جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: یکشنبه 20 اردیبهشت 1388 00:23
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121

خوب خوب خوب

سلام

از همه دوستای گلم که زحمت کشیدن و پست زدن کمال تشکر رو دارم،واقعا منو رو سفید کردین پیش ناظرای این انجمن.

از لیدی ممنونم که بازم اومدن و به احترام سوژه،پستیدن.مرسی جونیور

عادت به گلایه ندارم پس در کل،بازم از ثبت نامتون ممنونم

این تایپیک فعلا تعطیل میشه تا برنامه بعدی و یا مسوول بعدیش مشخص بشه.

ناظرین محترم لطفا از طریق پیام شخصی به من اطلاع بدن تصمیمشونو برای این تایپیک.

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: شنبه 19 اردیبهشت 1388 23:14
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض معذرت از آبرفورث عزیز. می دونم مهلت شرکت در المپیک تموم شده، ولی چون سوژه ای که دادی دوست دارم، به محض اینکه فرصت کردم نوشتمش.

تصویر تغییر اندازه داده شده

غر می زنم:
هیچ می دونی چن وقته به چشام نگاه نکردی؟

رویت را بر می گردانی، هنوز هم به من نمی نگری. نگاهت را غریبانه به دوردست می دوزی و سکوت می کنی.

ادامه می دهم:
- حتی یه ذره هم به من اهمیت نمیدی؟ مگه من رفیق سالای دور و نزدیکت نبودم؟ مگه همیشه دم از وفاداری توی دوستیات نمی زدی؟ مگه همیشه نمی گفتی همه چی فدای رفیق؟

اشک در چشمان عسلیت حلقه می زند. حتی سعی نمی کنی از جاری شدنش بر گونه هایت جلوگیری کنی. قلبم به درد می آید ولی سنگدلانه ادامه می دهم:
- چن ساله همراهت بودم؟ چن ساله شب و روز باهات بودم؟ مگه من رازدار اشکای شبونه و آه های روزانۀ تو نبودم؟ چی شده ولم کردی و حتی بهم نگاه نمی کنی؟

سکوتت را ادامه می دهی. عصبانی می شوم و ضربه ای به مانعی که میانمان وجود دارد می کوبم:
- این مانعو بردار. بذار نزدیکت بشم. بذار لمست کنم. بذار توی وجودت بمونم. اینقدر منو از خودت نرون.

آه می کشی. چنان سوزناک که تمام تار و پود قلبم به لرزه می افتد ولی همچنان اصرار می کنم:
- بذار بازم باهات باشم. بذار بازم اشکاتو پاک کنم. آهتو خاموش کنم. بذار بازم دوست باشیم. دلم برای صدات تنگ شده. برای زنگ خنده هات، برای شیطنت گاه به گاهت. دلم برات تنگ شده. این مانعو بردار. بذار بهت نزدیک بشم.

سرانجام رویت را به سوی من بر می گردانی. مستقیم به چشم هایم نگاه می کنی. کاش هرگز این نگاهت را نمی دیدم. کاش نفرت در چشمانت بود ولی این سرمای زمهریر را در عمق چشمانت لمس نمی کردم. با صدایی به همان سردی، شلاق کلامت را بر بدنم می کوبی:
- نه! این مانع برای همیشه بین ما می مونه. تو دیگه هیچ وقت نمی تونی ازش رد بشی. تو دیگه برام مردی! تو دوست من نیستی. تو تنها یه خیالی که توی حباب ذهنم به وجود اومدی و رشد کردی. یه عمر با خیال زندگی کردم و روی حباب های پوچی که از دنیای اطرافم ساخته بودم. هر روز با حباب های پوچی که می ساختم و تو برام بزرگ و بزرگترشون می کردی زندگی می کردم و زجر می کشیدم. حالا می خوام حباب ها رو نابود کنم. دیگه نمی خوامشون. می ترکونمشون حتی اگه توی کهکشان نابودی سقوط کنم.

دوباره از من روی برمی گردانی. فریاد می زنم:
- منو از این حباب بیار بیرون. یا لااقل دوباره برگرد این تو پیش خودم. بذار بازم دوست باشیم!

پشت به من کرده ای و دور می شوی. چیزی را از دست راستت به زمین می اندازی. شی ء چوب مانندی که حلقه ای روی آن قرار دارد. می شناسمش. حباب سازی که در کودکی از برادرت هدیه گرفته ای، کم کم به پایین سقوط می کند و تمام حباب هایی که در اطراف منند یک به یک می ترکند. قهقهه می زنی و با شادی در میانشان سقوط می کنی.

می دانستم بدون ما خواهی مرد. تو نمی توانی بدون حباب زندگی کنی. هیچ کس نمی تواند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1388/2/19 23:22:40
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

ازونجایی که خیلی لطف کردین و همتون پست زدین مهلت ارسال پست های این مرحله رو تا پیایان این هفته افزایش میدیم،یعنی تا 12شب روز جمعه.
من درگیر ساعت و اینا نیستم تا صبح فردا ام زدین عیب نداره

امید است که بپستین

موفق باشین جونیورز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 23:49
نمایش جزئیات
آفلاین
هو121



خوب خوب خوب

تعداد شرکت کننده ها به 10تا رسید و به امید خدا این دوره رو شروع میکنیم.

با این تعداد شرکت کننده،تصمیم بر این شد که مسابقات در 3 مرحله برگزار بشه.
طبعا اگر تغییری در روند مسابقات ایجاد بشه خدمت دوستای عزیز اعلام میشه.

مرحله اول :

این مرحله دو به دو برابر هم قرار نمیگیرید،بلکه هرکسی بر اساس امتیازی که از پستش میگیره به مراحل بالاتر راه پیدا میکنه.

از همه عزیزان صمیمانه تقاضا میکنم شرکت کنید چون طبق قوانین در صورت عدم حضورتون توی مرحله اول،از روال مسابقات خارج میشید.

رفقای جونیور لطفا پستهاتون رو حداکثر تا پایان روز 14اردیبهشت ماه ارسال کنید(میشه 9روز که فکر میکنم برای مرحله اول کافی باشه- اگر حداقل نصف دوستان درخواست افزایش مهلت ارسال پست رو بدن،مهلت رو افزایش میدیم)

موضوع نخستین مرحله :

یک عکس به طور داخواه انتخاب کنید و در موردش رولی بنویسید(میتونید آواتار یکی از اعضای سایت رو انتخاب کنید).دقت کنید که رول بر اساس عکس باشه نه عکس بر اساس رول.

سبک پست های عزیزان آزاد هست در این مرحله(جدی خیلی سبک خوبیه هااااا)
چون سیستم پیوست سایت مشکل داره ،اگر نتونستید پیوست کنید از هر طریقی که شد عکستونو به من برسونید.
حالا یا با پیام شخصی،یا حتی با ایمیل(تو پروفایلم هست).دوستانی که از آوتار اعضا استفاده کردن فقط اول پستشون ذکر کنن که آواتر کی هستش کافیه.

و نکته مهم اینه که از آوتاری که یکی از شرکت کننده ها بر اساسش رول نوشته نمیتونید استفاده کنید.

ضمنا استفاده از آوتار خودتون هم بلا مانع هست.
لطفا سوژتونو سریع انتخاب کنید.
و یه خواهشی هم دارم ازتون اگر فرصتش رو دارید هر چه زودتر ارسال کنید پست هاتون رو نزارین اون دقیقه نود.


داور مهمان این مرحله : آلبوس پرسیو...(الی آخر)دامبلدور

واسه همتون آروزی موفقیت دارم جونیورز




**************************
پی نوشت : دوستانی ثبت نام نکردن هم میتونن شرکت کنن و طبق روال عادی مسابقات که عرض کردم خدمتتون،پست هاشون رو ارسال کنن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/2/4 0:03:42
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/2/4 14:46:50
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 19:06
نمایش جزئیات
آفلاین
میثبتنامیم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من رفتم.

خیلی زوق زده نشید چون از دستم راحت نشدید، شناسه ی جدید من : نیمفادورا تانکس.
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 23:36
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
با سلام !


اینجانب دراکو مالفوی آمادگی خود را برای ثبت نام در دور جدید المپیک دیاگون اعلام می دارم.

با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
من هم ثبتیدم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388 20:23
نمایش جزئیات
آفلاین
عمو آبر می دونی که من سرم خیلی شلوغه و وقت ندارم و اینا.

واسه همینم حالا که دارم ثبت نام می کنم، اگه بی زحمت منو با اینایی که فرت و فرت شناسه دوم می سازن و میرن تو تالار بقیه فضولی می کنن، یا عقده هاشونو اونجا خالی می کنن نندازی، راحت ترم.

اگه این حرفمو قبول داری، ثبت نام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388 20:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بز چرون واسه ما هم جا داری؟
بیام؟
اومدم باب! ترجیحا منو بنداز با یک ساحره ی هافلپافی ، راونکلاوی یا گریفیندوری بندازی راحت ترم!
آره جونیور!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: المپیک دیاگون!
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388 00:40
نمایش جزئیات
آفلاین
بسم المرلين و الناظرين







نامم را حك ميكنم بر لوح زوپس ... ايول!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..