جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

دفتر فرماندهی کاراگاهان

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 مهر 1388 13:39
نمایش جزئیات
آفلاین
رون ويزلي، تاييد شد

اميدوارم به دو اصل زير توجه كنيد:


(( اعضايي كه عضو بشوند و بيشتر از يك هفته رول نزنند، بي برو و برگرد اخراج شده و ما به اداره هاي ديگر نامه ميفرستيم تا آن ها نيز از سوابق شما با خبر شده و احتمال استخدام شما پايين بيايد. )) نكته دوم: (( اينم از لوگو كه همه شما حتما" بايد در امضاتون بگذاريد:
http://hazhir73.persiangig.com/image/Jadoo/karagahan.gif البته احتمال داره كه تغيير كنه در حال حاضر دنبال يك لوگوي جديد هستم شما هم اگر پيشنهادي در رابطه با لوگو داريد يا عكسي داريد مطرح كنيد.
))

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 مهر 1388 11:38
نمایش جزئیات
آفلاین
فرم عضويت‎ :
1 - ‏‎ ‎نام و نام خانوادگي‎ :

‎رون ویزلی

2 - ‏‎ ‎انگيزه ي شما براي عضو شدن در اين گروه‎ :

‎فعالیت بیشتر و اینا

3 - به طور خيلي خلاصه ، يك كاراگاه رو توصيف كنيد‎ :
شخصی با یک بارانی بلند ، کلاهی که تا چشم پایین کشیده شده ، عینک فریم گرد آفتابی، دماغی دراز ، مشکوک

4 – جز کدام يك از گروه ها يا گروهك ها يا سازمان ها بوده ايد يا هستيد؟ (محفل ققنوس، الف دال، مرگحواران، ‏سازمان اطلاعات و امنيت، حزب ارزشي و ...)‏
الف دال


‏5 - ساحره اي با پدر مشنگش زندگي مي کردند روزي يک جادوگر سياه قوي دختر را‎ ‎با تهديد به کشتن ‏پدرش مجبور مي کند که با خودش ازدواج کند ... ساحره اين‎ ‎شرط را قبول مي کند اما خودش هم شرطي مي ‏گذارد : اين که در برابر مردم‎ ‎کيسه اي به او بدهند در آن کيسه دو سنگ همسان با رنگ هاي سفيد و سياه ‏باشد‎ ‎و دختر دستش را به درون کيسه برده و اگر سنگ سياه را برداشت با جادوگر‎ ‎ازدواج مي کند و اگر ‏سنگ سفيد را برداشت بايد از ازدواج سر بزند و ازدواج‎ ‎انجام نگيرد ... جادوگر سياه اين شرط را پذيرفت ‏ولي بعد انديشيد که هر دو‎ ‎سنگ داخل کيسه را به رنگ سياه در بياورد ... دختر به وسيله ي يکي از‎ ‎ملازمان جادوگر سياه از اين موضوع با خبر شد و در پي چاره اي بر آمد‎ ...
به‎ ‎نظر شما چاره اي که دختر انديشيده بود چه بود؟!(پاسخش كاملا منطقيه...سوال‎ ‎سوال هوشه و با دقت و ‏كامل شرح بدين چون هدف هوش و منطق شماست‏‎...)

بدیهیه که دختر باید قبل از اینکه دستش رو داخل کیسه بکنه و سنگی رو در بیاره از مرد بخواد که در برابر جمعیت هردو سنگ رو در بیاره و صحت و سقم موضوع بررسی بشه و کلکی درکار نباشه .
درضمن من پیشنهاد میکنم که خود دختر از این کلک استفاده کنه و طرف مورد نظر را که گویی کند ذهنم هست بپیچونه


6 - کدوم يکي از اين جرم ها ارزش پي گيري بيشتري داره؟‎
الف ) قتل و کشتار زنجيره اي
‎ ***
ب ) شوراندن ديوانه سازها‎
ج ) دزدي از گرينگوتز‎
د ) شورش بر عليه وزير‎!
‎(نكته: نظر شما مهمه...پس لطفا اين رو هم با دقت جواب بدين‎(...



‏7 - شب‎ ‎تاريكيه و ترس و توهم در وجود شما رخنه كرده ! هوا مه گرفته است و شما را‎ ‎به دنبال يك ‏ماموريت پيچيده فرستادند ، دقت كنيد كه ارزش معنوي اين‎ ‎ماموريت بسيار بالاست ، پس شما فرار نمي كنيد ‏‏! بلكه به راه خود ادامه مي‎ ‎دهيد و به برج صد طبقه اي كه مقصد شماست مي رسيد ، پيرزن همسايه دم در‏‎ ‎منتظر شماست و هدف هم در باند هلي كوپتر ايستاده است !چگونگي نجات گربه‎ ‎پيرزن همسايه از دست ‏عروس وي را روي باند هلي كوپتر شرح دهيد !(هدف، سطح‎ ‎رول و كيفيت طنزنويسي در عين جدي ‏نويسي، پس يا طنز بنويسيد يا جدي يا مخلوط .... پاسخ به اندازه ي يك رول كامل باشه‎ ‎لطفا...در ضمن، ‏سوژه‌يابي هم اهميت زيادي داره‎)


سوژه یکم یه جوری نیست ؟!

‏8 – نظر، ‏‎ ‎انتقاد و پيشنهاد در رابطه با همه چيز، حتي فرم عضويت‏‎ :‎
امیدوارم با شروع داستان این تاپیک جزو تاپیکای فعال باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]نان و ستاره
نان در کنارم و ستاره ها دور،
آن دورها...
به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم!
چنان غرق
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: یکشنبه 19 مهر 1388 15:05
نمایش جزئیات
آفلاین
مالي ويزلي، تاييد شد

اميدوارم كه پست سخنراني من رو خونده باشين و به دو نكته :

(( اعضايي كه عضو بشوند و بيشتر از يك هفته رول نزنند، بي برو و برگرد اخراج شده و ما به اداره هاي ديگر نامه ميفرستيم تا آن ها نيز از سوابق شما با خبر شده و احتمال استخدام شما پايين بيايد. )) نكته دوم: (( اينم از لوگو كه همه شما حتما" بايد در امضاتون بگذاريد:
http://hazhir73.persiangig.com/image/Jadoo/karagahan.gif البته احتمال داره كه تغيير كنه در حال حاضر دنبال يك لوگوي جديد هستم شما هم اگر پيشنهادي در رابطه با لوگو داريد يا عكسي داريد مطرح كنيد.
)) توجه كرده باشيد.

با تشكر، سيريوس بلك، كاراگاه ارشد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/7/19 15:10:09
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: یکشنبه 19 مهر 1388 00:32
نمایش جزئیات
آفلاین
1 - ‏‎ ‎نام و نام خانوادگي‎ :

مالی ویزلی.

‏2 - ‏‎ ‎انگيزه ي شما براي عضو شدن در اين گروه‎ :

اوه، سیریوس! باید ببینم داری چیکار می کنی دیگه. نمیشه تو رو که یه مرد جوون و تنها هستی ولت کنم به امون مرلین و ببینم یهو با چار تا بچه و یه زن بی ریخت اومدی تو محفل.

‏3 - به طور خيلي خلاصه ، يك كاراگاه رو توصيف كنيد‎ :

یکی که دماغ خیلی درازی داره و توی هر کاری فرو می کنتش. بعدم وزارت سحر و جادو این استعداد رو برای کشف و نابودی مرگخوارا استفاده می کنه.

‏4 – جز دام يك از گروه ها يا گروهك ها يا سازمان ها بوده ايد يا هستيد؟ (محفل ققنوس، الف دال، مرگحواران، ‏سازمان اطلاعات و امنيت، حزب ارزشي و ...)‏

یه روزگاری معجون مرکب پیچیده خوردم و مرگخوار شدم. یه روزگاری هم همین معجون رو خوردم و محفلی شدم. فعلا که فقط دارم به شوهر و بچه هام می رسم و از شر و شور افتادم.

‏5 - ساحره اي با پدر مشنگش زندگي مي کردند روزي يک جادوگر سياه قوي دختر را‎ ‎با تهديد به کشتن ‏پدرش مجبور مي کند که با خودش ازدواج کند ... ساحره اين‎ ‎شرط را قبول مي کند اما خودش هم شرطي مي ‏گذارد : اين که در برابر مردم‎ ‎کيسه اي به او بدهند در آن کيسه دو سنگ همسان با رنگ هاي سفيد و سياه ‏باشد‎ ‎و دختر دستش را به درون کيسه برده و اگر سنگ سياه را برداشت با جادوگر‎ ‎ازدواج مي کند و اگر ‏سنگ سفيد را برداشت بايد از ازدواج سر بزند و ازدواج‎ ‎انجام نگيرد ... جادوگر سياه اين شرط را پذيرفت ‏ولي بعد انديشيد که هر دو‎ ‎سنگ داخل کيسه را به رنگ سياه در بياورد ... دختر به وسيله ي يکي از‎ ‎ملازمان جادوگر سياه از اين موضوع با خبر شد و در پي چاره اي بر آمد‎ ...
به‎ ‎نظر شما چاره اي که دختر انديشيده بود چه بود؟!(پاسخش كاملا منطقيه...سوال‎ ‎سوال هوشه و با دقت و ‏كامل شرح بدين چون هدف هوش و منطق شماست‏‎...)

هر دو تا تیله رو از کیسه در میاره و جادوگره رو رسوا می کنه.

‏6 - کدوم يکي از اين جرم ها ارزش پي گيري بيشتري داره؟‎
الف ) قتل و کشتار زنجيره اي *****
ب ) شوراندن ديوانه سازها‎
ج ) دزدي از گرينگوتز‎
د ) شورش بر عليه وزير‎!
‎(نكته: نظر شما مهمه...پس لطفا اين رو هم با دقت جواب بدين‎(...

جواب دادم که.


‏7 - شب‎ ‎تاريكيه و ترس و توهم در وجود شما رخنه كرده ! هوا مه گرفته است و شما را‎ ‎به دنبال يك ‏ماموريت پيچيده فرستادند ، دقت كنيد كه ارزش معنوي اين‎ ‎ماموريت بسيار بالاست ، پس شما فرار نمي كنيد ‏‏! بلكه به راه خود ادامه مي‎ ‎دهيد و به برج صد طبقه اي كه مقصد شماست مي رسيد ، پيرزن همسايه دم در‏‎ ‎منتظر شماست و هدف هم در باند هلي كوپتر ايستاده است !چگونگي نجات گربه‎ ‎پيرزن همسايه از دست ‏عروس وي را روي باند هلي كوپتر شرح دهيد !(هدف، سطح‎ ‎رول و كيفيت طنزنويسي در عين جدي ‏نويسي، پس يا طنز بنويسيد يا جدي يا مخلوط .... پاسخ به اندازه ي يك رول كامل باشه‎ ‎لطفا...در ضمن، ‏سوژه‌يابي هم اهميت زيادي داره‎)

ای بابا! من که حس رول ندارم سیریش جون!
میرم به عروسه وردنه می زنم. بعد غش می کنه و می افته و گربه هه رو با چوبدستیم و ورد وینگاردیوم له ویوسا به صاحبش می رسونم.

هرچی باشه من از گربه ها متنفرم و بهشون دست نمی زنم.

‏8 – نظر، ‏‎ ‎انتقاد و پيشنهاد در رابطه با همه چيز، حتي فرم عضويت

نظری ندارم. البته فعلا. ‏‎

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالی ویزلی در 1388/7/19 0:33:56
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: جمعه 17 مهر 1388 13:30
نمایش جزئیات
آفلاین
فرم عضويت جديد دفتر آماده شد.
مشتاقانه منتظر ثبت نام و فعاليت شما هستيم.

فرم عضويت‎ :
‏1 - ‏‎ ‎نام و نام خانوادگي‎ :



‏2 - ‏‎ ‎انگيزه ي شما براي عضو شدن در اين گروه‎ :



‏3 - به طور خيلي خلاصه ، يك كاراگاه رو توصيف كنيد‎ :


‏4 – جز دام يك از گروه ها يا گروهك ها يا سازمان ها بوده ايد يا هستيد؟ (محفل ققنوس، الف دال، مرگحواران، ‏سازمان اطلاعات و امنيت، حزب ارزشي و ...)‏



‏5 - ساحره اي با پدر مشنگش زندگي مي کردند روزي يک جادوگر سياه قوي دختر را‎ ‎با تهديد به کشتن ‏پدرش مجبور مي کند که با خودش ازدواج کند ... ساحره اين‎ ‎شرط را قبول مي کند اما خودش هم شرطي مي ‏گذارد : اين که در برابر مردم‎ ‎کيسه اي به او بدهند در آن کيسه دو سنگ همسان با رنگ هاي سفيد و سياه ‏باشد‎ ‎و دختر دستش را به درون کيسه برده و اگر سنگ سياه را برداشت با جادوگر‎ ‎ازدواج مي کند و اگر ‏سنگ سفيد را برداشت بايد از ازدواج سر بزند و ازدواج‎ ‎انجام نگيرد ... جادوگر سياه اين شرط را پذيرفت ‏ولي بعد انديشيد که هر دو‎ ‎سنگ داخل کيسه را به رنگ سياه در بياورد ... دختر به وسيله ي يکي از‎ ‎ملازمان جادوگر سياه از اين موضوع با خبر شد و در پي چاره اي بر آمد‎ ...
به‎ ‎نظر شما چاره اي که دختر انديشيده بود چه بود؟!(پاسخش كاملا منطقيه...سوال‎ ‎سوال هوشه و با دقت و ‏كامل شرح بدين چون هدف هوش و منطق شماست‏‎...)



‏6 - کدوم يکي از اين جرم ها ارزش پي گيري بيشتري داره؟‎
الف ) قتل و کشتار زنجيره اي‎
ب ) شوراندن ديوانه سازها‎
ج ) دزدي از گرينگوتز‎
د ) شورش بر عليه وزير‎!
‎(نكته: نظر شما مهمه...پس لطفا اين رو هم با دقت جواب بدين‎(...



‏7 - شب‎ ‎تاريكيه و ترس و توهم در وجود شما رخنه كرده ! هوا مه گرفته است و شما را‎ ‎به دنبال يك ‏ماموريت پيچيده فرستادند ، دقت كنيد كه ارزش معنوي اين‎ ‎ماموريت بسيار بالاست ، پس شما فرار نمي كنيد ‏‏! بلكه به راه خود ادامه مي‎ ‎دهيد و به برج صد طبقه اي كه مقصد شماست مي رسيد ، پيرزن همسايه دم در‏‎ ‎منتظر شماست و هدف هم در باند هلي كوپتر ايستاده است !چگونگي نجات گربه‎ ‎پيرزن همسايه از دست ‏عروس وي را روي باند هلي كوپتر شرح دهيد !(هدف، سطح‎ ‎رول و كيفيت طنزنويسي در عين جدي ‏نويسي، پس يا طنز بنويسيد يا جدي يا مخلوط .... پاسخ به اندازه ي يك رول كامل باشه‎ ‎لطفا...در ضمن، ‏سوژه‌يابي هم اهميت زيادي داره‎)



‏8 – نظر، ‏‎ ‎انتقاد و پيشنهاد در رابطه با همه چيز، حتي فرم عضويت‏‎
:‎

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: دوشنبه 13 مهر 1388 22:16
نمایش جزئیات
آفلاین
دوشنبه، 21:45 دقيقه(چقدر دير)
روبروي دفتر فرماندهي كاراگاهان
سيريوس، فرمانده جديد در حال سخنراني


سلام ميكنم به شما ملت جادوگر، و به ويژه شما كاراگاهان دلير، شما شير مردان بي ترس و لرز، شمايي كه در پي مجرمين شب و روز نداريد و خانواده شما نيز در آسايش نيستند.
من، سيريوس بلك، فرزند اوريون بلك، از همين حالا به سمت فرمانده كاراگاهان در آمده ام. چند نكته اي را بايد متذكر شوم و صحبت هايي را بايد خدمت شما عرض كنم.
فرم عضويت تغيير كوچكي كرده است:

فرم عضويت‎ :

‏1‏‎ - ‎نام و نام خانوادگي‎ :


3 - تا به حال عضو كدوم گروهك ها يا گروه ها بوده ايد؟(مرگخواران، محفل ققنوس، حزب ارزشي، الف دال و ...)


‏2‏‎ - ‎انگيزه ي شما براي عضو شدن در اين گروه‎ :



‏3‏‎ - ‎به طور خيلي خلاصه ، يك كاراگاه رو توصيف كنيد‎ :


5 - رولي كوتاه در رابطه با اسكورت وزير بنويسيد:(حد اكثر 17 خط و حد اقل 10 خط)


‏4‏‎ - ‎انتقاد يا پيشنهاد‎ :‎


اعضايي كه در زمان فرمانده هان گذشته، روفوس اسكريم جيور و روبيوس هاگريد به گروه ما ملحق شده اند، پا بر جا هستند كه ليست آنها را خدمتتان عرض ميكنم.
كاراگاهاني كه تا الان عضو بودند و استعفا ندادند:

ترورس

لودو بگمن

جيمز پاتر

گيلدوري لاكهارت

كينگزلي شكلبوت

نويل لانگ باتم

پروفسور اسپراوت

لاوندر براون


ماتسفانه چند تن از كاراگاهان خوب ما از اين اداره رفتند، بعضي ها مرگخوار شدند، و بعضي ها ميخواستند طعم اصطلاح بازنشستگي زودرس را بچشند؛ و با خوشحالي به چند تن از عزيزاني كه به گروه ما ملحق شدند، خوشامد ميگويم و اميدوارم كه با هم بتوانيم فعاليت هاي خوبي را داشته باشيم.
هر رول شما امتياز دارد كه باعث ترفيع مقام شما ميشود. در حال حاضر معلوم نيست كه امتيازات را چه كسي تعيين ميكند، بعد از جلسه و مشاوره با وزير گرامي و اعضاي كابينه، جزييات را خدمت شما عرض ميكنم.
ليست امتيازات و درجات در اوايل دوره:

سرجوخه .................................................... 0 تا 80 امتياز‏‎

گروهبان یکم ............................................. 80 تا 140 امتياز‏‎

استوار یکم ..............................................140 تا 200 امتياز‏‎

ستوان یکم ..............................................200 تا 250 امتياز‏‎

سروان ................................................. 250 تا 280 امتياز‏‎

سرگرد ................................................. 280 تا 300 امتياز‏‎

سرهنگ .................................................300 تا 340 امتياز‏

البته اين لست قطعي نيست و احتمال اينكه تغييري درش به وجود بيايد زياد است. قوانين رو هم بعدا" ميگويم، فقط يك نكته، اعضايي كه عضو بشوند و بيشتر از يك هفته رول نزنند، بي برو و برگرد اخراج شده و ما به اداره هاي ديگر نامه ميفرستيم تا آن ها نيز از سوابق شما با خبر شده و احتمال استخدام شما پايين بيايد.
اينم از لوگو كه همه شما حتما" بايد در امضاتون بگذاريد:
http://hazhir73.persiangig.com/image/Jadoo/karagahan.gif البته احتمال داره كه تغيير كنه در حال حاضر دنبال يك لوگوي جديد هستم شما هم اگر پيشنهادي در رابطه با لوگو داريد يا عكسي داريد مطرح كنيد.
كسايي هم كه ميخوان مشخصات من رو بدونن، به اينجا مراجعه كنن:http://www.jadoogaran.org/modules/mediawiki/index.php/Sirius

تا آخر اين هفته نيز داستان را شروع نميكنم تا بتوانيد فكر هاي خود را كرده و به گروه بپيونديد. البته مهلت عضويت تمامي ندارد ولي بهتر است تا آخر هفته ثبت نام كنيد. و در آخر عرض ميكنم كه اين مقامات براي كسي نمي ماند و همه مي آيند و ميروند، پس سعي كنيم در دوره خودمان به بهترين شكل عمل كنيم.

با تشكر، سيريوس بلك كاراگاه ارشد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/7/13 22:19:59
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/7/13 22:24:06
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/7/14 13:57:50
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1388 16:14
نمایش جزئیات
آفلاین
از : روونا ريونكلاو كبير تاريخ: 1388.7.11
به : سران كارآگاهان

اينجانب روونا ريونكلاو ، موسس مدرسه ي علوم و فنون جادوگري هاگوارتز به علت پيوستن به گروه مرگخواران . از مقام خود در گروه امنيتي كارآگاهان وزارت جادگري ، استعفا مي دهم.
اين استعفا نامه سنديت داشته ، بدون برگشت و فاقد هرگونه ارزش قانوني به جز مورد مذكور مي باشد .


روونا ريونكلاو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: شنبه 11 مهر 1388 16:06
نمایش جزئیات
آفلاین
در راه مقر ارزشي ها، روونا

- اي باو اينم وقت گير آورده ها ! منو جاسوسي ؟ عمرا!

در همين حين موبايل روونا

بوقي ، رفتي و سهم ما سفر شد دل آروم ما دربدر شد
ندونستم كه چرا ... - بله ؟

ريگولوس: روونا ميتوني صحبت كني ؟
- البته بگو .

- چه خبر از كارآگاها ؟
- همه چي طبق نقشه داره پيش ميره . دارن منو براي جاسوسي مي فرستن اونجا ! همه چي آمادس ؟

-آره . كاليبراي 4 هم توي راه هستن . همين الان بمب هاي نيتروژني رسيدن . ولي مي گن امضاء تو لازمه . زود باش الان رئيس مي رسه .
- منتظر باش دارم ميام .

دستش را از روي كليد قطع مكالمه برداشت و سپس : پاق ( افكت آپارات) .


در مقر فرماندهي كارآگاهان . همين لحظه

هاگريد به صورت غير قابل پيشبيني سكوت را با كشتن 22 مگس شكست و گفت :

- خيلي خب ديگه . استراحت بسه . پاشين يه كم اينجا رو مرتب كنيد . من بايد برم وزيرو ببينم تا جزئيات نقشه رو بش بگم . وقتي اومدم چايي حاضر باشه ها !

ملت كارآگاه: بله قربان .

هنگامي كه هاگريد اتاق را ترك مي كرد ، سيريوس يه فكر فرو رفته بود و متوجه نبود كه هاگريد در چهار چوب در ايستاده و براي سومين بار او را صدا ميزند :

- سيريوس . با توام بوقي
-بله قربان‌

- بيا اين زباله ها رو بزار بيرون سازمان .
- بله بله اومدم .

با اين كه سيريوس به طرف در حركت مي كرد اما تماما به روونا و كارهاي امروزش فكر مي كرد . چرا روونا يك غيبت طولاني داشت ؟ اين عجيب بود !

ادامه دهيد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1388 23:11
نمایش جزئیات
آفلاین
- يه ماموريت فوق العاده حساس. بايد بري به مقر ارزشي ها و جاسوسي كني. فهميدي؟

روونا: بله قربان.

سپس از ديوار بيرون ميره.

در دفتر وزير

در كنار وزير سحر و جادو سيريوس و گلگو ايستاده بودن، با ضاحري خفن، هردوشون يك كت و شلوار چرمي مشكي با عينك دودي و كفش هايي كه از تميزي برق ميزند به تن داشتند.
ناگهان جغدي به شيشه پنجره برخورد ميكند. سيريوس به طرف جغد ميره و نامه اي كه همراه داشته را از پايش باز ميكنه و به دست وزير ميده مينروا نامه شروع به خواندن ميكنه. بعد از 5 دقيقه خواندن نامه را به اتمام ميرسونه و رو به سيروس و گلگو ميكند و ميگويد:

- من بايد برم به سيلوهاي مورفين گانت سري بزنم.

او اين را ميگويد و همراه سيريوس و گلگومات از در بيرون ميرود.

جلوي در وزارت


سيريوس: قربان، امروز اعضاي محفل ققنوس نيز شما را اسكورت ميكنند به همراه كاراگاهان. ترورس و لاوندر هم امروز از مسافرت برگشتن.

- خوبه خوبه، امروز به روش مشنگي و بدون غيب و ضاحر شدن و غيره به سيلو ها سر ميزنيم و از اونور بايد به هاگوارتز برم.

گلگو در ماشين رو باز ميكنه و اول خودش سوار ميشه، بعد وزير و بعد سيريوس. ماشين به راه افتاد. اطرف ماشين اسكورت كامل بود. اعضاي محفل با رهبري جيمز سيريوس پاتر در عقب. ترورس و لاوندر در دو طرف و روبيوس با اون موتور گنده اش از جلو ماشين وزير را اسكورت ميكردند.
ريموس لوپين با نصف محفلي ها با اجراي جادوي سرخوردگي با جارو پرنده از بالا مراقب اوضاع بودند.
همگي چوبدستي هايشان را آماده نگاه داشته بودند. اسكورت،بدون نقص بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/6/11 23:18:54
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1388/6/11 23:21:28
Re: دفتر فرماندهی کاراگاهان!
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1388 12:24
نمایش جزئیات
آفلاین
در دفتر فرماندهی
( توجه کنید : درِ دفتر فرماندهی) .

روبیوس در حالی که لیوان قهوشو تو این ماه رمضونی توی دستاش گرفته و گاه و بیگاه یه هورتی می کشه بالا ، در عرض اتاق بالا و پایین میره که ییهو :

شق ... ( افکت باز شدن در ) .
روونا از پشت در ظاهر میشه و با چهره ای خندان وارد دفتر میشه .
روبیوس : تو دیگه کی هستی ؟ مگه پشت درو نخوندی ؟ " ورود افراد متفرقه ممنوع"

روونا در حالی که اینگونه حرف زدنو نوعی بی احترامی به خودش میبینه یه ایــــــشِ درست و حسابی به روبیوس می کشه و میگه :

- برو بابا سیرابی . خودت کی هستی . تا اونجا که یادمه از کارآگاها بودم .
- خب منم از کارآگاها بودم ! اما الان دیگه ...
- خب بودی که بودی . من از تو ریش سفید ترم (!) چی میگ...
-الان دیگه رئیس توام . من روبیوس هاگرید الان فرمانده ی کارآگاهای وزارتم . تو هم باید ازمن دستور بگیری ، حالیته ؟

روونا : . خب باشه . رئیس !
- چرا این همه نبودی ؟
- من بودم . ولی چون شفافم ( به خاطر روحییتم) از چشم تیز بین شما دیده نمیشدم . از سیریوس و بقیه پرس و جو کنید ملطفت خواهید شد سرورم ! خب . یکی نیس بگه تو این مدت چه اتفاقاتی افتاده ؟ ای بابا رئیس جون یه جا واسا سرمون گیج رفت !

در این لحظه صدایی از ناکجا آباد طنینانداز می شه و هیستوری دفتر فرماندهیو با تمام جیک و پیکاش رو می کنه .

روونا: خب اوکی . من چیکار میتونم بکنم . کاری نیس که انجام بدم ؟ من خیلی خبره اما !

روبیوس : برو بابا بوقی . یه فوت کنن میمیری که ننه !

در این لحظه روونا تمام سوابقشو پرت میکنه تو صورت هاگرید .

هاگرید : مااااعع ! اینا چیه ؟
- بزار بینم . آره ! روونا بیا اینجا ! ماموریتو خوبی برای تو در نظر گرفتم ...

ادامه دهید .. .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!