جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] كلوپ شطرنج جادويی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 اسفند 1387 20:37
نمایش جزئیات
آفلاین
فرانک خواست مقاومت کند:
-نه الان همتون رو طلسم می کنم...استیو...
مودی و کینگزلی هر دو نعره زدند:
-استیوپیفای!
-رداکتو!
دو طلسم به سمت فرانک رفت و او را بی هوش کرد.کینگزلی گفت:
-متشکرم مودی...اگه زحمتی نیست اونو ببر به وزارتخونه و به هوکی بگو که چیکار کرده...باشه؟
-ام...باشه.
مودی دست فرانک را گرفت و کشان کشان بیرون رفت.
کینگزلی دیدالوس را به هوش آورد و به او گفت:
-تو بردیش!و یک پله اومدی بالا تر.حالا بایـ...
-نـــــــــــــــــــــه.
این صدای یکی از تماشاچیان بود.او ادامه داد:
-نه.ما کلوپی نمیخواهیم که تو جنگ و جدال بشه.ما دیگه بازی نمی کنیم...
تماشاچیان و بازیکنان دونه دونه از کلوپ بیرون رفتند.کینگزلی فریاد زد:
-نه.نرید.نه...
آنگاه جادویی کرد که کسی تا به حال شبیه اونو ندیده بود.او دیواری نامرئی درست کرد و رو به مردم گفت:
-هیچ کس نمی تونه از اینجا بیرون بره.حالا بیاین مسابقتون رو بدید واگر بردید آزادید که برید بیرون ولی اگر نبردید باید اینجا بمونید تا به سزای عملتون برسید.از الان بگم.اونایی که یک بازی رو بردند می تونن برن بیرون تا هوایی بخورند ولی بقیه نـــــــــه!
به این ترتیب زاخاریاس و اوری و دیدالوس به بیرون از کلوپ رفتند تا نفسی تازه کنند.ودر کلوج مسابقات شروع شد...
ادامه دارد.........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: دوشنبه 12 اسفند 1387 18:21
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس اسمیت با مر ناشناسی بازی می کرد.در آن طرف دیدالوس با فرانک جرارد!پس از دو ساعت بازی دیدالوس فریاد زاخاریاس اسمیت را شنید که گفت:
کــــــــــــــــیش و مات!
آری!زاخاریاس بازی را برده بود و صعود کرده بود.درآن سمت اوری به سختی تمام توانست آلبوس دامبلدور را مات کند.
در سمتی دیگر مودی و بتی سخت در بازی بودند.و سرانجام فکری کردم:
اگر وزیرم رو ببرم جلوی اسبش...اون مجبور می شه فرار کنه و من رخشو می زنم...اوخ...نه اونم وزیرمنو میزنه...
دو ساعت بعد:
بازی بتی و مودی پات شده و در روزی دیگر بازی می کنند.ولی دیدالوس فریاد زد:
-مات!
جرارد از عصبانیت فریاد زد:
-نه.استیوپیفای!
طلسم به صورت دیدالوس خورد.کینگزلی با عصبانیت بیش از اندازه گفت:
-فرانک!تو باید بری آزکابان.دیدالوس تو رو برده بود...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: دوشنبه 12 اسفند 1387 18:07
نمایش جزئیات
آفلاین
وزارت سحر و جادو درحالی كه رويش را به دامبلدور كرده بود خطاب به كينگزلی و ديدالوس گفت:
- شما از آزكابان آزاديد.
كينگزلی در حالی كه از شدت شادی ديدالوس را بغل كرده بود گفت:
- پس بای بای. من رفتم كلوپ.
وزير با حالتی هشدار دهنده گفت:
- صبر كن شكلبوت! من هم با تو ميام. به همراه ديدالوس و دامبلدور.

در كلوپ:
هوكی كه با ورودش به كلوپ در ميان ملت حاضر در كلوپ غوغايی ايجاد كرده بود با صدای بلندی گفت:
- جماعت خفه شين!
بعد در حالی كه بشكنی می زد دو مرد را از روی يك ميز به كناری پرت كرد. سپس روی يك صندلی رو به صفحه ی شطرنج نشست و بشكن ديگری زد كه موجب شد مهره ها به حالت اول برگردند. سپس رويش را به آلبوس كرد و گفت:
- بيا يه دست بازی كنيم.

پس از چند دقيقه:

دامبلدور از ترس اينكه به زندان بيفتد خود را به وزير بازاند. سپس هوكی در حالی كه كجكی به دامبلدور می خنديد گفت:
- خوب، خوب! جام جهانی شطرنج از فردا برگزار ميشه! درست تو همين كلوپ! افتتاحيه اش هم امروز بود. بازی بين من و دامبلدور افتتاحيه بود! حالا هركی می خواد ثبت نام كنه بره پيش كينگزلی شكلبوت صاحب اين كلوپ.
- آقا ثبت نام.
- اسم من رو هم بنويييييييييييييييييس.
- ثبت نام
- اسم منو از ياد نبری!
- بنويس فرانك جرارد!
...

اولين روز مسابقات جام جهانی:

مسابقات به روش سوييسی برگزار می شد. در ميز اول زاخارياس اسميت با فردی خارجی و در ميز دوم اوری با آلبوس دامبلدور و در ميز سوم ديدالوس ديگل با فردی ناشناس و در ميز دوازدهم الستور مودی با بتی بريسوت بازی می كردند. اين برنامه ی قهرمانان بزرگ شطرنج بود. از دادن برنامه ی بقيه ی شطرنج بازان به علت گمنامی معذوريم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: یکشنبه 11 اسفند 1387 18:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد آلبوس مهره های روی زمین را جوع کرد و مودی با چند تا طلسم ساده کینگزلی را به هوش آورد و او را به کنار پرتاب کرد.
او صندلی برداشت و به آلبوس گفت:اول تو بازی رو شروع کن.
آلبوس گفت:باکمال میل.
بازی شروع شد ...
بعد از شش روز
آلبوس وزیر مودی رو می زنه و زیر لب مودی رو مسخره می کنه.
وبعد از چند ساعت
مودی:کیش
آلبوس با یک هرکت ساده راه مودی رو سد می کنه
مودی از این حرکت آلبوس عصبانی میشه
و بعد از چند دقیقه
آلبوس:کیش و مات
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این

اینه

عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو )

Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: یکشنبه 11 اسفند 1387 13:54
نمایش جزئیات
آفلاین
-کیش و ...میش!
دامبلدور می گه:
-هنوز مات نشدم!

بنابراین ساعت ها بازی کردند و درست زمانی که آلبوس اومد بگه "کیش و مات" آن اتفاق افتاد:

مردی از دور فریاد زد:
استیو پیفای!
طلسم درست خورد به سر کینگزلی و کینگزلی با سر رفت توی صفحه ی شطرنج!آلبوس نعره زد:
-نه!کی بود...داشتم می بردمش!
صدایی دز تاریکی گفت:
- من بودم...وزیر سحر و جادو هوکی.اومدم تا با تو بازی کنم دامبلدور.
ملت همه سکوت کردند...

________________________________________________

به کینگزلی:امیدوارم قسمتی که بی هوش شدی رو به نیت بد نگیری و خلاصه بگم قصد توهین نداشتم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: شنبه 10 اسفند 1387 21:28
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی در بازی آلبوس مانده بود.(هنگ کرده بود)
بعد از آلبوس پرسید چه جوری منو بردی؟
آلبوس گفت:من بعد از بازی با کینگزلی کلی تمرین کردم.در واقع شب تا صبح تمرین کردم.
الآن باید برم پیش کینگزلی و باهاش بازی کنم
دو روز بعد
کینگزلی یکدفعه می گه:کیش و ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: شنبه 10 اسفند 1387 20:43
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت تماشاچی:
دامبلدور:
کینگزلی: دیدی بردمت دامبلدور؟
دامبلدور: باورم نمی شه من ساعت ها تمرین کرده بودم! به کسی نگیا!من روز ها تمرین کرده بودم.در هر حالت.حتی در مرلینگاه! دیگه باهات قهرم!

دامبلدور از جا بلند شد که برود ولی کینگزلی گفت:
-آلبوس...حالا چرا ناراحت شدی؟خب من استاد شطرنجم و باید تو رو ببرم.
-نـــــــــــه! من باید دوباره باهات بازی کنم.نه...من...
-دیگه نمی شه آلبوس تو باختی و حالا باید با مودی بازی کنی.اگر اونو بردی می رسی به من.حالا برو.

دو روز بعد بازی مودی و آلبوس!

مودی با صدای بلندی گفت:
-کیش دامبلدور...
دامبلدور:
-وای حالا چی کار کنم
بعد از دو ساعت دامبلدور گفت:
-...آهان... فهمیدم.کیش و مات!
مودی:

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: شنبه 10 اسفند 1387 19:17
نمایش جزئیات
آفلاین
دامبلدور به آرامی به كينگزلی گفت:
- من با سفيد بازی می كنم. دفعه ی قبل تو با سفيد بازی كردی!
كينگزلی كه با حالتی آرزومندانه به مهره های سفيد چشم دوخته بود رهبری مهره های سياه را برعهده گرفت.

لحظاتی بعد:
دامبلدور: e2_e4
كينگزلی: e7_e5
- Cf3
- Cc6
- Cc3
- Cf6
- Fc4
- g7_g6
- d2_d3
- Fg7
- Fg5
- o-o
- o-o
- h7-h6
- Fh4
- g6-g5
- Fg3
- d7-d6
- h2-h3
- Fd7
- a2-a3
- Dc8
- Dd2
كينگزلی در حالی كه خوشحال و سرحال به نظر می رسيد گفت:
- Fd7*h3
- g2*h3
Dc8*h3

لحظاتی بعد:

دامبلدور:
كينگزلی:
دامبلدور:
كينگزلی:

- b2_b4
- Cg4
- Rb1
- h5
- Ca4
- h4
- Fh2
- Cd4
- Cf3*cd4
- Dh3*h2 و مات
دامبلدور:
كينگزلی: باختی پروفسور. ها ها ها.

ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: جمعه 9 اسفند 1387 20:06
نمایش جزئیات
آفلاین
در همان هنگام زاخاریاس اسمیت با صدای بلند نفس های دیوانه سازان از خواب می پره!
-اوه...عجب خوابی بود...ولی حیف که حقیقت نداشت!کاشکی دیدالوس و کینگزلی مامرد می رفتند زندان و مودی تحت تعقیب می شد!وای این دیوانه سازا هم که امون نمی دن...همش میان خوشی های آدم رو می گیرن!

زاخاریاس در زندان بود و صد ها کیلومتر آنطرف تر کینگزلی و دیدالوس در حال بازی شطرنج بودند.کینگزلی تو دلش به دیدالوس گفت:
-نامرد!عجب شطرنجی داره!داره استادشو می بره...استادشو!
دیدالوس تو دلش به کینگزلی میگه:
-وای...اگه استفا بدم بد نمی شه ها!
در همان هنگام صدایی از دور شنیده شد:
-اکسپالسو!
طلسمی زرد رنگ با سرعت به سمت دیدالوس و کینگزلی آمد و درست به صفحه ی شطرنج خورد.صفحه شکست و مهره هایش پرت شد.کینگزلی نعره زد:
-کی بود؟
صدایی گفت:
-من بودم.
و این صدایی نبود جز صدای آلبوس دامبلدور!
کینگزلی گفت:
-اِ...شما اینجا چی کار می کنید؟
-اومدم بهت بگم که اون روزی که از همه باختم می خواستم امتحاتون کنم.و حالا اومدم تا بازی واقعی منو ببینید.در ضمن زاخاریاس هم آزاد کردم.اون می خواد با مودی بازی کنه و خودم می خوام با تو بازی کنم کینگزلی.دیدالوس بلند شو بشین کنار و بازی رو نگاه کن.

سرانجام آلبوس و کینگزلی سر کلوپ شرط کردند و بازی شروع شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلوپ شطرنج جادويی
ارسال شده در: جمعه 9 اسفند 1387 19:46
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس رو مودی می بره زندان،خودش هم دم در زندان پیاده ش می کنه!
-کجا؟تو منو آوردی ناسلامتی اینجا ها!!!
-من خیلی کار دارم!!بعدا بهت سر می زنم
من بیچاره هم باید با پای خودم می رفتم زندان!!
-واسه چی اومدی اینجا؟!
-راستش،جناب هوکی فرمودند که من به علت اهانت به عضو افتخاری وزارت سحر و جادو،متهم به حبس ابد هستم!
-چی؟!مودی این رو گفته؟!اون که خیلی وقته مرده!!تازه اون بزرگترین دشمن وزارت سحر و جادوئه!!!
من:
-پس اون نامه ش قلابی بود؟!!
-البته که قلابی بود!!من همین امروز به جناب هوکی این عمل رو گزارش میدم! :phone:
-ممنون می شم!!!راستی،کینگزلی شکلبوت به حبس ابد محکوم بود!ولی بوسیله ی مودی دوباره به کلوپ برگشته!!
- هر چه زود تر به سربازانم می گم که کینگزلی شکلبوت و مودی رو پیدا کنن!!
-راستی!دیدالوس دیگل هم که در بازی با من،تقلب کرده بود،داشت با کینگزلی بازی میکرد که این خلاف مقرراته!!
--بر اساس قانون شماره ی 965 از کتاب آئین نامه ی شطرنج،کسی که محکوم به بازی نکردن هست،حداقل7 سال باید آ خنک بخوره!!!!! ( )
-و برای این که بدون گرفتن اجازه،دوباره کلوپ رو راه انداختن،ما کلوپ رو به شما تقدیم می کنیم!!
چند ساعت بعد دیدالوس و کینگزلی رو آوردن زندان ولی هنوز مودی تحت تعقیبه!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1387/12/9 19:48:57
[b][color=000066]Catch me in my Mer