ارنی
اینجا هنوزم یه صاحبی داره.درخواست نقد شما مال یکشنبس و امروز چند شنبس؟...سه شنبه!به نظر شما این دو روز طول کشیدن جای اعتراض داشت؟به نظر که من نداشت.
فراموش نکنین که ناظر اینجا مسئولیت گروه بزرگی رو به عهده داره.ماموریتای مرگخوارا،خلاصه هاشون،نقدای خصوصی و عمومیشون،جواب سوالاشون و رسیدگی به همه مشکلاتشون.طبیعتا در همه موارد اونا برای من اولویت دارن.ولی دیگه برای یه درخواست نقد اصولا تا یه هفته باید صبر کنین.گرچه نقدای من هیچوقت اینقدر طول نمیکشه،ولی اگه بکشه هم فکر میکنم این مدت خیلی عادی باشه.نقد کردن کار ساده ای نیست که ده دقیقه براش وقت بذارم.شما به اینم توجه کنین که برای نقد یه پست من باید همه پستهای قبلی رو بخونم که موضوع رو بفهمم،پستهای قبلی نویسنده رو بخونم که این پستشو با قبلیا مقایسه کنم و نقد قبلی خودمم بخونم که ببینم طرف چه اشکالاتی داشته.یه نقد حداقل به اندازه 5 پست وقت منو میگیره.برای همین وقتی درخواست میدین کمی صبر داشته باشین.
به هر حال من پست شما رو امروز صبح نقد کرده بودم و قصد داشتم شب همراه با نقد سالازار ارسالش کنم...اینم از نقدتون:
بررسی پست شماره 245 خانه ریدل، ارنی مک میلان:بازم لینکتون مشکل داشت!لینک پست قبلی رو دادین.ولی ارباب با هوش سرشارش کشف کرد که منظورتون کدوم پسته!لینک درست بدین!

سعی کنین تعداد شکلکهای متحرک پستتون زیاد نباشه.چون بشدت چشم رو خسته و حواس رو پرت میکنن.
نقل قول:
لرد گفت: خب حالا باید یه قطار داشته باشیم.کی قطار میشه؟
نقل قول:
لردگفت: هی تو باید نقش قطار را بازی کنی. این ریل رو میبینی چهار دست و پا بشین روش یه واگن هم بهت وصل میکنیم و تو افتخار اینو پیدا میکنی که قطار لرد سیاه بشی.
اینکه لرد با این جدیت این دیالوگهای طنز رو میگه خیلی جالبه.نوشتن دیالوگهای طنز برای شخصیتی مثل لرد کار ساده ای نیست.مخصوصا اگه نخواییم اون ابهتشو از بین ببریم.شما اینجا اونقدر ساده و با اعتماد به نفس نوشتین که جمله ها به دل خواننده میشینه.
نقل قول:
لرد گفت: خب امتحان میکنیم. مک میلان راه بیفت... یکم تندتر... یالا دیگه خدمتکار لرد باید قوی باشه.... اه خاک تو سرت. مهم نیست همین سرعتم خوبه. حالا نمایش نامه چطوریه؟
نقل قول:
لرد با خشم گفت: فن مخصوصت رو بزن. با لغت بزن تو گوشش.
شخصیت لرد شما اینجا بشدت در معرض جلف و سبک شدن قرار داره.مواظبش باشین.شخصیتها و خصوصیات رفتاریشون نباید فدای طنز داستان بشن.رفتار لرد باید کمی سنگینتر باشه.
نقل قول:
لرد گفت: خوبه پس لودو ، بارتی ، بلا و رفوس میشن سال هفتمی های گریفیندور. .::چند دقیقه بعد داخل قطار::. لرد گفت: خب دیگه همه چیز آماده شد دیگه باید شروع کنیم.
اون فاصله ای که تو نقد قبلی گفتم اینجا بشدت لازمه.نوشته ها قاطی شدن با هم.مخصوصا اون قسمت".::چند دقیقه بعد داخل قطار::" باید کاملا از بقیه نوشته متمایز میشد.میتونستین رنگشو عوض کنین یا اونو درشتتر بنویسین یا بولد کنین.ولی به هر حال قبل و بعدش یه فاصله ای بذارین.
نقل قول:
پاد....نه پات!
نقل قول:
سپس فریاد زد: ارنــــــــی بیا تو.
ارنی به سرعت وارد شد و گفت: بله قربان.
لرد با خشم گفت: فن مخصوصت رو بزن. با لغت بزن تو گوشش.
(صحنه آهسته خوانده شود) بلافاصله ارنی به هوا پرید و با یک دور 360 درجه ای پات ساعت گرد با لگد به دهان نولان زد و او را از پنجره بیرون انداخت. سپس رو به لرد کرد و گفت:
دیگه امری نیست قربان؟
- نه برو قطار رو بکش... 3 2 1 اکشن.
این قسمت اجرای فن توسط ارنی خیلی بی معنی به نظر میرسید،داشتم فکر میکردم منظور شما از نوشتن این قسمت چی بوده ولی وقتی نولان رو زد مشخص شد ارنی برای چی احضار شده بود.خیلی بامزه بود مخصوصا جمله آخر که بهش میگه برو دوباره قطارو بکش.
نقل قول:
کات خیلی خوب بود خسته نباشید. هی مک میلان برگرد پشت در اگه کارت داشتیم صدات میکنیم.
ارتباطتونو با پستهای قبلی حفظ کردین.استفاده از نکته های ریز پستهای قبلی مخصوصا اگه با طنز همراه باشن کار خوب و جالبیه.
نقل قول:
ببخشید که یه کم راجع به خودم زیاد نوشتم.
وقتی جا داره خودتونو وارد داستان کنین هیچ دلیلی وجود نداره که این کارو نکنین.به نظر من شما ارنی رو خیلی خوب و به موقع وارد داستان کردین.اون آخرم که باز فرستادینش پشت در.کارتون خیلی خوب بود.شما استعداد خوبی برای طنز نویسی دارین.طنز پستتون لوس و بی مزه نیست. گاهی تکرار میکنین ولی این تکرارم اصلا توی ذوق خواننده نمیزنه.طرز نوشتنتون و استفاده از شخصیتها و موقعیتها خیلی خوبه.پستهای شما از جمله پستهاییه که راحت میشه تا آخرشو خوند بدون اینکه حوصلت سر بره یا وسطا بیخیال خوندش بشی.
خوب بود.
موفق باشید.
__________________________________
بررسی پست شماره 193 خاطرات مرگخواران، سالازار اسلیترین:سالازار عزیز
در مورد نقد پستهای تکی و ادامه دار،طنز یا جدی هیچ فرقی نمیکنن.هر دو رو نقد میکنم.ولی برای نقد اینجور پستهای ادبی کمی مشکل دارم چون فکر نمیکنم صلاحیت نقدشونو داشته باشم.به ادبیات علاقه دارم ولی نه رشته من ادبیات(و نه حتی علوم انسانی!) بود نه تخصص خاصی در این زمینه دارم.برای همین نمیخوام راهنمایی اشتباهی بکنم.فکر میکنم بهتره نقد فنی،ویرایشی و دستوری و اینجور کارای ادبی رو بذارم به عهده افراد متخصص و همون برخوردی رو بکنم که تا حالا با همچین پستایی داشتم.یعنی فقط نظر خودمو از نظر هماهنگی پست با دنیای جادویی بگم.
نقل قول:
از بهای آن گالیونی چند،سیاه، در کاغذی کرد
گالیون سیاه؟!!!اینجا منظور سکه پول سیاه و بی ارزشه.گالیون طلا بود.نمیتونست سیاه و بی ارزش باشه.میتونستین از نات استفاده کنین.
پست قبلی شما هم همین حالت رو داشت.داستان ها و قطعه های ادبی واقعا شیرین هستن.شما به خوبی انتخابشون میکنین و به خوبی با دنیای جادویی هماهنگشون میکنین.من شخصا از خوندنشون لذت میبرم ولی احتمالا مخاطبای زیادی اینجا پیدا نمیکنن.چون اولا سن و سال خیلی از اعضا اینطور اقتضا میکنه که با این نوشته ها آشنا نباشن و دوما ممکنه خیلیا کلا به ادبیات و نوشته های اینچنینی علاقه نداشته باشن.با این همه با توجه به اینکه به هر حال هر روشی مخاطبای خاص خودشو داره به نظر من میتونین به این کارتون ادامه بدین.مخصوصا با توجه به هماهنگی این طرز نوشتن با شخصیت شما(سالازار اسلیترین).اون حس قدیمی بودن سالازار رو کاملا به خواننده منتقل میکنه.البته اگه وسط یه سوژه ادامه دار با این روش پست بزنین احتمالا خیلیا از نوشته شما سردر نمیارن!برای همین اولا بهتره از متنهای خیلی سنگین استفاده نکنین.مثلا همین متنی که نوشتین زیاد سنگین نبود و برای شخصی مثل من که برای اولین بار این متن رو میخوند قابل درک بود.دوما با وجود جالب بودن این طرز نوشتن، تا حد امکان تو همین تاپیکهای تک پستی به اجرای این روش بپردازین. چون خیلی سخته که یکی بخواد خودشو با این نوشته شما هماهنگ کنه و پستتونو ادامه بده.ولی میتونین برای دیالوگهای سالازار بیشتر از این جمله های ادبی استفاده کنین.
موفق باشید.