جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

22 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17 مهمانان 5 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 15 تیر 1390 19:28
نمایش جزئیات
آفلاین
(در وسط صفحه تلوزیون این جمله ها یکی پس از دیگری همراه با موسیقی (آهنگ کبری 11) ظاهر شد)


دفتر فرماندهی کاراگاهان بازگشایی شد!

.
.
.

دفتر فرماندهی با فرم عضویت جذاب و جدید عضو گیری می کند!

( در این لحظه صحنه های در گیری کاراگاهان غیور با جنایتکاران و مرگخواران نشان داده می شود و در همین حین یک صدای خفن شروع به صحبت می کند.)

وزارت سحر و جادو...

دفتر فرماندهی کاراگاهان...

مبارزه با مرگخواران و جنایتکاران...

در سطح کل کشور...

هشدار برای کاراگاهان...

هدفشان دستگیری سارقین، قاتلین و جنایتکاران اند که راه را بر مردم می بندند...

سیریوس بلک... لی جردن... الستور مودی... سر نیکلاس... فينیاس نايجلوس بلک... پروفسور سینیسترا... رونالد ویزلی...

هــــــــــشــــــــدار بــــــــرای دفـــتـــــــر کـــــاراگــــــاهـــــان...


------------------------

دفتر فرماندهی کاراگاهان

فرم عضویت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1390/4/15 19:31:29
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1390 19:00
نمایش جزئیات
آفلاین
دلنگ...دولونگ...دیلینگ!

_ بله!خوش اومدید به یک برنامه دیگه از سری مسابقات جادو کج!من جرج ویزلی هستم وبه همراه برادرم فرد این قسمتو براتون اجرا خواهیم کرد!

_ بله!در یک ساعت آینده باما باشید!

_ خوب...شرکت کنندگان این دوره عبارتند از:هری پاتر!تشویق بفرمایید!

در همین حال هری در حالی که سینه را جلو داده بود وباد به غبغبش انداخته بود وارد شد و به آرامی وارد رینگ جادویی شد و میکروفونی در دست گرفت.

_ ایشون قهرمان دوره ی قبل ما هستن خوب هری آمادگی لازم رو داری؟

_ بله منم سلام عرض می کنم خدمت شما بینندگان عزیز،دیگه توکل به مرلین بریم ببینیم چی میشه!

_ بله خیلی ممنون!شرکت کننده بعدی...؟!اهم اهم...لرد ولدمورت!تشویق!

در همین حین صدای ناقوس کلیسا بلند شد لرد در حالیکه کلاهی سیاه بر سر گذاشته بود وارد شد سرش را به آرامی بلند کرد و به سمت رینگ رفت وارد شد وکلاهش را به

کناری پرت کرد.

_ خب...شما اولین دوره ای هست که شرکت می کنین انگیزه تون چیه؟

_ انگیزه ام اینه که حال هری و محفلی ها رو بگیریم به همه نشون بدم هیچی نیستن!

_ خیلی خوب!نفر بعدی شرکت کننده با حالیه که سال پیش دوم شد!بله سیریوس بلک!

ناگهان صدایی بلند شد...

یییییییییههههههههههه!!!!!!!!!!!!!

در همین حین سیریوس وارد شد دستهایش را مشت کرد و از چپ به راست و از راست به چپ آنهارا جابه جا کرد و صدای طلسم های انفجاری بلند شد.

سپس سیریوس به شکل سگ سیاه در آمد فاصله میان در ورودی و رینگ را به همان حالت جهید و سپس با یک پرش وارد رینگ شد.

_ خوب سیروس برای قهرمانی اومدی؟

_ نه خیر برا این اومدم که ببینم فضولم کیه!؟

در همین حین جمعیت شروع به سرو صدا و حمایت از سیریوس کردند سیریوس به بالای رینگ جهید و فریاد کشید...

_ خیلی خوب خیلی خوب!تسلیم!...شرکت کننده بعدی...عجب!پروفسور فلیت ویک!

بویکا بویکا....بویکا بویکا...ناگهان انفجاری صورت گرفت و پروفسور فلیت ویک با ماسک معروفش وارد شد،به سرعت دوید و با یک جهش داخل رینگ شد...

_ به به!خب پروفسور انگیزه شما چیه؟

_ انگیزه ی من بسلتبخترتسرتسیرسبر.....

_ آها پروفسور شما قهوه خوردین!باشه انگیزه تونو متوجه شدیم!

_ پروفسور منم بهتون توصیه می کنم قهوه بدون کافئین مصرف کنین!

_ خب دیگه حرف بسه حاجی زنگو بزن!

دینگ!....

یک ساعت بعد:

شرکت کنندگان:

_ بله حالا سیریوس بلک یه بای باستر به پروفسور فلیت ویک می زنه با یه دونه از همین ها هری و لردو با یک حرکت حذف کرد و...حالا!

سیریوس بلک با یک جهش روی فلیت ویک می پرد و پای او را می گیرد،

_ حالا!...یک...دو....سه!بله!!!سیریوس بلک پیروز این مسابقه سخت و نفس گیر می شود و حالا بهش کش تنبون طلایی مرلین اهدا میشه!

سیریوس کش تنبون را به کمر خود می بندد و بالای رینگ می رود و فریاد می زند:

_ ییییییییهههههه!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1390/4/10 19:06:31
یه بزرگی(فرد یا جرج ویزلی) میگه:بخند تا دنیا بروت بخنده!([color=006600][font=Arial]صبر �
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1390 12:29
نمایش جزئیات
آفلاین
گوینده لباس مشکی پوشیده و با چهره ای اندوهگین به دوربین نگاه می کنه و اعلامیه ای را می خونه:
- ... این قبر اگر چه تاریک است

اگر چه سنگی سیاه بر پیشانی دارد

اگر چه وقتی واردش می شوی دلت می گیرد

اگر چه چشمان زیبایت را می آزارد

اگر چه .........

اما آنکه دلش در این قبر آرمیده دوستتان دارد

و اگر یک شب نوشته هایتان را نخواند

دلش برایتان تنگ می شود


... در اینجا توجهتون رو به پخش زنده از مراسم عزاداری ریگولوس بلک جلب می کنم.

در این لحظه صفحه تاریک میشه و وقتی دوباره روشن میشه تصویری از ارتفاع بالا که به وسیله آنتونین و تیم فیلم برداری در حال تهیه است از مصلی بزرگ سالازار کبیر نشون داده میشه.
جمعیت زیادی مقابل مرقد سالازار نشسته اند و گریه می کنند. ارباب به همراه جمعی از مرگخواران ( بلاتریکس، آنی مونی، رودولف، لینی و زنوفیلیوس) در جایگاهی مقابل جمعیت نشسته اند. ارباب با چهره ای مات و بدون احساس، با چشم هایی سرخ و با ردایی مشکی به نقطه ای نا مشخص زل زده و هیچ حرکتی نمی کند. بقیه مرگخواران دور و برش هم در حال گریه هستند.
ایوان در میان جمعیت این طرف و آن طرف می رود و پذیرایی های لازم را به عمل می آورد.
- جانم آقا چی لازم دارین؟ آب؟ باشه به بچه ها گفتم الان می رسه.

در طرف دیگر، مورفین با حالتی ماتم زده کنار در مصلی ایستاده و به میهمانان خوش آمد می گوید.
- سلام. بقای عمر شما باشه.

مورفین:
- شلام آقا. خیلی خوش آمدید. بفرمایید. بفرمایید. فیییییین.

دوربین دوباره جایگاه مصلی رو نشون میده. روفس در حالی که یک برگه در دستش گرفته از سکو بالا میره و روبه روی میکروفون قرار می گیره.
- سه دو یک یک یک یک دو دو دو دو دو یک یک یک یک یک سلام سلام سلام سلام (افکت اکوی صدا)

او سرش را پایین می آورد و با رز ویزلی که مسئول تنظیم کار های الکترونیکی و برقی است در مورد صدای میکروفون صحبت می کند.

- ... سه دو... عالیه دیگه دست نزن... اهم... سلام می کنم خدمت همه حضار گرامی مجلس... قدم رنجه فرمودید امروز برای مراسم عزاداری مرحوم از دست رفته، این جوان ناکام، این مرگخوار نو شکفته، ریگولوس بلک تشریف آوردید. این غم بزرگ رو به همه شما، خصوصا" به خانواده آن مرحوم، و ارباب، لرد سیاه کبیر و به پیشگاه مقدس سالازار تسلیت عرض می کنیم. مراسمات مختلفی در ادامه خواهیم داشت. در این مرحله دعوت می کنم از برادر مرحوم، سیریوس بلک تشریف بیارن برای قرائت وصیت نامه!

در این لحظه افراد کنار لرد دست و پای لرد رو نگه میدارن تا آرامش خودشو حفظ کنه و سیریوس رو هم پیش برادرش نفرسته.
سیریوس از میان جمعیت رد میشه و چشمانی که از اشک خیس شده به بالای سکو میره.
- منم عرض سلام و تسلیت دارم خدمت همه شما. بدون مقدمه دیگه ای وصیت برادر مرحومم رو برای شما می خونم:
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم
چه میخواهی چه میجویی در این کاشانه ی عورم
چسان گویم چه میجویی حدیث قلب رنجورم
از خوابیدن
در زیر سنگ و خاک و خون خوردن
نمی دانی چه میدانی که اخر چیست منظورم؟

وقتی که من مردم:

من را در تابوتی سیاه بگذارید تا همگان بدانند زندگی سیاهی داشتم
چشمانم را باز بگذارید تا همگان بدانند هنوز هم چشم به راه هستم
دستانم را باز بگذارید تا دیگران بدانند به خیلی چیز ها دست نیافتم
دهانم را باز بگذارید تا دیگران بدانند حرف هایی بر لبانم خشکیده اما به لب نیاوردم... (مورد آخر اشاره به حوادث قلم پر)


در این لحظه جمعیت با این متن غنی عمق فاجعه را درک می کنند و همه شروع به زدن در سر و صورت خود می کنند و عده ای هم غش می کنند.
لرد روفس صدا می زند و در گوش او چیزی می گوید. او نیز دوباره سمت میکروفون می رود و می گوید:
- همین الان لرد سیاه مطلبی رو گفتند که خدمت شما عرض کنم. خانه ریدل و کل دهکده اطراف خانه سه روز به عزای عمومی میره و هر گونه کشت و کشتار و شکنجه با واکنش بدون گذشت ارباب مواجه میشه.

صحنه های عزاداری و خواندن ادامه وصیت نامه کوچیک میشه و مجری کنار صفحه ظاهر میشه.
- متاسفانه وقت برنامه ما به پایان رسیده. از همکارانم به خاطر پشتیبانی زنده از این مراسم در مصلی سالازار تشکر می کنیم. شما می تونید ادامه مراسم رو از شبکه مرگخوار تی وی مشاهده کنید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1390/4/6 12:32:12
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1390/4/6 12:33:46
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 1 تیر 1390 14:47
نمایش جزئیات
آفلاین
بوووم



هدف چیست؟
نجات یک ملت!



بوووم


کدام ملت؟
ملت جادوگران


بوووم




تصویر تاری نمایش داده میشه.یک نفر پشت یک میز نشسته و مرد دیگری جلوی اون روی یک صندلی دس به سینه در حال صحبت کردنه و به سختی میشه مکالمشون رو تشخیص داد!




مرد پشت میز : ما...طار....و این اخ....و الا شدیدا با شما....خورد میشه.
مردی که جلوی او نشسته بود دستی به موهایش کشید و گفت : نه من و نه ........و در واقـ... شما دارید با.... مسوولیت....شونه خالی.....مدیریت...وشمـ... هووف!

مرد پشت میز در حالی که خون به چهره اش دویده بود تمام تلاشش را کر تا جمله اش را فریاد نزند : متاسفانه لحنــ... درست... نشــ...

مرد دیگر، آهی کشید و بدون هیچ کلامی ار کادر خارج شد! گویی فهمیده بود که واقعا میخ آهنی در سنگ فرو نخواهد رفت!




صفحه سیاه میشه :



خیانت


تداخل اهداف


کار شکنی


سهل انگاری




نگاهی به آنچه در دوسال اخیر بر جادوگران گذشت...



بزودی در فیلمی از : آبرفورث دامبلدور و همکاران

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1390/4/1 14:51:11
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1390/4/1 14:54:52
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 خرداد 1390 10:56
نمایش جزئیات
آفلاین
از این لحظه به بعد مسابقات جادوگر تی وی در این تاپیک برگزار خواهد شد! برای کسب اطلاعات بیشتر به تاپیک کلیسای وست مینستر مراجعه کنید!

در ضمن کسانی که نمیخواهند در مسابقه شرکت کنند هم میتوانند پست های خود را اینجا ارسال کنند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ولدمورت یک قاتل سریالی کله پوک بیش نیست!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 30 خرداد 1390 22:08
نمایش جزئیات
آفلاین
خبر فوری

به خبری که همینک به دست من رسید توجه فرمایید.
به گزارش خبرنگار بی لی سی لرد ولدمورت، سیاه ترین جادوگر قرن، که جدیداً با دیدن مینروا مک گونگال، معلم مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز، یک دل نه صد دل عاشق او شده بود، با توجه به شرطی که پرفسور مک گونگال گذاشته بود، دماغ خود را عمل کرده است.
در زیر می توانید عکسی که در مراسم خواستگاری توسط خبرنگار بی لی سی گرفته شده را ببینید.

عکس لرد ولدمورت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: جمعه 19 فروردین 1390 14:45
نمایش جزئیات
آفلاین
جدایی عله از جینی

جینی : تو باید منوی مدیریتو ول کنی !
هری : نمی تونم اون منوی منه !
جینی : ولی منو تو رو نمی شناسه !
هری : مهم نیست من که منو رو میشناسم !

فیلم برگزیده ی منتقدان !

کاربر عضو : به همین مرلین ما هم آدمیم !
کی گفته چون ما دسترسی به منو نداریم آدم نیستیم !

برنده ی 8 هیپوگریف طلایی جایزه ی برلین !

آقای فیلچ : من به این شغل احتیاج دارم !
من حواسم پرت شد پسرتون رفت زیر کالسکه ی تسترال !

فیلمی که باید دیده شود !

جینی : باید قبول کنی بچه ی من در اثر ضربه افتاد !


به زودی در هالی ویزارد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 فروردین 1390 23:47
نمایش جزئیات
آفلاین
- به خبر تصویری که هم اکنون به دست من رسید توجه فرمایید.

!مینروا مک گونگال از جامعه جادوگری طرد شد!

تصویر مینروا رو نشون میده که صبح داره از خونه میره بیرون تا به بد بختی های زندگیش برسه () که ناگهان:

شپلق! بوم! تق! جفنگ!

مینروا:
- آخ! کیه؟ کی بود؟ مگه مرض داری؟

شخص مجهول چنین داد پاسخ:
- که من آنتونم (آنتونین)! ز دستان ارباب و از جهرمم! به تنها یکی آزکابان لشکرم! به منوی مدیریت دلاور زمین بسپرم!

مینروا:
- آنتونین بوقی با من چیکار داری؟ ولم کن! چیکار کردم؟

- من تمام دسترسی هاتو ازت گرفتم!

- واسه چی؟ مگه بوق داری؟

- همینجوری دلم خواست! از قیافت خوشم نیومد! عشقم کشید! کینه سه هزار ساله ازت دارم! الان حرفی داری؟ نه الان حرفی داری؟ نه چی میخوای بگی؟ چیکار میخوای بکنی؟

- باشه. منو با خودت ببر. ولی بدون دوستان من گفتگو با مدیران رو روی سر تو و تمام مدیران فرو خواهند ریخت!

جماعت پشت صحنه: تکبیر! مرلین اکبر، مرلین اکبر، مرگ بر ضد حقوق کاربر، مرگ بر منافقین مرلین...

صدای گلرت در میان جمعیت که داره داد می زنه:
- آقا من هنوز سر حرفم هستما! مدیر غیر فعال بزرگترین آفت سایته!

- ...مرگ بر مدیران، درود بر رزمندگان محفل، سلام بر شهیدان! ()

تصویر قطع میشه و ادامه اخبار...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1390/1/9 23:49:06
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1390/1/9 23:50:32
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 14 بهمن 1389 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجا، جادوگران

- و همینک ارتباط زنده ای داریم با محل برگزاری کنسرت روونا ریونکلا ملقب به یاس در تالار مرگخواران که قراره این کنسرت رو به طور زنده برای شما عزیزان پخش کنیم. زیاد وقتتون رو نمی گیرم بریم برای دیدن و شنیدن کنسرت.

در این لحظه محل برگزاری کنسرت نمایش داده میشه. ردیف های متعدد صندلی مملو از مشتاقان و طرفداران روونا هست. صندلی ها به صورت منحنی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. نور صحنه تاریک میشه. در این لحظه روونا که یک شلوار جین آبی به همراه یک تاپ مشکی پوشیده با یک حالت غمگین و سنگین از طرف راست تماشاچیان به روی سن میاد. از طرف دیگر هم سیریوس بلک وارد صحنه میشه.
بر روی اسکوربورد بالای سن کلمات یـ ـ ـ ـ ا سـ ـ ـ ـ & آهـ ـ ـنـ ـ ـگـ ـ ـران نقش می بنده و در این لحظه همه شروع به کف زدن می کنند.
روونا دستش رو به نشانه سکوت و احترام بالا میاره و در این لحظه آهنگ شروع به نواختن می کنه. سیریوس:
- هاااااااااایییییییییی هاااااای هاااای هاااااای هاااااای...

(روونا شروع به خوندن می کنه و دستانش رو هم در حین خوندن حرکت میده)


واسه سه دیقه تو دلت راه بده مارو
تا من نشون بدم جادوگران و رابطه هارو
اینا حرفای امروز و دیروزه برپا
جادوگران شده اسیر یه ویروس مرگبار
دیگه احتیاجی به گِله از مدیرا نداریم
دیگه احتیاجی به محفل و مرگخوارا نداریم
یه جنگ روانیه حالا تو جادوگرانه
همه افتادیم به جون هم ویزارد و بیگانه
با تنی خسته کوفته خشکیده میری
که با ایفای نقش مدیرا کشتی بگیری
وقتی جلوت پست می زنم میگی موفق باشی
توی پخ (پیام شخصی) بهم میگی میخوای بلاک بشی؟
نگاه ما به همدیگه شده مثل قاتل
توجه نمی کنیم دیگه به حس باطن
توی "نحوه ی برخورد" چندتا کاربر ساده
دارن از دعوا می کنن سوءِ استفاده
چه کاربرا که تا می بینن یارو مدیره
میگن رول بی رول این آقا بُتِ کبیره
رول چیه بابا؟ این حرفا رو ولش
رولو دیدی برسون سلام ما رو بهش
چه کاربرایی که واسه همین از اینجا رفتن
اما این مشکلات همه توی روزای هفته ن
هرکس شناسه ی خودشو بغل کرده
اینا پیشرفت نیس اینا عقبگرده

( در این لحظه روونا مشتش رو در هوا تکون میده و عقب میره. سیریوس ادامه شعر رو می خونه:)


ای داد از این همه بیداد
خواهم که ز غم شوم آزاد
از جور و ستم همه فریاد
چون خانه ی من شده بر باد

( دوباره روونا میکروفن رو بالا میاره و ادامه میده:)


دیگه ریخته توی دل من هرچی درده
دلیلش به چند روز پیش برمیگرده
روزای اوج دعوا و بحث که از
همه شون چیزی نموند جز ترسِ محض
به یکی گفتم تو بیا بین کاربرا یک باش
اشکال نداره که اون ازت خون به چشم داشت
به حرفش گوش کن منصف باش باهاش یه خورده
گفت: مینروا وزیر بوده، حالا که مرده!!
خاطراتیه که من تو شعرم می نویسم
قلم کلماتو میاره و مینویسم
اینا باعثه گلوم پره از بغضی شه
که ببنده به دهنم راه اکسیژن
شاید به اینجا و این شعر اهمیتی ندی
منظورم اینه تو اینجا هم هس کاربرای بدی
ولی هه! اینجا خونَمه، وطنمه
جادوگران دلیل وجود شناسَمه

(دوباره سیریوس به وسط سن میاد و شروع به خوندن می کنه:)


ای داد از این همه بیداد
خواهم که ز غم شوم آزاد
از جور و ستم همه فریاد
چون خانه ی من شده بر باد

(روونا:)

دیگه ترس برخورد و رفتار و روابط ما
داره کثیف تر میشه از هوای تهران
بعضی میگن جادوگران یه قفسه باید
از اینجا بری تا بکشی یه نفس راحت
میگن از بین فسیلا فقط مونده پرسی
اوله راهه واسه لینی و لونای خرسی
که بعدِ منفجر شدن بمب ریونی
هیچ تاپیکی تو جادوگران دیگه بی سوژه نی!!
تو هم بیا جلو خودتو بساز، میتونی!
چرا واسه سطح پست همو قصاص میکنین؟
دوست من به خدا من هستم به صعود تو راضی
پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی

( موزیک - روونا سرش رو پایین میندازه - دوباره بالا میاره و با صدایی گرفته ادامه میده:)


میدونم اینو، غرور ما جادوگرانی ها به گذشته ی ماست، به تاریخ ماست
ولی به خدا اون دیگه گذشته!! الآن ما چی هستیم؟ الآن واسه آینده مون چی داریم؟
بیا دوست من، بیا دست همدیگه رو بگیریم، تا آینده ی جادوگران به اسم منو و تو افتخار کنه..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 بهمن 1389 21:58
نمایش جزئیات
آفلاین
- مربع هر اقلاب سه ضلع دارد، شورش و اختشاش. برید ببینم این یه دونه رو چطوری انجام میدید.
دررررررینگ (تلفن)
- کینگزلی هستم وزیر سحر و جادوی بالقوه ی بریتانیا!
- آقای کینگزلی شما خیلی آدم بیناموسی و کثافت و بی منطقی هستید! نشستید اونجا مورفینیا هاتون رو مصرف کردید، دیسکوجادویی هاتون رو رفتید، نوشیدنی کره ای هاتون رو خوردید به ما میگید علیه فاج انقلاب کنیم.
- دوست عزیز از وقتی که در اختیار شما گذاشته شده برای تهمت زدن استفاده نکنید. انصافا بنده بی منطق نیستم و سال هاست که نوشیدنی کره ای نخوردم.
دررررینگ (تلفن)
- کینگزلی هستم وزیر سحر و جادوی بالقوه ی برتانیا!
- آقای کینگزلی درود بر شما! این جا همه طرفدار شمان. حتی تو استادیوم های کوییدیچ شعار میدن شیر سماور، اگزوز خاور، آقای کنیگزلی حتما برای رفع چشم زخم مقداری متاع مورفینیا رو به همراه موی ساحره ی بدکاره و مدفوع بچه ی حروم زاده با تخم داکسی توی پاتیل بریزین و بجوشونید.
- خانم محترم خیلی ممنون ولی من این موقع شب تخم داکسی از کجا بیارم؟

پیام های بازرگانی!
مرد در حالی که نارگیل هایش هیچ پشمی ندارد به جمع بزرگان وارد میشود و میگوید: لردا!
ملت همه نور به نارگیل میتابانند و نور بازتاب میشود سپس میگویند: لردا!
مردی با یک نارگیل پشمالو وارد میشود و میگوید لردا! ملت همه به او میخندند و او رسما چیز میشود!
- نارگیل های لردا، کچل در حد لرد.

- ایوان، به کچلی خانواده می اندیشد!
پایان پیام های بازرگانی

- خوب جینی عزیز، تو شبانه سفر کردی و برای کنسرت ها به این جا اومدی. از سختی های سفر شبانه برامون بگو.
- بله راننده ی تسترال خیلی خونگرم بود و روی تسترال توی مسیر خیلی خوش گذشت، تسترال ران واقعا خونگرم و نایس بود و شب، من یه زن تنها روی یه تسترال اما اون نگذاشت که سخت بگزره!


- درود بر شما جناب اسکریمجیور، به نظر شما بالاخره این گن لاغری جادویی بر پیکر وزارتخونه مینشینه یا نه؟
- درود بر شما، الان ما دچار ناتوانی سیاست مردان شدیم. وقتی شما از کوچک کننده استفاده میکنید معلومه وضع این میشه! باید خورد خورد بریزد. علاوه بر این من روش های گیاهی رو پیشنهاد میکنم!
- درود بر شما.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بوق بر مدیران