__________________________________________________
-گفتم راه رو...آهان...یعنی فسیسوس هس.
-هس نرس فس؟
(راه چی رو نشون بدم؟این ایوان دیگه.)-هیسوسوس فس.هاس سس.(پس چرا من ندیدمش؟
برو عقب.)چوبدستیش را دراورد و به سمت ایوان گرفت.
-اینکار سروس*.وینگاردیوم له ویوسا.خیلی خب.هیسوفس.(بیا بریم.)
در تالار همیشه سبز اسلیترین
سوروس کل تالار رو تزئین کرده بود و با آرامش روی یک مبل راحتی لم داده بود که صدای لرد رو از پشت در شنید به سرعت از جاش پاشد و شروع به راه رفتن کرد و سعی کرد خودش رو نگران نشون بده.
-وای...یعنی حالشون خوبه؟
چقدر دلم برای نجینی عزیزم تنگ شده...وای سلام سرورم.چقدر خوشحالم که سالمید.نجینی جون حالت خوبه؟-سوروس اینقدر زبون نریز.این ایوان رو ببر تو خوابگاه خودت یه جا ببندش تا به هوش بیاد.مفهومه یا توضیح بدم؟
-نه سرورم کاملا مفهومه به جان خودم مفهومه.
-سوروس نمیخوای همسر عزیزت رو در آغوش بگیری؟
-ام...سرورم من و همسر عزیزم...چیزه...از شما خجالت میکشیم
حالا وقت زیاده. و به سمت خوابگاهش حرکت کرد و به کمک چوبدستیش ایوان رو هدایت کرد.
__________________________________________________
*اینکار سروس:طلسمی برای بستن افراد با طنابی به قطر مار.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




.فس فسسیسو؟(دخترم حالت خوبه؟):phone: 
)
...خودم برش میگردونم!







