جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  44 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  126 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 3 دی 1388 18:24
نمایش جزئیات
آفلاین
از دو مصراعی های سحر نامه


وای که از امروز غم هاگوارتز رو نخور

عزیزم غصه هاگوارتز رو نخور!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 3 دی 1388 17:54
نمایش جزئیات
آفلاین
در ستايش گودريک فضل گودريك را كه تواند شمار كرد يا کيست آن که شکر يکي از هزار کرد کلاس معجون سازي وتغييرشکل و سحروجادو کرد روزنامه ي سخنگوي او نه بني آدم اند و بس هر موگلي که زمزمه بر هاگوارتز کرد قدرتمندي و سابقه ي جادوگري اش مارا به حسن گريفيندور اميدوار کرد مرگ خوار نباش که دادار هاگوارتز فردوس جاي مردم نامرگ خوار کرد هر کاو عمل نکرد و عنايت اميد داشت دانه نکشت موگل و دخل اختيار کرد نا برده رنج جادوگر ميسر نميشود مزد آن گرفت جان دامبلدور که کار کرد بعد از گودريک هر چه پرستند هيچ نيست بي گريفيندور آن که برهمه هيچ اختيار کرد برگرفته از کتاب سحر نامه نويسنده آشا قرن معاصر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آشا در 1388/10/3 18:01:26
ویرایش شده توسط آشا در 1388/10/3 18:05:45
ویرایش شده توسط آشا در 1388/10/3 18:11:35
ویرایش شده توسط آشا در 1388/10/3 18:12:16
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: یکشنبه 29 شهریور 1388 08:45
نمایش جزئیات
آفلاین
ســرود وداع...

كمي سكوت مي كني، كمي نگاه مي كنم...
تو از موطن خوابهاي طلايي و خيال انگيز آمدي؛ مي دانم!

خونْ
مشربه ي سرخي بود، كه رگ حياتِ تو از آن نوشيد...

خونْ
سايه ي رقصان نگاهي بود، كه با صداي سلسيتنا
قراولان و يساولان تالار را
هزار و يكشب در خلسه اي ناب فرو بُرد...

خونْ ولي... نقطه ي پيوند من و تو نبود!

اوجِ شعور و شرارِ تو،

آغوشهايي بود كه گشودم
بوسه هايي بود كه نثار كردم
شادي هايي بود كه تقسيم كردم
خستگي هايي بود كه پنهان كردم
دلشكستگي هايي كه نقــاب كشيدم...

فردا با كوله باري از جبر عزيمت مي كنم.
فردا ديگر هاله ي مهتابگون ماه را، در چشمان مهربان گرگينه هاي تالارم نخواهم ديد.
فردا جيغِ ممتد غنچه ي محبتم، گل نامهربان راز نخواهد شد.
فردا نيمي از مغزم، صداي سكوتِ آبرفورث و ديدگانِ آبي و اشك آلودِ دامبلدور است.
فردا كنار قاب عكس خاك خورده ي پرسي قدري تأمل مي كنم و آه حسرت باري مي كشم و مي روم.
فردا مورگانا، سارا، جسيكا، ليني و لايرا -آن بانوانِ نجابت و وقار- جادوي آب را روشناي مسيرم مي كنند.
فردا آرشام، استرجس، گرابلي، جرج، رز، مينروا و شايد هري و كوييرل و هر آنكه در گوشه ي تاريك ذهنم هست و نيست را در آغوش ميكشم و مي روم...

با كوله باري ارزشمند، تا پاي گورِ تاريك خويش... و كنار بيلِ قديميِ مرد گوركن، شاخه گلي درويش مي گذارم.

آري!
فردا، به موطن خوابهاي طلايي و خيال انگيز سفر مي كنم و قطعه اي از روحِ ناهمگون خود را به يادگار مي گذارم... تكه اي بي شباهت و غريبه... تكه اي جدا از قلب تپنده ي تايبريوس... تكه اي جدا از مهر روحاني استلا...

فردا وقتي در برابرم سكوت مي كني، زير رقصِ واژه ي دوستت دارم له مي شوم و براي آخرين بار و از دريچه ي اين چشمانِ گرم و لرزان، نگاهت مي كنم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
Re: مشاعره ی هری پاتری
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1388 23:33
نمایش جزئیات
آفلاین
من یه چیزی بگم البته خب خودتون میدونین اما به نظرم دیوان باشه بهتره! چون مشاعره ذوق آدم کور میشه مثلا میخوایم خودمون شعر بگیم چیزی بعد حالا دو ساعت باید نگاه کنیم ببینیم وای حالا بالاییه حرف آخر شعرش چی بوده بعد ببینیم خودمون چی بگیم که منظورمونو برسونه حرف اولشم حرف آخر اون باشه و غیره و غیره! البته برای به کار بردن مغز خیلی فعالیت خوبیه اما ازونجا که اگر ما میخواستیم مغزمون فعالیت کنه اینجا نمیومدیم میگم بذارین روند عادیش باشه!
با تشکر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 20 تیر 1388 14:31
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخارياس، ای مرد دلير، خوب روی و قهرمان / به چه علت تو بدين سرعت برفتی از جادوگران؟

تو بدان، جايگاه استوارت است اندر قلبمان / پس چرا بگذاشتی ما را تو تنها اندر جادوگران؟

لبخند های دلنشينت بودن آرامِ جان / اخمهايت بودن مرهمی بر روحمان

تو در جادوگران بودی مثلِ شيری غران / ای شير غران بگذار به نمايش دندانهايت كه هستند بران

بودی نعمتی در ميان هافلپافيان / در تيم كوئيديچ هافلپاف با چماق می كوبيدی بر سرِ مردمان

دوستت داريم هميشه و در هر جا و مكان / هيچگاه رهايی نخواهی جست از يادمان

زاخارياس، مرد نكونام تو هستی در هر زمان / به همين دليل نامت هميشه در جادوگران می ماند جاودان

شعر از كينگزلی شكلبوت متخلص به كچل و ملقب به خيكی .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 13 تیر 1388 23:19
نمایش جزئیات
آفلاین
این هم چند تا تک بیتی باحال!

*در ضمن شما پیوز رو باید "piooz" بخونین.

پیوز می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/آلبوس میگه چه بهتر،من هم ریتا رو می گیرم!

مرلین می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/کینگزلی می گه چه بهترمیگه چه بهتر،من هم دنیس رو می گیرم!

لورا می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/ریتا میگه چه بهتر،من هم کینگزلی رو می گیرم!

آلبوس می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/پیوز میگه چه بهتر،من هم مری رو می گیرم!

زاخی می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/کینگزلی میگه چه بهتر،من هم**** (سانسور! ) رو می گیرم!

دنیس می گه من پیرم،چند روز دیگه می میرم/درک میگه چه بهتر،من هم مرلین رو می گیرم!

و همین طور به ترتیب!


_____________________________

این هم یه آهنگ دری وری! :D

برای هافل...

ای سرزمین ویران/ای مهد بوق و لیوان

با من بخوان دوباره/از بوق زن گولیران!...از بوق زن گولیران!

از خوابگاه تا بسیج/چون بوق کهنه برخیز

همچون یه بوق دانا/فریاد کن مرلـــــــین را!

تکرار (از اول!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: چهارشنبه 10 تیر 1388 11:01
نمایش جزئیات
آفلاین
درود، دوستان هافلى من، اين اولين تجربه ى من در ديوان اشعار هافلپافه. اين شعر رو من لحظاتى قبل از خواب نوشتم و تقديمش مى كنم به هلگا هافلپاف كبير. اميدوارم مورد توجه همه ى ادباى گرانقدر هافلى و سايرين قرار بگيره.

تخت پرده اى ( با اندكى (!) تصرف و تلخيص از ترانه ى قاب شيشه اى سياوش)
زير تخت پرده اى خوابگاهمون
كه تشك و بالشش گرم و نرمه
جايى كه روياهاى شبانمون
همشون اونجا توى مغزمونه
................................
زير پرده ى بى نفس
مثل دابى كه دلش گرفته توى قصر
مثل يك حقيقت رفته به باد منو با خود مى بره
مثل يه رويا توى خواب
..............................
هافلپاف من به تو مى انديشم
نه به راون، نه به اسلى، نه گريف
توى هاگوارتز فقط تو را مى بينم
كه گرفته اى مرا در بر خويش
من وضو با نفس خيال تو مى گيرم و تو را مى خوانم
و به شوق سپتامبر كه تو را خواهم ديد
چشم به راه مى مانم
تن من پاره اى از آن تن توست
و قشنگ ترين جادوها جادوى توست

با سپاس فراوان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لی لی پاتر در 1388/4/10 11:04:48
Snape to Harry:
Telling you is the only ch
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 14:03
نمایش جزئیات
آفلاین
شاعرم ، شاعری پر آوازه / آوازه ام تا دهكده هاگزميد می تازه

شعر هايم همه از نوع چرند می باشد / اگر نظر شما همين باشد چشمهاتان لايق كور شدن می باشد

تكنيكم در بازی كوئيديچ بی نقص می باشد / ضرباتم هميشه داخل حلقه ها می باشد

داستان می نويسم به زيبايی يك گل / سخن می گويم به زيبايی مثل يك بلبل

در هافلپاف زندگی ميكنم بنده / با پيوز و رفقاش همش ميزنيم زير خنده

گريف و راون و اسلی هميشه هستن موش / هافل باغيرت و قهرمان هميشه هست خرگوش

هافلپاف عزيز ز عنايت بنده / می دهد بوی باقلا كه شده رنده

عاشق دست پخت هلگای پاك هستم / عاشق خوردن لوبيا پلوی او هستم

يك كار خوب می توانم بكنم در زندگی / بكنم بنده برای مرلين بندگی

يا كه با چكش به شكل رو به رو / هی بزنم بر سر ناتوان اين اسميت پر رو

به هر حال خلاصه كلام : هافل مثل يك شير است / كه به راحتی قابل تبديل به پنير است




اين شعر سراسر طنز بود . اگه موضوع شعر من كسی رو ناراحت كرد من رو ببخشه . طنز بود ديگه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دیوان هافلپاف
ارسال شده در: شنبه 30 خرداد 1388 13:11
نمایش جزئیات
آفلاین
گروه "سبز مایل به طلایی" تقدیم می کند...

شعر از: زاخاریاس اسمیت

ریشه کن فقر و فساد...میر حسیــ...

ا...ببخشید اشتباه شد!

یـــــــــــار هم تالــــــــــــــاری من/ با من و همراه منی

چکش پیوز بر سر ما/ بغض من و آه منی

هک شده اسم من و تو / رو تن این تخته سفید

چکش پیوز حتی یه بار / کله ی ریتــــــا رو ندید

رول بی ناموسی ما / هرزه تموم شکلکاش

خوب اگه خوب ، بد، اگه بد / بوق زده توی تالاراش

اگه تو فردا،پستتو / توی این تالار ندیدی

مطمئنم باز هم می گی / بلاک شدیم،گور باباش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: مشاعره ی هری پاتری
ارسال شده در: دوشنبه 25 خرداد 1388 22:42
نمایش جزئیات
آفلاین
این تاپیک اسمش از * دیوان راون کلاو * به اسم جدید * مشاعره ی هری پاتری * تغییر یافت.

مشاعره که میدونین چیه؟ نه؟

حالا من یه توضیح میدم ... در مشاعره یه بیت شعر داده میشه و با حرف آخر آخرین کلمه ی مصراع دوم نفر بعدی باید شعر بگه که با اون شرو شه.

این تاپیکم مثل بقیه س با این تقاوت که هری پاتریه! شعرای هری پاتری! از خود اختراع کنید! از کتاب در بیاورید!

فرق نمیکند! فقط هری پاتری باشه. فکر بکر تغییر این تاپیک هم از آلفرد بلک بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیلی لونا پاتر در 1388/3/25 23:05:03