جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: پنجشنبه 19 شهریور 1388 10:22
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس همینطوری که داره از دستشویی میاد بیرون یه حباب فکر بالای کله اش تشکیل میشه: چقدر خوبه! همه اعضای جدید میان دنبال من! چقدر اخه من شهلام! اون وقت هی میگن من کاربر بدیم!!این همه عضو جدید جذب کردم! ( بعد چینی به ابروش می ندازه و تلنگش در میره و حباب فکرش می ترکه! )

اسلاگهورن رفته سر موتور فیلچ
اسلاگهورن: بده یه دور بزنم!
فیلچ: نمیشه،خط میفته بهش!
اسلاگهورن: نه قول میدم خرابش نکنم! میشه لای چرخش کاغذ پفک گذاشت صدا بده؟!

فیلچ و اسلاگهورن مشغول بحثن.

ریگولوس هم واسه خودش لخت شده شنا میره وسط باشگاه

پنه لوپه همین که چشمش به ریگولوس میفته، پرسی رو فراموش می کنه و میاد وسط

پنه لوپه: سلام!

ریگولوس وایمیسته: به به خانوم! ببین عزیزم ما اینجا همه با هم چت می کنیم! اگر از سوژه منحرف شیم، ناظر میاد بیل می زنه ما رو! ( بعد هم به ابرفورث که داره با پرسی چت می کنه اشاره می کنه )
پنه لوپه میره یه گوشه و ریگولوس هم یه گوشه و شروع میکنن با لپتاپشون چت کردن
پنه لوپه: ای اس ال میدی؟!
ریگول: 18 M BLACK`S VILLA!

پنه لوپه: منم پنه لوپه 18 از هاگوارتز!

ریگول رو می کنه به آبرفروث: ببین من کیو پیدا کردم! دوست دختر پرسی!

آبرفورث به پرسی: پرسی، دوست دخترت اینجاس! داره با ریگولوس چت می کنه!
پرسی سر دوراهی میمونه که بیاد جواب بده یا بازم در نقش کاربر بدون عکس العمل مثه بقیه غیر ارزشی ها باقی بمونه!چینی به ابروش می ندازه و در تفکری عمیق فرو میره!

حباب تفکر پرسی از بس جلوه دار و با فضاسازی بوده از هاگوارتز کشیده میشه به باشگاه و حباب تفکری عظیم بالای باشگاه ایجاد میشه!
و همه به این فکر میکنن که اگر بترکه، چی میشه!

بقیه ی اعضای غیر ارزشی هم توی مسنجراشون نشستن و کنفرانس گذاشتن و عین خیالشون نیست که شناسه هاشون توسط ارزشی ها درب و داغون میشه! بعد هم دلشون خوشه دارن ایفای نقش میکنن! ( فضاسازی باشگاه )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: چهارشنبه 18 شهریور 1388 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین
همون زمان در مکانی نا مشخص!
-------------------------------------
ندا میاد!: من غلط کردم!، روم به دیوار شکر خوردم!منو به ببخش.

پنه لوپه هق هق کنان خودشو به دیوار میزنه:خیلی نامردی....مگه من چی برات کم گذاشتم؟این همه بهت محبت کردم....شبا سرتو روی بدنم میذاشتی...چندبار پایه تخت خوابمو شکوندی؟چقدر پول لباس بدم؟همشون پار ه شدن! اینه دستمزد من؟باید روی لباست موی سنجاب پیدا کنم؟

ندا که از صداش مشخص هست شرمگین شده.....اهمی میکنه و میگه:قول میدم بهت خیانت نکنم!این آخرین باره!آخه دست خودم نیست وقتی این موجود لطیف و زیبا رو میبینم....اختیار از دستم خارج میشه!...تو نمیدونی این سنجاب ها چه موجودات دوست داشتنیی هستند....ولی قول مردونه میدم دور جنگل رو خط بکشم و دیگه اونجا نرم و فقط پیش تو بمونم!تو از هر سنجابی پیش من قشنگتر هستی!

پنه لوپه در حالی که با دستاش چشماشو پاک میکنه میگه:این دفعه هم به خاطر اینکه دوستدار محیط زیست و حیوانات جنگلم میبخشمت...ولی اگه ببینم یه بار دیگه دور و بر این سنجابها بگردی هاگوارتز رو با همه شاگرداش روی سرت خراب میکنم!کاری میکنم که تمام سنجاب ها به حالت زار بزنن!کاری میکنم ............

ندا با یه صدای اوهوم قبول میکنه.........
------------
لحظه ای بعد
پنه لوپه همینجور که داشت از مخقیگاهش خارج میشده چشمش به ریگولوس و فلیچ و خانم نوریس میفته! کنجکاو میشه ، فوری خودشو قایم میکنه و شروع به تعقیب اونا میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پنه لوپه کلیر واتر در 1388/6/18 22:38:24
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: چهارشنبه 18 شهریور 1388 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
در دست شویی!

ریگولوس خودشو تو آینه برانداز می کنه و آه می کشه!

صدای آهش تو در و دیوار منعکس می شه و همزمان با خاموش شدنش پنجره ی دستشویی میریزه پایین و فیلچ سوار موتور می پره تو!

فیلچ : نبینم غمتو ارباب جون! برات تشت فرمانده مارکوسو آوردم توش حموم کنی!

ریگولوس شروع می کنه به کندن لباس هاش و فیلچ هم در دستشویی رو می بنده و خانوم نوریس دمشو می کنه تو سوراخ کلید که کسی دید نزنه!

صدای ریگولوس : مراقب باش آرگوس! شامپو داره میره تو چشمای نازنینم!

صدای آرگوس : نگران نباشید ارباب!

یک ساعت بعد!

خانوم نوریس کنار میره و سوراخ کلید آزاد میشه!

ریگولوس بعد از یه ماساژ حسابی حوله پیچ نشسته کف دستشویی و فیلچ داره براش ماسک خیار میذاره رو صورتش... ریگولوس هر وقت چشم آرگوسو دور میبینه یکی از خیارا رو از رو صورتش کش می ره و می خوره!

نیم ساعت بعد!

ریگولوس بالاخره لباساشو می پوشه و جلو آینه می ایسته ...بعد لبه ی کتشو می زنه کنار و دستشو می کنه تو جیب بقلش و از تو جیب یه کشو پر از لوازم آرایشی می کشه بیرون!

اول از همه یه قوطی کرم نرم کننده در میاره و پوست صورت و دستاشو کاملا باهاش ماساژ میده ... بعد یه لایه کرم پودر میزنه ... بعد یه لایه ضد آفتاب ... بعد یه لایه دیگه نرم کننده ... بعد مرطوب کننده ... بعد ضد مهتاب ...بعد سفید کننده و ...

فیلچ هم کنار ایستاده و تند تند در قوطی کرم ها رو براش باز و بسته می کنه!

در آخر ریگولوس قوطی ژل مخصوصشو در میاره و خیلی با دقت چند پر موهاشو ژل می زنه ...بعد کشو رو دوباره بر می گردونه به جیبش و فیلچ براش کتشو صاف می کنه و برس میکشه!

ریگولوس تو آینه نگاه آخرو میندازه و کرواتشو صاف می کنه: خیلی خوب آرگوس برای یه حموم سریع سرپایی فعلا کافیه ! بیا بریم بیرون ببینیم اسلاگهورن داره چی کار می کنه!

و هر سه ( با خانوم نوریس!) از دست شویی خارج میشند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی قوزدار

[img]http://
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 18:53
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس:ای اس ال ش چیه؟!
آبرفورث: بیا مذاکره کنیم! چپق صلح!
ریگولوس: اوکی! پس من همین جا می شینم با ملت چت می کنم!
تو هم بیا با هم چت کنیم! اون فرشته وحی رو هم ای دیشو بده من! با هم آشنا بشیم!

آبرفورث چپق رو میده به ریگولوس و ریگولوس شروع می کنه به کشیدن
آبرفورث خبیثانه می خنده!

بنگگگگگ

چپق تو صورت ریگولوس منفجر میشه و موهاش وز میشه میره هوا!
ریگولوس اوهو اوهو اوهو کنان میدوه طرف دستشویی!

آبرفورث هم میشینه تو باشگاه و لپتاپشو در میاره و شروع میکنه به چت کردن!
- ای اس ال میدی؟
+پرسی ویزلی ، 18 مدیر معظم هاگوارتز!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/16 18:55:49
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 18:42
نمایش جزئیات
آفلاین
آبرفورث که پشت فرمان بولدوزر نشسته بود، سرش را از پنجره بیرون آورد و گفت : هه هه هه! برو کنار تا خودتم برنداشتم !

ریگگولوس ییهو از خواب پری. به سرعت کلاهش را برداشت و از باشگاه دور شد. پیر مرد پدال گاز بولدوزر را با قدرت فشرد. چند متری به درب اصلی باشگاه مانده بود که ناگهان...

فرمانده مارکوس با سپاه عظیمی از انسان هااز کوچه پشتی وارد شد.آبرفورث که با دیدن تعداد زیاد سربازان فرمانده پیر، به وحشت افتاده بود به سرعت بولدوزر را متوفق کرد.
پیاده شد و طلبکارانه به سمت مارکوس رفت.

- سریعا کاسه کوسه تو جمع میکنی میری بیرون شهر اردو میزنی فهمیدی؟
همین که مارکوس خواست ابراز مخالفت کند، با دیدن چشمان خشمگین آبرفورث، منصرف شد و دستور عقب نشینی داد.

در این لحظه بود که ناگهان ندای الهی بر آبرفورث نازل شد...



از....و....
........خوب......
.... ( به دلیل محرمانه بودن از درج مکالمه معذوریم)



آبرفورث دستی به سرش کشید، سپس با ندا() خداحافظی کرد و به سمت ریگولوس رفت.
ریگولوس مشکوکانه به آبرفورث مینگریست. همینطور که عقب عقب میرفت گفت : اون کی بود؟
- ندا بود
- خاک تو سرت ندا کیه؟
- اممم... نه بوقی منظورم فرشته وحی و اینا!
- دیگه بدتر، فرشته؟ فامیلیش وحیه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 17:53
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس که میبینه اسلاگهورن خیلی خزه،ایگنورش می کنه و تنها می شینه تو باشگاه!
بیرون باشگاه هم ابرفورث خسته شده و رفته تا شب با بولدزر بیاد، همه چیو یهو شپلخ کنه.

ریگولوس همینطوری که نشسته و زلف شهلاشو دور انگشتاش بیگودی می کنه، یهو یه فکری میاد تو ذهنش و لپتاپشو باز می کنه و شروع می کنه به یه کارایی کردن! ( فضا سازیه!)
ریگولوس کلی با خودش حال می کنه و قارت قارت می خنده!

بعد هم میره بالای پیت حلبی وسط باشگاه و چینی به ابروش می ندازه و میگه:
و من در شبکه تماس آتیشی جادویی اختلال ایجاد کردم!!! قارت قارت قارت قارت!
الان همه تماس ها دست منه! قارت قارت قارت!

از اوج خفانت و غلظت این نقشه، ریگولوس صدای بوق بولدوزر ابرفورث رو نشنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/16 18:46:28
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/16 18:47:58
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 15:19
نمایش جزئیات
آفلاین
_ الان میخوای من و تو یه پارتی بگیریم؟! فکر نمیکنی خیلی غیر ارزشی باشه؟!

_ خب دوستاتم بیار!

_ خب دوستای من که هر روز واسه خودشون پارتی میگیرن! تو هم بگو دوستات بیان که جو شاعرانه بشه!!!

_ دوستای من آخه...


_ آخه بی آخه!
ریگولوس یه شکلک نامتجانس!! :x هم میزنه تنگ آخرین سخنش و بلند میشه بره رفقای خط رو واسه شب حاضر کنه!( حاضر کردن= جوراب پوشانیدن، موهایشان را شانه کردن! و تمامی وظایف یک مادر دلسوز!!!!)

این طرف هوریس می مونه و یه مشت عنکبوت و مقادیر متنابهی اسکلت!!!

_ اخه یکی نیست بگه مرض داشتی؟ من دوست از کجا بیارم؟ همه ی دوستام که رفتن زیر خاک!!! الان من مرده پارتی مگه قراره برگزار کنم؟!!


و در یک آن جرقه ای در ذهنش هویدا میشه و مواظبه که عَلَم نشه!همر!

هوریس تصمیم میگیره که مثل کتاب 6 بود؟؟ که نیک بی سر جشن گذاشته بود با مرده ها و زنده ها! یه همچین کاری بکنه !!! بعدشم قول میده پسر خوبی باشه و دندوناشو قبل خواب مسواک کنه!!!


از اون به بعد،" تصمیم هوریس" ضرب المثلی مثال زدنی برای تمام اعصار شد!

پایان انشا!! همر!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]ارز
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 14:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس که شدید سرگرم چت با اسلاگهورنه و تازه اسلاگهورن عکس نیکول کیدمن رو براش فرستاده،کاغذ رو سرسری می خونه و یهو چشماش گرد میشه!

بعد یه دونه BRB واسه اسلاگ میزنه و تندی از در باشگاه میره بیرون،آبرفورث خوش خوشانش شده و داره واسه خودش سوت زنان راهمیره و اهنگ " ناظرم من، ناظری بی قرارم "رو می خونه.
ریگولوس یه سوت بلبلی می زنه و ابرفورث برمیگرده
ریگولوس: این تاپیک یه سال و خورده ای پست نخورده، سوژه جدید هم داره، حتما باید فونت شونصد بزنم " سوژه " ؟
قبلا هم یه پست زده بودم اینجا سوژه جدید هم داشت و تموم هم شده بود، پاکش کردید. فکر کردید من سرگرم زلف شهلام، حواسم نیست؟!
آبرفورث بیلشو در میاره و از دور می خوابد بکوبه تو فرق ریگولوس،ریگولوس جا خالی می ده و بیل آبرفورث تو سوراخ باشگاه گیر می کنه
ابرفورث چارچنگولی میفته به جون بیل ناظریش که بکشتش بیرون،
ریگولوس هم برمیگرده تو و اسلاگهورن براش WB می زنه...

ریگولوس که میبینه بار معنوی پستش خیلی کمه؛ با اسلاگهورن آن لاین یه دستم شطرنج میزنه و اسلاگهورن به ریگولوس میگه که میخاد یه پارتی بزاره تو باشگاهش و بیشتر با ریگولوس آشنا بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 13:27
نمایش جزئیات
آفلاین
آبرفورث که از دور شاهد اعمال ریگولوس بود با خود گفت : هوووم، قرار شده بود با هم مسالمت آمیز برخورد کنیم! گویا از پست های ناظرین هم با خبر میشن، عجب!

سپس سرش را خاراند و رشته افکارش را ادامه داد : خوب، سوژهتایپیک که اینی که این نوشته نیست، سوژه جدید هم که نداده، چقدر عجیب! عیب نداره حتما حواسش نبوده!

سپس چرخی زدو به سمت در خروج به راه افتاد. چند قدمی با در فاصله داشت که چشمش به لوسیوس افتاد که به سرعت به سمت ویلای بلک ها میدوید.
برگشت و تکه کاغذ کوچکی به متصدی باشگاه داد.


دختر جوان،موهایش را مرتب کرد و به سرعت کاغذ را به ریگولوس رساند.


این پست و پست قبلی، تا پایان امشب حذف خواهند شد!
شهردار لندن



همین که ریگولوس سر چرخاند تا فرستنده نامه را ببیند، آبرفورث از باشگاه خارج شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/6/16 13:29:18
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/6/16 13:31:40
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: باشگاه اسلاگهورن
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 00:07
نمایش جزئیات
آفلاین
ریگولوس یه دعوت نامه تو دستشه و از سوراخ باشگاه میاد تو،
و ملت رو مبینه که کارشون از عنکبوت گذشته و استخون شدن!
اسلاگهورن میاد طرفش و کلی سلام واحوال پرسی و میپرسه: اهل و عیال چطورن!؟
ریگولوس که میخاد پستش یه ده خطی بشه، میره یه دور دور اتاق شنا میره و بعد بلند میشه 6482 تا دراز نشست میره و هیلکش پرورش یافته میشه، بعد هم میبینه هنوز 10 خط نشده، یه دور هم زلف شهلاشو به مدت 4 دقیقه تاب میده، بعد هم میره طرف اسلاگهورن و با جدیت وسط باشگاه شروع به ایستادن میکنه و چینی به ابروش میندازه و انگشتای اسکلت های تو باشگاه رو از مچ پاهاش باز میکنه و میگه: من مجردم!
بعد هم میره یه گوشه می شینه و تنهایی زلفشو واسه اسکلت ها تاب میده!
بعد یهو لپتاپشو در میاره می بینه نه بابا پستش هنوز 10 خط نشده،واسه همین یه دورم مین روب بازی می کنه و با سلاگهورن هم با لپتاپش چت می کنه و ای اس ال می پرسه!
اسلاگهورن اون ور اتاق نشسته: 18-F -Teh

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریگولوس بلك در 1388/6/16 0:10:41
Toujours pur

" به خاطر یک مشت سوژه "

[b][size=small]�