پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

77
نفر همین الان آنلاین‌اند 32 نفر در «انجمن»
2 عضو 75 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

58 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

کلاب دوئل هنری هاگوارتز

نوع تاپیک: رول‌نویسی تکی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
پنجشنبه 17 تیر 1395 05:46
عضویت
1390/04/05
پست‌ها
111
از زمان خاموشی تقریبا دوساعتی گذشته بود ومثل همیشه راه رو های هاگوارتز روسکوت فرا گرفته بود .
مثل همیشه تنها کسانی که در این موقع شب خواب نبودند لی لی وجیمزبرادرش بودند که عادت داشتند این موقع شب برن به کلبه هاگرید
برای تمرین معجون سازی اونجا برن اما متاسفانه موقع رفتن به یه مشکل بزرگ یعنی اقای فلیچ برخوردن وفلیچ اونا رو به دفتر مدیر برد.
_لی لی میگم الان کارمون ساخته است خودت که بابا رو می شناسی ... :vay:
_نگران نباش اون با من تو اصلا دخالت نکن من حلش می کنم.
_ای شما ورجک های موذی جلونر بیفتین تا جناب مدیر به حسابتون برسه.
_همچین میگه موذی اینگار ما موشیم به مرلین قسم اخرش من یه بلایی
سر این میارم جیمز ببین کی گفتم
تقریبا بچه ها به دفتر جناب مدیر رسیده بودن بعد از اینکه فلیچ بچه ها رو به مدیر تحویل داد از اتاق بیرون رفت.
هری فوق العاده عصبی بود ودر اتاق رژه میرفت بچه ها هم کم کم داشتن از رفتار پدرشون می ترسیدن.
_لی لی مرلین به دادمون برسه می ترسم ازش l:
_خاک توسر ولدمورت کنن که مثلا تومردی از یه بچه هم ترسوتری......
درحالی که بچه ها درحال پچ پچ درگوش هم بودن هری حرف اخر لی لی روشنید وباصدایی که زمین رومی لرزوند گقت:
_ازتون انتظار قانون شکنی نداشتم ،تو خجالت نمی کشی که اشتباه می کنی ونمی ترسی الان بهت نشون میدم که یه من ماست چقدر کره داره.
سپس نگاهی به لی لی که خیلی خونسرد ایستاده بود وبه رفتار های پدرش نگاه میکرد می کرد انداخت وگفت:
_تو لی لی لونا پاتر ،حالا که اینقدر احساس غرور می کنی بهتر بامن دوئل کنی تا بهت نشون بدم که باید از من بترسی.
لی لی خیلی خونسرد واروم انگارکه اتفاقی نیفتاده گفت:
_قبول من مشکلی ندارم هرچی شما بگین قبول می کنم توسالن دوئل منتظرتون هستم.
سپس با جیمز از دفتر مدیر بیرون رفتن.
هری که از گستاخی دخترش کارد میزدی خونش درنمی امد فوری به سمت سالن دوئل رفت .

.
.
.
در سالن دوئل که الان پرشده بود از دانش اموزانی که با قیافه خواب الود اونجا جمع شده بودن وهاج واج به هم نگاه می کردن ومدام از هم می پرسیدن: که چه اتفاقی داره میفته ولی هیچ کس چیزی نمیدونست .
با امدن هری همه دانش اموزان ساکت واروم سرجاشون ایستادن،هری ابتدا به دانش اموزان وسپس به لی لی که انگار امده بو پیکنیک نگاه کرد.
لی لی وهری تعظیمی کردن سپس لی لی گفت:
_جناب مدیر هچین دیرهم نشده می تونید انصراف بدید اخه زشته یه وقت از یه دختر بچه شکست بخورین.
هری که دیگه کلافه شده بودوداشت می ترکید سریع گفت:
_اسپلیار موس
اما لی لی جاخالی دادوسپس لی لی گفت:
_ریداکتو
هری که انتظار هچین طلسمی رونداشت نتونست از خودش دفاع کنه ومتاسفانه پسری که زنده موند ،هری پاتر بزرگ از دختر خودش شکست خورد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لی لی لونا پاتر در 1391/3/23 2:40:44
دانش بهترین هدیه است وشجاعت بهتر
تولد نقش
1389/10/13
آخرین ورود
جمعه 9 خرداد 1404 11:34
عضویت
1389/10/12
پست‌ها
976
شروع

- « گودریک؟ کجایی پس؟ »

این صدای جسی بود که گودریک را که در حال بررسی راهرو منتهی به کلاس جادوی سیاه بود ، صدا می کرد.

گودریک برگشت و گفت: « خلوته! باید خیلی سریع حرکت کنیم وگرنه خیلی بد میشه! آماده ای هری؟ »

هری که عینکش را درست می کرد ، گفت: « اره! » و شروع به حرکت به سمن کلاس جادوی سیاه کرد. وقتی به در رسید ، ایستاد. آب دهنش را قورت داد و چند ضربه بر در زد.

صدایی آمد: « کیه؟ »

هری بعد از کمی درنگ گفت: « منم استاد! هری ... هری پاتر! »

دیری نگذشت که در باز شد و استاد درس جادوی سیاه یعنی انتونین دالاهوف در را باز کرد و خنده ای کرد و گفت: « هری پاتر معروف! بیا تو! »

هری داخل شد و دنبال آنتونین که در حال رفتن به سمت صندلی مخصوص خودش بود ، رفت. در کنار او ایستاد و همینکه خواست حرفی بزند ، آنتونین زودتر گفت: « چطوری هری؟ درسات رو خوب می خونی؟ بالاخره تونستی طلسم کروشیو رو اجرا کنی؟ » و خنده ی بلندی کرد.

هری بار دیگر آب دهنش را قورت داد و گفت: « نه هنوز! ولی دارم کم کم ... موفق می شم! »

آنتونین از صندلی بلند شد و به طرف کمد کتاب ها رفت و در حالی که کتابی را برمی داشت ، شروع به صحبت کرد: « می دونی هری؟ کروشیو خیلی طلسم باحالیه! می تونی باهاش دشمنت رو دیوونه کنی! این خیلی لذت بخشه! »

در بین صحبت های انتونین هری به گوشه کنار کلاس نگاه می کرد تا بتواند کلید دروازه هاگوارتز را پیدا کند. همه ی بچه های مدرسه می دانستند که انوتنین کلید ها را در اتاق خودش نگه می دارد.

حرف های انتونین تما شده بود ولی هری متوجه او نبود و همش به اطراف نگاه می کرد. انتونین که متوجه رفتار عجیب هری شده بود ، گفت: « هری؟ دنیال چیزی می گردی؟ »

هری کمی ترسید و چند قدم عقب رفت و من من کنان ، گفت: « نه! نه استاد! »

انتونین خنده ای کرد و گفت: « چرا! داری دنبال چیزی می گردی! شاید دنبال این می گردی! نه؟ » و از جیبش کلید بزرگی درآورد.

سکوتی حکمفرما شد و هری که شانسی نداشت فکر احمقانه ای به سرش زد و در یک آن به طرف انتونین رفت و خواست کلید را بقاپت ولی انتونین سریع تر بود و جاخالی داد و هری بر روی زمین افتاد!

آنتونین گفت: « متاسفم آقای پاتر! مجبورم شما رو بدجوری مجازات کنم ... »

در همین لحظه از در نیمه باز کلاس گودریک و جسیکا وارد شدند و همینکه انتونین متوجه آنها شد ، گودریک طلسمی به طرفش فرستاد و آنتونین به عقب پرت شد و با دیوار برخورد کرد.

جسیکا خیلی سریع کلید را از دست انتونین گرفت و گودریک نیز هری را بلند کرد هر سه به سرعت شروع به حرکت کردند. انتونین نیز خیلی زود بلند شد و به دنیالشان راه افتاد.

جسیکا برای همه ی گریفی ها در حیاط منتظر انها بودند ، طلسمس فرستاد و به انها اطلاع داد که به سمت دروازه هاگوارتز بروند. آن سه به سرعت می دویدند و هم به طلسم هایی که انتونین به سمتشان می فرستاد ، جا خالی می دادند.

در یک آن گودریک برگشت و طلسمی به طرف انتونین فرستاد اما از شانس بد بهش برخورد نکرد اما بعد از طلسم خودش را به انوتین زد و هر دو روی زمین ولو شدند.

جسیکا و هری ایستادند ولی گودریک داد زد: « شما برید من حسابشو می رسم! »

هری نگاهی به جسی کرد و بعد از چند ثانیه سکوت بهش گفت: « برو به طرف دروازه و منتظر ما دو تا بمونین! » هری این را گفت و به طرف گودریک رفت! جسیکا هم مجبورن به طرف دروازه رفت!

انتونین بلند شد و طلسمی به طرف گودریک فرستاد و او را بیهوش کرد اما قبل از اینکه بتواند به هری نیز طلسمی بفرستد ، هری طلسم بیهوشی به طرف فرستاد و او را بیهوش کرد ولی دیگر زنگ خطر مدرسه زده شده بود و گروه ایجاد نظم و انضباط مدرسه که شامل همه ی اسلایترینی ها بود ، در تمام مدرسه پخش شده بودند.

هری گودریک را بلند کرد و هر دو شروع به دویدند کردند اما قبل از اینکه به در خروجی از قلعه برسند و وارد حیاط مدرسه شوند ، توسط گروه ایجاد نظم و انضباط گرفته شدند.

حدود بیست نفر بودند که همشان اسلایترینی بودند. سر دسته آنها که دراکو بود ، جلوتر آمد و رو به هری گفت: « متاسفم کله زخمی! گیر افتادی! » اما در همین حین تمامی گریفی از طرف حیاط به انجا امدند و هر یک طلسمی به طرف اسلی ها فرستادند و نیمی از آنها را نقش بر زمین کرد.

هری نیز از فرصت کرد و خیلی زود با طلسمی دراکو را نقش بر زمین کرد. تنها چند نفر از اسلی ها باقی مانده بودند که انها نیز با دیدن گریفی ها ، فرار کردند.

گریفی ها به همراه یکدیگر شروع به دویدن به سمت دروازه کردند. دروازه باز بود و انها دیگر ازاد بودند.


پایان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1394/01/17
آخرین ورود
یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 03:16
عضویت
1390/03/18
پست‌ها
362
سیاهی همه جارو فرا گرفته،تمام مشعل های هاگوارتز خاموشه و دانش اموزان مجبورن با ورد لوموس تردد کنند
تق
-مگه آزار داری دیوانه
-به من میگی دیوانه؟مگه تو نمیدونی یک پسر نباید با کله بره تو شکم یه دختر بیناموس!!!
-تو دختری؟اینقدر صدات کلفت و خشنه که تو تاریکی ادم فکر میکنه از این مردای سیبیلو باشی ها!!!
-اصن تو کی هستی؟لوموس.
-رز؟تویی؟
-اره هوگو منم.
هوگو از این که چراغ های هاگ خاموش بود و اینقدر فحش به خواهرش داده بود ناراحت بود گفت:من مدیر تعیین میکنم،من تو دهن این مدیر میزنم.
رز که دست به کمر واساده بود و به هوگو نگاه میکرد گفت:واه،واه،واه،چه غلطا!!!تو کی باشی که بخوایی به مدیر بگی بالا چشت ابرو ءه؟
هوگ که خیلی احساس گولاخی میکرد شونه بالا انداخت و گفت : حالا مگه مدیر کی هست؟
رز از ترس صداشو آروم کرد و اهسته در گوش هوگو گفت: جینی ویزلی
-ها من بگو فکر کردم مدیر کیه.اون که عمه مونه که . ناراحت نباش خودم با مذاکره حلش میکنم

""دفتر مدیر""

تق تق تق
-بله؟
هوگو از کسی که پشت میز دید تعجب کرد،اون جینی سابق نبود.خیلی خشمگین به نظر میرسید
-میخواستم درباره ی روشنایی مدرسه صحبت کنم
-غلط کردی،برو بیرون حال و حوصله ات و ندارم
-ولی شما نمیتونید با م اینجوری صحبت کنید
-میبینی که میتونم مشکلیه؟
هوگو که از بی ادبی های عمه اش خیلی ناراحت شده بود آستیناشو بالا زد و گفت:نیگاه کن خاله تا اینجا احترامتو نگه داشتم ولی مشکلی نی امشب سالن دوءل مشکلا رو برطرف میکنیم زد زیاد.


""امشب،سالن دوءل""

هوگو پسرکی سینزده ساله در سمت چپ سالن و جینی جادوگری پر آوازه در سمت راست سالن

جینی که بردشو حتمی میدونس گفت:هنوز خیلی دیر نشده هوگو هنوزم میتونی انصراف بدی،ولی بدون اگه ببازی باید تا آخره عمرت ت اشپز خونه ظرف بشوری
-حرف زیادی نزن،پترفیکوس توتالوس
صدای جیغ،دست و هورای ملت فضا رو پر کرده بود،چجور یک پسر بچه تونست رییس هاگوارتز رو اونم تو یک ضربه شکست بده
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان.
قابل توجه خانم ویزلی


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
تولد نقش
1396/07/22
آخرین ورود
امروز ساعت 15:31
عضویت
1384/11/01
پست‌ها
3127
مسابقات خردادی هاگوارتز :


مسابقه ای در مورد فرار هاگوارتز برگذار خواهد شد در این تاپیک برای ماه خرداد که کلاس ها تعطیل شده !

توضیحات :

هر کدوم از دانش آموزان هاگوارتز به دلیلی مجبور میشن با مدیر مدرسه دوئلی انجام بدن . این دوئل رو شرح بدید . اینکه به چه دلیل و اتفاقات بعدیش به اختیار خود شما هست . مدیر مدرسه رو هم هر کسی خواستید میتونید در نظر بگیرید .

این مسابقات دو مرحله داره . مرحله اول هر تعداد که شرکت کنن ، نصفشون به مرحله دوم و نهایی میرسن . مثلا اگر 6 نفر شرکت کنن ، 3 نفر به مرحله دوم میرسن.

مدت مرحل اول : 1 خرداد ، 10 خرداد !

جوایز :

هر نفر که شرکت کنه ، 5 امتیاز برای گروهش میگیره.
هر کسی که به مرحله دوم برسه 10 امتیاز برای گروهش میگیره.

به علاوه اینکه در آخر 3 تا پست برتر مشخص خواهد شد و جوایزش به ترتیب زیر هست :

نفر اول : 30 امتیاز
نفر دوم : 20 امتیاز
نفر سوم : 10 امتیاز

موفق باشید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هر کسی جرات داره بیاد جلو (فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم )
تولد نقش
1396/07/22
آخرین ورود
امروز ساعت 15:31
عضویت
1384/11/01
پست‌ها
3127
مسابقات خردادی هاگوارتز :


مسابقه ای در مورد فرار هاگوارتز برگذار خواهد شد در این تاپیک برای ماه خرداد که کلاس ها تعطیل شده !

سوژه :

دانش آموزان وارد هاگوارتز شدن و فهمیدن که یک مرگخوار مدیر هاگوارتز شده . ظلم در مدرسه بیداد میکنه و کلاس تدریس جادوی سیاه اجباری برای همه قرار داده شده ! هر دانش آموز دنبال راهیه که از هاگوارتز فرار کنه . این وسط مشکلاتی هست که شما باید پرورشش بدین !


مدت : 1 خرداد تا 15 خرداد !

جوایز :

هر نفر که شرکت کنه ، 5 امتیاز برای گروهش میگیره به علاوه اینکه در آخر 3 تا پست برتر مشخص خواهد شد و جوایزش به ترتیب زیر هست :

نفر اول : 30 امتیاز
نفر دوم : 20 امتیاز
نفر سوم : 10 امتیاز

موفق باشید !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هر کسی جرات داره بیاد جلو (فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم )
تولد نقش
1396/07/22
آخرین ورود
امروز ساعت 15:31
عضویت
1384/11/01
پست‌ها
3127
آیا از هاگوارتز خسته شده اید ؟

آیا فکر میکنید به اندازه کافی جادوگری یاد گرفته اید و دیگر نیاز به شرکت در کلاس ها ندارید ؟

آیا فکر میکنید مدیر و معلم های هاگوارتز در حال تلف کردن وقتتان هستند ؟

در این تاپیک همه با هم سعی به فرار از هاگوارتز خواهیم داشت .




"توضیحات بیشتر در پست بعدی"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هر کسی جرات داره بیاد جلو (فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم )
تولد نقش
1396/07/22
آخرین ورود
امروز ساعت 15:31
عضویت
1384/11/01
پست‌ها
3127
برای آگاهی از روند فعلی تاپیک به این پست مراجعه کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 22:49:36
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/5/15 23:24:07
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/5/15 23:58:35
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1405/2/28 12:48:24
هر کسی جرات داره بیاد جلو (فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم )

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.