگ نداشتم! این تد تانکس هم همین‌طور...

مودی در یک لحظه برمی‌گرده و به بقیه‌ی افراد خاکستری نگاهی می‌اندازه...

مودی: کاییکو مواظب کدخدای پیر و دهاتیایی که توی این غار پناه گرفتن باش! ما به زودی برمی‌گردیم!

کریچر: چشم رئیس! نگران نباشین!

مرلین: ای داد! همشون رفتن! به ریشم قسم که خیلی پیچیدس! حالا چی میشه؟!

اسکاور: چیز خاصی نمیشه احتمالاً معبد آمون بعداً ازشون به خاطر خراب کردن انبارهای شرکت صادرات وارداتش شکایت مي‌کنه. به روی مثبت قضیه فک کن که سالازار بیچاره بالاخره به آرزوش می‌رسه!

تدتانکس: من دیالوگ خاصی ندارم...

اسکاور: مرلین چی می‌گی؟! به این فک کن که سالازار الان سگاروئه! کل این جریان خیلی مشکوکه! چرا تمام اعضای ما با دسترسی مدیریتی و ای‌پی‌های تابلو به شخصیت‌های میتی‌کومان تبدیل شدن و راه افتادن این‌ور اون‌ور خرابکاری؟!

کریچر: هی تو پسر! رئیس کومان هیچ‌وقت خرابکاری نمی‌کنه! دیگه نبینم به رئیس کومان چیزی بگی! یَههههاااا!

و کریچر با یک ضربه اسکاور را چندین متر به هوا پرتاب کرده و اسکاور هفت مرتبه با زمین هی برخورد می‌کند!

ونوس: جالبه‌ها! قدرت کاییکو پرت کردن هفت‌نفر با هم بود! حالا که فقط اسکاوره! به جاش هفت بار پرت میشه!

کریچر: هاهاها! این تازه بدون دستمال قدرتمه! حیف که همیشه این قسمت‌های میتی‌کومان سانسور می‌شه! وگرنه یه کم جلوی شما خانما واسه جلب توجه ژانگولر می‌زدم!

======================================

در این لحظه در قبر سابق سالازار دو چشم در تاریکی می‌درخشیدند: هاهاهاها! شما خاکستری‌های احمق خوب به دامم افتادین! حالا در کل فوروم... یعنی شهر! بدنام خواهید شد و معبد آمون دهنتون رو سرویس خواهد کرد و از بس سوژه‌هاتون با هم گره خواهد خورد که خودتونم ندونین چه اتفاقی در حال وقوعه! آهاهاهاها آهاهاهاهاهاهاهاههااهاهاهاهاهاها!

تدتانکس: از قبر سالازار صداهای عجیبی میاد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 27 بهمن 1387 10:47
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین موقع امپراطور با تیریپ کایکو میاد جلو اعلامیه رو از صورت مودی می کنه، گردن آسپ رو می گیره و فروش می کنه توی همون گوری که قبلاً برای سالازار کنده بوده.

ملت:

کریچر با اعتراض: هوووی مرتیکه (به ناظر: مرتیکه فحش نیست نشونه ی صمیمیت بین دوستانه) مثل اینکه من کایکو بودما!

امپراطور: من با تیریپ قدرت بیشتر حال می کنم

مودی: مرتیکه! (علامت صمیمیت) الان دقت کردی که سوژه ی منو کلاً ترکوندی؟ من می خواستم با مطرح کردن بحث آی پی خودمو در مرکز توجه نشون بدم. زود باش اعلامیه ی منو بچسبون رو صورتم!

امپراطور: No way! الان نوبت پست زدن منه و من هر جوری بخوام سوژه می دم.

ملت با هرج و مرج: اما تو که امپراطور نیستی که داری پستمی زنی!

امپراطور: چرا من امپراطورم و سوژه رو به هر جایی که بخوام می برم! ... می گم چیزه، یه کم فضا سازی کن

فضا سازی: قطره های آب از استالاکتیت های سقف جدا می شد و بر سطح نمناک و تاریک زیر زمین متروی متروک چکه می کرد. کرم سبز سنگ خوار که بعد از چند بار فرو خوردن و سپس بالاآوردن اعضای مختلف اتحاد خاکستری در پست های مختلف احساس در هم پیچیدگی داشت روی زمین می خزید و با درماندگی به انسانهای پیرامونش نگاه می کرد و به این می اندیشید که نفر بعدی چه کسی خواهد بود.
امپراطور با برقی از صلابت در چشمانش با گامهایی محکم به سمت بقایای آلبوس سوروس پاتر قدم برداشت و دکمه های ویرایش، حذف، و نمایشگر آی پی را در دست گرفت و آنها را با قدرت بالای سرش برد.
نوری در متروی متروک درخشید، صاعقه ای از شکافهای سقف عبور کرد، با محتویات دست امپراطور برخورد کرد و تشعشعات خیره کننده اش همه ی فضا را در بر گرفت.
امپراطور در حالیکه منوی نظارت را در دست می فشرد فریاد زد: این است آغاز قدرت ما! این است سلاح نیرومندی که در این نبرد ما را یاری خواهد داد! منوی نظارت، تکه ای از ... کـا-گـاش!

همه در حالیکه برق قدرت امپراطور چشمانشان رو کور کرده بود به او و سلاحش خیره شدند.

مری: اما کاگاش که مال درن شان بود. مگه ما رو سوژه ی وارکرافت کار نمی کردیم؟!
امپراطور: چرا. ولی مشکل اینه که من وارکرافتو نخوندم
ونوس: وارکرافت که نبود باب. ارباب حلقه ها بود!
امپراطور: اونو هم فقط فیلمشو دیدم
ملت:
به هر حال امپراطور با اعتماد به نفسی مثال زدنی روی زمین قرار گاه نشست و در حالیکه سیریوس را به خاطر اینکه در کل این پست دیالوگی نگفته بود در بغل گرفته بود و بر سرش دست نوازش می کشید رو به اعضای اتحاد گفت: همونطور که می بینید بعد از به دست آوردن یک تیکه از کاگاش اسم همه ی ما اون پایین (زیر صفحه ی انجمن) به رنگ سبز در اومده و این نشونه ی خوبیه. نقشه اینه: ما باید تیکه های دیگه ی کاگاش رو به دست بیاریم و به وسیله ی اون وزارت و چه بسا مدیریت رو فتح کنیم. اون وقت می تونیم با به دست آوردن سکه ها و خزائن کاهن ها یکی از پایه های قدرت معبد و آمون که ثروتشه رو متزلزل کنیم و اونها رو شکست بدیم و سیلو هامون رو از گندم پر کنیم و چه بسا با در آمدش یه شرکت صادرات واردات بزنیم!

ملت:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 27 بهمن 1387 09:45
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی که شدیدا احساس می کرد پای توطئه و تهدیدی در کاره و داره اینطوری رسما بهش اخطار داده می شه اول تریپ بچه پرروگی رفت جلو...بعد که دید گزینه های زیادی دسته ناظره، مظلوم شد(عین گربه شرک!) و گفت: الان این تهدیده؟که ای IP منو رو میکنی؟!؟خوب رو کن عزیزم! IP من هیچ منافاتی با هیچیک از قوانین سایت نداره! در ضمن من خودم میتی کمانم و (بعد رو می کنه به بقیه برو بچ)اینا هم کاییکو(کریچر میاد جلو) تسوکه( امپراطور از اینکه بعد این همه خشم و خشونت پسر خوشگله داستان رو بهش دادن، کلی خوشحال میشه و یه"همر" واسه مودی دفعه ی بعد اول پستش می زنه!) زمبه( سیریش به حالت اسنافلزش در میاد!) سگارو(سالازار ) و بالاخره اون دختره که با گروه بود!( اینجا مودی میمونه که ونوس دلش میخاد باشه یا مری!)
آلبوس سوروس پاتر در حالیکه خیلی احساس قدرت بهش دست داده که اومده تو مقر خاکستری ها و مودی ای رو که جونشو واسه نجات باباش به خطر انداخته رو تهدید به حذف کرده میگه: به هر حال من اومدم اخطار کنم کهIP تو رو می کنم!یا باید سر راهت بزهای ما رو هم ببری...یا هیچی دیگه! ناظرم اختیار دارم!همه کار میکنم!
مودی که خیلی کارای گنده تر از اینا کرده بود و بالاخره میتی کمانم بود و اصلا ترسی نداشت در اخر گفت که : خوب باشه، رو کن! ما با این تهدیدات از هدف والای خودمون(گشت میتی کمانی) دست بر نمی داریم!
بقیه که خیلی از حرفای مودی خوشحال شدن واسه اینکه حمایتشونو نشون بدن کلی سوت و کف زدن...تا پست هم از حالت جوابیه خارج بشه!!
و بقیه ی کسانی هم که داشتن اینجا رو می خوندن، اگر مدیر و ناظر بودن، سریع با آلبوس سوروس پاتر تماس گرفتند که ببینند جریان IP چیه؟! و اگرم عضو معمولی بودن، تخمه اوردن بشینن ببینن چرا یه ناظر میاد تهدید به رو کردن IP مودی می کنه!

آلبوس سوروس پاترم واسه اینکه یه نقشی داشته باشه به غیر این، یه دونه اعلامیه تحت تعقیب می چسبونه رو صورت مودی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
می دونید با چه کسی طرف هستید؟!
اپتیموس پرایم!
مودی-تریلی!
Leader Prime!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 27 بهمن 1387 03:30
نمایش جزئیات
آفلاین
-خاکستری ها! تمومش کنید!

همه جا به تاریکی فرو میره. این صدا در کل منطقه میپیچه و مو بر تن همه سیخ میشه! مودی که جو رهبر بودن گرفتتش میاد جلو و میگه:
-موهاهاهاها ... نه ... چیزه ... کیستی؟

صدا پاسخ میدهد:
-آنکس که از مکان واقعی تو خبر دارد! آنکس که پست های تو را در لیست دارد! آنکس که دکمه حذف را در دست دارد! آنکس که همه چیز در دستان توانای اوست!

خاکستری ها میرن پشت سر مودی قایم میشن. خود مودی هم از ترس در حال غش و ایناس که ناگهان خون گندالفی تو رگ هاش فوران می کنه و میگه:
-موهاهاهاها ... نامت چیست؟!
-ناظر انجمن!

صحنه یک لحظه ثابت میشه و بعد امپی چراغ موتور سیریوس رو روشن می کنه. یک پسر بچه ی ریزه میزه در حالی که دکمه های حذف و ویرایش رو گرفته دستش مثل میخ جلوشون ایستاده.

ملت:

پسرک ادامه میده:
-یا به حرفام گوش می کنید یا من دکمه حذف all رو فشار میدم!

مودی: موهاهاهاها ... اینو! مدیرش هم نتونس جلوی ما رو بگیره! بچه ها، Srvice Him !! (سبک براد پیتی!)

و ملت تصمیم به سرویس کردن ناظر انجمن میگیرن و در سیم ثانیه میریزن سرش و زدن و اینا! آخرش هم لاشه ی ناظر رو میدن کرم سبز سنگخوار تا بخوره و در اینجاست که اولین پیروزی تحت فرماندهی مودی به دست میاد و همه میرن تو کف و حیرت!

سالازار: بله، مودی تو بهترینی! لشکر ده نفره ی ما تونست یک پسر بچه رو نابود کنه! ما قدرت برتریم!

امپی: سالی درست میگه! اصلا نباید به این فکر کنیم که ما ده نفر بودیم و اون یک نفر! مهم نبرد بود که اون همش داشت کتک میخورد!

مری: درسته که اون داداشم بود و نقطه ضعف هاشو میدونستم ولی این نهایت درایت فرمانده مودی رو میرسونه که ما پیروز شدیم!

مودی:

اسکاور فریاد زنان از راه میرسه و در حالی که یک دستمال گرفته دستش با شادی میگه:
-ببینید از محل قتل چی پیدا کردم!

و دستمال رو باز می کنه و محتویاتش رو میریزه جلوی مودی:

تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
بعلاوه یک دکمه ی دیگه که روش نوشته: Users' IP

مودی: موهاهاهاها ... ما اختیارات ناظر رو گرفتیم. انجمن حالا مال ماست. پیش بسوی وزارت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: شنبه 26 بهمن 1387 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
دوره‌های تخصصی چگونگی پیچاندن سوژه:




اووودا اوووودا وووودا (صدای نانچیکوی مودی!)

مودی: موهاهاهاها! من خداوندگار سوژم! حتی مي‌تونم در سطح شرکت واردات صادرات سوژه بدم! hp:

سالازار: چی؟!

مودی: چیزی گفتی سالازار؟! تو که فعالیت نمی‌کنی و نوبتت نیس باید حواست باشه! کاییکو لهش کن!

کریچر: منم فعالیت نمی‌کنم و متشکرم که دیالوگ دارم ولی باید ذکر کنم که کاییکو هنوز نداریم! ولی من حاضرم کاییکو وایستم! دستمال قدرتم رو بدین بیان!

اووودا اوووودا وووودا

امپراطور: دِ آخه چرا می‌زنی؟!

مودی: سوژه همینه!

امپراطور: یعنی چی؟! مگه لوله‌ی مهران مدیریه؟! قحطی سوژه بود؟!

اسکاور: سوژه بدیم نیستا!

ونوس: آره منم از قدیم دلم می‌خواست امپراطور رو کتک بزنم! همیشه با ساحره‌ها مخالف بود! با اون عمو حاجش!

مرلین: آفتابه‌های منم مسخره می‌کرد!

اسکاور: دستمالای منم!

سیریوس: تازه ما می‌ریم گیم‌نت ما رو هی می‌پیچونه!

سالازار: ایول! چطوره همه امپراطور رو بزنیم! بعدش یه فایت‌کلوب! می‌زنیم که هدفش اینه امپراطور رو کتک بزنن بعدش پول جمع می‌کنیم باهاش یه شرکت صادرات واردات...

مودی:

سالازار تا آخر این پست دیگه نظری نداشت!

مودی: حملـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

و بدین صورت بود که امپراطور تاریکی که فکر می‌کرد حداقل بچه‌های قدیمی باهاش حال می‌کنند فهمید که اشتباه کرده، در آخرین لحظات حیات خویش در حالی که داشت مورد اصابت انواع طلسم‌ها و فنون رزمی مختلف قرار می‌گرفت به این فکر می‌کرد که شاید واقعاً چیزهای بدتری از توضیح دادن دلایل اخراجش توسط علی نیز در این جهان وجود داشته باشد... افسوس که برای این افکار بسیار دیر شده بود... و دیدگانش کم‌کم تاریک شد...

امپراطور: یه لحظه!

ملت: هووووم؟!

امپراطور: مگه الان نوبت پست زدن من نیست؟!

ملت: :lol2: نه بابا اشتباه می‌کنی

امپراطور: ایول ایول!

و امپراطور فهمید که نوبت پست زدن اوست و اگه ایگور کارکاروف می‌تواند پنجاه میلیون مرگ‌خوار ظاهر کند دلیلی ندارد او نیز پست‌هایش منطق خاصی داشته باشد!

مودی: تو حق نداری سوژه رو عوض کنی! حتی اگه نوبت تو باشه!

امپراطور: یوهاهاهاها! فک کردی! اکسیو سرژ!

و ناگهان سرژ از داخل چترباکس به داخل زیرمترو سقوط کرد! و از اون بالا بعد از عبور از حمل نوشتن و کدهای زوپیس=روشن و اینا:

- محدودیت زمانی برای ویرایش یا حذف پست 24 ساعت است یعنی بعد از زدن پست 24 ساعت برای ویرایش یا حذف آن فرصت دارید.
- پست هاي بسياري در انجمن هاي سايت وجود دارد که ممکن است جواب شما در يکي از آنها باشد لطفا قبل از زدن پست جديد براي جلوگيري از پستهاي مشابه حتما از امکان جستجو واقع در نوار بالايي سايت استفاده کنيد. براي جستجو ميتوانيد چند کلمه پشت سر هم را وارد کنيد.
- لطفا از آپلود عکس هاي بيمورد خود داري کنيد.

و کلی فیلد دیگه افتاد پایین!

امپراطور: حالا همه این رو کتک بزنین!

ملت: ایول!

مودی: یه کم بدآموزی سادیستیک داشت ولی در کل سوژه بدی نبود...

سالازار: در حد صادرات واردات نبود!

امپراطور: تو دیالوگ نداری!

سالازار: هَه! فک کردی چی؟! من ادبیات ژانری رو قبول ندارم! من به دید دیالوگ به گفتار نگا نمی‌کنم! اینا همش ابر متنه!

و ناگهان سالازار توانایی سخن گفتن خود را از دست داده و کرم سنگ خوار زیرزمینی او را بلعید و وی برای همیشه از سطح هستی محو شده و هیچ گونه دگمه‌ی continueای هم وجود نداشت.

.... (محل سابق سالازار)

مودی: یه کم زیاده‌روی نکردی؟!

امپراطور: تازه کجاش رو دیدی مي‌خوام پست رو همین‌جا تموم کنم!

مودی: نــــــــــــــــــــــــه!

امپراطور: یوهاهاهاهاهاها!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: شنبه 26 بهمن 1387 22:44
نمایش جزئیات
آفلاین
چند لحظه بعد مودی که از حالت عرفانی فلسفی جدید-قدیم به سختی اومد بیرون یه لگد به پای امپراطور زد که : من این همه هی میخام توپو بندازم تو زمین تو...تو هم هی می ندازی تو زمین من!باشه دارم واست!!!
امپراطور که هنوز نوبتش نبود که پست بزنه..همینطوری سیخ واستاد و جا خالی نداد تا مودی دلش خنک شه!
مودی:خوب حالا که با تشکر از مری،(به مری نیگا می کنه) از نظر فلسفی اثبات شد که شما عضو جدید نیستید...و من به خاطر این امپراطور (کلی نگاه خشمناک و غضبناک میکنه و اگر ناظر ایراد نگیره کلی هم فش های باادبانه ی زیر لبی داد!!) مجبورم که سوژه رو یه جوری ادامه بدم، فعلا بیاید تریپ همون ارباب حلقه ای راهی یه سفر بشیم که توی مترو دلم پوسید...
همه چون غایب بودند و پست نمی زدند موافقت کردند و فقط مری بود که همچنان میگفت میخاد مثه جدیدا باشه..ولی مودی یه موهاهاهاهاها گفت و از ابهتش مری هم موافق شد!

مودی: خوب سیریوس، روی موتورت یه جادو اجرا می کنم که بشه قد کامیون، ما همه با هم سوارش شیم...بخوای موتور پژو هم روش سوار میکنم برات!
سیریوس واسه اینکه یه ذره نقش داشته باشه گفت: ایربگ هم می تونی بزنی؟
مودی هم گفت اره و سیریوس هم موافقت کرد...و بعد یه ورد کوچولو موتور سیریوس به قدری بزرگ شد که همه توش راحت جا می شدند...
مودی :خوب امپراطور عزیز، حالا که من فعلا نمی تونم تو رو توی موقعیت خفنی گیر بندازم....همه ی بار و بندیلا رو بزار رو کولت و از روی زمین دنبال ما بیا!!!
بعد هم رفت پیش بقیه تو موتور نشست و واسه روز مبادا دونه چوب دراز هم با خودش برد! و یه دونه پرم زد سر چوب!
بازم چون هنوز نوبت امپراطور نبود که پست بزنه، اجبارا همه ی وسایل و بقچه و بار و بنه رو گذاشت رو کولش و اماده حرکت شد!
امپراطور:خوب مودی حالا یه سوژه هم بده که اینقدر هی علاف نباشیم!ببین این همه سوژه میشه داد...
سالازار:اره مثلا همون شرکت واردات صادرات ...
خواننده ها همه از اینکه بالاخره شخصیت دیگه ای هم وارد داستان شد کلی ذوق کردند و چس فیل پرت کردند به صفحه مانیتور، و واسه اینکه مودی هنوز با امپراطور لج بود، کلی هم چس فیل خورد تو سر و صورت امپراطور و همه بار و بنه و لحاف تشک و افتابه مرلین ولو شد!
امپراطور که دوباره وسایل رو کول کرده بود: خوب داشتم میگفتم که میشه بازم ضد وزیر کودتا کنیم...
مودی واسه اینکه خیلی از این سوژه خوشش اومده بود به امپراطور گفت که همون طوری که وسایلا رو کولشه، یه پاشو بگیره بالا واسته! بعد برگشت و رو به جمع که همه تو موتور کنار هم چپیده بودند کرد و گفت: خوب باشه...من میگم که یه گروه میتی کمان راه بندازیم!
امپراطور: نگفتم کارتون جاپنی مییبینه!
در تمام این مدت مودی از همون بالا هی اون چوب درازه که واسه روز مبادا بود و یه پرم سرش بود، رو می زد به دماغ امپراطور که یه لنگه پا وایستاده بود...

مودی:خوب داشتم می گفتم که یه گروه میتی کمان تو سایت راه بندازیم، بعد بریم توی سطح سایت بگردیم و جلوی هر چی یا هر کی با ما مخالفه رو بگیریم!! و چون من پیشنهاد دادم..خودم میشم میتی کمان!
بعد هم به بقیه نیگا کرد تا ببینه نظر بقیه چیه!
واسه اینکه دیگه خیلی خیلی دلش خنک بشه هم، از اون بالا حرکات اکروباتیک کرد و یه چند تا مشت و لگد و چک و کف گرگی و اینا حواله امپراطور کرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!