گودريك در حالي كه بر روي يكي از كاناپه هاي خانه ي گريمولد تكيه زده بود ، شاخه گلي در دست گرفته بود و زمزمه مي كرد :
- دوستم داره ، دوستم نداره ، دوستم داره ،دوستم نداره .....
در همين هنگام جيمز وارد شد و با ديدن آن حالت گودريك متعجبانه جيغي زد ، بلافاصله از جيغ جيمز خانم بلك نيز از درون تابلو جيغ خفني كشيد .
گودريك كه از اين جيغ ها ترسيده بود او نيز به دنبال آن ها از روي ترس(من تكذيب مي كنم ، گودريك هيچ وقت نمي ترسه
) جيغي كشيد . محفليون :

محفليون كه از دست سه جيغ پشت سر هم به ستوه آمده بودند به سمت آنها آمدند و مانند جيمز با صحنه اي بس عجيب كه جيمز نيز ديده بود روبه رو شدند .
- گودريك ريشات ؟!!
- باب بزرگ گودي با تيغ زدي؟
-اي شيطون عاشق شدي ؟
گودريك :


نيم ساعت بعد
گودريك همچنان كه مشغول پرپر كردن گل درون دستش بود نگاهي به محفليون انداخت كه كاملا از قيافه اشان مشخص بود كه مغزشان پر از سوال است .
به همين دليل گفت:
- چيه ؟ به من نيومده عاشق بشم ؟

آلبوس كه طبق معمول جلوتر از همه ي محفليا بود پرسيد:
- جدي جدي عاشق شدي ؟ من فكر كردم داري باهامون شوخي مي كني ؟
- مگه من هم سن شماهام كه باهاتون شوخي كنم ، من سه برابر پدربزرگاتون سن دارم .
جيمز كه مشغول يويو بازيش بود درحالي كه كله ي آلبوس رو هدف گرفته بود پرسيد :
- پس چرا عاشق شدي ؟!
- آخه اول جوونيمه .

سارا كه در كنار گودريك نشسته بود ، او را به ياد كودكي هاي گودريك كه هوگو نام داشت در آغوش گرفت و گفت :
- حالا خاله جون ، اين دختر خوشبخت كي هستش؟ چكارس؟ خانواده اش كين؟
- نارسيسا مالفوي .

- محفليون :
چي ؟ ----------------------
گودريك كه عاشق نارسيسا شده حاضره از جونش بگذره تا به اون برسه ولي چون نارسيسا يه مرگ خواره يه سري مشكل وجود داره .
از اون طرف محفليا نمي خوان كه اين اتفاق بيافته و به گوش تام برسه ، چون اين موقعيت مناسبيه براي لرد كه نقشه هاي شيطانيش رو شروع كنه .
ادامه ي داستان با شما
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


) دراز کشیده و به سقف خیره شده بود به آسانی میتوانست صدای غرغر پیروانش را بشنود که با صدای بلند خانه ی جدیدشان را "کریه و مزخرف و سیاه سوخته و ایش!" میخواندند.

یه بار دیگه به من بگی تام کلم رو می کوبم به دیوار.
(اگه زنده موندید دومیش رو هم تشکیل می دیم)
روی صندلی های محاکمه نشسته بودند و منتظر شروع دادگاه بودند.

در بیایند.


.
ســــــــــــــــــــــــــــوت، جـــــــــــــیـــــــــــــغ، بــــــــــــــــــوق(
